چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۵:۲۲:۲۱ قبل از ظهر

مقصد کاروان حسینی بهشت است،بهشت ظهور

کد خبر: 50103
تعداد بازدیدکننده: 221
تاریخ: ۰۴ آبان ۱۳۹۳

IMG_1491

کاروانی بار سفر بست

نه دیروز یا امروز

نه از مدینه و مکه تا کربلا

بلکه از ابتدای زمان و مکان تا مقصدی عظیم به نام «ملک عظیم».

کاروانی پر شرار از آدم(ع) تا خاتم(ص).

و از خاتم تا انتهای عالم چرا که:« همانا محبت حسین(علیه السلام)گرمائی در دل مؤمنان است که هیچ گاه سرد نخواهد شد. »

کاروانی که حتی قبل از آدم و از ابتدای خلقت قافله سالارش از بهانه های خلقت بود و بهشت به یمن وجود و از ثمرات خلقتش.

کاروانی حقا و انصافا برازنده نام «کاروان»

چرا که قافله سالار،خود فرمود:باوفاتر از یاران من نیست.

آری کاروان، کاروانیان حسینی

کاروانیان و قافله سالاری به نام حسین(ع).

همو که تنها؛تن ها به خود پیوند داد و تا اوج رهنمون شد.

نه تنها رهنمون؛ بلکه برد ، رساند و سکنی داد.

سکنی داد در قله، در اوج ،در بالاترین ارتفاعات عالم؛اعلی علیین.

و این هنر کشتی نجات است و این یعنی «قافله سالاری»، یعنی «ولایت».

قافله سالاری که دعوتش حق بود،حرکتش حق و مقصدش حق.

قافله سالاری که در همه اعصار ندای «هل من ناصرش» به گوش می رسد،

خوشا پیوستگان به این کاروان

و بدا به بازماندگانی که صدای طلب یاری اش را می شنوند و بی جواب می گذارند!!

کاروان حسینی هنوز هست،در حرکت، در همه زمانها و همه مکانها

و کاروانی اینگونه با جذبه حسینی هزاران مجذوب دارد

و خوشا سعادت کاروانیان.

آری نه کربلای عراق مقصد بود نه عاشورای ۶۱ هدف.

بلکه عاشورای حسین(ع) میعادگاه عشاق بود و کربلای حسین(ع) نیمه راه بهشت؛

مقصد عاشورا و کربلای عالم در همه زمانها و مکانها؛سرزمینی است از جنس بهشت؛بهشت رشد،بهشت ارتفاع ،بهشت حب، بهشت قرب و بهشت حضور.

آری یادمان باشد:کاروان حسینی هنوز هست و سرزمین به سرزمین در حال تعالی تا بهشت،تا«بهشت ظهور».

و یادمان باشد: برای رسیدن به این بهشت باید حسینی شد ؛ برای حسینی شدن کاروانی.

محمد علی قاسم زاده

 

۷ نظر

  1. سید امین رضوی می‌گه:

