یکشنبه ۷ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۵:۰۱:۳۲ بعد از ظهر

نابرده رنج گنج میسر نمی شود جوان

کد خبر: 46026
تعداد بازدیدکننده: 894
تاریخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۳

 

عباس ابراهیمی خوسفی

نابرده رنج گنج میسر نمی شود
اولین شغل ثروتمندترین‌های جهان چه بود؟
ثروتمند شدن آرزوی خیلی‌ها در دنیاست؛ آرزویی که همت بلند می‌خواهد، سری پر شور و البته کفش‌هایی آهنین. سرگذشت هر کدام از سرمایه‌داران جهان و افت و خیز‌های زندگی آنها به خوبی نشان می‌دهد که هیچ کار دنیا بی‌حساب و کتاب نیست. ابرثروتمندان و افراد مطرح هم مثل بسیاری از مردم عادی قبل از رسیدن به ثروتی کلان، کار خود را با مشاغل پایین و پست آغاز کرده‌اند اما چنگ زدن به فرصت‌ها و تلاش برای رسیدن به بهترین‌ها مسیر زندگی آنها را تغییر داده است. نقطه شروع زندگی خانوادگی و کاری ۱۰ ثروتمند اول دنیا خواندنی است.
بیل گیتس، رئیس و موسس شرکت مایکرو‌سافت در سال ۱۹۵۵ در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل ایالات‌متحده متولد شد. گیتس از کودکی عاشق رقابت بود و سعی می‌کرد در هر زمینه‌ای از دوستان خود بهتر و جلوتر باشد. درست در زمان تحصیلات ابتدایی بود که با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در ۱۳سالگی اولین نرم‌فزار خود را که یک بازی ساده بود، نوشت.
در سال ۱۹۷۳ بود که وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر آشنا شد اما خیلی زود به خاطر مایکروسافت هاروارد را ترک کرد و هیچ‌وقت درسش را تمام نکرد و مدرک نگرفت. بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به کمک دوست دوران کودکی‌اش پل آلن شرکت کوچکی به نام Microsoft با شعار «در هر خانه یک کامپیوتر» ایجاد کرد. در سال ۱۹۸۰ شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت کامپیوتر خود را که بعدها PCنام گرفت (چیزی شبیه کامپیوترهای امروزی) وارد بازار کند بنابراین در اتفاقی باورنکردنی، کار نرم‌افزار آن را بر عهده شرکت مایکروسافت گذاشت که همین نقطه پررنگی در کارنامه کاری‌شان شد. گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت می‌کرد. او به قدری کار می‌کرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی‌کرد و به همراه کارمندان خود به سختی روی پروژه‌های مختلف و سفارش مشتریان کار می‌کرد.
بعد از تصمیم به کناره‌گیری اش از مایکروسافت با ۲۹ میلیارد دلار سرمایه، بنیاد خیریه « بیل و ملیندا » را تاسیس کرد و آوازه‌اش را به خاطر کارهای خیرخواهانه در از بین بردن فقر و مبارزه با بیماری‌هایی همچون ایدز و مالاریا چندین برابر کرد. بیل گیتس، میلیاردر معروف در خانه‌ای ۱۲۵میلیون دلاری زندگی می‌کند. خانه مجلل او کنار تپه‌ای مشرف به دریاچه واشنگتن قرار دارد که مالیات سالانه این خانه ۹۹۱ هزار دلار است. بیل گیتس ۵۸ ساله که اکنون ثروتمندترین فرد جهان است توانست در سال گذشته با افزایش ۸/۱۵ میلیارد دلاری سرمایه خود دوباره جایگاه اول را در میان سرمایهدارهای دنیا به دست بیاورد
تدوین : عباس ابراهیمی خوسفی

۲۶ نظر

  1. ابراهیمی می‌گه:

    در هر کشوری حکومت باید بستر لازم را برای اشتغال جوانان ایجاد کند.ولی بسیاری از کشورها به جای ایجاد انگیزه یاس در دل جوانان خویش می کارند.وقتی که ایران غمگین ترین کشور جهان است،چطور شما انتظار دارید ،جوانانش امیدی به آینده داشته باشند.بیل گیس هم اگر در ایران به دنیا آمده بود،در جوانی خود کشی می کرد.ایران در کنار عراق غمگین ترین کشورهای جهان هستند.
    http://khabarfarsi.com/ext/9428006
    جالب است که در عراق داعش ،گرد و خاک می کند.اما در ایران چه کسی گرد و خاک می کند که وضع اینگونه است؟
    آیا مردم سرزمین بیل گیس ،با هر اتفاقی به خیابان می آیند و مرگ بر این و آن می گویند؟ نه
    آیا سرزمین بیل گیس همیشه در موقعیت حساس است و مردمش باید هر از گاهی حماسه ی سفارشی خلق کنند ؟ نه
    آیا زمانی که بیل گیس در حال تماشای ماهواره است،یکدفعه با هلی کوپتر می آیند و ماهواره اش را می برند؟ نه
    آیا ثروتهای سرزمین بیل گیس در کشورهای دیگر خرج می شود،در حالی که مردمش خود گرسنه اند؟ نه
    ………………………………………………………………………
    آیا در سرزمین بیل گیس آقا زاده ها به راحتی هر آنچه می خواهند می کنند؟ نه
    آیا ایدئولوژی حکومت حاکم بر سرزمین بیل گیس نابودی یک کشور دیگر است ؟نه
    آیا هر گاه مسیحیان جهان دچار بلا و جنگ می شوند،حکومت سرزمین بیل گیس ثروتهای سرزمینش را به سمت آنها روانه می کند؟نه
    آیا در حکومت بیل گیس هزاران بابک زنجانی وجود دارند که قاعده ی نابرده رنج را نقض می کند؟نه
    آیا در سرزمین بیل گیس تاریخشان وبزرگانشان را لگد مال می کنند؟

