چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۰۸:۲۶:۲۹ بعد از ظهر

شعرهای مرده شوری

کد خبر: 47395
تعداد بازدیدکننده: 280
تاریخ: ۰۳ شهریور ۱۳۹۳

((( در مثَل ، مناقشه نیست )))

 

وضعیتِ اوّل

*******

وضعیّت ، عادی است .

گوسفندان ، سر به زیرند و مشغولِ چَرا

و چوپانِ پیر ، مشغولِ نِی زدن و فکر کردن .

.. از بینِ این گوسفندان ، آن که پَروارتر است

پیشکشِ خان می شود و

آن که چموش تر

میهمانِ آشپزخانه و خورشتِ امشب .

و بقیه هم در صفِ انتظار خواهند ماند تا

صبحِ دولتشان بِدَمَد !!!

وضعیّت

کاملاً عادی است .

 

 

وضعیّتِ دوم

**********

وضعیّت ، عادی نیست .

گوسفندان ، سَر به شورش برداشته اند .

آن ها به جای « بَع بَع »

« نَع نَع » می کنند .

چوپانِ پیر و خشمگین ، دستورِ قتلِ عام می دهد .

وضعیّت

کاملاً غیرِ عادی است .

همه ی گوسفندان ، کشته می شوند و

دیگر ، کلمه ی چوپان

محلی از اِعراب ندارد .

 

 

شعرِ نیاز

*******

چهارپایانِ اهلی ،

به نوازشِ آدم ها نیاز دارند .

آن ها ،

نوازشِ آدم ها را دوست دارند .

چهارپایانِ اهلی ،

در عوضِ کار کردن و جان کندن برای آدم ها ،

به کمی غذا و نوازشِ آدم ها نیاز دارند .

راستی این قضیه

ما را یادِ چیزی نمی اندازد ؟!!!

 

 

قابِ عکسِ خالی و

چند نقطه . . .

من ،

یک ممنوع التصویرِ ممنوع البیانم .

 

چهار شعر از جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

۱۲ نظر

  1. اکبر می‌گه:

    مطمین نیستم که مال خودتون باشه!!!

  2. بافقی افسرده می‌گه:

    جناب صبا حالمون اصلا خوب نیست.لطفا تو این جو نامطلوب با مطالب امید بخش انرژی مثبت به ملت تزریق کنین

  3. جلیل زعیمیان ( صبا بافقی ) می‌گه:

    در جواب به کامنتِ ۱
    جنابِ . . . اگه شما اطلاعاتتون کمه و کم مطالعه می کنین تقصیرِ کسی نیست . خدمتِ شما و بعضی های دیگه که ممکنه مثلِ شما فکر کنن بگم که بنده مدتِ ۴ ساله که در نشریه ی امین بافق ، مطلب می نویسم . مطالبِ من شاملِ شعر ، شعرک ، داستانک ، کاریکلماتور ، داستانِ یک خطی ، مجموعه ی پَرت پَلا ، واژه نامه ی صبا ، نامه ها ، ماجراهای جنابِ من ، شعرهای مُرده شوری ، مقاله ها و . . . است که علاقه مندان می تونن در این زمینه به وبلاگِ نشریه ی امین بافق مراجعه کنن . ضمناً وبلاگِ من نیز که حاوی تعدادی از این مطالب است در اختیارِ شماست . فقط کافیه– وبلاگ صبا بافقی – را جستجو کنید .
    تا به حال دو مطلب از من در نشریه های کشور ، چاپ شده . مجله ی داستانِ همشهری و نشریه ی خط خطی ، دو ماهنامه ای هستن که مطالبِ منو چاپ کردن . ان شاء ا… قراره در چند ماهِ آینده ، اولین کتابم که مجموعه ای از ۵۰۰ کاریکلماتوره چاپ بشه ، در دسترسِ علاقه مندان قرار بگیره . در زمینه ی طراحی هم قراره در همین ماه ( شهریور ) نمایشگاهی از آثارم با موضوعِ کتاب و کتابخوانی در سالن کتابخانه ی مفیدی و احتمالاً یک یا دو مکانِ دیگه ی شهر برگزار بشه . ( خبرش رو در همین سایت خواهید خوند ) در حالِ حاضر ، دو کلاسِ آموزشِ طراحی و گرافیک هم ویژه ی نوجوانان ، در کتابخانه ی مفیدی دایر کرده ام . ( تنها هنر و استعداد و البته یاری خداوند ، باعثِ همه ی این احوالاتِ خوب شده )
    این رو هم اضافه کنم که وقتی بخوام در شعرم ، بیتی ، مصراعی و یا نقلِ قولی از شاعر یا نویسنده ای دیگه بیارم مثلِ تمامِ شاعران و نویسندگانِ دیگه ، آن را در داخلِ گیومه «…» می ذارم تا مشخص بشه این حرف ، حرفِ دیگریه و از من نیست . ضمناً تخلصِ صبا را در تفألی که به دیوانِ حضرتِ حافظ زدم برای خودم انتخاب کردم . امید که بتونم در این راه ، بیش از پیش موفق باشم .
    و صد البته ، همه ی این حرف ها برای خودستایی نبود بلکه لازم دیدم که عنوان کنم . یاحق . ( قدرِ هنرمندانِ مون رو بدونیم )
    (( گالری سیار صبا آماده است تا آثارِ هنرمندان را در مکان های عمومی به نمایش بگذارد )))
    جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

