یکشنبه ۷ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۰۵:۲۳ قبل از ظهر

آقایان مدیر امام علی (ع) این گونه بود شما هم اینگونه باشید

کد خبر: 47192
تعداد بازدیدکننده: 196
تاریخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۳

امام علی (ع)
بیایید در سال ۹۳ منشور حکومتی و قضاوتی اولین امام شیعیان جهان را منشور مدیریتی خود قرار دهیم متن زیر متضمن سیستم مدیریتی و داوری مولاعلی ( ع) را خواندم به خود مولا (ع) قسم آنقدر لذت بردم که حیفم آمد سروران گرامی را از آن بی بهره بگذارم شاید تلنگری باشد برای مدیریت روزمرگی و انفعالی مدیران ما .
– وقتی در زمان ابوبکر، ابوسفیان به او پیشنهاد اقدام مسلحانه برای بدست گرفتن قدرت را داد، محکم رد کرد
.وقتی شورشیان، خانه عثمان را محاصره کردند و آب را بروی اهل خانه بستند،پسرانش را به محافظت از خانه گماشت و به اهل آن آب رساند
.وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت “مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید،
اولین کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت “به خانه روید و مطیع باشید”. گفت “در صحنه بمانید و اظهار نظر وانتقاد به حق کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگهم دارد”
.سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را برسرش خراب کرد،
.طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!”؛ اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در حبسشان کرد،
و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید و “سران فتنه” خواندشان.شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند و از جنگ منصرفش کرد.
”.روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او راکشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کردو گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم”آنگاه شمشیر کشید.
ماجراجو و جنگ طلب نبود.بعد از جنگ، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت “کاش بیست سال پیش ازاین مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم!”.
حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید،سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند.
با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت “برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”
.نگذاشت در جنگ صفین، یارانش جواب شعارهای زشت یاران معاویه را بدهند. گفت “من بدم می آید که شما زشت گویی کنید، در میانه صفین، درست سر بزنگاه و آنجا که بقول مالک اشتر “فقط چند قدم وضربت شمشیر تا خیمه معاویه مانده بود”، مردم نامردمش دست از جنگ کشیدند،جز سلاح “کلمه” سلاح دیگری بر این نافرمانان نکشید. حتی اختیار جنگش دست مردم بود. به جای مردم تصمیم نمی گرفت و نظر برحق خودش را به مردم تحمیل نمی کرد.
وقتی قرار بر مذاکره و حکمیت شد، او خواست که مالک اشتر یا ابن عباس را بفرستد، مردمش مخالفت کردند و ابوموسی اشعری را فرستادند، و اوباز رای برحق خودش را به مردمش تحمیل نکرد و در عمل میزان را رای مردم قرار داد و جز سلاح “کلمه” به کار نگرفت
.خوارج مسلح، در کمال آزادی علیهش تظاهرات میکردند، نه گفت از من اجازه بگیرید، نه سرکوبشان کرد.خوارج مسلح، در کمال امنیت در مسجد خدا، وسط نماز جماعت، با صدای بلند برضد او شعار می دادند و او خطاب به خود این آیه را می خواند “فاصبر، ان وعد الله حق”. همین! “نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ”.وقتی شنید در مرز کشور تحت حکومتش، مهاجمان خارجی به خانه مردم ریخته اند و غارتگری کرده اند، نگفت “سیاه نمایی نکنید”. خودش اپوزیسیون خودش شد وخبر را به مردم گفت و گفت “مرد مسلمان باید از غم این حادثه بمیرد
بارها خودش مردم را به نظارت بر خودش دعوت کرد و انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست! مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت. خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع”؛ یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد
.هیچگاه در خانه مردم را نشکست و حرمت حریم خصوصیشان را، حتی آنجا که دانست بساط فحشا پهن است، نقض نکرد.به قاضی چنان امنیت و استقلالی داده بود که علیه خودش حکم کرد!به از کارافتاده ها مقرری داد.در سفری، وقتی که مردم دنبال مرکبش دویدند، ذوق نکرد، برعکس برسرشان فریاد زد!
مردم را خوار نمی خواست.صورتش را نزدیک آتش می برد و می گفت “بچش علی، این سزای حاکمیست که مردمش را فراموش کند” به کسی تهمت دزدی نمی زد بویژه برای عمر سنگ تمام گذاشت، نگفت آنها دزد و فاسد و خائن بودند و حق مرا خوردند!به معاویه نگفت “خدا حق حکومت را به من داده”. گفت “مردم مرا خواسته اند”.بر حاکمان واجب کرد که تا ریشه فقر را نکنده اند همسطح فقیرترین مردم زنگی کنند. در بستر مرگ گفت “مبادا در خون مردم بیفتید و بگویید وای علی کشته شد”.مولا جان جدا جایت خالی است منبع: :shermeh63.blogfa.com/post/11
تدوین : عباس ابراهیمی خوسفی

