سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۱۰:۱۶:۲۱ قبل از ظهر

چشمان نافذ تدبیر

کد خبر: 50691
تعداد بازدیدکننده: 141
تاریخ: ۱۳ آبان ۱۳۹۳

TASHEKOROI

رئیس جمهور در دستوری به تاریخ دوم آبان ماه سال جاری، سه نفر از وزرا را مأمور کرد تا به مسئله «اسید پاشی در اصفهان» هر چه سریع تر رسیدگی کنند و گزارش آن را به هیئت دولت ارائه نمایند.

پیش تر از این هم رئیس جمهور دغدغه خود را درخصوص بحران آب در اصفهان  با این عبارت به معاون اول خود گوشزد کرده بود: “جهانگیری  گفت: روز گذشته که به آقای رئیس جمهور گفتم، عازم اصفهان هستم با تمام وجود بر موضوع اصفهان تأکید و دغدغه شهر را موضوع زاینده‌رود بیان کرد و گفت باید نگرانی مردم اصفهان در این زمینه کاملاً برطرف شود. ” (روزنامه دنیای اقتصاد، مورخ ۳/۶/۹۳) رئیس جمهور در این فرامین و توصیه ها می خواهد تا مقامات کشوری با کمک مسئولان محلی، مسایل به وجود آمده را حل و فصل نمایند.

مسایلی که نه تنها ذهن مردمان آن دیار را در برهه ای خاص آشفته کرده؛ بلکه در بوق تبلیغاتی رسانه های داخل و خارج به کرات آمده است و هر کدام از منظری به این مباحث پرداختند. آن روز موضوع آب به شیوه ایی دیگر و امروز مسئله اسید پاشی به روشی تازه!
شکی نیست که همیشه مراکز استان از اهمیت خاصی برخوردار می باشند؛ به ویژه در شهرستانهایی که جمعیت بالایی ساکن باشند، قاعدتاً شهر اصفهان از این مسئله به دور نیست! این نکته را نیز اضافه باید کرد که بیشتر ارکان دولت همه از آن دیار بر خواسته اند و اگر دستور رسیدگی سریع آن هم در سطح ملی داده می شود به خاطر این مسایل هم می تواند باشد.

اگر بخواهیم این موضوع را به نوعی با حوادث اخیر بافق (اعتراضات کارگری مربوط به شرکت سنگ آهن) مقایسه کنیم پر بیراه نرفته ایم! در جایگاه تشبیه، حیات اصفهان به آب و صنایعش وابسته است، در بافق نیز به وجود معدن یا معادن که نمود آن فعلاً شرکت سنگ آهن مرکزی است. دوم این که موضوعات فروش سنگ آهن و  واگذاری آن بدون در نظر گرفتن حق و حقوق مردم مطابق با آنچه که در قوانین آمده  موجبات نگرانی مردم این دیار را فراهم نموده زیاده از حد نگفته ایم، همان چیزی که در اصفهان از آن به عنوان نگرانی یاد می شود؛ هر چند که اخباری مبنی بر دستگیری عاملان اسید پاشی در فضای مجازی آمده است. پس نتیجه می‌گیریم آنچه که برای مردم اصفهان یعنی موضوعات آب و اسید پاشی و برای مردم بافق یعنی موضوعات فروش معدن و نگرانی‌های از بابت آینده مطرح هست، بی شباهت به هم نیست! پس چرا در خصوص شهروندانی در یک نقطه خاص، رییس جمهور، عالی‌ترین مقام اجرایی کشور، دستور ویژه صادر می کنند؛ اما برای مردم بافق نه تنها هیچ؛ بلکه وزیر مربوطه از پاسخگویی طفره می رود.

این متفاوت برخورد کردن ناشی از چیست؟ به نظر نگارنده پاسخ را باید در همت برخی از مسئولان جستجو کرد. مسئولانی که موضوعات منطقه و استان خود را به مرکز گزارش نمی کنند و پایتخت را در جریان شرح ما وقع جریان‌ها قرار نمی دهند و از مرکز در خواست حل موضوع را نمی کنند؛ هر چند که می دانند تمامی امکانات و ابزار حل و فصل مسایل در تهران وجود دارد.

در موضوعات بافق همانگونه که در سخنان نمایندگان مردم، بعضا آمد که ” مطالب به صورتی غیر واقعی به تهران گزارش می شود. ” (سخنان نماینده کارگری در تاریخ ۵/۶/۹۳ در بافق) مسئولان رده بالای کشور در چند و چون ماجرای معدن بافق نبودند و گرنه چشمان نافذ تدبیر، مردمان این سامان را نباید فراموش نمی‌کرد. اگر امروزه دستور رئیس جمهور به مردمان اصفهان اختصاص داده شده به مدد همت مسئولان آن استان بوده در رساندن خواست و اراده مردم به تصمیم گیرندگان در تهران، مسئله ای که در حوادث بافق نمودی نداشت. تا رئیس جمهور هم دستوری صریح و سریع می داد تا حوادث بافق حل و فصل شده و مردم از نگرانی به درآیند.

محمد حسین تشکری

۶ نظر

  1. داود خشم می‌گه:

    جناب تشکری ، بچه محل عزیز
    درباره ی حادثه ی اسید پاشی دستور رئیس جمهور تاثیر گذار نبود و تا به این لحظه هیچ کس دستگیر نشده است . مشکلات بافق ،اصفهان،سیستان و بلوچستان و …. همه در سایه ی اتحاد مردم ایران حل می شود.

