یکشنبه ۷ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۰:۱۹ قبل از ظهر

پنجره فرصت ها کوچک است و بزودی بسته خواهد شد

کد خبر: 49797
تعداد بازدیدکننده: 162
تاریخ: ۲۸ مهر ۱۳۹۳

۱۰۰۰ روز اول:

پنجره فرصت ها کوچک است و  بزودی بسته خواهد شد

بزرگ کردن نسلی از کودکان سالم که در آینده ویژگیها، ارزشها و هویت کشور را نگه دارند و از توانمندی‌های فکری خود برای پیشرفت کشور خود در جامعه جهانی استفاده کنند، وظیفه و مسؤلیت جمعیت بزرگسال کشور است. بنابراین، مشارکت جامعه در تضمین اینکه هر کودکی فرصت داشته باشد که همه امکانات بالقوه خود را تحقق بخشد، اهمیتی حیاتی دارد.

شواهد حیطه های فیزیولوژی، تغذیه، سلامت، جامعه شناسی، روان شناسی و آموزشی همگی دلالت برنقش حیاتی سال های ابتدایی زندگی در ایجاد شخصیت، قوای عقلانی و رفتارهای اجتماعی دارند. کودکان با ظرفیت های روانی، اجتماعی و جسمی متفاوت متولد می شوند که این ظرفیت ها به آنها اجازه می دهد که با دیگران ارتباط برقرار نمایند، بیاموزند و تکامل یابند. اگر این ظرفیت ها شناخته نشوند و مورد حمایت قرار نگیرند، به جای شکوفا شدن، پژمرده شده و از بین خواهند رفت. اگر مغز خوب تکامل یابد، پتانسیل یادگیری افزایش و احتمال شکست تحصیلی و نیز شکست در زندگی کاهش می یابد. موفقیت تحصیلی کودک در سال های مدرسه، مشارکت کودک در اجتماع و نیز مشارکت وی در اجتماع در زمان بزرگسالی، همگی بستگی به ساختارهای ایجاد شده در طی سال های ابتدایی زندگی دارند. در نخستین لحظات ، ماه ها ، و سالهای اول زندگی ، هر لمس ، حرکت ، و ابزار علایم عاطفی در زندگی یک کودک ، در مغز او به شکل انفجاری از فعالیت های الکتریکی و شیمیایی در می آید ، زیرا در آن سنین میلیاردها سلول مغزی درحال سازمان دهی شبکه هایی هستند که مستلزم وقوع میلیاردها میلیارد  سیناپس(روابط میان سلول های مغز و اعصاب) است.این اتصالها معجزه های بدن آدمی هستندو در شکل گیری آنها ژن ها و وقایع سال های نخست زندگی تاثیر عمده‌ای دارند.

انواع تجربه ها بر چگونگی تکامل مغزهای جوان تاثیر می گذارند اما در این راه هیچ چیز مهم تر از مراقبت و تغذیه مناسب در سالهای نخست زندگی نیست.

قابلیت شکل گیری مغز در سال های نخستین کودکی بدین معناست که چنانچه کودکان مراقبت مورد نیازشان را دریافت نکنند یا گرسنگی بکشند و یا مورد ستم یا بی توجهی قرار گیرند ، رشد مغزشان ممکن است به خطر بیفتد.اثرات آنچه در دوره قبل از تولد یا در طول نخستین ماه ها و سال های زندگی کودک روی می دهد ، می تواند در تمام طول عمر ادامه یابد. همه عوامل کلیدی ذهنیت عاطفی – از قبیل اعتماد ، کنجکاوی , هدفمندی ، خویشتن داری ، حفظ رابطه ، ظرفیت برقراری ارتباط با دیگران و برخوردار بودن از روح همکاری – یعنی عواملی که تعیین می کنند که کودک چگونه در مدرسه درس یاد بگیرد و چه طور در آنجا و به طور کلی در زندگی با دیگران ارتباط برقرار سازد ، بستگی به نوع مراقبت های نخستینی دارند که او از پدر و مادر ، آموزگاران دوره پیش دبستانی و مددکاران دریافت کند. البته برای کودکان هیچ وقت دیر نیست که تندرستی و بالندگی خود را بهبود بخشند ، مهارت های تازه بیاموزند ، بر ترس های خود غلبه کنند ، یا باورهای شان را تغییر دهند اما – چنانکه غالبا نیز اتفاق می افتد – وقتی که کودکان از “سر آغازی ” درست و بایسته برخوردار نشده باشند ، هرگز از عهده جبران آثار کوتاهی هایی که در حق آنها شده است بر نمی آیند یا به شکوفا کردن کامل استعدادهای خود نایل نمی شوند.

تئوری تکامل:

  • تکامل مغز
  • مغز  در دوران ابتدای کودکی بالفعل کم و بالقوه بسیار بالایی دارد.
  • سلول های عصبی برای افزایش توانمندی مغز ناگزیر از ارتباط با یکدیگر(سیناپس) هستند.
  • مغز نوزاد انسان در بدو تولد به طور متوسط دارای۱۰۰ میلیارد  سلول عصبی است.
  • هر سلول عصبی به طور بالقوه می تواند با ۱۵۰۰۰ سلول دیگر ارتباط برقرار کند.
    هرچه تعداد این ارتباطها (سیناپس)بیشتر باشد، مغز توانمند تر و کودک از عملکرد بهتری برخوردار خواهد بود.

محرکهای متعدد محیطی از قبیل مراقبت تکاملی، تغذیه مناسب، مراقبت کافی در برابر سوانح و حوادث این دوران و…، آموزشهای مناسب این سنین به والدین، مراقبین و کودکان و…… بر این فرایند تاثیر گذارند

 

 

طیبه عسکری

دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی

۱ نظر

  1. بابا نظر می‌گه:

    زیبا بود استفاده کردیم