۱۶ نظر

  1. بافقی می‌گه:

    سکوت در برابر ناحقی را خدا نمیبخشد آقای ابراهیمی

  2. علي می‌گه:

    سلام از بابت مطالب آموزنده قرار داده شده ممنون- واقعا همه نهج البلاغه پس از آیات قرآن همینطور پند آموز هست

  3. محمد می‌گه:

    این همه گفتی که امام علی را با جاد عسگری مقایسه کنی بد بخت خودتی

  4. ایلیا می‌گه:

    درست مثل امروز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. کامران می‌گه:

    گویند در مزرعه ای تله موشی پیدا شد >>.آفا موشه رفت سراغ خروس ! گوسفند ! و گاو !! و جریان را گفت ؛؛ آنها به موش گفتند تله موش به ما ربطی ندارد و این مشکل توست ؟؟ گذشت و ماری در تله افتاد و همسر مزرعه دار را گزید . هر روز وضع جسمانی خانم مزرعه بدتر می شد . علما گفتند آبگوشت خروس !! خروسه را کشتند و … / مهمانان و فامیل آمدند عیادت خانم ؛ گوسفند را کشتند واز میهمانان پذیرایی کردند …/ خانم مُرد … گاو را کشتند برای مراسم مزار خانم و… و موشه از سوراخی به اتفاقات افتاده نگاه می کرد و به مشکلی که به آنها ربطی نداشت فکر می کرد …/ می خواهم بگم چرا باید کار به جایی برسه که شعار بدهند مرگ بر …./ مرگ بر …

  6. ایلیا می‌گه:

    آقای ابراهیمی این بیانات حضرت امیر باعملکرد افراد امروزی از جمله خود شما پارادوکس آشکاری است شما از حق خواهی مطلب چاپ می کنی اما اخبار مردم ستمدیده بافق را که شما عهده دار حق گویی با آنها هستی منعکس نمی کنی وجانب زروزور را می گیری …شگفتا

  7. بافقی می‌گه:

    میترسی بخش بشه که حذف میکنی

  8. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    جناب ابراهیمی اخبار دارالشجاعه بافق را از سایتهای بیگانه و سایر شهرها بیشتر وبهتر رصد می کنیم چرا دوست بزرگوارم؟؟؟؟

  9. میرزا می‌گه:

    از روزی که دین و شخصیتهای دینی مورد سو استفاده ی سیاسی قرار گرفتند وضعیت مردم بد و بدتر شد.جوانان دین گریز شدند و جامعه به این روز افتاد.نزدیک چهار دهه پیش مردم دین خود را داشتند و همه چیز سرجایش بود.

  10. اشنای دور می‌گه:

    اقای ابراهیمی یک کمی وجدان داشته باش حق را بگو اگر از اطلاعات می ترسی استعفا بده

  11. یک بافقی می‌گه:

    آقای ابراهیمی خبر تحصن کارگران وورود گارد ویژه دراکثرخبرگزاریها چاپ شده است نمیدانم شماازجه کسی خط میگیرید لاکن ازشما بعید است که بایکوت خبری کنید.

    • عباس ابراهیمی خوسفی - مدیر مسئول می‌گه:

      دقیقا ما هم گذاشتیم در قسمت جدید ترین اخبار روز چهارشنبه کارکردیم متاسفانه خوراک ما بافقی ها شده برچسب زدن و پیشداوری

  12. کردستان وب می‌گه:

    به امید جامعه علوی
    http://www.kordestanweb.ir/
    موفق باشید
    یا علی

  13. رمضاني می‌گه:

    سلام اقای ابراهیمی چرا نظر من را حذف کردید. حقیقت را گفتم حداقل از خودت دفاع کن. شما مسولیت مهمی را برعهده گرفتی نباید جناحی رفتار کنی. من فقط گفتم سران فتنه باید توبه کنند . در ضمن مگر من اشتباه گفتم شما سخنگوی جناح چپ در بافق هستید مگر غیر از این است؟

    • حمید می‌گه:

      وسط هوا و زمین و در این شرایط سران فتنه را از کجا آوردی؟؟؟
      سران فتنه بروند به درک -اصلا اعدامشون کنید آب از آب تکون نمی خوره.
      موسوی و کروبی یکی مثل روحانی یا خاتمی بودند.قرار نبود برای مردم شق القمر کنند.
      ول کن این بازیها را
      حوادث سال ۸۸ ماجرای دیگر بود و ربطی به موسوی نداشت

  14. رضا می‌گه:

    اقای ابراهیمی حق گفتنی است بگو نترس خدا با ماست شما خبر را بعد ار رسانه های بیگانه گذاشتید چطوریه اگر اقای x از جایی بازدید کند تیتر اول خبر شماست ولی گرفتن کارگران شرکت خبر ۲۴ ساعت بعد شماست