چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۲:۵۴:۱۰ بعد از ظهر

پسر علی یا پسر مرجانه؛ ما به کدام وفاداریم؟

کد خبر: 51527
تعداد بازدیدکننده: 159
تاریخ: ۰۵ آذر ۱۳۹۳

Abbas-Askary1-80x80

روزهای پرتب و تاب و پرشور عزاداری امام حسین(ع) تمام شده است؛ روزهایی که شیعیان و غیرشیعیان جهان به پاسداشت این حادثه یگانه‌ی روزگار برخاستند. از این جمعیت گریان و عزادار، همه یا دست کم عمده‌ی آنها باور دارند که اگر به جای مردم بی‌وفای بصره و کوفه بودند، بی‌شک و تردید در صف اول یاران امام می‌ایستادند و اجازه‌ی چنان هتک حرمتی به خاندان پیامبر نمی‌دادند. اما، چنین ادعایی بر چه پایه‌ای استوار است؟ احساسی است؟ عشق است؟ محبت است؟ شناخت چه؟ آیا ما از زیر و بم حادثه‌ی سرشار از شگفتی محرم ۶۱هجری چیزی می‌دانیم که چنین بی‌پروا خود را در رکاب امام می‌دانیم؟ شاید بد نباشد که نگاهی به زیربنای چنین اعتقادی بیندازیم: «ما بنا به چه استدلالی خود را وفادار به امام می‌دانیم؟»

۱- «ما به اصول و فروع دین خدا معتقدیم و در چنان روزی بنا به دستور اسلام در سپاه امام بودیم؛ آیا جز این است که در هنگامه جنگ باید در سپاه اسلام ایستاد؟»

نکته شگفت در واقعه کربلا این است تمام سپاهیان عمر سعد که چنان ننگی آفریدند هم مسلمان بودند. عجیب است، اما بعد از آنکه به اصرار و اجبار مردم، حکومت بر عهده‌ی امام علی (ع) قرار گرفت، مسلمانان طالب جاه و مقام که از او ناامید شده بودند، جنگ‌هایی را آغاز کردند که برای اولین بار هر دو سپاه مسلمان بودند. حادثه‌ی کربلا هم از همین دست است: مسلمان در برابر مسلمان. عجیب‌تر این است که سپاه حر در رویارویی با امام حسین (ع) پشت سر او نماز خواندند؛ آنها حتی امام را از فرمانده‌ی خود لایق‌تر به امامت جماعت می‌دانستند. چه شد که این مردم چند روز بعد بر امام جماعت خود شمشیر کشیدند؟

۲- «امام پسر دختر پیامبر خدا بود؛ ما به حرمت خاندان او در کنارش می‌ایستادیم»

البته در شام که از زمان‌های دور مرکز زمامداری معاویه شده بود، عجیب نبود که شناختی از خاندان پیامبر نداشته باشد، چرا که تبلیغات شدید معاویه اسلام را زیر و رو کرده بود، چه رسد به خانواده‌ی پیامبر؛ اما کوفه چه؟ کوفه مرکز حکومت امام علی بود؛ علی (ع) به کمک همین مردم به جنگ معاویه رفته بود؛ آنها به علی و بیت او احترام می‌گذاشتند و دعوت آنها از امام حسین (ع) هم قطعا متاثر از همین سابقه آشنایی و احترام ویژه او پیش مردم کوفه بود. سوز و گداز کوفیان پس از مشاهده‌ی کاروان اسرا ناشی از یادآوری خاطرات گذشته با همین خانواده بود. کوفه یک آن و در هیاهوی پراحساسی که خود آفرید، گرفتار شد؛ چنان قفلی بر دل‌های مردم زده شد که ندیدند که آنکه روبروی آنها خطابه می‌کند، پسر همان کسی است که سال‌ها در کنار او جانبازی کرده بودند.

۳-«المومن اذا وعد وفی»

واقعیت این است که سنجش بسیاری از ارزش‌های اخلاقی (و از جمله وفای به عهد) در شرایط عادی ناقص است. مسلم (ع) می‌تواند ادعای پایبندی به اخلاق اسلامی داشته باشد که در یک قدمی دشمن درجه‌ی یک خود، حاضر به قتل او نشد، چراکه آن را برخلاف سیره‌ی پیامبر می‌دانست. اما ما چه؟ آیا زیر تیغ عبیداله هم می‌توان به سپاه حق وفادار ماند؟

۴- «یزید فاسق، فاسد و بی‌کفایت بود و شأن حکومت اسلامی بسیار فراتر از کسی چون او بود؛ ما در مقابل شایسته‌ای چون حسین‌بن علی چطور می‌توانیم به عوامل یزید بپیوندیم؟»

جالب است که مردم کوفه هم چنین می‌پنداشتند. آنها از زمان معاویه، آل‌امیه را شایسته‌ی حکومت به نام اسلام نمی‌دانستند؛ نامه‌های دعوت آنها از امام حسین (ع) هم سرشار از کنایه‌ها و انتقادها به معاویه و یزید است. آنها هم می‌پنداشتند که حکومت اسلام برازنده‌ی مردان دین است، نه مفسدان. اما، به هنگام ضرورت، چنان پسران خود را از پشت سر مسلم به خانه‌ها کشاندند که او تنها در چند ساعت، خود را یکه و تنها دید.

۵- «دنیاپرستی مردم کوفه آنها را از راه حق بازداشت»

قطعا درصدی از مردم کوفه در ابتدای ماجرا به نیت رسیدن به مقام و مال و جاه به امام نامه‌ نوشتند، این مردم زمانی که ورق را برگشته و دنیا را در جبهه مخالف دیدند، پا در رکاب عمر سعد به جنگ امام رفتند. اما چه بسیار کسانی هم بودند که حب دنیا هم نداشتند، اما جسارت ایستادن در برابر زور را در خود ندیده و ناچار خود را در میان خیل چندهزارنفری دیدند که به نبرد با پسر پیامبر می‌رود. کسانی هم بودند که قدرت کندن از کوفه و حرکت به سمت سپاه حق را نداشتند، در خانه ماندند و دعا کردند که غائله پیش رو ختم به خیر شود، همین.

ختم کلام: درد این مردم چه بود؟ چه چیزی آنها را واداشت که بین پسر مرجانه و پسر علی‌ابن‌ابی‌طالب چنان گستاخانه و لاقید انتخاب کنند و چنان سنگدلانه بکشند و بسوزند و ببرند؟ شاید لازم باشد قدری از این شور خود کاسته و نگاهی دیگر از نو به این حادثه‌ی عظیم بیاندازیم؛ چه بسا ما هم در آن روز از کسانی بودیم که از کوفه گریختند تا نه این سر ماجرا باشند و نه آن سوی آن؛ شاید مفید باشد اگر به این حدیث سراسرپند امام نگاهی دیگربار بیاندازیم: «مردم مردم بنده دنیا هستند؛ دین را تا آنجا می خواهند که با آن زندگی خود را سر و سامان دهند و چون آزمایش شوند، دینداران واقعی بسیار کم خواهند بود»

عباس عسکری

۹ نظر

  1. عسکری می‌گه:

    ان شاالله از این نوع مقالاتی که نشان دهنده فهم واقعیات دنیای اسلام است ، زیاد ببینیم . موفق و موید باشید .

  2. مرسلوئی می‌گه:

    بسیار تآمل برانگیز و تآثیر گذار بود. ای کاش بتوانیم اینگونه واقع نگر باشیم وتلنگری هر چند کوچک در وجودمان حس کنیم. قلمتان پاینده.

  3. محمدحسین می‌گه:

    مطلب آموزنده ای بودان شاالله شاهدمطالب جدیدشماباشیم .موفق باشید.

  4. bi gbm می‌گه:

    سلام با تشکر از مطلب بسیار عالی و زیبا و مفزدار
    به گفته پیر جماران تاریخ معلم انسان است ولی هرکس هر چیز را به منفعتش است را برداشت و استفاده میکند
    تاریخ آینه عبرت است ولی میبینیم هنوز حق کشی،آدم کشی،مظلوم کشی ،برده کشی،و سایر رزایل دیگر هنوز پابر جاست پس نتیجه میگیریم هنوز شعور انسان به اکمال نرسیده فقط در زمینه وسایل آسایشی به اکمال رسیده است از قبیل پوشاک و مسکن و ماشین و……..؟
    ان شا الله همگی عاقبت به خیر بشویم.
    خدایا خدایا خدایا ترمز ما را تعقل و شعور قرار بده
    خدایا خدایا خدایا ذخیره آخرتت را برسان
    ت

  5. محمد می‌گه:

    خیلی استادانه نگاشته اید .آفرین.سخن علی( ع ) مثل همیشه بسیارآموزنده وزیبابود

  6. ع-ر-ب می‌گه:

    جناب آقای مهندس عسکری
    مطلب جالب و تامل برانگیزی بود
    پایدار باشید

  7. رودست می‌گه:

    بنده از نسل گذشته درخواست دارم اندکی از اعتقادات سیاسی خنده دار خود دست بکشند . اعتقاد اصیل اسلامی مثل چهارده معصوم را باید حفظ کرد اما بعضی از اعتقاداتی که به عنوان بدعت در دین ایجاد شده است را باید طرد نمود و گرنه نسل امروز دچار یک طغیان عظیم چه در فکر و چه در عمل می شود.

  8. سید امین رضوی می‌گه:

