یکشنبه ۷ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۲۴:۵۶ قبل از ظهر

هیچکدام از وعده های مسئولین در مورد حل مشکل کارگران آنومالی عملی نشد

کد خبر: 54316
تعداد بازدیدکننده: 138
تاریخ: ۱۳ بهمن ۱۳۹۳

بیکاری و تعطیلی کار واژه هایی هستند که امروزه همین که به زبان می آوریم شهروند بافقی  را به یاد آنومالی شمالی در معدن بافق می اندازد. همچنان تنش و  چالش بیکاری در بین کارگران آنومالی ادامه دارد و هیچکدام از وعده های مسئولین در مورد حل مشکل کارگران آنومالی عملی نشد و این مسئله باعث شد تا دوباره به پا خیزند و برای گرفتن حق خود همراه با خانواده راهی دفتر شرکت شوند.

این حرکت توسط کارگران روز شنبه ۱۱ بهمن صورت گرفت و متأسفانه چون جواب قانع کننده ای دریافت نکردند، صبح روز یک شنبه ساعت ۷:۳۰ به ساختمان اداری شهداب مراجعه کردند ولی با در بسته روبرو شدند . خانمهای کارگران که بعداز چهل روز بیکاری شوهرانشان کلافه شده بودند شکایت کنان به دفتر اعزام  شهداب مراجعه کردند. در بین بزرگتر ها بچه هایی که شاید موقعیت را درک نمی کردند ولی نگرانی پدر و مادر را می دیدند و حس میکردند  نیز دیده می شد.

زمان سوخت گیری دامتراک ها که شد خانم ها اجازه راه اندازی را ندادند و شاید واقعا چاره ای به جز این برایشان نمانده بود وقتی می دیدند حتی برای تهیه مایحتاج ساده زندگی دچار مشکل شده اند.

پس از ساعتی معاون فرماندار و میر طاهری حراست سنگ آهن در جمع کارگران حضور پیدا کردند. با حرف های تسکین دهنده معاون فرماندار جو آرام شد و کارگران که همراهی مسئولین را دیدند یکدیگر را به داشتن صبر دعوت می کردند.  نتیجه  صحبت ها این شد که دوشنبه مورخ سیزدهم بهمن ماه

سال جاری جلسه ای  با حضور شرافت ، مرشد زاده ، چند تن از کارگران آنومالی و  مسئولین برگزار شود تا به راه حلی منصفانه دست پیدا کنند.

بافق پویا

IMG-20150201-WA0087 [640x480]IMG-20150201-WA0086 [640x480]IMG-20150201-WA0085 [640x480]IMG-20150201-WA0091 [640x480]IMG-20150201-WA0090 [640x480]IMG-20150201-WA0089 [640x480]

 

 

۴ نظر

  1. محمود می‌گه:

    فردوسی حکیم :
    در ایــــن خاک زرخیز ایران زمیــــــن

    نبودنــد جز مردمــــی پـــاک دیـــــن

    همه دینشـــــان مردی و داد بــــــود

    وز آن کـشـــــــور آزاد و آبـــــاد بــــود

    چو مهر و وفا بود خـــود کیششـــان

    گـــــنه بود آزار کــــس پیششـــــان

    هــمه بنـــــــده ناب یـــــــزدان پـــاک

    هـمــــه دل پر از مهر این آب و خاک

    پــــدر در پـــــدر آریــایـــــی نــــــــــژاد

    ز پشـــــت فریــــدون نیکـــــو نهــــاد

    بـــزرگی به مـــــردی و فرهنــــگ بود

    گدایـــــی در این بـــوم و بر ننگ بود

    کــجا رفت آن دانش و هـــــــــوش ما

    که شد مهر میهن فــــراموش مـــــا

    که انداخت آتـــــش در ایـــن بوستان

    کــــز آن سوخت جان و دل دوستان

    چه کردیم کـــــین گونه گشتیم خار؟

    خـــــرد را فکندیم این ســــــان زکار

    نبود این چــــنین کشور و دیـــــن ما

    کـــــجا رفـــــت آییـــــن دیریــــن ما؟

    به یزدان که این کشـــــور آباد بـــــود

    همـــــه جـــــای مـــــردان آزاد بـــود

    در این کشور آزادگــــی ارز داشــــت

    کشـــــاورز خــود خانه و مرز داشت

    گرانمــایـــه بود آنکــــــه بودی دبـیـــر

    گرامـــــی بد آنکــــس که بودی دلیر

    نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت

    نه بیگانه جایی در این خانه داشت

    از آنروز دشمن بـــــما چیره گـــــشت

    که مـــــا را روان و خرد تیره گشـــت

    از آنـــــروز ایــن خـــــانه ویرانه شـــــد

    که نـــــان آورش مرد بیگانـــــه شـد

    چـــــو ناکس به ده کدخــــــدایی کند

    کشـــــاورز بایـــــد گدایـــــی کنـــــد

    به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم

    کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم

    بســـــوزد در آتش گرت جـــــان و تـن

    بـــــه از زندگی کـــــردن و زیستـــن

    اگـــــر مایه زندگی بنــــــــدگی است

    دو صد بار مردن به از زنــدگی است

    بیـــــا تا بکوشیـــــم و جنگ آوریـــــم

    بـــــرون سر از این بار ننـــــگ آوریـم

  2. ناشناس می‌گه:

    کارگر در هر جا که باشه کارگر هسته
    چه در معدن کوشک،چه در سنگ آهن ، چه در کارخانه ی قند جنوب ،چه در فولاد اصفهان و …
    مشکلات همه مثل هم هست و تنها در سایه ی اتحاد کارگران حل می شود .
    می گویند: شخصی دانا به هنگام مرگ فرزندان خود را طلبید وبه هرکدام ترکه ای داد

    وازآنها خواست که ترکه را بشکنند.بچه ها با فشار اندکی ترکه ها را شکستند.سپس مرد

    دانا چند ترکه را به هم بست وازبچه هایش خواست که ترکه ها را بشکنند.آنها هرچه

    قدرقدرت داشتند به کارگرفتند،امّا نتوانستند ترکه ها را بشکنند.مرد دانا گفت: فرزندان من

    اگربا هم متّحد با شید هیچ دشمنی نمی تواند شما را شکست بدهد.امّا اگرازهم جدا ومتفرّق

    شوید،هردشمنی به آسانی شما را شکست خواهد داد.

  3. بافقی دلسوز می‌گه:

    شنیده شده بادرایت ودلسوزی مدیرعامل سنگ آهن بافق وفرماندارمحترم قرارشده کارگرهای آنومالی درمعدن مهدی آبادمشغول بکارشوند.سایت محترم لطفاازجزئیات خبری بگذارید.

  4. علی می‌گه:

    درست فهمیدم،مهدی آباد بن درون؟؟؟؟
    اگه اینجوریه بهتر نیست اینهمه یزدی و ساغندی که اومدن بافق رو بفرستن اونجا بزارن بچه های بافق اینجا بمونن