شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۲:۵۶:۴۶ بعد از ظهر

جدال برسر”خون‌فروشی” یا “مصلحت‌اندیشی”

کد خبر: 56082
تعداد بازدیدکننده: 116
تاریخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

صادرات سنگ آهن و افق تولید ۵۵۰ میلیون تنی فولاد و همچنین وضع عوارض بر سنگ آهن، جدال دیرینه‌ای میان این دو عنصر اصلی صنایع معدنی کشور برپا کرده که به گفته برخی دست‌اندرکاران این امر ریشه در بی‌برنامگی و به عقیده برخی دیگر به دلیل سودجویی عده‌ای از افراد است.

به گزارش خبرنگار ایسنا، آمار گمرک حکایت از صادرات ۱۶ میلیون تنی سنگ آهن آن هم به صورت خام یا با حداقل فرآوری و اغلب به مقصد چین در ۱۰ ماهه امسال دارد. مطابق برآوردها، امسال هر تن سنگ آهن با ۱۰ تا ۲۰ دلار سود، به طور متوسط به قیمت ۲۹ دلار مبادله‌ای یا ۲۳ دلار آزاد صادر شده است، حال آنکه سنگ آهن صادراتی با تبدیل به محصولات فولادی، تنی ۵۰۰ تا ۶۰۰ دلار به کشور وارد می‌شود؛ یعنی حداقل ۲۱ برابر ارزش افزوده از دست رفته!

در این میان جای سوال است که چگونه چینی‌ها با وجود خرید سنگ آهنی ایرانی، فولاد تولیدی‌شان ارزان‌تر از فولاد ایرانی به کشور وارد می‌شود؟!

طبق اعلام وزارت صنعت، معدن و تجارت در هشت سال گذشته، هشت میلیون تن فولاد به کشور وارد و در مقابل ۲۰ میلیون تن سنگ‌آهن از کشور صادر شده که این اعداد و ارقام بیانگر عدم آمادگی چرخه تولید فولاد در کشور است.

پرهیز از “خام‌فروشی” و ایجاد ارزش افزوده حداکثری برای اقتصاد ملی یکی از اهداف اصلی مقام معظم رهبری در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی است، اما به گفته صاحب نظران، در سایه رکود شدید، طرح های زنجیره فولادسازی، سنگ آهن از کشور خارج می‌شود و رانتی میلیاردی برای عده‌ای انگشت شمار از صادرکنندگان ایجاد می کند که این اقدام خلاف روح سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است.

نکته حائز اهمیت در خصوص “ارزان‌فروشی” سنگ آهن این است که دولت یازدهم مدافع پر و پا قرص وضع عوارض بر صادرات این ماده بود، اما پس از مدتی با لغو عوارض، صادرات کنستانتره سنگ آهن در مسیر ایجاد هزاران شغل، فرآوری و کسب ارزش افزوده حداکثری برای اقتصاد، سدی محکم ایجاد کرد؛ آن هم در شرایطی که مقام معظم رهبری به صراحت مجلس و دولت را به اتخاذ تمهیدات لازم برای کاهش “خام‌فروشی” ذخایر زیرزمینی کشور مکلف کرده اند.

این بی برنامگی و پیش آمدن چنین رخدادهایی از نظر کارشناسان، دلایل متعددی دارد تا جایی که عده ای از فعالان معدنی موافق به تولید سنگ آهن و فولاد و برخی دیگر مخالف این امر هستند. عده ای دیگر نیز تولید و صادرات سنگ آهن و فولاد را در گروی سیاست گذاری و گرفتن تصمیمات منطقی در این حوزه می داننند؛ به طوری که بسته به شرایط و زمان، در برهه ای تولید سنگ آهن و فولاد متوقف و در برهه ای دیگر آزاد شود.