  4. کوثر می‌گه:

    اشعار بالا از یک شاعر به نام هیلا صدیقی است
    اگر به سایت این هنرمند بروید همه ی اشعار را مشاهده می کنید
    از شما بعیده آقای زعیمیان

  5. جلیل زعیمیان ( صبا بافقی ) می‌گه:

    جنابِ کوثر چرا فرافکنی می کنید . البته شاید از شما بعید نباشه این کار . معلومه که هنوز تفاوتِ شعرِ نو یا شعرِ سپید را با شعرِ دارای وزن و قافیه نمی دونین بعد ، اظهارِ نظرِ بیجا کرده ، بقیه رو نیز دچارِ شک و تردید می کنین .
    *من تا به حال نام این شاعر رو هم نشنیده بودم . وقتی گفتین هیلا صدیقی ، رفتم به وبلاگش و خدا رو شکر دیدم اولاً تمومِ اشعارش ، دارای وزن و قافیه است که با اشعارِ من کلی متفاوته . و همین موضوع به تنهایی کافی است تا هر گونه شکی نسبت به من ، از جانبِ ادب دوستان و آنان که به شعر تسلط دارند برطرف بشه ( خدا رو شکر ) تازه چگونه یه معلم هنرمند می تونه چنین کاری بکنه و در این رابطه ، ادعا هم داشته باشه . خدا از هیچکی نمی گذره .
    * بعد از اون هر چی گشتم تا شعری از ایشون پیدا کنم که شعرِ من ، مثلِ شعرِ ایشون باشه پیدا نکردم که نکردم . شما ، آقا یا خانمِ کوثر که ادعا کردین و جوری هم ادعا کردین که انگار من کلمه به کلمه شعرِ ایشون رو کپی کردم و بعضی رو دچارِ سردرگمی کردین ، حتماً حتماً موظف هستین که همون اشعاری که می گین عیناً در همین جا ، بنویسین تا همگی به تفاوتِ این دو شعر پی ببرند . لطفاً از این به بعد بیشتر دقت کنین که خدای نکرده ، مدیونِ کسی در اون دنیا نشین .
    *ضمناً بنده قبلاً هم گفته ام که اگه نویسنده یا شاعری ، مطلبی نوشت که احیاناً در ذهنِ کسی آشنا به نظر بیاد یعنی این که فکر کنه قبلاً آن را جایی شنیده ، اشکال نداره ( به شرطی که صد در صد شبیه اون نباشه ) چون هر کسی در ناخوداگاهِ خود ، مجموعه ای از شنیدنی ها و گفتنی هایی داره که مربوط به کسانِ دیگریه و امکان داره که اونا رو در اشعار و نوشته هاش بیاره البته این کار به ندرت پیش میاد . خیلی خیلی هم به ندرت . البته اگه نوشته ها کاملاً شبیه به هم باشه این دیگه اسمش کپی برداریه که به هیچ وجه قابلِ بخشش نیست .

    جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

  6. غریبه می‌گه:

    آقای زعیمیان حالا کی گوسفنده و کی چوپان؟ اشعارتون کنایه آمیزه! امیدوارم وصف الحال اوضاع کنونی شهر و آدماش نباشه

  7. مهسا می‌گه:

    با تشکر از شعرهای قشنگتون .فقط بنده از اسمی که انتخاب کردیدبا عنوان شعرهای مرده شوری اصلا خوشم نمیاد چون وجهه ی خوبی نداره. فقط نظر شخصیم رو گفتم امیدوارم ناراحت نشید

  8. جلیل زعیمیان( صبا بافقی می‌گه:

    خواهش می کنم .
    این شعرها به این خاطر مرده شوری ان که نوعی طنز تلخ سیاسی یا اجتماعی در خودشون دارن و چون ممکنه که برای سراینده ش بعدا مشکلی پیش بیاد به همین دلیل مرده شوری ان .

  9. علی می‌گه:

    شعرها شبیه شاعری به نام احمدرضا احمدی هست.یعنی خیلی شبیه!!!!!!!!!

  10. نازی می‌گه:

    سلام آقای زعیمیان افتخار میکنم به شما امیدوارم همیشه موفق باشین شما شاعران افتخار بافق هستین شعراتون واقعا معنی دارن

  11. پیر دانای همدان می‌گه:

    سلام
    هنرمند همیشه هنرمند است
    فقط بنده شاهد زنده ام که شما همیشه شاگرد اول کلاس بودید و خانواده شما همه هنرمند و باسواد . و در سطح عالی از دو خواهر پزشک حاذق شما بگویم و یا از شهید بزرگوارتان و یا پدر مرحوم هنرمندتان . که استادی کم نظیر بودند خواهشمندم با یک تلنگر .جبهه نگرفته و جواب یک یا چند نفرمغرض و بی هنررا ندهید
    انان که باید بدانند میدانند و انانکه نمی دانند بگذارید در جهل مرکب بمانند .با تشکر از شما هنرمند عزیز منتظر دست نوشته های تازه شما هستیم.