شنبه ۵ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۶:۳۹:۴۶ قبل از ظهر

افسانه جومونگ یا زهر چشم محمد تقی خان بافقی ؟؟؟

کد خبر: 55590
تعداد بازدیدکننده: 423
تاریخ: ۱۲ اسفند ۱۳۹۳

image_82142

جوانان غیور دارالشجاعه بافق
سالیانی است در لابلای اوراق خاک گرفته تاریخ استان یزد غوطه ور شدم و به فراخور شغل و علاقه شخصی مجلداتی را فراهم و بعض آنرا به چاپ رساندم.زیباترین و بهترین اوراق را به آنچه دردوران بزرگانی از شهر دارالشجاعه بافق بود یافتم و با کمال افتخار و غرور در دنیای مجازی انتشار دادم تا هرکس دوست داشت بخواند و بیاموزد وهر کس نخواست هم با کمال احترام ازآن چشم پوشی کرده و از کنارش رد شود. واکنشها متفاوت بود .ازاینکه دوستان واندیشمندانی از داخل و خارج از بافق پیام تشکر می فرستادند بر خود می بالیدم تا آنکه دوستانی از داخل شهر بافق که برایم عزیزند از اینکه تاریخ وهویت پرافتخار تاریخی بافق و بافقیان را بازگو نموده ام خرده گرفته و گاهی حمل بر حس شدید ناسیونالیستی نمودند که البته نظرشان برایم محترم بود ولی وقتی نارضایتیشان را با زیر سئوال بردن مستندهای تاریخی ابراز نمودند برایم مایه شگفتی بود که این چه شهری است که می گوید چرا مارا بلند مرتبه و با افتخار نام می بری وحتی واژه هایی که زیبنده خودشان بود بکار گرفتند و……!!!!از طرفی از دوستان نزدیک و محترم بنده بودند و از سویی حق نداشتم مفاخر و حوادث تاریخی را وفق سلایق شخصی منتشر کنم لذا سکوت کرده و ادامه دادم تا اینکه سخنان مقام معظم رهبری را دو روز قبل دردیدار با عوامل تولید فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ خواندم که در قسمتی از فرمایشاتشان نکته بسیار ظریف و البته کلیدی را بیان فرمودند وانگار حرف دل بنده هم در لابلای همین سخنان گهربار نهفته بود اگر چه تاسفم دوچندان شد که چرا ما نباید به گذشته پرافتخارمان که اصلا افسانه نیست و صددرصد واقعیت است ببالیم وافتخار کنیم؟؟؟چراباید گذشته پرافتخار ومفاخرمان چونان زهر برایمان ناگوار باشد؟ ایشان چنین فرمودند:

شما مى‌بینید که این حضرات کُره‌اى‌ها – من از کار اینها خوشم مى‌آید – تاریخ ندارند؛ لذا میگویند «افسانه‌ى جومونگ»،
افسانه‌ى فلان. یعنى از اوّل حساب را تصفیه می‌کنند؛ [می‌گویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌ چیزى در مى‌آورند، یک تاریخ براى گذشته‌ى خودشان درست می‌کنند، که وقتى یک جوان کُره‌اى به این فداکارى‌ها و به این شجاعتها و به این کارهاى عجیب غریبِ سینمایى نگاه می‌کند، خب احساس هیجان میکند، احساس هویّت میکند، احساس افتخار می‌کند. ما اینها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمیکنیم؟ به‌نظر من یک قصور بزرگى – نمیگوییم تقصیر؛ لااقل قصور بزرگى – اتّفاق افتاده است، باید جبران بشود. ….