  2. رمضاني می‌گه:

    سلام اقای ابراهیمی چرا به مردم ایران و مسولان ایران توهین می کنید. در هر همان امریکا فساد هم وجود دارد. اگر ما به فرهنگ دینی خود برگردیم هم دنیا خواهیم داشت و هم اخرت. مشکل اینجاست شما با فرهنگ غربی می خواهید پولدار شوید. در همین ایران خودمان چیزهایی داریم که انها ندارند. ما اسلام داریم که انها ندارند(البته همه باهم تصمیم بگیریم اسلامی باشیم) ما رهبر دینی داریم که انها ندارند. ما هر کاری که انجام می دهیم رضای خدا و اخرت را در نظر می گیریم اما انها فقط دنیا. .

    • عباس ابراهیمی خوسفی - مدیر مسئول می‌گه:

      باسلام من دفاعی ندارم فقط از کاربران عزبز می خواهم کجای مطلب بنده توهین به مردم ایران است ؟ واقعا یا مطلب را نمی خوانی یا نمی فهمی واقعا متاسفم برای شما اگر جوانان را به تلاش بیشتر و تعهد بیشتر دعوت می کنیم توهین به مردم و مسئولین است دوست عزیز به قول سهراب چشمها را باید شست /جور دیگر باید دید .

  3. ایلیا می‌گه:

    چه زیبا نوشتی ابراهیمی عزیز آیا درسرزمین بیل گیتس دروغگویی رایج است ……آیا درسرزمین بیل گیتس مدارک دانشگاهی قلابی صادر می کنند آیا درسرزمین بیل گیتس بی اعتمادی رایج است

  4. امیر حسین کارگران بافقی می‌گه:

    سلام آقای ابراهیمی شما استاد ادبیات هستی شما قصه گوی غم ما هستی این شعری که تیتر زدی متعلق به زمان خودش و الان کاربردی زیادی نداره و به جای مسکن از آن استفاده
    می شود مشکل جای دیگر است سرگذشت پولدار ها را همه می دانند چون معضل الان پول است بیل گیتس که می گویی پولش تو بانک نگذاشته تا برج برج سود بگیره. وارد چرخه اقتصادی کرده اما ما پولها را در بانکها سپرده کرده ایم از این طرف سود بالای به سپردگان پول می دهیم از آن طرف سود بالایی از مردم می گیریم بنابراین بدون رنج گنج میسر می شود با این وامهای که سود شان نجومی است می شود حرفه ای ‘صنعتی ‘شغلی دست پا کرد .همه درد را می دانند و درمان را هم می دانند ولی به عمل که می رسد میدان خالیست.مشکلات دیگر بماند
    به امید ایرانی آباد

  5. محرابی می‌گه:

    این نوشته ی شما برای کشوری چون آمریکا صادق است ولی برای ایران نه.اگر به کسانی که با کار و تلاش پول دار شدند توجه کنید،همه ی آنها همسن و سال شما هستند.یعنی فعالیت اقتصادی خود را از ۴۰ تا ۴۵ سال پیشتر آغاز کردند.در زمانی که ایران رشد اقتصادی و توسعه ی قابل توجهی داشت.اگر به جوانانی که در شرایط فعلی پول دار هستند،توجه کنید خواهید دید که اکثرا در دو گروه زیر جای می گیرند.یا ارث به آنها رسیده است یا اینکه آقازاده اند.البته افرادی هم هستند که شانسی پولدار شدند.مثلا افرادی که در طی طرح تحول اقتصادی احمدی نژاد،با ذخیره ی مواد غذایی و فروش آن در موقعی که گران شد،پول هنگفتی به جیب زدند.خلاصه ی کلام اینکه برای پولدار شدند در ایران باید شرافت را به گوشه ای پرت کنی.این شرط اول است.پس جناب آقای ابراهیمی بی جهت جوانان را فریب ندهید.در شرایط امروز مملکت ما ،هیچ کس با کار پولدار نمی شود.خود شما فرزندی حدود ۲۰ سال دارید.آیا فکر می کنید،علی شما بدون اینکه به او ارث برسد یا آقازاده باشد،قادر است به ثروت دست یابد.والله-بالله-تالله نه.پس شرایط را در نظر بگیرید و بعد دست به قلم شوید.پس اگر می خواهی در این مملکت پول دار شوی باید در اکثر مواقع دزد باشی زیرا همه شانس این را ندارند که به آنها ارث برسد.شما توجه کنید.همه ی مسئولین توصیه می کنند که جوانان به دنبال کار دولتی نباشند و به سراغ کار آفرینی بروند اما وقتی به فرزندان و اطرافیان آنها نگاه کنی،متوجه می شوی همه ی آنها کار دولتی دارند.عاقبت فرزندان ایران در شرایط فعلی در به دری است.این برای من به عنوان یک جوان ۲۵ ساله واضح و روشن است.ما جوانان از پدر و مادرهای خود طلب کاریم نه بدهکار.چون آنها این وضع اسفبار را برای ما به وجود آوردند.نسل شما آقای ابراهیمی از نسل ما یک عذر خواهی بزرگ بدهکار است و باید به زودی ،عذر بخواهد.آیا شما از فرزند خویش عذر می خواهید؟؟