    سالهاست از حسین می گوییم اما چون او نیستیم. سالهای سال است که عزاداری حسین به بهترین نحوه انجام میشود اما نمیدانیم حسین برای چه به کوفه رفت. !!؟؟؟ همانگونه که شیعیان علی نمی دانند چرا در چاه های مدینه فریاد می کشید، نمی دانند چرا حسین به کوفه رفت؟! تا زمانیکه این چرایی روشن نشود، نوشتن از عزای حسین و آنچه بر او رفت، بی فایده به نظر می رسد، چرا که آنچه ما بخاطرش بر سر و سینه می زنیم را زینب، زیبایی می نامید. کاش، اندکی از نوشتن های خود و سرودنهای خود، در باب آنچه که بر حسین و خانواده اش گذشته می کاستیم و بر آنچه که در کربلا، پشت تصویر ظاهری که اتفاق افتاد، گذشت، می نوشتیم. کاش، به حر می پرداختیم، بجای پرداختن به تشنگی های کاروانیان، کاش به زینب می پرداختیم بجای گرفتن سر برادر در گودال قتلگاه؛به سخنانش در بارگاه یزید می اندیشیدیم. که وای بر حال شیعیان علی و دوستداران حسین که زینب را در عصر عاشورا گم می کنند…. روز عاشورا، غروبش صبح بیداری است برگردید. کاش، به حر می اندیشیدیم. چگونه است که فردی مانند حر که در در جاتی زیر صفر است، در عرفان، نه در دین، به یک نیم روز، می شود کسی که یک عالم شاید به صد سال عبادت و نماز نرسد. آنچه را که به ما آموخته اند که سالها ریاضت و نگهداری نفس و تزکیه و امر به معروف و نهی از منکر و …. باید بیاموزی تا به آنچه که در عرفان کمال نامیده می شود، دست پیدا کنی، حر در یک نیم روز به آن می رسد و این نشان می دهد که رسیدن به درجه بالای عرفان، تنها یک شناخت است ، یک فهم است و یک درد. آنچه را که همام، نتوانست برای دانستنش، طاقت آورد و صیحه ای زد و جان به جان آفرین تسلیم کرد، حر، فهمید و به یکباره، زن وفرزند و مال و منال، را بپای حسین ریخت، به پای فلسفه شهادت، آنچه که امروز ازحسین فراموش شده است. کاش فرصتی می شد، بیشتر سخن می گفتیم. از جوانان خواستارم، بجای پرداختن به ظاهر عاشورا، به کنه آن بیاندیشند. برای شروع؛ به این سوال پاسخ دهند در ذهن خودشان، حسین، برای چه، به کوفه رفت؟ برای چه، با خاندانش؟ چرا پنهانی نرفت؟ نمی خواهم به جوابهایی که همیشه شنیده ایم، بیاندیشید، به آنچه که امروز، می توان در نظر گرفت، با شرایط امروز، بیاندیشید. برای شناخت امامانمان، شناخت شرایط و روزگار آنها، بسیار مهم است. در نظر بگیرید، پسر معاویه خلیفه مسلمانان است، یعنی امیرالمومنین یزید بن معاویه بن ابی سفیان، (به زعم مسلمانان انزمان) و حسین، با نامه نگاریهای کوفیان، به سرکردگی خزاعی، به کوفه می رود، برای احیای دین جدش محمد ص. این جمله را بارها شنیده اید، سوال اینجاست، مگر دین محمد چه شده بود؟ به آن پاسخ دهید. سوال دیگر اینکه آیا حسین موفق به احیا شد؟ اگر شد ، چگونه و با کمک کی؟ پس چرا مروان بن حکم (معروف به چلپاسه) شد خلیفه مسلمانان؟ چرا عبدالله بن زبیر شد خلیفه مسلمانان؟ یکبار هم شده، این عاشورا را به نگاهی دوباره، آغاز کنید:
    طبل، زنجیر، دسته ، کتل
    جلوه ی خشک نقل بازاری است
    راز ، آنسوی خیمه شب بازی است
    تا که ؟ از راز پرده بردارد؟
    موفق باشید

  2. داود خشم می‌گه:

    در باره ی نوشته بالا می گویم :
    انسانها برداشتهای مختلفی از حوادث تاریخی دارند . گاهی این حوادث تاریخی تبدیل به بخشی از مذهبهای مختلف می شود.برای اینکه بین بین اعضای مذهبی و غیر مذهبی جامعه اتحاد به وجود آید بهتر است افراد غیرمذهبی به کنکاش تاریخی و جوانب دیگر حوادث تاریخی که تبدیل به بخشی از مذاهب جاری در جامعه شده نپردازند.زیرا مذهبیون آن را بی احترامی می پندارند.از طرف دیگر افراد مذهبی هم سعی نکنند اعتقادات خود را به افراد غیر مذهبی تحمیل کنند.اگر هر دو گروه این موضوع را رعایت کنند مطمئنا جامعه پایدار خواهد بود و گرنه جامعه در ناپایداری نامیرا به سر خواهد برد.
    جمع شدن حول منافع ملی و احترام به عقاید یکدیگر بهترین راه برای حرکت روبه جلوی جامعه ی ماست.مخصوصا که ما دارای شخصیت ملی ای چون کورش کبیر هستیم که حقوق اجتماعی و مدنی را پایه گذاری کرد.در منشور کورش کبیر که پس از فتح بابل از طرف کورش بزرگ صادر شد به احترام به عقاید مختلف و آزادیهای دینی تاکید شده است.در ضمن ۷ آبان روز کورش بزرگ است.