جوان بافقی عزیز !!!!
اگر رشادتهای یوز باش ؛ عنایت سلطان بافقی در برابر اشرف خان افغانی نبود الان شاید نسلی پاک از یزد باقی نمانده بود.اگر دلاوری های امثال مین باشیان بافقی نبود و کوتاهی پادشاه صفوی رخ نداده بود قلعه آنروز باغ داد(بغداد امروزی عراق) همچنان در تصرف ایران مانده بوده و دیگر ترکها برایمان سریال سلطان سلیمان نمی ساختند!! طولانی ترین مقاومت در حفظ برج وباروی قلعه بغداد از آن دلاوران بافقی بود و بعد آن بود که بافق لقب دارالشجاعه به خود گرفت و تا سیطره حکومت محمد تقی خان بافقی و نوادگانش بر استان یزد و کرمان ادامه یافت.اگر بنده از محمد تقی خان بافقی که دویست سال پس از او بدنیا آمده ام می نویسم برای این است که طولانی ترین حکومت را داشت و هرگز نماز شبش و ختم روزانه قرآنش ترک نشد(قرآنش هنوز در کتابخانه مجلس شوراست) حال لله ان شما بفرمایید درزمان حکومت جمهوری اسلامی ؛ سیصد سال پس از او ؛ کدامیک از استانداران عزیز نماز شبشان ترک نمی شود؟؟؟؟البته مسئله شخصی است و به بنده هم ارتباط ندارد ولی نکته قابل تاملی است .بنده از مفاخر بافق و یزد نوشته و خواهم نوشت و به بزرگی و افتخار وشرف ازآنانی هرگز ندیده و نمی شناختمشان یاد خواهم کرد و امید وارم مقبول درگاه باریتعالی قرار گرفته و موجبات رنجش دوستی را فراهم نسازد و اگر موجب جراحت کسی است در جای دیگر منتشر و بازگو خواهم کرد.
با کمال احترام
سید محمد میر سلیمانی بافقی

۲۰ نظر

  1. بافقی می‌گه:

    درود بر سید جلیل القدر بافق جناب آقای میرسلیمانی
    مطمئنا یک روزی افرادی از شما هم به عنوان مفاخر بافق یاد می کنند

  2. نقیب می‌گه:

    درود بر شما استاد گرامی
    باید تلاش شود تا بافق را آنگونه که بوده به مردم شناساند نه آن جور که برخی دوست دارند بگویند

  3. داود خ.ش.م می‌گه:

    در دوران دانشجویی ، دوستی داشتم به نام ملک ثابت که به شدت از اصفهانی ها بدش می آمد . می گفت افغانها به اصفهان حمله کردند و به زنان آنجا تجاوز نمودند پس همه ی اصفهانی ها تجاوز زاده اند . بارها با او بحث کردم و به او می گفتم در زمان زمامداری بی لیاقتی به نام سلطان حسین صفوی به تمام زنان ایرانی تجاوز شد و این برای ما افتخاری نیست که بگوییم ما توانستیم زنان خود را تجاوز دور بداریم . چه تفاوتی بین زن یزدی و زن اصفهانی است . هز دو زاده ی یک سرزمین هستند که نامش ایران است . افتخار ما به عنوان ایرانی این است که از میان ارتشیان سلحشور ، نادرشاه بزرگی سر برآورد و افغانها را از ایران بیرون کرد.
    جناب میرسلیمانی عزیز هویت ما از دوران فلاکت بار و سیاه قاجار نمی آید . این برای ما افتخار نیست که فلان خان و خان زاده ی قاجار چه غلطی کرد . دوران خان و خان بازی با اصلاحات ارضی پایان یافت اما در این چند دهه عده ای سعی کردند تا آن را احیا کنند البته به شکلی دیگر و در قالب مافیای قدرتمندی که زیر نظر چند خانواده ی پرنفوذ است و تداعی کننده ی همان خان و خانبازی قاجار است .
    هویت ما از کورش بزرگ به عنوان بنیان گذار ایران می آید . کورش افسانه نیست و محکمترین سندش هم قرآن است . چرا با این که قرآن از کورش به عنوان ذوالقرنین نام برده است حتی یک فیلم در این چند دهه در مورد این ابرمرد تاریخ ساخته نشده است ؟؟؟؟؟حتی در مسیر افرادی که قصد داشتند با سرمایه ی شخصی خود از زندگی کورش بزرگ فیلم بسازند سنگ اندازی شد.
    مطمئنا ما به رشادتهای نظامیان ایران در جنگ هشت ساله افتخار می کنیم و این نوید را به شما می دهم که جوانان امروز با حقیقت جنگ آشنا شدند . حقایقی که از نشستن پای صحبت فرماندهان راستین جنگ تحمیلی دریافتند .
    به شما و دیگران پیشنهاد می کنم به صحبتهای مسعود بختیاری از فرماندهان ارتش ایران گوش کنید . همین چند ماه پیش در یک برنامه ی تلویزیونی که از شبکه ی یک پخش شد توضیحاتی درباره ی رشادتهای ارتش در جنگ و مخصوصا آزادی خرمشهر داد .