    • روح اله می‌گه:

      منم یک جوان ۲۰ساله ام و خودم کاری دست و پا کرده ام و الحمد الله هم درآمد خوبی دارم در ضمن نه آقازاده ام ونه پدرم ثروتی دارد پس الکی چرت و پرت نگو مشکل ما اینکه میخایم همون اول کار درامد بالا داشته باشیم و حاضر نیستم یکی دوسال سختی بکشیم

      • محمد می‌گه:

        این بنده خدا حرف منطقی زد و شما داری می گی چرت و پرت نگو-پس شما اگه در ۲۰ سالگی پول دار شدی پس مطمئنا یا آقا زاده ای یا ارث بهت رسیده-واقعا تو حرف مفت می زنی

  6. جواد می‌گه:

    اولا از آقای ابراهیمی خواهش می کنم،تصاویر این نظر را منتشر کنند
    -به تصاویر زیر نگاه کنید :
    http://fararu.com/fa/news/201442/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2
    ……………………..
    در تصاویر دو نکته ی زیر زیر خیلی اهمیت دارد :
    ۱-عدم حضور مردم برای حضور در این مراسمها،به عبارت دیگر مردم تمایلی ندارند این مراسمهای خشونت بار را ببینند.دیگر از جمعیتهای آنچنانی که برای این مراسمات می آمدند خبری نیست. چند نفر آمده اند که به نظر می رسد از طرف مسئولین اجرای این مراسم به سختی جمع شده اند.این نشان می دهد در حالی که این خشونتها در کشورهای دیگر نظیر عراق و سوریه طرفدار دارد،در کشور ما مردم از خشونتها رد شده اند و دیگر حاضر به تحمل آن نیستند.
    ۲-با توجه به این که این تصاویر مربوط به چهارشنبه ی هفته ی قبل است ،مردم ما این تصاویر را با تصاویر مخابره شده از کشورهای دیگر نظیر عراق مقایسه می کنند.
    ۳-اجرا این مراسم در جایی که دارای حصار است و به نظر می رسد که چندان هم در ملاء عام نیست و این موضوع خیلی مهم است.
    ۴-آیا با این تصاویر برای جوانان ما اعصاب می ماند که بخواهند،پولدار شوند.
    ……………….
    اگر مسئولین دوست داشتند-نظر من را منتشر کنند ،آن را کامل منتشر کنند .با حذف قسمتهایی از آن به درد نمی خورد .مخصوصا اگر لینک آن حذف شود

  7. حامد می‌گه:

    آقای ابراهیمی عزیز این آقای رمضانی از اون دسته از افرادیست که افراطگرایی را به حد اعلا رسوندن . شما مطلبتون بسیار هم عالی بود برادر . . من که هر چه خوندم توهینی توش ندیدم .

  8. رمضاني می‌گه:

    من در جواب ابراهیمی که اولین نظر بود نظرم را دادم.

  9. جواد می‌گه:

    کامنت ابراهیمی بسیار بسیار جالب بود
    بشین بینیم بابا (رمضانی)

  10. حسین می‌گه:

    با سلام اولا که درتمام دنیا هم افراد زرنگ وباهوش وکاربلد وجود دارد هم افراد تنبل وبی هنر وهم دزد یا چپاولگر.همه جا خوب وبد دارددر همین کشور ما هم هستند افرادی که با تلاش خود زندگی خوبی دارند وهم کسانی که با سوءاستفاده از پست ومقام خود یا اطرافیانش به ثروت رسیده است ولی قبول دارم که در برخورد با این موارد در کشورها تفاوت وجود دارد ومتاسفانه در کشور ما خیلی مشکل است که با پول حلال بتوان به جایی رسید.در همین کشور بیل گیتس هم پول مردمش در جاهای دیگر خرج می شود مثل کمک های فراوان به اسرائیل یا مصر یا در زمان جنگ ایران با عراق مگر کم به عراق کمک کردند واین به دلیل دلسوزی انها برای مردم انها نیست و به دلیل منافعشان است. جواد اقای کامنت ۶ اگر کسی به یکی از بستگان خود شما حمله کند ومال واموال او را به غارت ببرد وبه ناموسش تعدی کند به نظر شما باید با او چه کرد؟این افرادی که شما عکس انها را دیده اید به زنان ودختران زیادی تجاوز کرده اند وخانواده ها را از هم پاشیده اند ایا شما توقع داری که انها را رها کنند یا به انها پاداش هم بدهند؟در پایین همین عکسها که شما لینکش را گذاشته اید نظرات مردم دیگر را هم که بافقی نیستند بخوانید .کسی را که به خود اجازه می دهد به ناموس مردم تجاوز کند برای یک لحظه هوس باید مثل سگ بکشند.اگر شما خود را جای کسانی که به انها تجاوز شده بگذارید مطمئنا تنها مجازات برای انها را مرگ خواهید دانست

    • میثم می‌گه:

