دوشنبه ۲۷ام دی ۱۳۹۵ ۰۹:۱۹:۱۹ بعد از ظهر

فردای بافق را شما می سازید

کد خبر: 53425
تعداد بازدیدکننده: 127
تاریخ: ۱۸ دی ۱۳۹۳

s
دوستان وفرهیختگان سامانه بافق فردا
سردبیر محترم و وارسته جناب آقای قاسم زاده گرامی
سومین سالگرد گشایش و تولد شکوه ساز و مهر آفرین «بافق فردا» را صمیمانه و از سویدای قلبم به یکایک نیک مردان و نویسندگان ودست اندر کاران عزیز که متاسفانه نمی شناسمشان ، تبریک عرض نموده و ار اینکه با تاخیر خدمتتان می رسم از شما پوزش می طلبم.
این روزها ، سومین سالگرد راه اندازی سامانه ای است که تا کنون موفق شده در دل هزاران بافقی فرهیخته و دوستدار شهرشان رسوخ کرده و ریشه بدواند.بدست آوردن این جایگاه به آسانی میسر نیست و به آسانی هم از دست نخواهد رفت ولی آۀچه مهمتر است اینکه رمز این موفقیت چیست؟
به نظر نگارنده مهمترین علت همسویی رشد و آگاهی مردم بافق و بروز بودن آنان در بهره مندی از تکنولوژی های مدرن و ابزار قدرتمند اطلاع زسانی است که در سایر زمینه های فرهنگی و ژورنالیستی نیز می توان مشاهده کرد.همانطور که بلده طیبه بافق یکی از پیشگامان راه اندازی هفته نامه ها و روزنا مه های محلی در استان است که همچنان ادامه داشته و دارد.البته هفته نامه های محلی بافق در جاهایی با پرداختن به امور خصوصی افراد و شاید برای داغ کردن اخبار حوادثی و جلب خواننده دچار آفتی شدند که کمی از جایگاه اصلی و مهمشان در اطلاع رسانی و افشاگریهای علت عقب افتادگی بافق بدور ماندند و آنگونه که سایت «بافق فردا» در توسعه بافق و جبران عقب افتادگی های اقتصادی و معدنی موثر وموفق بود نتواستند موفق عمل کنند.البته دسترسی راحتتر به «بافق فردا» هم مزید بر علت بود.
رتبه بالای سایت «بافق فردا» در بین سامانه های ژورنالیستی واجتماعی استان و کشور سند محکمی بر ادعای اینجانب است.بدون شک ، حضور محکم و مستند و شایسته« بافق فردا» در تجمیع آرا و خواسته های بحق مردم و به سرانجام رساندن آنها و افشای زوایای پنهان بعض خیانتهای به شهرستان و یا کم کاریهای اداری ومدیریتی شهرستان واستان بر هیچکس پوشیده نبوده ونیست. از دیگر سو ، غافل نبودن از پرداخت به متغبرهای فرهنگی و رشد وبالندگی آن و نیز بروزرسانی تاریخ فراموش شده دارالشجاعه بافق و تکریم مفاخر و مشاهیر آن در کنار مباحث اقتصادی از شاخصه های موفقیت و مثبت این سامانه بوده.از مهمترین نتایج ایراد چنین مباحثی ، بازیافتن غرور ملی واعتماد بنفس از دست رفته مردم بویژه جوانان غیور بافقی بوده که بنظر اینجانب صددرصد به لطف مقالات و گزینه های تاریخی این سامانه اتفاق افتاد و اوج آنرا در پیگیری لغو طرح ظالمانه و یکسویه خصوصی سازی معدن چغارت بافق مشاهده کردیم.