  4. رنجبر می‌گه:

    امیدوارم تمام اطلاعات تاریخی شما روزی به صورت کتاب منتشر شود
    وبرای ایندگان بماند
    از زحمت های شما ممنونم

  5. رضا دهقانزاده بافقی( رخصت) می‌گه:

    با سلام
    جناب آقای میرسلیمانی بافقی بنده بعنوان یک بافقی از شما بخاطر دغدغه ای که بابت بازگوکردن تاریخ بافق دارید تشکر میکنم و دستتان را برای همکاری بگرمی میفشارم. بگذارید کسانی که برشما خرده میگیرند هر چه دلش میخواهد بگویند .بنظرم کسانی که از کار شما خرده میگیرند حاضرند مفاخر ایران را هم به ثمنی به دیگران واگذار کنند. از انها انتظار حمایت و پشتوانی نداشته باشید. موید و سرفراز باشید
    تا بعد…رخصت

  6. علیرضا می‌گه:

    سلام جناب میرسلیمانی
    من همه آثار زیبا وغرور انگیز شما را همیشه مطالعه میکنم و خیلی حس غرور و افتخار از مطالب و نوشته های شما میکنم…

    واقعا اگر بافق تنها ۱۰ نفر مثل شما داشت خیلی وضعش بهتر از این ها بود
    مشکل ما بافقی ها این است که خودمون باور نداریم و فقط توسری خوریم

  7. حسین می‌گه:

    با تشکر فراوان از زحمات آقای میر سلیمانی
    از مسئولین شهر میخواهیم تا تمثیلی از بزرگان و شاعران بافقی حداقل در شهر خودمون در میادین شهر نصب کنند ..چرا هیچ کاری تا حالا انجام نگرفته است ، به هر شهر سفر کنید اسطوره هایشان را به رخ کشیده اند . در ضمن چه کارهایی که تا حالا برای شناسایی جایگاه وحشی بافقی انجام گرفته است آیا مسئولین پی گیر هستند…..

  8. محمد می‌گه:

    سلام وتشکر از جناب آقای میرسلیمانی. منتظر مطالب تاریخی وزیبایتان هستیم. موفق وسربلند باشید

  9. بافقي می‌گه:

    با سلام پیشنهاد می کنیم که نام یکی از خیابان های بافق را به نام سردار جمال بافقی (سردار موشکی ایران ) نامگذاری کنید.تا دانش اموزان ما بدانند که ما اینگونه افرادی داشتیم و دس بخوانندو تلاش کنند.

  10. معلم می‌گه:

    آقای میرسلیمانی -آیا مخاطب شما آقای سید امین رضوی است ؟
    چون در قسمت نظرات فولاد و مرگ بافق دیدم به او تاختید و در مورد جلسات دو نفره با استاندار حرف زدید .