      ۱-اولا در زمان جنگ ایران-عراق هدف این بود که به هر دو طرف کمک بشه تا این جنگ پیروزی نداشته باشد و تنها ثروتهای دو کشور صرف خرید سلاح از قدرتهای بزرگ گردد.ثانیا زیر ساختهای دو طرف نابود گردد و به قول معروف تا سالهای سال هر دو کشور برای تامین نیازهای مردمشان به قدرتها وابسته باشند.
      ۲-اولا در مورد تصاویر به افرادی که در صحنه حاضر شدند،توجه داشته باشید.فقط پنچ-شش نفر مانند شما فکر می کنند.یعنی از آن جمعیت هزار ان نفری که به تماشای این تصاویر می رفتند،خبری نیست.پس مردم با نرفتن به این جاها، به سادگی می گویند،دوای درد نابه سامانیها این نیست.دوما سایتها،هر نوع کامنتی را نمی توانند منتشر کنند.این را که به خوبی خبر دارید.فقط افرادی مثل شما هستند که به این سایتها می روند و از این تصاویر تقدیر می کنند.۹۵ درصد بازدید کنندگان با دیدن این تصاویر صفحه را می بندند و سر در می گیرند زیرا از خشونت خسته شده اند-سوما اگر کسی مرا کشت یا بستگان مرا کشت یا تجاوز کرد(البته در نظر داشته باشید که خیلی از وقتها این جرم برای تحریک افکار عمومی در بین جرایم جای داده می شود)با او مانند کشورهای اروپایی مثل سوئیس-انگلیس-فرانسه و … برخورد شود.زیرا در این کشورها مخصوصا کشورهای مرفه ای چون سوئیس بدون خشونت،آمار جرم و جنایت را پایین آورده اند.در این سالها دیگر فهمیده اند با این اقدامات جرم از بین نمی رود.من برای هیچ کس مرگ را در نظر نمی گیرم،چون همه ی انسانها حق حیات دارند و هیچ کس نمی تواند آنها را از این حق محروم سازد.باید دید دنیای متمدن چگونه با این افراد برخورد می کند و راه آنها را رفت.البته حضور انگشت شمار مردم نشان می دهد که همین قصد را دارند.

    • عزیز می‌گه:

      سایتها هر کامنتی را منتشر نمی کنند.پس طبیعی است که نظرات حول تشکر و تقدیر بچرخد
      اگر به تعدا کم تماشاچیان نگاهی بیندازی،متوجه می شوی-مردم، خود را جای افرادی که گفتی گذاشتند و با عدم حضور خود جواب شما را دادند
      خشونت،خشونت می آورد

  11. دلسوز بافقی می‌گه:

    نظراتی مانند حسین (شماره ی ۱۰)-روح آدم را می آزارد به گونه ای که انسان از اصل نوشته ی آقای ابراهیمی دست می کشد و تصمیم می گیرد تا جواب او را بدهد.البته افرادی نظیر حسین بسیاری محدودند و از جمعیت آنها کاسته شده است.
    افرادی که می بینند جمعیت اندکی برای تماشای این صحنه ها می روند-یا اگر در جایی مثل شهرستان نور هزاران نفر در این صحنه ها حضور می یابند برای کسب رضایت و نجات جان یک انسان است ولی باز هم بر طبل کینه و انتقام می کوبند.
    امثال حسین همیشه یک جواب دارند:خودتان را جای فلان بگذارید.این پرسش دیگر منسوخ شده است.بارها گذاشته ایم و به این جواب رسیدیم:رشد انتقام جویی به جامعه ی ما ضرر می زند.
    امثال حسین به چند کامنت استناد می کنند ،اگر ذره ای انصاف داشته باشید جناب حسین ،باید قبول کنید که سایتهای داخلی فقط حق دارند ،چه نوع نظراتی را منتشر کنند.
    اگر به فیسبوک و سایر رسانه ها بروید ،خواهید دید بخش وسیعی از کاربران فضای مجازی مخالف شما می اندیشند.
    من به موج بخشش که در جامعه راه افتاده است بسیار خوشبینم زیرا اعتقاد دارم،بخشش دوای درد مردم جامعه ی ماست.خشونت،خشونت به بار می آورد.مردم ما باید بپذیرند که یک ملت،با هم خوشحال می شود و با هم اندوهگین.پس بر دردهای هم مرهم گذاریم و یکدیگر را یاری رسانیم.
    آری -مشکلات ما فلان مسئول نیست-مشکل ما این است که ما مردم-کینه جویی را به جای بخشش می نشانیم.
    به مادر عبدالله حسین زاده نگاه کنید که در شهرستان نور،مجازات مرگ را با یک سیلی عوض کرد.
    آری -مادر عبدالله،امروز هزاران عبدالله دارد-هر پسر ایرانی -عبدالله اوست-هر پسر ایرانی دست او را می بوسد-او حقیقتا لایق جایزه ی صلح نوبل است.
    هیچ کس منکر مجازات برای مجرمین نیست ولی -زمانی که می توان مجازات مرگ را با سیلی ای عوض کرد-چرا نکنیم؟؟؟
    اگر می توان شخصی را کنج زندان فرستاد تا خود را اصلاح کند،چرا نکنیم؟؟
    باور کنید رشد کینه و انتقام جویی به ضرر مردم است و خوشحالم که امروز مردم دریافتند.
    از آقای ابراهیمی درخواست دارم ، نظراتی را که حول بخشش و عفو-عدم خشونت – فرهنگ اصیل ایرانی است ، منتشر کنند زیرا اگر ایشان واقعا دلسوخته باشید-باید به جای طرفداری از فلان سیاسی و کوفتن فلان جریان-این بحث مهم را در بافق گسترش دهند.
    این بحث خیلی مهم است