در این راستا نشستی مشترک با حضور بهادر احرامیان عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد، بهرام شکوری نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ایران، کامران وکیل دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی و سید علی محمد ابویی رئیس هیات مدیره فولاد بافق در ایسنا برگزار و دو اظهار نظر مخالف عنوان شد؛ اظهاراتی که صادرات سنگ آهن را معادل “خون‌فروشی” خوانده و “خیانت” به کشور تلقی می‌کند و در مقابل، اظهارات دیگر این امر را به مصلحت کشور می داند. در ادامه مشروح اظهارات مطرح شده در این میزگرد را می‌خوانید:

بهرام شکوری – نایب‌ رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن – می‌گوید بخش خصوصی فعلا چشم‌انداز خوبی برای سنگ آهن نمی‌بیند، به همین دلیل انگیزه و نیروی محرکه کافی برای سرمایه‌گذاری در این حوزه را ندارد؛ از این رو دولت باید به کمک بخش خصوصی بیاید و با ایجاد انگیزه در فعالان این بخش، زمینه را برای تکمیل زنجیره تولید فراهم کند.

بی‌ثباتی سیاست‌گذاری‌ها علل بی‌انگیزگی بخش خصوصی

بررسی خام‌فروشی و صادرات سنگ‌آهن در ایسنا

وی بی‌ثباتی سیاست‌گذاری‌ها را یکی از مهم‌ترین علل بی‌انگیزه بودن بخش خصوصی عنوان می‌کند و معتقد است در چنین فضایی نمی‌توان انتظار افزایش سرمایه‌گذاری داشت، چراکه بسترهای لازم برای سرمایه‌گذاری فراهم نشده و تا زمانی که ثبات در سیاست‌گذاری حاکم نشود، شرایط تغییری نخواهد کرد.

به گفته شکوری با به نتیجه رسیدن توافقات و رفع تحریم‌ها، فضای فعالیت‌ها بازتر خواهد شد اما با این وجود باید سیاست‌های ضد تولید و قوانین دست و پاگیر از میان برداشته شود تا فعالان و سرمایه‌گذاران با اطمینان بیشتری وارد این عرصه شوند.

فروش سنگ آهن خام سودی ندارد

نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن با بیان این مطلب که فروش سنگ آهن خام سودی را عاید تولیدکنندگان نخواهد کرد، معتقد است که این موضوع تولیدکنندگان را به ناچار به سمت تکمیل زنجیره تولید کشانده است. با توجه به اینکه تکمیل زنجیره ارزش، آن هم در شرایط رکود کار ساده‌ای نیست و دولت باید تمهیداتی را چاره کند تا شرایط رکود سپری شود.

شکوری در خصوص صادرات سنگ آهن نیز چنین می‌گوید که در ابتدا باید از خام فروشی تعریف درستی ارائه کرد، چراکه هر مرحله از معدن‌کاری به نوبه خود، ارزش افزوده ایجاد می‌کند و این طور نیست که صرفا تولید محصول نهایی ارزش افزوده به همراه داشته باشد.

۲۵۰ دلار هزینه اکتشاف در هر متر

به گفته وی به ازای هر متر اکتشاف عمقی حدودا ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار هزینه صرف می‌شود و این به معنی ایجاد ارزش افزوده برای مواد نهفته در دل زمین است.

نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن معتقد است استفاده از تکنولوژی مدرن و ابزارآلات پیشرفته گران قیمت نیز، ایجاد ارزش افزوده در پی دارد و بر این اساس کسب ارزش افزوده تا مرحله نهایی ارزشمند است، حال آنکه باید واقع‌بین بود و چرخه معیوب فولادسازی کشور را به عنوان عاملی مهم در عدم کسب ارزش افزوده حداکثری مدنظر داشت.

بخش خصوصی احساس امنیت نمی‌کند

این عضو هیأت مدیره خانه معدن بر این باور است که برای خلق ارزش افزوده هر چه بیشتر باید مجلس و دولت به سمت وضع قوانینی برای جذب صاحبان سرمایه و تسهیل کسب و کار بروند، زیرا قوانین فعلی به گونه‌ای است که راه ورود بخش خصوصی داخلی و خارجی را به چرخ تولید کشور بسته است و آنها به علت بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری‌ها احساس امنیت نمی‌کنند.

