شنبه ۵ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۵۵:۰۰ قبل از ظهر

شب مبعث ؛ آغاز زاویه مسولان استانی از اعتصاب کارگران

کد خبر: 42769
تعداد بازدیدکننده: 180
تاریخ: ۲۴ خرداد ۱۳۹۳

2kkkk1-80x80
هرچند برخلاف حوادث اردیهشت ۹۰ و جدایی فکری وعملی مسئولین آنزمان از پیگیری خواسته های مردمی؛ در اعتراض و اعتصاب اخیر کارکنان سنگ آهن ؛ و حتی چندی قبل ازآن؛ همراهی و همگرایی مسئولین استان در پیگیری خواسته های بحق مردمی کاملا مشهود و ملموس بوده و استاندار و معاون سیاسی امنیتی وی و نمایندگان مردم یزد و بافق در مجلس شورای اسلامی بصورت مکرر و مستمر در این مسیر تلاش و پیگیری نموده اند اما پرسش اصلی این است که در سخنرانی های مسئولین در شب مبعث در جمع کارگران چه نکاتی نهفته است و چه مواردی مطرح شده است که پس از این شب ، دیگر هیچ مسئولی به میان کارگران نیامد و هرکدام به بی توجهی یا زیاده خواهی طرف مقابل و بی تاثیر بودن اقدامشان در حل مسئله اشاره کردند؟
محمدرضا صباغیان در آن سخنرانی بعنوان شهروند بافقی ( که بعدا بعنوان نماینده کارگران معرفی شد) صراحتا گفته است: مصوبات استان در برابر تصمیات دولت هیچ است و این برای مردم کارگشا نیست. وی دلیل گفته خویش را اجرایی نشدن دستور معاون اول رئیس جمهور از سوی سازمان خصوصی سازی عنوان نموده و می افزاید: فروش ۵/۲۸ سهام سنگ آهن می بایست لغو شود و به مردم واگذارشود. عبارتی که به سخنان تبلیغاتی ریاست جمهوری سابق شباهت نزدیکتری داشت. ” ته مانده سفره را بتکانید و به مردم بدهید”.
وی تاچندی قبل از این، در مسئولیت مدیرکل پدافند غیرعامل استان یزد بوده است و به تازگی پس از درخواست فرمانداری بافق ازکارگران ؛ بعنوان نماینده مکتوب کارگران سنگ آهن در کارگروه پیگیری حل مسائل بافق معرفی شده است.
جدای از بحث حقوقی و قانونی این درخواست و قابلیت اجرایی شدن آن ؛ کارگروه پیگیری مسائل بافق لغو کامل فروش باقیمانده ۵/۲۸ درصد سهام سنگ آهن به فولاد خوزستان و تجدید نظر در ۵/۷۱ درصد واگذارشده به صندوق بازنشستگی فولاد را در دستور کار خود داشت و می بایست مطرح نمودن این درخواست در این شرایط با هماهنگی و بررسی همه جانبه ای صورت میگرفت.
وی که بعدا از سوی کارگران باعناوینی مانند داشتن صراحت لهجه و استقامت در انجام کار معرفی شد ضمن تحقیر تلویحی مسئولین استان می افزاید: وقتی سازمان خصوصی سازی به درخواست استاندار و شورای تامین استان که بالاتر از قانون است وقعی نمی نهد و وقتی آدمهای این شرکت های خصوصی با مسئولین ره بالا در ارتباطند و سهام دارند بهمین جهت است که نامه معاون اول رئیس جمهور کارگشا نیست دیگر چه برسد به درخواست مسئولین استان.
اینگونه سخن گفتن آنهم برای مسئولین استان که تا قبل از شب مبعث پیگیری و همراهی مدوامی با انجام خواسته های مردم و کارگران داشتند گران آمد و این را می توانید به آسانی از گفته های معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد در بشارت نو در تاریخ ۱۷/۳/۹۳ برداشت کنید آنجا که می گوید: عده ای ایده واگذاری ۵/۲۸ درصد سهام را به مردم بافق مطرح نمودند که این واگذاری هیچ مبنای قانونی ندارد.
محمد علی طالبی که اصالتی بافقی دارد در ادامه می افزاید: مسئولین استان پیگیری خویش رادر جهت توقف واگذاری ۵/۲۸ درصد به بخش خصوصی متمرکرده اندکه عده ای در راستای منافع فردی و نه به منظور رفع مشکل با احساسی کردن محیط بدنبال بهره برداری تبلیغاتی از حرکت کارگران بودند و این موضوع آسیبی است که به حل اصل قضیه سنگ آهن ضربه زد.
شایان ذکر است مسئولین استان بهر دلیل آشکار و غیرآشکاری بیان می نمودند که در پی احقاق حقوق سنگ آهن هستند حتی اگر به دنبال احیاء واختصاص بهره مالکانه ۲۰درصد استان و یا بهره مدی از امتیاز سنگ در برابر آب انتقالی از استان اصفهان باشند منافع ایجاب میکرد که اینگونه عمل نمایند.
معاون سیاسی امنیتی استان در ادامه تصریح می نمایند: با ورزات رفاه بعنوان متولی ۵/۷۱ درصد توافقاتی صورت گرفت و با سازمان خصوصی سازی در زمینه ۵/۲۸ درصد در مسیر مناسبی بودیم که با مطرح شدن انتظارات جدید و تغییر ذهنیت وزرات رفاه موضوع از روند اصلی خارج و دچار تغییر و اشکال در روند اجرایی شد.
سه روز پس از ابراز گلایه مسئولین استان ؛ رئیس شورای اسلامی شهر بافق که بهمراه تعدادی از اعضاء و آقای محمدرضا صباغیان جهت پیگیری امور به تهران رفته بودند در مصاحبه تلفنی با سایت بافق فردا ؛ ضمن گلایه از مسئولین استان نسبت به انعکاس نادرست اخبار به کم کاری آنها در این زمینه اشاره میکند و می افزاید: مسؤلین استان در رساندن صدای مردم بافق به مسؤلین کشور کوتاهی کرده اند به گونه ایکه متوجه شدیم صدای اعتراض و اعتصاب ۲۰ روزه کارگران شرکت سنگ اهن مرکزی بافق به آنها نرسیده است. اخبار اعتصاب کارکنان سنگ آهن به گونه ای منتقل کرده اند که مسئولین کشوری از اهمیت سنگ آهن بافق خبر نداشتند و ابعاد اعتراض را تاحدی می دانستند که معدن متروکه ای واگذار شده و عده ای نسبت به این واگذاری اعتراض دارند.
در همین نابسامانی اوضاع فرمانداری بافق پس از یک هفته سکوت، نامه ای به سایت های خبری می فرستد که در آن از کارگران سنگ آهن خواسته است خود را بصورت مکتوب معرفی نمایند. وی دلیل این امر تغییر نظر کارگران با سخنرانی افراد مختلف در جمع آنان عنوان می نماید که این از ابتدای اعتصاب کمتر اتفاق افتاده است.
اینک که تاحدودی با اختلاف نظر و دیدگاه مسئولین استان و شهرستان آشنا شدید بلافاصله این پرسش به میان می آید که راه برون رفت از اعتصاب بوجود آمده چیست؟سرانجام این اعتصاب چه می شود و کدام مسئول می بایست حرف آخر را بزند؟
کارکنان معترض به واگذاری به باقیمانده سهام هم افراد مورد اطمینان خویش را جهت پیگیری معرفی کرده اند و هم از راههای مختلف مهمترین خواسته های خویش را اولویت بندی و اطلاع راسانی نموده اند.
حال بنظر میرسد افراد بانفوذ و مسئولین می بایست علیرغم تعلق خاطر به گرایش های مختلف سیاسی و علایق و سلایق خاص خود برای منافع استانی متحد شوند و آن را به منافع جناحی و گروهی خویش ترجیح دهند و با این همگرایی وپرهیز از هرگونه حاشیه سازی ؛ توسعه و پیشرفت متوازن استان و در راس آن سنگ آهن مرکزی ایران – بافق را مدنظر قرار بدهند و مسائل و مشکلات را نباید تنها در مدت زمانیکه خود مسئولیت دارند بنگرند بلکه این مسیر باید پیوسته و مستمر باشد چراکه حرکت منقطع و مقطعی مسئولین مانعی برای رسیدن به اهداف است.
احمد برزگری بافقی