  12. ناجی می‌گه:

    چند جوابیه :

    خطاب به آقای ابراهیمی خوسفی-نویسنده ی مقاله :
    معلم عزیز-آقای ابراهیمی،کار جوانان ما از این حرفا گذشته است.آنان مصداق این بیت زیرند :
    جوانان به زندان افیون و بنگ / نه شوقی به نام و نه ترسی ز ننگ
    دلیلش را هم در بیت زیر بجویید :
    سراسر دو رنگی سراسر ریا /نشسته است ثروت به جای خدا

    خطاب به کامنت ۸-رمضانی :
    آقای رمضانی خیلی توهم داری،شاید منظور کامنت شماره ی ۱،مثلا از جمله ی زیر :
    مردمش باید هر از گاهی حماسه ی سفارشی خلق کنند ؟ نه
    اینه باشه که :رستم بنا بر سفارش فردوسی باید همیشه در داستانهایش حماسه خلق کن،مگر رستم از مردم ایران نبوده است.
    هر جور که بخواهیم می توانیم جملات بالا را معنا کنیم،پس حرص نزن عزیز دل برادر
    جناب رمضانی ،فکر کنم خلافت اسلامی(داعش) آگهی استخدامی برای عملیات انتحاری داده،برو اینترنتی ثبت نام کن،فکر کنم بر اساس شماره ی آخر شناسنامه ثبت نام می کنند.
    جواب به حسین-کامنت شماره ۱۰ :
    طرز تفکر افرادی مثل شما حوادثی اینچنینی رقم زده است که علاوه بر ترویج مشکلات عصبی،خشونت و …تلفاتی مانند این کودک هم داشته است.علاوه بر آن در کاهش جرم هم موثر نبوده است :
    http://namehnews.ir/News/Item/124922/4/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87–%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%AD%D9%84%D9%82-%D8%A2%D9%88%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.html

  13. حسین می‌گه:

    با سلام به همه دوستانی که نظر داده اند هر چند که مخالف بودند.اولا که من هیچ وقت اهل خشونت نبوده ام واصلا سن من هم به این حرفها نمی خورد.در مورد بحث اعدام هم که حکم اعدام برای جرائم خاصی است مثل جرم امنیتی سیاسی مانند ترور یا مواد مخدر که شرایط خاص خودش را داردیا قتل عمد یا جرائم خشونت باری که امنیت محیطی وروانی جامعه را خدشه دار کند وباعث وحشت در جامعه شود مثل سرقتهای مسلحانه یا تجاوز به عنف که اعدام های در ملا عام بیشتر مربوط به این نوع جرائم است.در مورد قتل عمد چون شاکی خصوصی وجود دارد حکم متهم به نظر شاکیان بستگی دارد واگر انها از حق خود گذشت کنند اعدامی در کار نیست واگر هم قرار بر اعدام باشد در ملا عام نیست.در مورد بخشش این افراد هم نمی شود یکسان نظر داد مثلا بین کسی که هیچ سابقه شرارتی ندارد ونا خواسته وبدون قصد قبلی مرتکب قتل شود با کسی که بدون ترس و واهمه به قصد قدرت نمایی یا زورگیری یا تجاوز مرتکب قتل می شود فرق زیادی است.در مورد اول اگر خانواده مقتول گذشت کند اجری بزرگ برای خود خریده وقابل ستایش است ولی در مورد دوم ایا ظلم به جامعه نیست ؟بخشیدن کسی که اعمال خشونت امیز برایش عادی شده و مثل اب خوردن مرتکب جرم می شود یا زنان ودختران را به قصد هوسرانی می دزدد وبا خشونت به انها تجاوز می کند و برایش اهمیتی ندارد که پس از ان چه به سر انها وخانواده شان می اید با بخشیدن جوانی که ناخواسته مرتکب جرمی شده وسابقه او پاک است یکی است و ایا می توان در هر دو مورد انتظار بخشش داشت؟ دوستانی که اعدام این گونه افراد را ترویج خشونت می دانند ایا اعمال مجرمانه انها مصداق خشونت نیست؟ایا اعدام انها خشونت بارتر است یا کارهای انها؟ نظر من این است که نمی توان در باره همه یک نظر یکسان داشت وباید به تاثیرات این گونه کارها در جامعه هم توجه داشت. در ضمن اگر من در کامنت قبلی خواستم که به نظرات کسانی که در مورد اعدام نظر داده اند در همان سایت مبدا توجه کنید به این دلیل بود که انها در شهرهایشان نسبت به شهر ما بیشتر با این موارد سر وکار دارند و تاثیرات ان را در اطراف خود دیده اند شاید نظرشان ثائب تر باشد و منظورم این نبود که انها بیشتر از ما می فهمند .با تشکر

    • محمد می‌گه:

      تقریبا همه به این نتیجه رسیده اند : دوره ی عبرت گیری عمومی از این مسائل گذشته است.دیگر اگر یک نفر را بیاورند و به این صورت در ملاء عام مجازات کنند،کسی عبرت نمی گیرد بلکه به جرات می توان گفت،خشونت بیشتر می شود.مثلا با مجازات مرگ دو زورگیر در ملاء عام آیا زورگیری به پایان رسید.نه-بلکه بیشتر هم شده است.آیا گناهکارتر از صدام وجود دارد؟نه-اعدام افرادی مثل صدام نیز اشتباه است.مشکل با نفس این نوع مجازات است که با دنیای امروز سازگار نیست.کشورهای توسعه یافته این نوع مجازات را حذف کردند.البته در یکی دو کشور مثل ژاپن و آمریکا این مجازات وجود دارد ولی تعداد آن کم است مثلا در ژاپن ۹ نفر در سال از این طریق مجازات می شوند.در بسیاری از ایالتهای آمریکا نیز این نوع مجازات حذف شده است.در یک تحقیق آورده بودند که جنایت در ایالتهایی که مجازات مرگ وجود ندارد کمتر است.البته باید در نظر داشت که در آمریکا هم تعداد آن کم است.در ترکیه هم چند سالی می شود که مجازات مرگ لغو شده است،جالب آن است که بدانید،این مجازات را اسلام گرایان لغو نمودند.در بعضی از کشورهای خاص مجازات مرگ در ملاء عام نقش ایجاد رعب و وحشت دارد و مشکل این است.در هر صورت این نوع مجازات به هر طریقی به هر منطقی در هر کجا صورت گیرد انسانی نیست .هیچ توجیه ای هم نمی توان برای آن پیدا کرد.در حیطه ی عمل هم آشکار شده است که فایده ای ندارد و تنها خشونت را در جامعه ترویج می کنند.دوستان باید در نظر داشته باشند که خلافت اسلامی(داعش) نیز افرادی گناهکار را مجازات می کند روسپیان-قاتلان-زناکاران-روزه خواران و … .مجازات این افراد مطابق احکام اسلام صورت می گیرد.داعش نیز دست دزدان را قطع می کند.به عبارت دیگر دوستان نباید با این گروه مشکلی داشته باشند.

      در هر صورت جامعه ایرانی،قصد دارد به اصول انسانی خود بازگردد و این توجیهات جناب حسین را نمی پذیرد.

      حسین جان
      دست از این حرفا بردار که دیگر کهنه شده است.

  14. حسین می‌گه:

    با سلام مجدد به همه دوستان .با خواندن نظرات شما به این نتیجه رسیدم که شاید حق با شما است ومن اشتباه می کنم.انشاالله که اعدام در ایران هم ممنوع شود بلکه همه جا گل وبلبل شود و مجرمین هم مثل شما که اعدام را غیر انسانی می دانید به این نتیجه برسند که ادم کشتن وتجاوز زوری و…. هم کاری غیر انسانی است وهمگام با جامعه ایران که قصد دارد به اصول انسانی برگردد انها هم توبه کنند وبه اصول انسانی برگردند.انشاالله

    • مجید می‌گه:

      مجرمان باید مجازات شوند و در این شکی نیست.
      بحث بر سر نوع مجازات است.
      تجربه نشان داده است که این نوع مجازات (مخصوصا به صورت عمومی)فایده ای ندارد.
      به نظرم باید از کشورهای مدرن که بر پایه حقوق انسانی اداره می شوند،درس بگیریم.
      بعید می دانم،یک ایرانی دوست داشته باشد تا تصاویری زشت از ایران به جهان مخابره شود.تصاویری که از عراق و سوریه ی جنگ زده مخابره می گردد.

  15. فاطمه می‌گه:

