یکشنبه ۶ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۲۱:۰۱ بعد از ظهر

شهروند من،من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش

کد خبر: 54379
تعداد بازدیدکننده: 214
تاریخ: ۱۵ بهمن ۱۳۹۳

شهری هستم در دل کویر ،خاطراتم قربانی طوفانهای شن شده و تنها دلخوشیم قدم زدن رهگذران بر روی این شنها و دیدن خوشحالی آنها در قسمتی از وجودم میباشد انگار همین دیروز بود که فرزندانم جهت آبادی من ره عشق پیمودند و بوسه به انقلاب و آزادگی زدند پس از آن شرایط سخت جنگ که دنیا در مقابل تکه کوچکی از خود صف آرایی کرده بود این اخلاص و آزادگی و مسئولیت شناسی فرزندانم حتی در کالبد من بی جان هم آنچنان نفس اهورایی دمیده بود که گویی هرروز جوانتر و تنومند تر می شدم چه زیبا بود آن هدف واحد و احساس رضایت و خرسندی که با تزریق خونشان به دردها و رنجها فرجامی شیرین میبخشیدند آنها خوشحال بودند و امیدوار ، فقط تنها تفاوت با شما در این بود که آنها زیاده به دنبال پاداش بودند آنچنان که دشمنان به قدری محکم انگشت به دهان خود گرفته بودند تا صدای ناله هایشان به گوش نرسد. پر توقع بودند پاداششان از زن وبچه و همه چیزشان مهمتر بود آری آنها خواهان شهادت بودند براستی که توقعشان زیاد بود، نمی شناختمشان ، شما میدانید برای پریدن بر روی مین و نارنجک و بازکردن راه همرزمان باید به کجا برسی ؟چطور در یک لحظه میتوان تصمیم گرفت و از دنیا و عزیزان دل کند. حال که سالها بر تجربیاتم اضافه شده نیز از رفتار بعضی از شما ها همچنان متعجبم ، پاداش در خواستی شما،بسیار اندک تر از آنهاست پول ، مقام و جاه طلبی …

شما را هم نمیشناسم براستی پریدن بر روی بال آرزوها و نادیده گرفتن همدیگر نیز برایم قابل فهم نیست آن موقع حفظ تکه ای از من غرور و عزت نفس برایتان بود الان که برای خود؛ صاحب نظر تر و اندیشمند تر شده اید و جلساتی متعدد در باب همفکری بنا مینهید وسعت عشق و علاقه شما آنچنان از بزرگی و عظمت من کاسته که در حد خانه هایتان برای شما اهمیت دارم گله مرا ببخشید تنها ماندن در آسایشگاه سالمندان این کره خاکی تاب و توان مرا بریده ، در اتاقهای سرد این سرای سالمندان کوچک مادرانی چشم در راهند و سر به سجاده، نه اینکه مانند گذشته سجده شکر تقدیم شهید به جای آورند نه ، سجده حاجت آینده من و فرزندانشان را بجای می آورند همه دلتنگی من از تنهایی خودم نیست از فراموشی شماست نفس عمیقی بکشید عطر شهدا و امام دلنواز است

۱۰ نظر

  1. دلسوز می‌گه:

    متن بسیار قشنگی بود و مناسب ایام

  2. مجتبی می‌گه:

    آقای مهندس متن شما زیبا و دلنشین بود
    تشکر

  3. علی رضا می‌گه:

    افرین
    زیبا بود

  4. علی رضا می‌گه:

    یاد سروان عباس علی قاسمیانی همکلاس دوران راهنمایی را هم گرامی میدایم
    روحش شاد

  5. آشنا می‌گه:

    سالهاست که مهندس را میشناسم حرف دلش را زیبا زد

  6. ما می‌گه:

    و در این نکاتی ست برای آنان که تفکر میکنند

  7. سعید می‌گه:

    در طول تاریخ افراد زیادی در راه حفظ ایران کشته شدند . از سپاهیان کورش بگیرید تا جنگ هشت ساله ، هیچ کدام از این دل آوران د ر نظر یک ایرانی با هم تفاوتی ندارند .
    حفظ ایران از گزند شرور داخلی و خارجی اوجب واجبات است . فرمانروایانی در ذهن مردم می مانند که دارای ویژگی زیر باشند ، و گرنه فراموش می شوند .تاریخ را تا ابد نمی توان مخدوش کرد :
    فردوسی بزرگ
    مبادا چنین هرگز آیین من

    سزا نیست این کار در دین من

    که ایرانیان را به کشتن دهم

    خود اندر جهان تاج بر سر نهم

  8. ناشناس می‌گه:

    بیایید مقداری تاریخ را مرور کنیم
    می گویند در سال ۵۷ ، ارتش ایران پنجمین ارتش دنیا و نیروی هوایی آن سومین نیروی هوایی دنیا بود ، اما اکثر کارشناسان نظامی اعتقاد دارند ارتش ایران چهارمین ارتش دنیا و تیروی هوایی آن دومین نیروی هوایی دنیا بود .
    ساواک و گارد جاودان به کنار .
    همه ی ابزارها برای به خاک و خون کشیدن مردم فراهم بود .
    چرا افرادی که در سراسر ۵۷ سال جکومت پهلوی کشته شدند را لیست نمی کنند ؟؟؟یا حداقل کسانی که در درگیریهای سال ۵۷ کشته شدند را لیست کنند .
    اگر هزاران نفر کشته شدند آنها را لیست کنید . قبر آنها معلوم است .
    اگر می گویید کسانی که کشته می شدند را در گورهای دسته جمعی چال می کردند . خوب بعد از انقلاب سران ارتش و ساواک دستگیر شدند چرا گور دسته جمعی ای کشف نشد ؟؟؟؟
    حکومت فعلی عراق ، گورهای دسته جمعی زمان صدام را برملا کرد ، اگر گور دسته جمعی در زمان شاه بود پس چرا برملا نشد ؟؟؟؟
    آقای مدیر سایت بدون سانسور منتشر کن . این نوشته چند سوال است ، از بزرگترها که رژیم ستمگر شاه را سرگون کردند خواهش می کنم سوالات مرا پاسخ دهند.

  9. آشنا می‌گه:

    قشنگ بود ادامه بده!!!

  10. محمد می‌گه:

    باسلام و خسته نباشید خدمت دوست گرامی خیلی قشنگ بود دستت درد نکنه ادامه بده