اینجانب یادم نمی رود که روزگاری شهردار شهر دارالشجاعه بافق برای استفاده از گریدر چغارت بافق که سی سال آهن ایران را داده بود باید اول خواهش کند ،مکاتبه کند، پول کرایه اش را واریز وفیشش را به دفتر مدیرعامل ببرد واگر آن مدیر منفور و نمک بحرام عشقش کشید بعدها گریدر را بفرستد!!!!وجوانان ومیانسالان بافقی شاغل در چغارت هنرشان فقط لبخند بهم بود و مسئولین شهر و امثال بنده هم خون دل خوردن و تحمل کردن آپارتاید اقتصادی!!.اصلا اجازه بدهید مثال بروزتری بزنم:
آنقدر ناباوری بین دوستان بافقی بیداد می کرد که وقتی چند رتبه اولی های بافقی را در طول تاریخ ایران واز تاریخ درخشان یافق نوشتم ، دوست فرهیخته و نویسنده بافقی مان علنا بر بنده خرده گرفت که آقا ما بافقی ها چنین نیستیم! خالی نبندید!!!در حالی که بنده صرفا نقل قول مورخین را نوشته بودم واز خود چیزی اضافه نکرده بودم!!! ولی به لطف فضای باز انتقادی و زیبای ایجاد شده همراه آن دوست عزیز به انتشار مطالب ادامه داده و به فراگیر بودن و اصالت این سامانه قدر بیشتر ایمان آوردیم.
اینجانب بجرات معتقدم اعتماد بنفس بالای امروزی مردم بافق در باور کردن خود و پیشینه روشن تاریخی شان و بیدار شدن از خواب غفلت چهل ساله ، حداکثر قریب باتفاقش ،مرهون این سامانه شکوهمند و وارسته بوده وهست.
نکته پایانی ام اینکه آماده سازی بستر مناسب و عرضه میوه های رنگارنگ و رسیده فرهنگی کار طاقت فرسا و شاقی است که به آسانی بدست نمی آید و جوانانی که مطلع شدم بدون هیچ چشم داشتی تنها به عشق بافق و مردم شجاع آن زحمت کشیده و وقت می گذارند را باید قدردان و سپاسمند بود.

امیدوارم امام جمعه معزز و دانشمند ، مسنولین محترم فرهنگی و فرماندار محترم شهرستان قدردان این بزرگواران روشن ضمیر و ایثارگر باشند و از خداوند بزرگ برایتان آرزوی سلامتی ، عزت، پیروزی و بهروزی افزون دارم.
با کمال احترام
سید محمد میرسلیمانی بافقی /مشهد مقدس

۷ نظر

  1. طهورا می‌گه:

    آقای میر سلیمانی عزیز ، ممنون از مطلبتون !!! در مشهد مقدس نائب الزیاره ما هم باشید.

  2. مهدی می‌گه:

    روز عجیبیه.
    امروز شکست عشقی خوردم.
    دختری را دوست داشتم.
    امشب ازدواج می کنه.
    اگر کار داشتم می توانستم به عشقم برسم.
    می دانم ،ملیونها جوان مثل من هستند.
    دلم گرفته،برای اولین بار بعد از ۶ سال می خواهم یک دل سیر گریه کنم.
    واقعا خیلی حالم بده.
    براش آرزوی خوشبختی می کنم.
    آقای میرسلیمانی ،شما مشهد هستی،از طرف من برای خوشبختیش دعا کن.
    به قول داریوش :
    چشـــم من بیــــا مــــنو یــــــــاری بکـــن / گونه هام خشـــکیده شـــد کـاری بکن

    غــــیر گــــریه مگه کاری می شـه کـــرد / کــــاری از مــــا نمــــیاد زاری بکـــن

    اونـــکه رفته دیــگه هیـــــچ وقت نمـــیاد / تا قیــــــامت دل مــن گـــریه میــــخواد

    هــــــــر چی دریــــا رو زمین داره خـــــدا / بـــا تــــموم ابــــــــــــرای آسمـــــــونا

    کاشــــکی می داد همه رو به چــشم مــن / تا چشــــام بــه حـال من گــــریه کــنن

    اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمـــیاد / تا قیــــــــامت دل مــن گــــریه میـخواد

    قصــــــه ی گذشـــــته های خــــــوب مــن / خیلی زود مثل یه خواب تـــموم شــدن

    حــــــالا باید ســـــر رو زانـــــوم بـــــذارم / تا قیــــــــامت اشک حسرت ببــــــارم

    دل هیشـــــکی مـــثل من غـــــــم نـــــداره / مثـــــل مــن غــــربت و مـاتم نــــداره