    در حدود ۳۰۰ سال پیش، جوامع نظام یافته از حکم اعدام برای طیف وسیعی از جرم ها و مجرمان استفاده می کردند. اکنون حکم اعدام در بیشتر کشورهای توسعه یافته، خصوصاً کشورهای دموکراتیک، ممنوع است. تا سال ۲۰۱۰، حکم اعدام در ۹۵ کشور جهان لغو شده بود.
    یکی از دلایل این کاهش موارد صدور حکم اعدام این است که دولت های مدرن برای کنترل میزان جنایات و مجازات مجرمان، کمتر از ابزارهای خشونت آمیز – شامل پلیس و زندان – استفاده می کنند. همزمان با نظام مند شدن بیشتر این کشورها، سیاست های آنها نیز دموکراتیک تر و با شفقت و انسانیت بیشتر توام می گردد، و در همین راستا از ضرورت و مشروعیت حکم اعدام کاسته می شود.
    در اوایل قرن بیستم، بیشتر کشورهای توسعه یافته دارای حکم اعدام بودند، اما در موارد بسیار کمی از این حکم استفاده می کردند. ایالات متحده نیز علیرغم آنکه دارای نرخ جرم و جنایت به نسبت بالایی بود، در این فرایند اصلاحات مشارکت داشت و اغلب نقش رهبری این فرایند را بر عهده داشت. ایالت های آمریکا در محدود کردن موارد صدور حکم اعدام، ممنوعیت اعدام در ملاء عام، لغو حکم اعدام و یافتن روش هایی کمتر دردآور آوری بوده اند.
    طی آخرین دهه قرن بیستم، کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری مجازات اعدام را لغو کردند. فرانسه نخستین کشور اروپایی بود که در سال ۱۹۸۱ مجازات اعدام را لغو کرد. بسیاری از ایالت های آمریکا به جای تبعیت از کشورهای اروپایی، حکم اعدام را حفظ کردند و اکنون نیز که ۳۰ سال از لغو حکم اعدام با گیوتین در فرانسه می گذرد، هنوز دارای حکم اعدام هستند.
    یکی از نتایج تاکید آمریکا بر فدرالیسم و استقلال محلی این است که ایالات متحده در زمینه مجازات اعدام حکم یک کشور واحد را ندارد: قوانین و اجرای مجازات اعدام در هر ایالت و منطقه متفاوت است.
    هفده ایالت به اضافۀ بخش کلمبیا مجازات اعدام ندارند، و قوانین مربوط به مجازات اعدام خود را در فاصلۀ بین سال ۱۸۴۶ – هنگامی که میشیگان به عنوان نخستین ایالت مجازات اعدام را لغو کرد – تا چند سال پیش – که نیویورک، نیوجرسی، ایلینویز، نیومکزیکو و کنتیکت مجازات اعدام را حذف کردند – لغو کرده اند.
    نوزده ایالت دیگر ( و دولت فدرال ) دارای مجازات اعدام هستند، اما به ندرت از این مجازات استفاده می کنند. ایالت هایی مانند کانزاس و نیوهمپشایر تنها اسماً از “ایالت های دارای مجازات اعدام” شمرده می شوند، زیرا چندین دهه است که هیچکس در این ایالت ها اعدام نشده است. سایر ایالات مانند کالیفرنیا و پنسیلوانیا جنایتکاران را به اعدام محکوم می کنند، اما به ندرت این احکام اعدام را به اجرا می گذارند؛ در این ایالات صدها زندانی “در انتظار حکم اعدام” به سر می برند.اما هیچ گاه اعدام نمی شوند.
    چهارده ایالت دیگر – که اکثر آنها ایالات جنوبی هستند – دارای قوانین اعدام هستند که به صدور احکام اعدام و اجرای این احکام منجرمی شود. با وجود این، موارد اجرای حکم اعدام در این ایالات به نسبت نادر است و احکام اعدام تنها پس از طی چندین سال فرایند قانونی و بررسی توسط دادگاه های تجدیدنظر اجرا می شود.

    لازم به ذکر است که فدرالیسم برای کشوری چون ایران که سالهای سال به صورت یک کشور واحد اداره می شود،مناسب نیست.استفاده از این واژه بیشتر برای بررسی اعدام در نظام قضایی آمریکا بود.

  16. فاطمه می‌گه:

    در حدود ۳۰۰ سال پیش، جوامع نظام یافته از حکم اعدام برای طیف وسیعی از جرم ها و مجرمان استفاده می کردند. اکنون حکم اعدام در بیشتر کشورهای توسعه یافته، خصوصاً کشورهای دموکراتیک، ممنوع است. تا سال ۲۰۱۰، حکم اعدام در ۹۵ کشور جهان لغو شده بود. ۹ کشور حکم اعدام را برای جرم های معمولی لغو کرده اند و برای سایر جرمها هم اجرا نمی کنند؛ ۳۵ کشور دارای حکم اعدام هستند، اما طی ۱۰ سال گذشته هیچکس را اعدام نکرده اند؛ و ۴۰ کشور نیز مجازات اعدام را فعالانه اجرا می کنند.اما میزان اجرای آن در این کشورها متفاوت است.به گونه ای که بعضی از کشورها اهدافی فراتر از مجازات مجرمان را در اجرای حکم اعدام می جویند.

    یکی از دلایل این کاهش موارد صدور حکم اعدام این است که دولت های مدرن برای کنترل میزان جنایات و مجازات مجرمان، کمتر از ابزارهای خشونت آمیز – شامل پلیس و زندان – استفاده می کنند. همزمان با نظام مند شدن بیشتر این کشورها، سیاست های آنها نیز دموکراتیک تر و با شفقت و انسانیت بیشتر توام می گردد، و در همین راستا از ضرورت و مشروعیت حکم اعدام کاسته می شود.

    در اوایل قرن بیستم، بیشتر کشورهای توسعه یافته دارای حکم اعدام بودند، اما در موارد بسیار کمی از این حکم استفاده می کردند. ایالات متحده نیز ، در این فرایند اصلاحات مشارکت داشت و اغلب نقش رهبری این فرایند را بر عهده داشت. ایالت های آمریکا در محدود کردن موارد صدور حکم اعدام، ممنوعیت اعدام در ملاء عام، لغو حکم اعدام و یافتن روش هایی کمتر دردآور آوری بوده اند.

    طی آخرین دهه قرن بیستم، کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری مجازات اعدام را لغو کردند. فرانسه نخستین کشور اروپایی بود که در سال ۱۹۸۱ مجازات اعدام را لغو کرد. بسیاری از ایالت های آمریکا به جای تبعیت از کشورهای اروپایی، حکم اعدام را حفظ کردند و اکنون نیز که ۳۰ سال از لغو حکم اعدام با گیوتین در فرانسه می گذرد، هنوز دارای حکم اعدام هستند.

    یکی از نتایج تاکید آمریکا بر فدرالیسم و استقلال محلی این است که ایالات متحده در زمینه مجازات اعدام حکم یک کشور واحد را ندارد: قوانین و اجرای مجازات اعدام در هر ایالت و منطقه متفاوت است.
    هفده ایالت به اضافۀ بخش کلمبیا مجازات اعدام ندارند، و قوانین مربوط به مجازات اعدام خود را در فاصلۀ بین سال ۱۸۴۶ – هنگامی که میشیگان به عنوان نخستین ایالت مجازات اعدام را لغو کرد – تا چند سال پیش – که نیویورک، نیوجرسی، ایلینویز، نیومکزیکو و کنتیکت مجازات اعدام را حذف کردند – لغو کرده اند.