  11. سید امین رضوی می‌گه:

    جناب میرسلیمانی عزیز، صحبت کردن از تاریخ و بیان داشته هایمان، چراغی فراسوی آینده است. از اینکه داشته هایمان را به گوش جوانان امروز که بیشتر از هر تاریخی، تتلو را می شناسند، می رسانید ممنونیم. همانطور که تلفنی با هم صحبت کردیم و بیان شد، در جواب کامنت شماره ۱۰ آقا و یا خانم معلم، با ید عرض کنم، بین بنده و آقای میرسلیمانی رفاقتی چندین ساله است و نظر ایشان درباره کامنتهای قبلی، همانطور که خود ایشان اذعان کردند، بنده نبوده ام و متاسفانه سوء تفاهمی پبش آمده بود. از سید بزرگوار، بخاطر تاریخ خوانی و تاریخ دانیش سپاسگزارم.

  12. معلم می‌گه:

    میر سلیمانی بافقی در نظر شماره ی ۱۹ ، مقاله ی فولاد و مرگ بافق :
    خوب است آنهایی که جلسات خصوصی و دو نفره با استاندار داشته اند والان قلم در دست گرفته برای خوش خدمتی و دقیقا در راستا وهمسوی مافیای کثیف و دزد انگارانه و واپس گرای فولاد که نماینده محترم هم اشاراتی کرده اند و جاده صاف کن فولاد شهرهای اطراف شده اند را مد نظر قرار دهید.
    سید امین رضوی در نظر شماره ۲۵ ، مقاله ی فولاد و مرگ بافق :
    از آنجا که بنده جلسات دونفره با استاندار داشته ام، و شما شاید در جریان باشید، به هیچ وجه این بی احترامیتان را بی پاسخ نخواهد گذاشت و با تمام احترامی که به شما قائلم، روزی ثابت خواهم کرد که کسانی که امروز داعیه دار حمایت از مردمند، چه خیانتهای پشت پرده ای به مردم بافق کرده اند.
    -آقای میرسلیمانی از شما خواهش می کنم بیان کنید چه کسی جلسات دو نفره با استاندار داشته است و در این نشست و برخاستها منافع بافق را بر باد داده است ؟
    -آقای رضوی از شما نیز خواهش می کنم ، مرد و مردانه آنچه می خواهید ثابت کنید را همین الان ثابت کنید زیرا تصور می کنم زمان آن رسیده است .

  13. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    درودها بر شما
    چون از افرادی ممکن است نام برده شود به دوستان یادآور می شوم که مطالب اینجانب هیچ شخصی نیست و تماما در ارتباط با مجموعه بافق و یزد است و فرد خاصی بویژه رفقای بافقی مد نظرم نیست چرا که عهد بسته ام در مقابل ذوستان بافقی چیزی ننویسم و نایستم.فقط به دوستانی که نوشته و می گویند چرا هی تاریخ گذشته مان را بازگو می کنید محترمانه می گویم :
    ۱- پنجاه درصد مطالب مربوط به معاصرین وتاریخ معاصر است.اگر از خان بزرگ یزد می نویسم برای جلوگیری از مصادره این فرهیخته بافقی توسط سایرین است کما اینکه در متون تاریخی ایشان بیشتر به یزدی مشهور شده اند و نیز اینکه ایشان مرده ولی باغ دولت آبادش که همین الان هم در متن تاریخ معاصر باغات ایرانی زندیه و صفویه خود نمایی می کند!!!
    ۲- بی انصافها !!!!شما که عرضه ساختن افسانه ای برای شهرمان را ندارید تا جوانانش حداقل به خود باوری برسند چرا با بازگو کردن تاریخ مستدل ومستند و به رخ کشیدن مفاخر گرانسنگ بافق که حتی به کل استان هم گره خورده اخمهایتان شکوفا شده و دردتان می آید؟؟؟اینها که همه تعریف و حسن است چه چیز از شما کم می شود که ناراحتید؟؟البته بقول دوست عزیزم جناب رضوی و رنجبر شاید خود را باور ندارند که البته حق دارند چرا که خردسالی را جایی بزرگ شده اند که مجموع چهار ضلعش بیش از هشت کیلومتر نبوده و هضم این مطلب که صیت شهرت بزرگان بافقی تا داخل کاخهای زندیه وقاجاریه و پهلوی و حتی بیت مرحوم امام و نیز مرزهای کشور را حتی تا سازمان ملل در نوردیده مشکل است..
    ۳- عنوان کامنت فولاد مشخص بود وظاهرا جناب رضوی عزیز نخوانده بودند.
    با کمال احترام