    حــــــالا کـــــه گـــــریــــه دوای دردمـــــه / چـرا چشمام اشکــــشو کــــــم مــــیاره

    اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمــــیاد / تا قیـــــامت دل مــن گریـــه میخــــواد

    خورشــــــید روشــــــن مـــا رو دزدیــــدن / روی اون ابرای سهـــمگین کشیــــدن

    همــــه جـــــا رنــگ ســــــیاه ماتـــــــمه / فــــــرصت مونــــدنمون خیلـی کمــــه

    ســـــرنوشت چــشاش کــوره نمـی بیــنـــه / زخم خنجـــرش می مونه رو ســــینه

    لب بسـته ، سینــــه ی غـــــرق به خــــون / قصــــــــــــه ی غـــــربت آدم همیــــنه

    اونـــکه رفته دیــگه هیــــچ وقت نمــــــیاد / تا قیـــــامت دل مــن گریـــه میخـــــواد
    نمی دون چیکار کنم.
    دلم خیلی گرفته.

  3. ناشناس می‌گه:

    سید فکر کنم یک خورده زیاد اغراق کردی از دوستان ما نود درصدشون اصلا نمی دونند چه سایتهایی در بافق فعالیت میکنند اونوقت شما میگید اتفاقات را مرهون سایت بافق فردا هستیم
    من تفاوت سردبیری را وقتی فهمیدم که آقای قاسمزاده رفت
    و اگر نیامده بود معلوم نبود چه سرنوشتی داشت این سایت .
    اتفاقات بافق هم کارد به استخوان
    رسیده بود که اتفاق افتاد
    که متاسفانه عده ای در این اتفاقات به نون و نوایی رسیدند
    و عده ای هم راهی زندان شدند
    سید سعی کنید با تحقیق بیشتری مطلب در مورد این امار های که فرمودید ،مطلب بنویسید
    که اگر به نوشتن مشکلات در سایت بافق فردا یا هر سایت دیگری بود و حل شدن آن مشکل
    از این طریق بود که واقعا عالی بود ، سید ما دیدیم چطور مردم اگاه و بیدار می شوند ولی عده ای از خدا بی خبر که فرمایشات رهبری را به نفع خود تعبیر می کنند نمی خواهند مردم بیدار شوند

  4. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    ناشناس محترم
    ۱- نام بنده محمد وفامیلم میرسلیمانی بافقی است.
    ۲- تو که ناشناسی دوستانت هم ناشناسند وخطاب و منظور بنده ناشناسان نبودند.
    ۳- دوستانت کیانند؟؟دقت بفرمایید که منظور بنده افراد تاثیر گزار ئر افشاگری وخط دهی به آگاهی مردم وجوانان بافق بود وصد البته که تمامی مثلا کارگران چغارت اصلا نام بافق فردا را شاید نشنیده باشند.
    ۴- دوست محترمم مطلب بنده ناظر بر عملکردو تاثیر نشریات و ارگانهای فرهنگی واطلاع رسانی بافق بود نه سیاست بازی ها یا ضعف مدیریت ها.آن بحثش جداست.همین امروز که باید کمیته مطالبات گزارش میداد کدام مسئول یا نشریه بافقی موضوع را پیگیری یا یادآوری نمود؟؟؟؟بنده به عنوان خواننده ای خارج از حوزه بافق ، هنوز هم معتقدم بافق فردا بیشترین نقش را در کسب دوباره اعتماد بنفس جوانان بافقی و نیز سرانجام رساندن وعده هایی که نوعا فراموش میشد داشته ودارد.
    ۵- دوست عزیز جناب آقای مهدی ذاوند به شما آرامش و عزت عنایت کند شما نیز برای بنده در کنار امامزاده عبدالله و نیز قاضی میر جعفر صلوات الله علیهما دعا بفرمایید.
    یا احترام

  5. رنجبر بافقی می‌گه:

    دست در دست هم دهیقم به مهر میهن خویش را کنیم اباد
    اقای میر سلیمانی زحمت کشیده اید

  6. تقی می‌گه:

    بهتر است بگوییم فردای بافق را کی خرابتر میکند اون هم که مشخصه…