جمعه ۵ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۵۷:۰۳ قبل از ظهر

همیشه پای یک فرصت طلب درمیان است

کد خبر: 44010
تعداد بازدیدکننده: 640
تاریخ: ۱۹ تیر ۱۳۹۳

 

جواد عسکری

به گزارش بافق فردا : به نقل از بافق امروز، محمد جواد عسکری، مدیر عامل شرکت سنگ آهن مرکزی، با حضور در تعمیرگاه مرکزی ماشین آلات سبک و سنگین شرکت، از نزدیک با مشکلات و کمبودهای موجود در این بخش آشنا شده و در نشستی صمیمانه ، کارگران زحمتکش این قسمت از شرکت، به بیان درددلها، سوالات و بعضاٌ انتقادات خود از مدیرعامل پرداخته و در محیطی آرام و بدور از تنش و احساس مزاحمت و یا مخاطره شغلی خود، به واکاوی جریانات و مسایل پشت پرده اعتصابات و اعتراضات صنفی اخیر پرداختند.

در این دیدار که مدتی به طول انجامید، برخی کارگران، به بیان سوالات خود از مدیر عامل پرداختند. یکی از این سوالات که به قول کارگران، زمینه شبهه های بسیاری برای اعتراضات و جریانهای اخیر بود و برخی که به دنبال منافع شخصی خود بودند نیز از این مسئله به نفع خود بهره برداری بسیار کرده اند، این بود که ” مدیرعامل، در مورد مسئله خصوصی سازی سکوت کرده و به نحوی راه را برای واگذاری آرام و خاموش سنگ آهن صاف کرده است” .

محمد جواد عسکری، نیز با تشکر از طرح این موضوع به صورت رو در رو توسط کارگران، در این مورد به بیان توضیحاتی پرداخت و با ارائه نامه های رد و بدل شده (که در مصاحبه وی در همین سایت نیز موجود می باشد و می توانید اینجا ببینید) برای کارگرانی که در این زمینه تردید داشتند، چنین بازگو کرد که : در زمان اعلام واگذاری این شرکت به صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد، طبق این اسناد و مدارکی که ارائه کرده ام، بنده مراتب را به مسئولین شهر اعم از فرمانداری و شورای شهر و نماینده مردم شریف بافق در مجلس اعلام کردم و نامه های بسیاری هم به مسئولین عالیرتبه وزارتخانه و ریاست جمهوری در زمان دولت قبلی با امضای شورای شهر، فرماندار، نماینده وامام جمعه معزز شهر، نوشته شد اما متاسفانه، امروز، برخی از بی اطلاعی مردم در این زمینه استفاده می کنند و می خواهند چنین وانمود کنند که این کم کاری ها و قصورها ، مربوط به بنده و تیم مدیریت شرکت است.

در ادامه بازدید، با درخواست کارگران، مبنی بر بازدید از دستگاه هایی که متوقف شده است، مدیرعامل شرکت، با همراهی معاونت فنی خود به بازدید از این دستگاه ها پرداخته و با درخواست کارگران مبنی بر فرستادن گروهی از آنان به دوره های آموزشی کار با این دستگاه ها و همچنین تعمیرات پیشرفته مکانیکی، موافقت کرده و قول مساعد داد زمینه حضور کارگران را در دوره های آموزشی و برگزاری این کلاسها فراهم کند.

همچنین در پایان، یکی از کارگران از مدیرعامل خواست، به بازدید و سرکشی و تفقد از احوال کارگران در قسمتهای مختلف، ادامه دهد و از نزدیک با مشکلات بخشهای دیگر نیز آشنا شود.

در حاشیه این بازدید ، خبرنگار ما با یکی از کارگرانی که گوشه کارگاه، دور از دیگران، ایستاده و به صحبتها گوش می کرد و گاهی هم این پا و آن پا می نمود، صحبت کرد. وی که نخواست نامش فاش شود در سخنان قابل تاملیگفت: به نظر من، امروز، یکی از روزهای خوب و امیدوار کننده در دوره کاری ام بود. از نزدیک توانستیم بدون واسطه، مشکلات خود را رودررو با مدیر عامل در میان بگذاریم و بلافاصله نیز قول مساعد حل شدن آنها را بگیریم. مطمئنم، آقای عسکری، کسی نیست که وعده سر خرمن بدهد و آنچه را که تا کنون وعده داده است، انجام داده و انچه را که در توانش نیست، وعده نداده است. این باعث می شود به او امیدوار باشیم و اعتماد کنیم. من به شخصه، صریحاً اقدامات برخی از دوستان همکارم را که از روی سادگی ، فریب برخی افراد سودجو و فرصت طلب را می خورند، محکوم می کنم و حمایت همه جانبه ام را از مدیرعامل شرکت، اعلام میدارم. امروز مطمئن شدیم آقای عسکری، هیچ کوتاهی در کار خود نکرده و قابل ذکر است که همه ما می شناسیمش، از یک خانواده و محله و یک شهریم، از بچه های خاکی همین شهر است و با درد و مشکلات مردم کوچه و بازار اشناست، به هیچ وجه قبول نداریم که وی، کوتاهی کرده است.