  3. ایلیا می‌گه:

    آیا امروز می توانیم در مقابل دروغ ونفاق ودزدی بیت المال وظلم وتبعیض وغارت سرمایه های ملی ایستادگی کرد؟درصورت تحقق این هدف چه سرنوشتی درانتظارماست؟آیابهتر نیست به جای گریه بر عطش حسین ع) بردرد ورنج انسان امروز مرهم بود؟

  4. ناشناس می‌گه:

    سلام با تشکر از مطلبتون آقای قاسمزاده انشالله موفق و موید باشید .آقای رضوی سلام مطلبتون با مقاله هایی که می نویسید همخوانی ندارد نکند خودتون مطلب را برای مردم می نویسید و خود را شامل آن نمی دانید .شامل انحرافاتی که سالیان دور وارد محرم شده را به یکباره می خواهید نقد کنید تا درست شود
    آیا امام حسین هم پیرو جناح خاصی بود آیا مخالفان خود را را سریع را نابود می کرد مانند حر
    یا گذشت می کرد .شعور انسانی
    تا به کمال نرسد چیزی درست شدنی نیست مانند افراد عمر سعد .ما باید یقه کسانی را بگیریم که از امام حسین برای خود
    سنگری برای درپوش گذاشتن کارها یشان استفاده و باعث از بین رفتن اعتماد مردم به همه چیز می شود مانند حکایت امروز ما.دیگران درس می گیرند از امام
    حسین مانند گاندی و…ولی ما از امام حسین سود می گیریم .تا ما بویی از انسانیت نبرده باشیم و شعور نداشته باشیم و یکررنگ نباشیم اگر امام حسین الان هم بیاید با انسانها آن روز هیچ فرقی نمی کنیم و امام را تنها می گذاشتیم .به تاریخ که می نگری تاریخ مانند چرخه ای که تکرار میشود ولی کسی درس نمی گیرد فقط می نشینند و نقد می کنند.به حوادث پیش آمده بافق که نگاه می کنم این قضیه بیشتر تداعی می شود.
    مردمی که برای حقوق خود به آب و آتیش زدند آن روز که آرام بودند می گفتند تقصیر خودتان است حرفی نمی زنید آن روز که که بر خاستند تا حرف بزنند گفتند اشتباه است باید آرام باشید تا کارها حل شود.در حل این معادله هزار مجهول بافق مانده ام که چکار کنیم از روزی که دیدیم فقط غرر می کنند و می گویند مردم بی بخارند و یک روز که عده ای به پا خواستند دیدیم می گویند برای منافع شخصی و این تخریب چی ها بافق هستند .امام حسین شعاری بیش نزد برخی ایرانیان نیست همانطور که ایرانیان در زمینه شعار دادن حرف اول را در دنیا می زنند(مانند عمل نکردن مسولین به قولهایشان )
    خدایا ذخیره آخرتت را برسان ی

  5. محمدرضارضايي. می‌گه:

    ضمن عرض سلام به دوستان چند جمله از دکترشریعتی برای مطالعه مجدددوستان میآورم.
    از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! .
    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند.
    حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
    حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.

  6. ماشاالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام
    لبیک یا حسین(ع)
    این جمله ای بود که جوانان در دفاع مقدس زمزمه میکردندو به قلب دشمن یورش میبردند. کاش به جای به سرو سینه زدن کمی میاندیشیدیم کمی تامل میکردیم .عزارداری برای امام شهیدان ثواب دارد.اما کاش ظاهر سازی ها جای خودرا به شور حسینی میداد .