چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۱:۵۵:۵۰ بعد از ظهر

حاشیه های دیدار استانداریزد با کارگران سنگ آهن مرکزی

کد خبر: 43330
تعداد بازدیدکننده: 106
تاریخ: ۰۵ تیر ۱۳۹۳

شرکت تعدادی از خانواده های کارگران سنگ آهن بافق برای شنیدن سخنان استاندار و مسئولین در کنار کارکنان این مجموعه معدنی قابل توجه بود.

بخشی از کارگران در آفتاب و عده کمی در سایه و عمده آن ها ایستاده به سخنان مسئولین گوش می دادند.

یکی از نخستین سوال ها عدم حضور نماینده کارگران در جمع مسئولین شرکت کننده بود و برخی مواقع مطالبی جسته و گریخته بیان شد.

اعضای شورای شهر  و چند نفر از خبرنگاران شهرستان نیز در جمع کارکنان دیده می شدند.

فرمانداربافق در ابتدای سخن به استاندار، معاون سیاسی و جانشین نیروی انتظامی استان خیرمقدم گفت و سخنرانی کوتاهی کرد.

استاندار یزد آرام، شمرده، و بخش به بخش مطالبی در خصوص پیگیری ها برای کارگران این مجموعه معدنی بیان کرد

سیدمحمدمیرمحمدی در ابتدای سخن گفت: سلام به مردمان سرزمین بافق؛ سرزمین پرورش دهنده مردان نیک اندیش، بزرگ و فرهیخته

وی پس از پایان صحبتش از نماینده کارگران برای ایراد سخن و از کارگران آغاز فعالیت کاری را خواستارشد.

پس از سخنان استاندار وقفه کوتاهی افتاد و هنوز از نماینده کارگران شرکت سنگ آهن خبری  نبود .

شعار «بافقی می میرد ذلت نمی پذیرد» و «مرگ بر منافق» در خلال مراسم از سوی کارگران تجمع کننده چند بار سر داده شد.

بخشی از کارگران نیز چندبار شعارهایی متفاوت از دیگران نیز سردادند

در وقفه ایجاد شده دو نفر از بانوان با شدت و حرارت خاصی نسبت به برشمردن مسایل، مشکلات و محرومیت های شهرستان و آثار زیان بار معادن بر سلامتی همسرانشان و مردم بافق اقدام کردند و بر رفع مشکلات این شهرستان تاکید داشتند.

نماینده کارگران با چند دقیقه تاخیر در جمع کارگران حضور یافت و با شعار «دسته گل محمدی خوش آمدی خوش آمدی» استقبال شد.

نماینده کارگران مقدمه طولانی از محرومیت ها، وعده های تحقق نیافته گذشته و مسئولین سابق و دلایل بی اعتمادی مردم را بیان کرد.

محمدرضاصباغیان به جدایی بخش هایی از شهرستان ازجمله  چادرملو، دی ۱۹ و آنومالی ها را در سال ها گذشته اشاره نمود و بیان کردهنوز در برخی نقشه های قدیمی این آنومالی ها جزئی از بافق است.

صباغیان کلنگ زنی ۳ کارخانه جوارمعدنی و انتقال برخی کارخانه های فولادی به شهرهای دیگر را یادآوری کرد وا گرچه از شهرستان محل انتقال آن ها نامی نبرد ولی جمعی از کارگران با صدای بلند از آن شهرستان نام بردند.

صباغیان تلاش های کارگران و مردم بافق را حق خواهی دانست و عدم هرگونه برخورد با افراد پیگیر این مسایل را خواستارشد.

صحبت های نماینده کارگران با تکبیر و صلوات از سوی کارگران مورد تائید قرار می گرفت و نامه ۲۸ و نیم درصد توسط نماینده کارگران برای حاضرین قرائت شد.

 

 

۱۲ نظر

  1. طرفدار RP می‌گه:

