سه شنبه ۲ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۰۱:۰۵ قبل از ظهر

صبا نامه

کد خبر: 44917
تعداد بازدیدکننده: 113
تاریخ: ۳۱ تیر ۱۳۹۳

جلیل زعیمیان

صبا نامه
– چطور مرزهای جغرافیایی رو تغییر بدیم بدونِ این که آب از آب تکون بخوره
*وسایل و ابزارِ اولیه ی موردِ نیاز : یک عدد نقشه ی قدیمی از منطقه – یک عدد ماژیک درجه ی یک – یک عدد لاکِ غلط گیر با هر مارکی که توی بازار موجوده و یک سری ابزار ثانویه که در آخرِ متن به اونا اشاره می کنم . ( لازم به ذکر است که برای تصرفِ یک منطقه ، دیگر مثلِ قدیم ها احتیاج به هزاران نیرو و ادواتِ جنگی و نیز لشکرکشی های طاقت فرسا نیست و کارها مثلِ خیلی از کارهای امروزی ، راحت ، آسان و با سرعتِ هر چه تمام تر انجام میشه )
*قبل از هر چیز باید این نکته رو یادآوری کنم که تغییر دادنِ مرزها تنها در صورتی لازم و ضروری به نظر می رسه که این کار ، حتماً برای ما فایده و یا فوایدی به همراه داشته باشه وگرنه این کار ، یعنی تغییرِ مرزها کاری ابلهانه و احمقانه به نظر می رسه که اصلاً به دردِسرش نمی ارزه .
*اگه در قبالِ این کار ، منابع و معادنِ زیادی گیرِ ما و شهرمون بیاد این کار علاوه بر این که عالیه و منافعِ مون رو تامین می کنه ، دعای خیرِ مردمِ شهرمون رو هم تا مدت های مدید و تا دنیا دنیاست در پی داره . ( البته نفرین های اهالی شهرِ موردِ تهاجم رو نیز باید تا همیشه به جون بخریم )
*بهتره این کار رو موقعی انجام بدیم که همه خواب باشن . منظورم از همه ، مردمِ شهری هستن که قراره منابعِ شون رو بچپاولیم ( چپاول کنیم ) و یا به اصطلاح ، هَپو کنیم .
*برای خواب بودنِ مردم لازم نیست که حتماً شب باشه . در روز هم میشه که آدما خواب باشن . حتی لازم نیست چشم های آدما بسته باشه . ثابت شده که با چشمِ باز هم میشه خوابید و هیچ چیز نفهمید . حتی میشه که آدم خودش رو به خواب بزنه و این جوری به دیگران القا کنه که بیدار نیست و خواب تشریف داره . مخصوصاً اگه مسؤول باشی و قرار باشه بعداً به همشهریات در این باره توضیح بدی . اینجوری میتونی بگی من خواب بودم و چیزی ندیدم . خدا خیرت بده اینطوری دروغ هم نگفتی . . . نه به مَردُمت و نه به تاریخِ شَهرِت . ( این رو واسه ی اون طرفِ مرزی ها گفتم که قراره بچپاولیمِ شون )
*برای این که آب از آب تکون نخوره می تونیم قبل از تغییر دادنِ مرزها ، دمای آب را به صفر یا زیرِ صفر برسانیم تا آب یخ بزنه و دیگه نتونه تکون بخوره مگر این که سال ها بعد بر اثرِ گرم شدنِ تدریجی هوا و پیدا شدنِ خورشیدِ حقیقت از زیرِ ابرها ، کم کم یخِ مردم و ذهنِ شون آب بشه و بخوان تکونی به خودشون بِدَن که دیگه اون موقع ، آب ها از آسیاب افتادَن و مرزهای تغییر یافته و جدید ، سرِ جاشون اون قدر محکم شدَن که قرار نیست با هر بادی بلرزَن .
*و در آخر ، باید بگم که برای عوض کردنِ مرزها قبل از هر چیز به یک نقشه و یک ماژیک ، نیاز داریم و البته یک لاکِ غلط گیر . ابتدا با لاک ، مرزهای قبلی را که نشون دهنده ی اشتباهاتِ قبلیِ ما هستند از نقشه یا صفحه ی روزگار ، پاک می کنیم و بعد با ماژیک ، مرزِ جدید رو که حتماً باید اون طرفِ معادن و منابعِ معدنی قرار بگیره و اونا رو جزوِ حوزه ی استحفاظیِ شهرِ ما بکنه روی نقشه پیاده می کنیم ( به همین راحتی ) البته علاوه بر این چیزایی که گفتم به آبِ یخ زده و مردم و مسؤولینِ خواب زده هم احتیاج داریم .
نویسنده : جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )