سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۰۱:۲۴:۰۱ قبل از ظهر

کارگر سرکار حاضر شد اما کارفرما از ادامه کار آنها ممانعت کرد!

کد خبر: 52794
تعداد بازدیدکننده: 153
تاریخ: ۰۱ دی ۱۳۹۳

به گزارش بافق پویا؛ محمدعلی جداری فروغی وکیل و نماینده کارگران معدن کوشک بافق، آخرین وضعیت موکلان خود را در این معدن تشریح کرد.

وی اعلام کرد صبح امروز کارگران با اینکه دوماه حقوق معوقه آنان پرداخت نشده است و کارفرما قول خود را مبنی بر پرداخت حقوق در تاریخ ۹۳/۹/۲۶ عملی نکرده است، در شیفت صبح کاری در محل حاضر شدند اما نماینده کارفرما از ادامه کار آنها ممانعت کرد.

طبق گفته نماینده کافرما، قرارداد کار باید یک برگی و در سه نسخه امضا شود و نسخه قرار کارگران به آنان تحویل نمی گردد این در حالیست که طبق قانون کار، قرارداد کارگر باید در ۴ نسخه تنظیم و یک نسخه آن به کارگر تحویل داده شود.

جداری فروغی افزود مسئولین محترم اداره کار شهرستان بافق در جریان امور هستند و تلاش می کنند حقوق معوقه کارگران توسط کارفرما پرداخت گردد.

۵ نظر

  1. میلاد می‌گه:

    واقعا ظلم تا به کی ؟
    چرا باید کارگران تا به این اندازه مورد ظلم قرار بگیرند.
    بهتر است پیشتیبانان خصوصی سازی اندکی ببینند و عبرت گیرند .به زودی شاهد این اتفاقات در جاهای دیگر هم خواهیم بود.
    اینها می خواهند این پیام را به کارگران بدهند که ما هر کار بخواهیم انجام می دهیم و شما هم حق اعتراض ندارید.
    حداقل یک پارچه از طرف کارگران سنگ آهن در حمایت از کارگران معدن کوشک باید زده می شود.
    این بی تفاوتی کار درستتان خواهد داد
    این خط و این نشان

  2. ناشناس می‌گه:

    خواستم شعری برایت بگویم کارگر

    شعری از پر پینه دستت،

    شعری از پر کینه قلبت،

    درد و رنجت.
    شعری از کاخ ستم گر،

    شعری از کوخ تو رنج بر،

    شعری از گرمای آتش پای کوره،

    شعری از سنگینی زنجیر

    شعری از تاریکی دخمه،

    و اندر معدون و خانه.
    شعری از برخورد با آهن،

    به جای گل،

    تمام صبح و شب هایت،

    شعری از نابودی ایمانت،

    شعری از شرمت به پیش خرد فرزندت،

    به پیش بی گنه همسر،

    تمناشان لباسی نو.
    … شعری از احساس مردن زیر بار زندگی،

    و آن پتکی که می کوبی

    نه بر آهن،

    که بر فرق تمام بی شرافت ها،

    که بر اندیشه ناپاک غارت گر
    شعری از کارگر ظلم و ستم،

    شعری از کارگر خشم و خروش

    شعری از وحدت با محرومان،

    شعری از خشم فراوان،

    شعری از چالش با مترف ها،

    شعری از …
    اما…

    خبر رسید…

    خبر رسید که ظلمت به سوی نابودی است،

    نبرد ما به سوی پیروزی است.

    خبر رسید که دنیا به کام ما شده است،

    و روز فتح و ظفر بر همه عیان شده است.

    خبر رسید که دست یزدان از آستین ملت،

    بریده است دست ستم گران ضد ملت.

    خبر رسید که سرمایه دار بی ایمان،

    بگشت فنا به دست مردان.

    خبر رسید کاخ مزدوران،

    گشته مسخر دست محرومان.
    خبر رسید که غارت گر پر تزویر،

    شدند اسیر مردم به یک زنجیر.

    خبر رسید که روز آبادی است.

    و روز جشن و سرور و آزادی است.

    خبر رسید که ایمان برنده شد بر زور،

    رسید موسم شادی و جشن و سرور.

    خبر رسید که روز کارگر برپا شد،

    جهان دگر شد و حال کارگر دیگر شد.
    منبع :
    http://www.beytoote.com/art/song/workers-world-labor.html

  3. ح-ا-ا می‌گه:

    باسلام
    مدیرعامل معدن کوشک کیه حرف حسابش چیه……پاسخ قانع کننده ای رابه کارگران بدبخت بدهد.احتمالاخجالت زن واولاد رانکشیده است که ببیندچقدرسخت است!!!

  4. زنجره می‌گه:

    گل بود و به سبزه آراسته شد،
    قضیه خیلی داره جالب میشود ،وقتی قانونی نباشد که نظارت کند بر خصوصی سازی و قدرت را تمام و کمال در اختیار آن قرار بدهد نتیجه ای جز این ندارد ما خصوصی سازی می کنیم برای پیشرفت کشور و امنیت کار و کارگر ،ولی افسوس که فقط فکر
    جیب خود و منفعت خودشون هستند هر چند که این اتفاقات تازگی ندارد و قبلا هم اتفاق افتاده و هیچ کس فکری به حال این قضیه نکرد.قصه عجیب ، غریبی است ،و جالبتر این که کسی اقدامی انجام نمی دهد

  5. حسینی می‌گه:

    این ور بوم زمستونه اون ور بوم تابستونه ( نه حقوق های کلان سنگ آهنی ها و نه گرفتاری های کوشکی ها )