    همشهریان عزیز اشتباه ما معرفی نماینده کارگران بود زیرا نوک پیکان را متوجه یک نفر کردیم.من هم به پاک بودن آقای صباغیان شکی ندارم ولی انتخاب نماینده باعث شد که فشار مسئولین رده بالا بر ایشان سنگینی کند و سرانجام ایشان در زیر این فشار حاضر به پذیرش این شکست کنند.در این مواقع خواست مردم مشخص است و نیازی به نماینده ندارند.لغو کامل خصوصی سازی-و به کارگیری دو عضو بومی در هیئت مدیره کاملا مشخص بود و نباید آقای صباغیان را فدا می کردیم.اگر بخواهم آنچه دیروز بر سر ما آمد را شبیه سازی کنم:در نظر بگیرید دو نفر با هم نبرد می کنند و یکی از آن ها با شمشیر است تا زمانی که شمشیر به دست اوست موضع بالا را دارد.وقتی فرد مورد نظر شمشیر را زمین گذاشت و رقیبش با پا شمشیر را آنطرف تر پرت کرد در موضع ضعف قرار می گیرد.اعتصاب به منزله شمشیر ما بود که از دست دادیم و رقیب آن را به ده ها مت آنطرف تر پرت نمود.پس قبول کنیم که بافق شکست خورد و خصوصی سازی تقریبا قطعی شد.یک روز به این نسبت منافق و ضد انقلاب می دهیم و یک روز به آن،اصلا نمی دانیم بر چه معیاری این اعمال را انجام می دهیم.یک روز می گوییم مسئول امروز قصد تخریب نظام را دارد و به این دلیل برای مردم کاری نمی کند،غافل از آنکه مسئول قبلی که از جناح رقیب بود،بدتر از این ها را بر سر مردم آورد.باید قبول کنیم هر دو انقلابی اند و به دادن این لقب ها پایان دهیم و به قدرت خود ایمان داشته باشیم.چرا در زمان فعلی به جواد عسکری لقب منافق می دهیم در صورتی که او قانون را انجام داد و هر کس دیگر هم بود همین کار را می کرد.مشکلات را باید ریشه ای حل کرد و دست از این بازی ها و بازی خوردن ها برداشت.از همان اول کار هم مشخص بود که سرانجام این حرکت مردم شکست بود و باید پذیرفت که شکست خوردیم و این شکست سالیان دراز است که تکرار می شود.یکی می گوید استاندار فعلی بد است و استاندار احمدی نژاد خوب بود.مگر استاندار احمدی نژاد بلاهای فراوانی بر سر مردم بافق نیاورد؟؟؟بهتر است بگوییم فرقی بین استاندار احمدی نژاد و روحانی وجود ندارد.امروز نباید جواد عسکری را تخریب کنیم زیرا او به دستورات مسئولین بالاتر از خودش عمل کرده است.بیایید دست از این دم دمی مزاجی ها برداریم.ما باید به اشتباهات گذشته خود پی ببریم و سعی کنیم آن را جبران نماییم.امروز صباغیان را گل محمدی می دانیم و فردا القاب زشت می دهیم.این تا به کی؟؟؟؟در مسائل صنفی چا باید شعار مذهبی بدهیم؟؟؟چرا هنگام اعتصاب باید دعای کمیل بخوانم.من خودم از عاشقان اهل بیتم ولی هر چیز در جای خودش زیباست.به جمله زیر اشاره میکنم:
    خود کرده را تدبیر نیست

  2. کارگربافقی می‌گه:

    من خودم اونجابودم چندتایی بین کارگرها می گفتندشعاربدیم که بدونندباهمیم

  3. محمد رضا برزگری می‌گه:

    آقای Rp یا در جریان کار نیستی و یا خودت را به ندانستن حقیقت زده ای. ما خوشحالیم که کار گروه تشکیل شده و تمامی فشارها به دوش یک نفر نخواهد بود و بالاتر اینکه کارگروه را افرادی تشکیل می دهند که مورد اعتماد مردم هستند.

  4. هيچكس می‌گه:

    کامنت شماره ١،تواز اونهایی هستی که نمیخواستی معدن دولتی شه حالا دیدی هوا پس میخوای بین مردم جنگ روانی بیندازی اقای صباغیان کسی است که از چیزی نمیترسد من یکی از طرفدارهای اقی صباغیان هستم که این حرف ها را میزنم پس تو هم بدون که طرف دار کسانی هستی که میخواستن معدن خصوصی بمونه که این کامنت رو گذاشتی برو از بالای سرت بترس

  5. سید امین رضوی می‌گه:

    با برخی صحبتهای کامنت اول، طرفدار pr که وقتی کی بورد را فارسی کنید می شود طرفدار حق، موافقم./ اما چند ضربه فقط توی همین یکروز خوردیم.
    اول: اشتباه بزرگ نماینده کارگران این بود که بیس و پنج دقیقه زودتر از فرمانداری درآمده از توی جلسه، و به شهادت حاضران و صدای ضبط شده وی در آن جلسه، گفته می روم با کارگران زودتر صحبت میکنم و بعد شما بیایید. و رفته است جایی نامعلوم و با افرادی دیگر صحبت کرده و بعد از سخنان استاندار در آن هوای گرم، امده است. به حالتی که انگار ناجی ملت می آید. کارگرانی که او را سردست می کردند و دسته گل محمدی خوش آمدی می گفتند و بعد هم که شروع به صحبت کرده است، هیچ عذرخواهی نکرده و نگفته کجا بوده و چرا دیر آمده است. این اهانت به استاندار، که شخصیت حقوقی بالایی دارد و باید مردم بفهمند که استاندار یک استان، در چه مرتبه ای است، مطمئنا این اهانت جواب خواهد گرفت. آنهم استاندار و معاون سیاسی اش که باعث اخراج صباغیان از استانداری شده اند و پستش را گرفته اند. این حرکت، یک جورایی شاخ و شونه کشیدن بود. البته خیلی دوام نخوهد داشت.
    نکته دوم: کارگران استاندار را هو کردند. تا کی ما باید اینهمه ناآگاه باشیم و حرمت افراد را زیر پا بگذاریم.
    نکته سوم: در حضور استاندار و در یک قدمی اش، به مدیر بومی هتاکی کردند و شعارهای نابجا دادند. این یعنی استاندار، بدان که ما چقدر تفرقه بینمان هست که در حضور غریبه ها نیز به بومی های خودمان بی احترامی می کنیم/ هرچه باشد، نبایستی در حضور این غریبه های مرکز استان، به مدیر بومی شعار بدهیم. معلوم است کارگرانی که اغوا شده اند، کارگرانی کاملا ساده و از لحاظ فرهنگ و سواد، سطح پایین اند. وگرنه تحت هر شرایطی نباید در حضور دیگران، خودمان را بکوبیم. این به قول معروف خودزنی بود و تف سربالا.
    نکته سوم: عدم حضور رئیس شورای شهر، حسن تشکری، که از حامیان و پیگیری کنندکان مطالبات مردم و اعتصابات بود، و شایعات بسیاری مبنی بر اینکه وی اهداف شخصی خود را مطالبه می کند در این اعتصابات بر سر زبانها ست، خود بسیار ناراحت کننده بود.