۹ نظر

  1. کمر شکن می‌گه:

    فدات بشم احمد الف

  2. احسان می‌گه:

    احمد آقا سلام
    شما از کجا مطمئن هستید که مسئولان استان از روز خواسته دیگری نداشتند مگر همین آقای طالبی نگفت بدون هماهنگی استان بزنده معلوم نمیشه چرا برای بافق فرماندار بومی نگذاشت آقای معاون معلومه که یه جای کار میلنگه بابت سهم بافق هم حرفهای زده شده قانونی هست

  3. علی می‌گه:

    وزیر به خاطررفتاربدتعدادی غیرسنگ آهنی نفوذی بامسئولین شهرواستان ترجیح دادکه نیان

  4. مهدی می‌گه:

    مسئولین استان برای اولین بار همراه بافق شدند و از پشت خنجر می زدند
    این حرکت بچه های بافق در آن جلسه کاملا هدفمند بود برای رساندن حرف بافق به بالا تر .
    صدای بافق تا آن روز در استان خفه می شد ولی بعد از ان در تابناک و کیهان و .. شنیده شد که البته کافی نیست.

    آقای برزگری از شما بیشتر توضییح میخواستیم به جای مرور بندی بندی از گذشته شایسته تر بود تیتری مطرح میکردید و جمع بندی می نمودید.