    نوزده ایالت دیگر ( و دولت فدرال ) دارای مجازات اعدام هستند، اما به ندرت از این مجازات استفاده می کنند. ایالت هایی مانند کانزاس و نیوهمپشایر تنها اسماً از “ایالت های دارای مجازات اعدام” شمرده می شوند، زیرا چندین دهه است که هیچکس در این ایالت ها اعدام نشده است. سایر ایالات مانند کالیفرنیا و پنسیلوانیا جنایتکاران را به اعدام محکوم می کنند، اما به ندرت این احکام اعدام را به اجرا می گذارند؛ در این ایالات صدها زندانی “در انتظار حکم اعدام” به سر می برند،اما هیچ گاه اعدام نخواهند شد.

    چهارده ایالت دیگر – که اکثر آنها ایالات جنوبی هستند – دارای قوانین اعدام هستند که به صدور احکام اعدام و اجرای این احکام منجرمی شود. با وجود این، موارد اجرای حکم اعدام در این ایالات به نسبت نادر است و احکام اعدام تنها پس از طی چندین سال فرایند قانونی و بررسی توسط دادگاه های تجدیدنظر اجرا می شود.

    دیوان عالی تلاش کرده است تا بر چگونگی صدور و اجرای حکم اعدام توسط ایالت ها نظارت داشته باشد، و از پایبندی ایالت ها به قانون اساسی و حقوق بشر اطمینان حاصل کند. نتیجه این تلاش ها سبب ایجاد فرایندی پیچیده شامل درخواست های تجدید نظر و بازبینی پرونده ها پس از صدور حکم محکومیت متهم، هم در دادگاه های فدرال و هم در دادگاه های ایالتی، شده است، که فرایندی بسیار پرهزینه، وقت گیر و پرابهام است.به این دلیل،اکثر قضات در ایالتهایی که حکم اعدام وجود دارد از صدور این حکم خود داری می کنند و در عمل می توان گفت اجرای حکم اعدام در آمریکا به ندرت اتفاق می افتد.

    در تحقیقی که دیوید دبلیو( گارلند استاد حقوق آرتور تی-وندربلت و استاد جامعه شناسی در دانشگاه نیویورک) در سال ۲۰۱۳ انجام داد به این نتیجه رسید که اجرای مجازات اعدام در ایالتهایی که هنوز مجازات اعدام را اجرا می کنند،نتیجه ای در پی نداشته است.به گونه ای که آمار جرم و جنایت در این ایالتها نسبت به ایالتهای دیگر یکسان بوده است و در مواردی هم بیشتر.

    به این ترتیب فعالین حقوق بشر در آمریکا با همکاری وکلای این کشور در صددند تا سیستم قضایی این کشور را وادار نمایند تا مجازات اعدام را به طور کلی در این کشور لغو نمایند.

  17. فاطمه می‌گه:

    نظرات ۱۵ و ۱۶ را(لینک آن در انتهای این نظر) که برای سایت فرستادم،در جواب کسانی است که تا حرف اعدام پیش می آید،می گویند که در آمریکا هم اعدام وجود دارد.این افراد از بی اطلاعی مردم استفاده می کنند و چنین القا می نمایند که در آمریکا هر روز عده ای را به خیابان می آورند و اعدام می کنند.انگار که جلادان آمریکایی کنار خیابان ایستاده اند و هر روز آماده ی اعدام هستندانگار که سالی ۷۰۰-۸۰۰ نفر را در آمریکا اعدام می کنند.در صورتی که اینگونه نیست و آمار اعدام در آمریکای سیصد ملیون نفری به ندرت به بالای چهل تا در سال می رسد.یعنی ماهی تقریبا سه اعدام.این آمار ناچیز است ولی همین هم پذیرفتنی نیست.البته نهادهای حقوق بشری در آمریکا به شدت فعال هستند و در صورتی که تخلفی در صدور یا اجرای احکام اعدام صورت گیرد،به قول معروف حساب سیستم قضایی را کف دستش می گذارند.به نظر می رسد در آینده ی نزدیک با فشار نهادهای حقوق بشر در آمریکا این مجازات غیرانسانی در آنجا (مانند اتحادیه اروپا) کاملا ممنوع گردد.
    تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا اعدام را لغو کرده اند و یا در صورتی که در قوانینشان وجود داشته باشد،اجرا نمی کنند.به گونه ای که ترکیه برای عضویت در اتحادیه ی اروپا مجبور شد تا حکم اعدام را لغو کند.از جمله مکانهای معروفی که اعدام در ان لغو شده است :اسرائیل می باشد.

  18. محمدی می‌گه:

    اگر به تصاویر زیر نگاه کنید،مشاهده می کنید از جمعیت ۴۰۰ هزار نفری قزوین تنها ۳۰ نفر برای دیدن اعدام رفته اند.این افراد هم توسط مسئولین جمع شده اند.
    ملت ما تکلیف خود را با اعدام مشخص کرده است و این یعنی ملت ما به دنبال انتقام و کشتار نیست.
    http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2354441#ad-image-16