    به وجد می آیم زمانی که مطلبی درخور، در سایتهای بافق، می بینم. احسنت. این مقالات، در نوشته های امروز، بسیار کم است. نوشته های سطحی و تحلیلگرانه کوچه بازاری امروز، بیشتر به درد ما بیکاران می خورد. اما این مقالات، بسیار خوب است. شاه بیت آنچه که ما باید از واقعه عاشورا بدانیم، در چند کلمه خلاصه می شود. به نظر بنده اگر روی هر کدام از کلماتی که در زیر می نویسم، تفکر کنید، نه فقط بخوانید، به نتایج جالبی خواهید رسید. این کلمات در هیچ مداحی و روضه خوانی بیان نمی شود. چرا که تفکر انسان را قلقلک می دهد و به این فکر وامیدارد که آنچه ما از عاشورا می دانیم، داستانی است تخیلی که بیشتر به فیلمهای هالیوودی می ماند، اسبها و سرها و گردنها یی که بریده می شود، خونهایی که ریخته می شود، تیرها و کمانها، یک تیرانداز قهرمان المپیکی مانندهرمله، خولی و سر بریده امام که تکان میخورد و خون می چکاند، بچه هایی که زجه می زنند و زنهایی که فقط می دانیم گریه کردند و مویه کردند و سرهای شوهرها و برادران را بر دامان گرفته اند و خون و دود و آتش و دستهای بریده و ….. اینها همه، در پیش پاافتاده ترین سناریوهای فیلمهای هالیوودی دریک استودیو نیز قابل ساختن است، فیلم ۳۰۰ را یادتان است؟ هروقت این فیلم را که در یک سیلوی بزرگ ساخته شده و ویژوال افکت آن را به این شکل درآورده می بینم، یاد سربریدن و دست بریدنهایی می افتم که بر منابر بیشتر از آن گفته می شود، یاد مداحی ای می افتم از کریمی که نوع و اندازه ی زدن نیزه را بیان می کند که یکبار می خواهند خط بندازند، یکبار نیزه رو فرو میکنند و بیرون نمی ارند، یکبار نیزه رو فرو می کنند و می چرخونن و بعد می کشن بیرون تا گوشت، پاره بشه و … و مردم پای این سخنان، آنچنان خود را می زنند که از صد سینمای هالیوودی انگار ، زیباتر تصویر می سازد. بگذریم. از این ظواهر که بیرون آییم، به این کلمات می رسیم. جوانهای امروز، را توصیه می کنم، تاریخ اسلام را مطالعه کنند، تا دستشان بیاید که سال ۶۱ هجری چه اوضاعی حاکم است. کاری نداشته باشند که کربلا، سپاهان تشنه اند، جوانها، امروز، تشنه ی دانستن باشند، تاریخ اسلام، بهترین راه است. چه جوی بر جامعه حاکم بوده است. به این کلمات بیاندیشند:
    ۱ ـ مسلمان (مسلمان در انزمان یعنی چی؟ روبروی امام حسین، که در منابر می گویند سپاه کفر، کافر نبودند بلکه از مسلمانان بسیار مسلمان بودند. اغلب آنها مسلمانی از پدر داشتند که بیش از ۶۰ سال بوده که مسلمانند . فیلم روزواقعه را ببینید. مسلمانی از پدر داشتن، یعنی سعد ابن ابی وقاص فاتح ایران، در زمان محمد، اولین تیر را برای اسلام در تاریخ، در اولین جنگ مسلمانان بر علیه کفر پرتاب کرد به گونه ای زمانه رقم خورد که فرزندش عمر بن سعد، اولین تیر را به سمت لشکر حسین بن علی (ع) پرتاب کرد و گفت: خبرچینان ابن زیاد در لشکر، به او بگویند که عمر، اولین تیر را انداخت… چرا که حکومت ری، به وی وعده داده شده بود. جوانان امروز، برای پیدا کردن جواب این سوال، باید به کلمه دوم، که در صحرای کربلا، تعیین کننده بود، بپردازند):
    ۲ ـ تبلیغات
    نبلیغات نکته ی مهم همه تاریخ است نه فقط امروز، یزید و ابن زیاد با تبلیغات، و البته پسر مرجانه و عمر و عاص قبل از آن، کاری کردند که مسلمانان می پرسیدند علی مگر نماز می خوانده است؟ این جمله، امروز به سادگی بیان می شود اما پشت آن، قضیه ای است که باید و باید بررسی شود
    ۳ ـ حر
    حر به عنوان نماینده یک طبقه ی خاص، صاحب همه چیز، مقام و پول و پست و البته اسلام ، چه شد که برگشت؟
    ۴ ـ زینب
    یعنوان یک زن، از شوهر طلاق می گرید تا به برادر بپیوندد، سخنان وی در مجلس یزید، نقش او در ادامه ی قیام عاشورا
    ۵ ـ یزید
    امیر المومنین یزید بن معاویه ابی سفیان، حافظ قرآن و ناجی اسلام، وی را قبل از آنکه لعنت کنید، مطالعه کنید
    ۶ ـ حسین بن علی و قیامش
    چرا حسین، با خاندانش آمد، ؟ به دنبال دنیا و یا به دنبال اسلام؟ زنده کردن سنت جدم که حسین هدف خواند، یعنی چی؟ چه شده بود مگر؟
    متاسفانه وقت برای بحث، اندک است و نوشتن هم سخت تر. کورسویی در دل وجود دارد که جوانهای امروز ما، هرچند ممکن است در ابتدا، همه چیز را منکر شوند، اما با تفکر، می توانند به این شعر و راز ان دست پیدا کنند:

    طبل، زنجیر، دسته ، کتل
    جلوه ی خشک نــّــقل بازاری است
    راز، آنسوی خیمه شب بازی است
    تا که! از راز، پرده بردارد؟

  9. محمدعلی می‌گه:

    ان شاالله بتوانیم با عمل نشان دهیم که از یاران واقعی امام حسین (ع) هستیم