  14. محمد رضا فتاحی قلعه ای می‌گه:

    اقای میرسلیمانی عزیز سید بزرگوار سلام: بنده هرموقع مطالب ارزنده وجالب شمار می خوانم دوکار انجام می دهم یکی از مطالب ارزنده تان استفاده کرده تا برای فرزندانم تاریخ بافق را بازگو می کنم و دوم اینکه وسوسه می شوم تا از سری به میراث فرهنگی روبه نابودی شهرم بازدید کنم. و همانجا به عمق نوشته های شما پی می برم. موفق باشید.

  15. سید امین رضوی می‌گه:

    جناب معلم، همانطور که خود آقای میرسلیمانی نوشتند منظورشان بنده نبوده ام. در ضمن، آنچه که بنده گفته ام، ریاضی نیست که نوشتنی ثابت شود، خواهید دید. البته اگر چشمانمان باز باشد.

  16. دهقان می‌گه:

    آقای میرسلیمانی
    سلام و درود
    من هرچه گشتم شما در مطلب فولاد نامی از تقی خان بافقی نبرده بودید و این آقای رضوی بود که پای خان بافقی را به چاه های حسن آباد هم باز کرد!!!! و اصلا نفهمیدم چه ارتباطی بین زیراب فولاد بافق را زدن و تقی خان بافقی و مطلب شما بوده؟؟؟بنازم این خان بافقی را که بعد صدها سال در بیابانهای حسن آباد هم توسط بد خواهانش حضور دارد و می تازد. نمی دانم چه جوری این بچه های ساده به این راحتی جرا ت می کننند که بگن از مفاخرتان ننویسید و هم کارخانه فولاد نزنید؟؟؟خب یک دفعه بنویسید بافق را بمباران اتمی کنند تا به خواستتون برسین و شاید ماهم از شر افکار این جاهلین قرن بیستم که افق فکرشان تا سر زانوشون می رسه راحت شیم.

  17. منتظر می‌گه:

    بابا جون به شهرمون به اسطوره هامون به بزرگان مون به عالمانمون به مشاهیرمون افتخار کنیم نکنید کارهایی که باعث تفرقه میشه خصوصا آقای جاده صاف کن که خیانتهایش در چله اعتصاب معلوم شد

  18. جمالي می‌گه:

    وقتی کارشناس خبره و دبیر توسعه شهرمون میاد میگه فولاد بیاد آب بافق خشک میشه و فولاد نمی خایم!!!!باید فاتحه شهر بافق رو خوند …چقدر این بافق مظلومه که اینا میخان توسعه ش بدن…..امام زمان ظهور کن تا نمردیم

  19. بافقي زاده می‌گه:

    سلام وتشکر از جناب آقای میرسلیمانی. منتظر مطالب تاریخی وزیبایتان هستیم. موفق وسربلند باشید

  20. رنجبر می‌گه:

    جناب میرسلیمانی
    با سلام واحترام
    تا قبل از مطالعه مطالب پر مغز,کارشناسی و مستند تاریخی حضرتعالی ,عنوانی مثل دارالشجاعه,مکانی همچون باغ دولت آباد ,بازار خان و … برایم قابل درک نبود ولی اکنون دریافته ام برای ادامه راه اجدادمان و زنده نگهداشتن نامشان نیازمند جهدی مستدام می باشیم.
    من به نوبه خود از کم لطفی دوستان اگر رخ داده است از حضرتعالی عذر خواهی می کنم .
    ان شالله خدا خیرتان دهد و قلمتان در راستای مستند سازی افتخارات اجدادمان تراوشی بی پایان داشته باشد .
    سربلند باشید و دلشاد