    • رحمت الله شريعتي می‌گه:

      سید جان وقتی نمیدونی چرا صباغیان را برداشته اند لطفا نظر ندهید؟

    • ناشناس می‌گه:

      اقای رضوی همین افرادی که اینگونه انها را خطاب کرده اید و همان رویه رئیس محترم جمهور را در پیش گرفته اید “”کارگرانی کاملا ساده و از لحاظ فرهنگ و سواد، سطح پایین اند.”” رای به این دولت و نظام داده اند و این کار شما متاسفانه توهین است.

  6. بافقی می‌گه:

    با نظر شماره یک موافقم .بافق تنها سلاح خود را از دست داد.هیچ چیز عوض نشده است واگذاری در حال طی کردن مسیر قانونی وعادی خود است مثل دیگر واگذاریها وبدتر از ان اتحادی که جای خود را به تفرقه داد.عده ای طرفدار مدیر وعده ای دیگر هوادار صباغیان ودیگری دنبال تشکری وامثال ما متحیر از اینکه نتیجه این اعتصاب چه شد .جواب این است .هیچ

  7. بافقی می‌گه:

    اقای رضوی بس کن دیگ ب جدت بس کن چقدربر ضد افرادی که میخواهند برای ابادانی شهر تلاش کنند مینویسی به خدا دیگه خسته شدیم کاش مدیر بافق فردا کامنت های تو رو دیگه نمیذاشت درسته که صباغیان دیر اومد ولی کاش قبلش ی تحقیق میکردی بعدش اینارو مینوشتیی همونمطور ک همه میدونن اعتصابگران چند تا گروه بودند و هر کدوم خواسته های گوناگونی بعلاوه خصوصی سازی داشتند اون بنده خدا هم داشته باهاشون صحبت میکرده که کار غیر اخلاقی انجام ندن واسه همین هم دیر اومد ولی عده ای هر کاری رو ک میخواستند انجام دادند و این هیچ ربطی ب اقای صباغیان نداره حالا رضوی بگو این تهمت نیست به جدت این تهمت نیست در ضمن اقای صباغیان هیچ اشتباهی انجام ندادند که تو با پر رویی میگویی جوابش را میگیرد و این همه بزرگواری و احترام مردم به اقای صباغیان همه خواست خداوند است به دلیل اینکه نیت ایشان پاک است و فقط برای سربلندی بافق تلاش میکنند

  8. h می‌گه:

    در حالی که بر اساس مصوبه دولت دهم در آخرین روز اداری سال ۸۸، تعدادی از شرکت های مشهور نفتی و برقی بابت طلب سازمان تامین اجتماعی از دولت به این سازمان واگذار شده بود، سازمان بازرسی کل کشور با ارسال شکواییه ای به دستگاه قضایی خواستار ابطال این مصوبه به علت در نظر نگرفتن شرایط غیرقانونی برای فروش سهام این شرکت ها و کارخانجات شده بود که پس از بررسی های مختلف، مصوبه دولت سابق طی روزهای اخیر ابطال و به دولت یازدهم اعلام شد.

  9. سید امین رضوی می‌گه:

    کامننت شماره ۷، اقا و یا خانم بافقی، خدا کند آنچه گفته ای صحت داشته باشد. هیچکس نمی تواند باطن کسی را بخواند. نیت پاک در گرو عمل پاک است که تجلی می یابد. باید اعمال را دید، بررسی کرد.اعتصاب کارگران، آنچنان که میباید و می شاید، به نتیجه نرسید. خواهید دید.

    • پیگیر می‌گه:

      جهت اطلاعاقای رضوی به صفحه نخست روزنامه ابرار مورخ ۸ تیر ۹۳ مراجعه کنید. مطلب لغو واگذاری برخی شرکت های بزرگ بابت رد دیون به تامین اجتماعی امده است.