پنج شنبه ۴ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۳:۵۸:۴۰ بعد از ظهر

حال و روزِ این روزهای کتاب ( بخشِ دوم )

کد خبر: 51775
تعداد بازدیدکننده: 236
تاریخ: ۰۹ آذر ۱۳۹۳

گسترشِ فرهنگِ مطالعه در جامعه ، مثلِ هر پروسه ی فرهنگی دیگر ، همتِ عالی مدیرانِ فرهنگی و متولیانِ

فرهنگ و نیز تمامِ اقشارِ جامعه را طلب می نماید و مسلماً هر کس و یا هر بنیادِ فرهنگی که در این زمینه

کوتاهی کند به ملت و وطنِ خود ، خیانت نموده است .

برنامه ریزی اصولی از یک طرف و پیگیریِ اجرای صحیح و بی کم و کاستِ آن از طرفِ دیگر که با

سعی و تلاشِ مداومِ مسئولین و بانیانِ فرهنگ امکان پذیر است اولین گام در توسعه ی فرهنگِ کتابخوانی و

نیز سایرِ امورِ فرهنگی به حساب می آید . در اولین قدم ، آنچه باید تغییر کند نوعِ نگاهِ ما به مسئله ی کتاب

است . اگر باور داشته باشیم که اضافه شدنِ یک کتاب و کتابخوان در جامعه ، به همان اندازه و حتی بیشتر ،

موجبِ کاهشِ جرایم و تخلفات شده ، ناهنجاری ها را نیز مهار می کند این بار مسئله ی کتاب به طورِ جدی برای

همه ی ما دغدغه ی خاطر خواهد شد و این باعث می گردد تا تمامِ همّ و غمِ خود را به کار گیریم و کوششِ واقعی ( و

نه آماری ، فرمالیته و یا دروغین ) انجام دهیم تا نقشی هر چند کوتاه در گسترش این فرهنگ داشته باشیم .

از طرفِ دیگر ، آموزشِ توده ی مردم از طریقِ نهادِ خانواده ، مدارس ، مساجد و غیره در موردِ اهمیتِ کتاب و نیز

ضرورتِ نذرِ فرهنگی ، موجبِ همه گیر شدنِ این فرهنگ خواهد شد . این که یک فرد در باورِ خود به این مهم برسد

که نذرِ فرهنگی هم می تواند در کنارِ سایرِ نذورات ، قرار گرفته ، حتی تأثیرگذاریِ بیشتر و بلندمدت تری از

خود بر جای بگذارد .

افراد می توانند هر از چند گاهی ، مبلغی پول و یا چند کتاب را به یک کتابخانه و یا یک مدرسه و . .  اهدا کنند  و

در درازمدت ، نتیجه ی تأثیرِ آن را در جامعه دیده ، خود را در ثوابِ آن دخیل بدانند .

متأسفانه این روزها ، بیشترِ نذوراتِ ما صرفِ تهیه ی غذا و گستردنِ سفره هایی می شود که مصرف کننده ی

آن ها ، اکثراً کسانی هستند که از قدرتِ خریدِ محصولاتِ غذایی و دیگر مایحتاجِ زندگی برخوردارند و ای کاش

هزینه ی همین سفره هایی هم که پهن می شد و می شود به خانواده های کم درآمد و فقیر می رسید که نمی رسد . اما

به هر حال اگر بخشی از این هزینه ها صرفِ گستردنِ سفره های فرهنگی بشود اوضاعِ جامعه به تدریج بهبود یافته و

دیگر شاهدِ پسرفتِ فرهنگی نخواهیم بود .

برگزاری کلاس های قصه خوانی به همراهِ معرفی کتاب در آموزشگاه ها و مراکزِ فرهنگی موجبِ آشناییِ

دانش آموزان با مقوله ی کتاب شده و آن ها را بیش از پیش با نویسندگان و هنرمندان بزرگِ جهان و ایران آشنا

می کند . مسلم است که نقشِ والدین در این حیطه نیز مثلِ خیلی از حیطه های دیگر در درونِ خانواده ها بسیار

پُررنگ و ملموس است و به گسترشِ فرهنگِ کتابخوانی کمکِ شایانی می کند . پس مسئولینِ ما باید با برگزاری

کلاس ها و دوره هایی ، والدین را با این امرِ خطیر و تأثیرگذار آشنا نمایند . ضمناً یادمان نرود که پروسه ی کتاب هم

مثلِ تمامِ پروسه های فرهنگی ، هم نیازمندِ بودجه ، وقت و برنامه ریزی است و هم نتایجِ حاصل از آن ، بلند مدت

خواهد بود  نه آنی و به احتمالی زیاد ، بی تأثیر .

برگزاری جلساتِ نقدِ کتاب ، حضورِ نویسندگانِ بومی و غیرِ بومی در مدارس و محافلِ فرهنگی به همراهِ برگزاری

کلاس هایی در رابطه با کتاب وکتابخوانی توسطِ آن ها و نیز برپایی جلساتِ سخنرانی پیرامونِ اهمیتِ کتاب ( هم

برای دانش آموزان و هم  برای والدینِ آ ن ها )  و همچنین برگزاری مسابقاتِ کتابخوانی می تواند تنها به عنوانِ

بخشی از برنامه ها و راهکارهای گسترشِ فرهنگِ مطالعه در جامعه باشد . البته همه ی ما می دانیم که برخی از

این برنامه ها هم اکنون نیز به صورتِ جَسته و گریخته انجام می شود ولی باید تأکید کنم تا زمانی که

چنین برنامه هایی به صورتِ مُدوّن ، متمرکز و مداوم ، یعنی در تمامِ طولِ سال و با شرایطِ عالی و در حدِ

انتظارانجام نگیرد نتیجه ی مطلوب به دست نخواهد آمد و باز مُسلّم است که نگاهِ مقطعی و فرمالیته به مقوله ی کتاب

و مطالعه ، بالطبع نتایجی مقطعی به دنبال خواهد داشت و تازه به دست آمدنِ همین نتایجِ مقطعی نیز در حالتِ بسیار

خوش بینانه ی آن است همچنان که می بینیم  روند فعلی ، علاوه بر این که هیچ نتیجه ی مثبتی به بار نیاورده  آسیب

های جدی و غیرِ قابلِ برگشتی نیز به فرهنگِ مطالعه وارد نموده است . آمارِ سرانه ی مطالعه ، خود گویای همین

مطلب است .

ان شاء ا… در بخش سوم به جمع بندیِ راهکارهای گسترشِ فرهنگِ مطالعه در جامعه ی امروز خواهم پرداخت .

لازم به ذکر است که این راهکارها فقط آنهایی هستند که به ذهنِ منِ حقیر رسیده و مطمئناً با هم اندیشی و

تبادلِ افکار می توان به راهِ حل ها و نتایجِ بهتر و کامل تری در این رابطه و مواردِ دیگری از این قبیل دست یافت .

( پایانِ بخشِ دوم )

نویسنده : جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

 

۱ نظر

  1. samaneh می‌گه:

    اوه کی میره این همه راه رو خیلی جوو گیری