  2. آقای تشکری این تشبیه ، درست نیست الا اینکه از هر مطلبی بخواهید تشبیهی درست کنید برای اینکه مسئولان فعلی بافق را ناکارآمد جلوه دهید و البته یکی از آنها را که اکنون مسئول نیست، کارآمد.

  3. داود خشم می‌گه:

    جناب حسین آقا بنده نیز با آقای رضوی موافقم.
    من در تاریخ ۱۴ خرداد سال جاری که اعتصاب در بافق جدی بود با نام اصل ۲۷ قانون اساسی مطلبی نوشتم و در قسمت نظرات سایت بافق فردا ارسال کردم.از شما خواهش می کنم این تحلیل را بار دیگر مطالعه فرمایید .تحلیلی که تقریبا همه ی بندهایش درست از آب در آمد :
    همشهریان عزیز به موارد زیر توجه بفرمایید :
    ۱-مراحل خصوصی سازی تقریبا به پایان کار خود رسیده است و هیچ یک از مسئولین شهرستان – استان و حتی مسئولینی در حد معاون رییس جمهور نمی توانند کاری انجام دهند.همانگونه که دیدیم مافیای مورد نظر به دستور معاون رییس جمهور نیز توجهی نکرد.
    ۲-عده ای از مسئولین شهرستان قصد دارند از طریق رهبری لغو خصوصی سازی را دنبال نمایند.بعید است این اقدام به سرانجامی برسد.
    ۳-عده ای از مسئولین مانند آقای مهندس جوکار-نماینده مردم یزد صحبت هایی در حمایت از شهرستان بافق می زند ولی همه ی ما نیک می دانیم این حمایت ها ظاهر سازی است و حربه ای برای تازیدن به جناح رقیب یعنی جناح اعتدال گرا و اصلاح طلب است.
    ۴-مردم بافق نباید به هیچ یک از جناح های اصول گرا یا اصلاح طلب اجازه دهند از این اعتصاب صورت گرفته به نفع خود سود برند.
    ۵-هدف مافیا فرسایشی کردن حرکت اعتراضی مردم بافق و ایجاد نا امیدی در بین مردم است.شاید در آینده ای نزدیک شایعه ای قوت بگیرد که حقوق کارگران سنگ آهن بپرداخت نخواهد شد و کارگران سنگ آهن هم اگر از حمایت سایر اقشار مردم بافق برخوردار نباشند و ببینند در این میان تنها آنان متضرر می شوند به اعتصاب پایان خواهند داد.
    ۶-هر نتیجه ای به جز لغو کامل خصوصی سازی و به کارگیری حداقل دو مدیر بومی در هیت رییسه ای که مدیر عامل آن بومی است شکست برای بافق محسوب می گردد.
    ۷-همه ی ما می دانیم در نقاط دیگر نیز اعتصاباتی به همین شکل برقرار است پس به نفع دولت است که اعتصاب مردم بافق را به همین شکل نگه دارد و آن را تحت کنترل قرار دهد زیرا اعتصاب سنگ آهن بافق ضرر مالی چندانی به دولت نمی زند.قابل درک است اعتصاب در سنگ آهن به اندازه اعتصاب در بخش نفت اهمیت ندارد.
    ۸-در داخل شهرستان نیز اسیر باند بازی های موجود نشویم باند بازی هایی که یک روز جواد عسکری را هدف قرار می دهد و روز دیگر مرحوم دهستانی و یا هر مدیر دیگر بافقی را.این بازی ها برای انحراف افکار عمومی و به حاشیه کشاندن حق خواهی مردم بافق است.
    ۹-ما نباید حق خواهی مردم بافق را به دعوای بین شهرستان ها بکشانیم.این نیز یک توطئه است و باید بدانیم ما هیچ مشکلی با مردم عزیز اصفهان-خوزستان و اردکان نداریم.
    ۱۰-عده ای می گویند مسئولین رده بالا از این اعتصاب خبر ندارند این دروغ محض است زیرا در دنیای امروز افراد عادی از خیلی از خبرها آگاهی می یابند چه رسد به مسئولین.سایت های خبری داخلی و شبکه ها محاواره ای بارها از اعتصاب خبر منتشر نمودند.البته از صدا و سیما انتظاری نداشتیم و نداریم.
    ۱۱-اگر ما به قانون اساسی اعتقاد داریم باید به همه ی اصول آن معتقد باشیم یکی از این اصول- اصل ۲۷ قانون اساسی است.حال که مردم بافق از اصول ۴۴ و ۴۵ نتیجه ای نگرفتند بهتر است اصل ۲۷ را مد نظر قرار دهند.ترس از اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی ترسی احمقانه است.
    منبع :
    http://www.bafghfarda.com/?p=42149#comment-31235

  4. mohsan می‌گه:

    سلام اقای تشکری تشکر می کنم از بیان کردن مطالب پشت پرده.
    و اقای سید امین رضوی به شما توصیه میکنم که مانندبچه ای که با دادن ابنبات به اوهر کاری میکند نباشیدمثل دیگر مردم بافق در سایه ولایت فقیه وانقلاب حرکت کنید که ابنبات اخرش تمام میشود وهمچنین توصیه میکنم شما که تخصص نقش ورج قالی دارین ببینین قالی پهن شده در بافق بافندگانشان چه کسانی هستند.

  5. ایمان می‌گه:

    آقای mohsanمشکل شما با آقای رضوی به خودتان مربوط است ولی شما حق ندارید از طرف مردم بافق سخن بگویید.مردم بافق خود می دانند چه می خواهند.فکر کنم خود شما قصد دارید آبنبات کاغذی دست مردم بدید ولی مردم خوب می فهمند چه خبره .