وی همچنین گفت: از دوستان و همکاران عزیزم که چند شب پیش نیز برای بیان برخی مسایل به محل شورا رفته اند، و همچنین شایعاتی در شهر راه می اندازند که دوباره می خواهند برای تغییر مدیریت اعتصاب کنند ، باید بگویم، بیایید پای صحبت ها و درد دلهای مدیر عامل هم بنشینید. یک طرفه به قاضی نروید. هر چه را که مخالفان در گوش شما می خوانند باور نکنید. مرحوم دهستانی نیز، چوب همین افراد را خورد. من یکی از افرادی بودم که برخی اوقات به خودم می گفتم شاید حاجی جواد کوتاهی کرده، اما امروز، با دیدن نامه های موثق و شنیدن زبان حال اقدامات مدیر از زبان خود وی، نه از زبان کسی دیگر که بگوییم دنبال منافع است و باورمان نشود، بلکه بقول معروف، رو دررو، بخدا قسم که پیش خودم شرمنده ام که چرا به حرف کسانی گوش کردم که دروغ می گفتند، و به دنبال منافع خود بودند. خداوند از سر تقصیرات و غیبتها و قضاوتهای نادرست همه ما بگذرد.

بافق فردا :

امان از طعنه ی خلق و جفای فلک جور رقیب

نمی دانم چه بنویسم همین قدر می دانم در طول تاریخ همیشه شکست ها و نا کامی ها ملت ها زاییده ی تفکرات خود این ملت ها بود ه کشورهای پیشرفته نخبه پروری می کنند متاسفانه ما دنبال نخبه کشی هستیم ما به جای دیدن نقاط قوت دوست وهمشهری خود همیشه نیمه ی خالی لیوان را می بینیم و بااستفاده از نقاط ضعف دوستمان فرصت طلبی می کنیم کاش اینگونه نباشیم

۸ نظر

  1. کارگربافقی می‌گه:

    خداماراببخشدوازتقصیر عده سودجوبگذرد

  2. هادی محقق می‌گه:

    سید جان سلام
    درود بر شرفت و انسانیتت که سعی بر وفاق و همدلی بر و بچه های بافقی داری

  3. بافقی می‌گه:

    ما هم یک سوال غیر حضوری به دور از فضای صمیمی و خودمانی داریم:
    مدیر محترم شرکت بارها عنوان کرده اندکه خصوصی سازی اجتناب ناپذیر است و ما میخواستیم بهترین حالت اتفاق بیافتد،حال میبینیم که حداقل برای “فعلا”هم که شده متوقف شد وشاید با تصویب مجلس روال خصوصی سازی فرق کند ،پس میشد که نشود ودوما منظور از بهترین حالت چه بوده؟سهام به کارگران بدهند که ندادند منظور چه بوده است؟

  4. استاد می‌گه:

    مدیر عامل خودشان بافقی هستند وهمشهری های خود را خوب میشناسند.میداند که با یک محفل به نظر دوستانه میتواند نظر همه را نسبت به خودش عوض کند.اینکه جناب مدیرعامل از نحوه واگذاری معدن خبر داشته و دمش را بالا نیاورده قابل انکار نیست.به حرحال ما برای داشتن مدیر عامل بومی خسارت های مالی وجانی زیادی دادیم.ما میخواهیم ایشان بر سرپست خود باشند با این تفاوت که به فکر جبران مافات برایند.هنوز دیر نشده.انسان جایزالخطاست

  5. علیرضا می‌گه:

    خدائیش این کلمه سود جو خیلی قشنگ اومده،آخه من که هر چی نگاه کردم بغیر از م…و اطرافیانش که وضعییت مالی خوبی دارند کسی رو ندیدم وضع خوبی داشته باشه،حالا این وسط سودجو کیه خدا میدونه

  6. کارگر معدن می‌گه:

    معلومه سودجو منم که حقم را می خواهم ،سودجو منم که توی شرکت در سرما و گرما کار می کنم،سودجو منم که هنوز نوبت به خوردن نون گندمم نرسیده،سودجو منم چون بلد نیستم الکی از کسی تعریف کنم،سودجو منم چون بافقیم و حقم بیشتر از این نیست،سودجو منم که بواسطه زحمات من و امثال من آقایان رئیس و مدیر و مدیر عامل شدند،سود جو منم که هر وقت صدایم در آمد و حقم را خواستم هزاران انگ به بنده و امثال بنده چسباندند تا میز و صندلی ریاست شان محفوظ بماند

  7. سید امین رضوی می‌گه:

    با تشکر از دوست عزیزم آقای ابراهیمی خوسفی، یک مطلب عنوان کنم که این نوشته ، در سایت بنده، یعنی بافق امروز، به صورت یک خبر منتشر شده و یادداشتی از بنده نیست، از اینرو تعجب کردم که بجای عکس بازدید مدیرعامل از کارگران زحمتکش تعمیرات، عکس بنده امده است. در ضمن، نام من نیز در ذیل این خبر، نیازی نبوده است. دوستان خواننده را به دیدن عکسهای این بازدید در سایت بافق امروز دعوت می کنم. در ضمن، تیتر این مطلب نیز، از شخص اقای ابراهیمی است و از بنده نیست. با تشکر