شنبه ۶ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۵:۱۶:۲۵ قبل از ظهر

مطالعه کتاب ؛پیش نیاز آزادی

کد خبر: 49912
تعداد بازدیدکننده: 228
تاریخ: ۳۰ مهر ۱۳۹۳

999-300x215
 مهم ترین میزان ومعیار برای سنجش وضعیت فرهنگی یک جامعه,  اقبال یا ادبار مردم به کتاب و کتاب خوانی است .جامعه ای که اهل مطالعه و کتاب خواندن نیست بی شک جامعه ای است که در بعد فرهنگی از عقب ماندگی رنج می برد و تبعات منفی و زیان بار آن را هم همواره بردوش می کشد و این میراث ننگین را برای نسل های بعد از خود باقی می گذارد و ما شاهد آن هستیم که روز به روز از جمعیت کتاب خوان ما کم می شود ودر عوض بر جمیت پاتوق رو و قلیان کش اضافه می شودو نه تنها در شهر ما که در همه کشور این وضعیت اسفناک وجوددارد.
  ما در حال افتخار کردن به فارابی ها و ابن سینا ها و خوارزمی هاو… هستیم و خودرا میراث خواران آن ها می دانیم و از «داشتن داشتن» داد سخن به میان می آوریم که مثلا ایران؛ زمانی مهد تمدن و فرهنگ بوده و ما بزرگانی زیادی را در عرصه علم ودانش به جامعه بشریت معرفی کردیم اما دریغ از یک جو معرفت و شناخت که بدانیم  باید به داشته های امروزمان ببالیم  و«دارم دارم »حساب است نه گذشته پرافتخار که رفته و سپری شده است.
ما ملتی هستیم که با کتاب قهرابدی کردیم وعمرمثلا ارزشمند خودرا به خواندن اختصاص نمی دهیم چون خواندن را امری بی ارزش می دانیم  که در آن نه نان است و نه آب .ما همواره در جستجوی چیزی هستیم که برایمان منفعت مادی داشته باشد.
ما کتاب نمی خوانیم؛ زیرا نیازی به خواندن کتاب احساس نمی کنیم !! خواندن هر «خواندنی» برای برآوردن نیازی و یافتن پاسخ برای پرسشی است.
کسی دنبال چشمه حقیقت می رود و در جستجوی دانش ,عمر خود را سپری می کند که تشنه معرفت و شناخت باشد .
آب کم جو تشنگی آور به دست             تا بجوشد آب از بالا و پست

ما کتاب نمی خوانیم  چون ملتی هستیم که همواره توده وار زندگی کردیم وهیچ وقت به ما اجازه داده نشده که مستقلا فکر کنیم و بیاندیشیم وهمواره عده ای  قیمومیت ما را بر عهده داشتندو ما را  طفل صغیری  فرض کردند که باید در گردنه های صعب العبور زندگی دستش را بگیرند و راه را از چاه برای او باز شناسند و هیچ وقت به ما اجازه داده نشده که بزرگ شویم  یا خودمان نخواستیم که حصار حقارت رادرهم بشکنیم  و اگر هم روزی اراده کردیم که بزرگ شد ن خودمان را اعلام کنیم با چماق بر فرق سرمان کوبیدند و به ما حالی کردند که راه شما اشتباه است و حکم آن است که ما بفرماییم و لطف چیزی است که ما بیاندیشیم.
مشی و مرام جامعه ی توده وار، پیروی و تبعیت و تقلید کورکورانه از دیگران است. از این رو کمتر کسی مسئولیت باورها و پنداشته های خود را بر دوش می گیرد .  انسان توده وار از خود می گریزد وهیچ گونه مسئولیتی را نمی پذیرد واگر هم در کاری شکست بخورد آن را تقصیر دیگران می اندازد و خود را از هرگونه اشتباهی مبرا و مصون می دارد که نمونه های آن را به وفور در این سالیان دیدیم که همگان عدم موفقیت خود را یا دست های پنهان و پشت پرده می دانند که همواره در حال توطئه هستند یا مسئولان قبلی که متصدی امور بودند.
 کتاب، آدمی را از پیروی باز می دارد و اندیشه ی انتقادی را بر جای آن می نشاند. انسان توده وار از کتاب گریزان است ؛ زیرا او را به اندیشه و ارزیابی فرا می خواند. پذیرش نیاز به کتاب از سوی توده ها به معنای پایان یافتن دنباله روی کورکورانه ی توده ها از رهبران است.
 کتاب، مسئولیت فهمیدن را به شخص خواننده ی کتاب می سپرد ؛ در حالی که پیش از این ، ادراک و فهم خویش را به دیگری واگذار کرده بود. نتیجه آن که کتاب، پیش نیاز آزادی است . ملتی که با کتاب قهر باشند گریز و گزیری از اسارت ندارند.
 
دکتر حسین ارجمند