    به نظرم شما هنوز فکر میکنید استان دلش برای ما می سوخت و میسوزدو ما خود نگذاشتیم اگر اینگونه بود چرا فرماندارمان را علارغم چندین ماه پیگیری بافقی نگذاشتند و بهانه تراشی میکردند.

    آقای برزگری آن شب ما سرکار نمی رفتیم حتی اگر صباغیان حرف نمی زد چراکه قبل از آن همهمه همجا را گرفته بود . اصلا برای چه چیزی باید سرکار می رفتیم با بچه که سروکار ندارند میخواستند رشیخندمان کنند .

  5. ناشناس می‌گه:

    سرانجام این اعتصاب چه می شود و کدام مسئول می بایست حرف آخر را بزند؟
    در جواب باید گفت که حرف اول و آخر رامردم و کارگران می زنند که به دنبال حقوق خود هستند و مطمئن هستند که طبق اصل۴۵ کل معدن تحت اختیار رهبری و از انفال است و ایشان بایستی تصمیم نهایی رادر خصوص نحوه واگذاری نه تنها این معدن بلکه تمامی معادن ایران بگیرند.

  6. منتقد حسابی می‌گه:

    کاش آقای رضوی در سایت بافق امروز و سایرافرادیکه در این موقعیت بدنبال تخریب و خدشه بر وجهه افراد هستند کمی بخود آیند و بیش از پیش درک نمایند که هر
    سخن جایی و هرنکته مکانی دارد.
    نویسندگانی همچون آقای برزگری و پورفلاح در مجموعه دانشگاه آزاد با وجود آنکه بادقت نظر و وسواس خاص خودشان افراد و دیدگاهایشان را نقد می کنند و بهیچ عنوان دنبال تفرقه افکنی و گسترش اختلاف نظر نیستند. بافق بیش از هرزمانی در این برهه نیاز تفاهم و هم نظر شدن فرزندان خود دارد.آقای شاهی و دوستان به اصطلاح اصلاح طلبشان که دیگر بجای خود

  7. همکار می‌گه:

    ایا اگر ان شب اقای صباغیان چنان مطالبی را نمیگفت کار تولید آغاز میشد؟
    ایا فکرمیکنید خودشخص رییس جمهور به فکر دوره بعدی نیست که حالا اقای صباغیان هرچه میگوید برای مجلس بعدی است؟
    ایا میدانید وزارت دستور انتقال اب به یزد را از منابع دیگر غیراز اصفهان داده است و این خود سیاستی است برای خالی کردن پشت بافق و مهمتر اقای صباغیان چه نقشی در ان دارد؟ایا با وجود دستور معاون اول رییس جمهوری مبنی برهمکاری با استان در واگذاری،وادامه روند واگذاری فقط با توقف کوتاه چند روزه؛ظاهرا برداشت دیگری غیر از بی توجهی به استان و استاندار میتوان داشت؟
    برمیگردیم به گذشته:اقای صباغیان از نمایندگی کنار کشید و نماینده بافقی الاصل و به قولی باپقی رفت مجلس.حالا میخوایم بره حق بافق را بگیره.چه کار عجیب و غریب دیگری میکرد که زارع زاده نمیکند؟ایا ان کسی که مد نظر برخیهاست خیلی در رده بالاییها نفوذ داشت ؟چقدر؟بیشتر از امام جمعه که از همه دوستان و رفقا دارند بهره میگیرند؟انوقت هم که بافقی بود همین میشد شاید هم بدتر؟میدانید چرا؟چون همین بچه بافقی که فرضا با کنار رفتن صباغیان اومد روی کار،میومد میگفت کارگران محترم بنده به شما قول میدهم کار درست میشود شما تولید رو شروع کنید.همه هم چون بافقی یا به قول خودمان باپقی بود گوش به حرفش میکردیم.حالا که لااقل به زارعزاده اطمینان نداریم هرچند خداییش ایشان خوب داد و بیداد کرد.
    این روش شروعش درست نبود و ادامه اش هم با کارت زدن ورفتن خانههم درست نیست حالا چی درسته نمیدونم

  8. غلام می‌گه:

    همه اینها بهونه است مسولین بالا ومافیای فولاد که دستشون توی یک کاسه است به مسولین استان دستور دادند اگر میزتونادوست دارید اینقدر در کار ما دخالت نکنید و بافق را به حال خود رها کنید این بیچارها ۸ سال روزگار صبر کردند تا به این صندلیها تکیه بدند حالا بیایند صندلی را که به سختی دست اوردند از دست بدهند فقط ۳ سال دیگه وقت دارند به این صندلیها نرم تکیه بدهند البته اگر اجل مهلت بدهد مگر دیوانه شدند به خاطر کارگر صندلی خود را از دست بدهند وصحبتهای اقای صباغیان و مهندس تشکری را بهونه میکنند .

  9. علي می‌گه:

    بافق فردا تو نوکر حلقه بگوش صباغیانی که همه نظرات علییه اونوسانسور میکنی بیچاره مردم بافق که دلشونو به شما خوش کردن