به اعتقاد وی به دلیل وضع قوانین ضربتی و فی‌البداهه در کشور مانند بهره مالکانه ۲۵ درصدی، افزایش بی‌رویه حقوق دولتی و …، سرمایه‌گذاران رغبتی جهت ورود به این حوزه را نخواهند داشت، زیرا با وضع این گونه قوانین و پرداخت بیش از نیمی از سود حاصل از معدنکاری به دولت، تمایل بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری به کلی از بین می‌رود و هدایت سرمایه به سمت دلالی و مشاغل کاذب بیش از پیش رونق می‌گیرد.

صادرات سنگ آهن، خام‌فروشی نیست

شکوری تاکید دارد که سنگ آهن را نمی‌توان ماده خام تلقی کرد، چرا که اگر صادرات سنگ آهن دانه بندی شده از دیدگاه دولت خام فروشی است در نتیجه فولاد هم خام است پس آن هم به نوعی خام فروشی محسوب می شود. وضع عوارض بر صادرات نمی‌تواند راه حل مناسبی برای این کار باشد.

به طور کلی وی معتقد است که آهن، حلقه اولیه ایجاد و توسعه صنعت در دنیاست و اهمیت تولید و بکارگیری آن در عرصه‌های مختلف صنعتی بر کسی پوشیده نیست. لذا به جرات می‌توان گفت آهن در تولید هر محصول ساخته دست بشر نقش کلیدی دارد. این نقش اساسی را هم می‌توان در تجهیزات و ماشین‌آلات تولید و هم در محصولات نهایی از جنس آهن در بازار مصرف مشاهده کرد.

هشدار نسبت به عواقب بی توجهی به سنگ‌آهن

به گفته این دست‌اندرکار معدنی، به‌رغم لازم و ملزوم بودن زنجیره تولید آهن و فولاد، متاسفانه توجه خاص دولت به صنعت فولاد به‌ عنوان یکی از حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن سبب عدم توجه به رشد دیگر حلقه‌های این زنجیره شده و این عامل اگر در کوتاه مدت تاثیر چندانی بر کل زنجیره نداشته باشد، حتما در بلندمدت حلقه‌های بعدی را دچار معضل خواهد کرد.

وی معتقد است که سیاست‌های افزایش تولید فولاد، سبب توجه خاص مسئولان به این بخش شده بدون اینکه زمینه مساعد برای تولید این محصول را از حلقه آغازین آن یعنی استخراج سنگ‌آهن آغاز کنند.

نگاهی به زنجیره ارزش سنگ‌آهن تا فولاد

شکوری به سند چشم‌انداز ۲۰ ساله کشور مبنی بر تولید ۵۵ میلیون تن فولاد در سال ۱۴۰۴ اشاره کرده و می‌گوید ما نیازمند تامین زیرساخت‌ها و مهیا کردن شرایط و مواد اولیه برای این میزان تولید هستیم. در حال حاضر مواد اولیه مورد نیاز صنایع فولاد از جمله سنگ‌آهن صرفا از طریق سنگ‌آهن استخراج شده توسط معادن داخلی تامین می‌شود اما سیاست‌گذاری‌های ناپایدار و بازدارنده داخلی همچون اخذ بهره مالکانه و افزایش حقوق دولتی و … از معادن و خریداری سنگ‌آهن به قیمتی کمتر از قیمت جهانی در بازار داخل مانع تداوم تولید محصولات حلقه‌های اولیه زنجیره ارزش سنگ آهن که مبنای تولید فولاد محسوب می‌شود، شده است.

به گفته نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن بازار ناپایدار جهانی و روند نزولی قیمت سنگ‌آهن نیز مزید بر علت شده است؛ به طوری‌که در این بازار قیمت سنگ‌آهن از سپتامبر ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۴ حدود ۶۰ دلار افت قیمت داشته و این عامل انگیزه سرمایه‌گذاری و توسعه در دیگر حلقه‌های این زنجیره را کم کرده است. مشکلات فوق و عدم توازن تقسیم سود در زنجیره ارزش سنگ‌آهن تا فولاد سبب شده تا تولید سنگ‌آهن داخل صرفه اقتصادی نداشته باشد و حتی منجر به تعطیلی بعضی معادن کوچک شود و معادن بزرگ را نیز با حاشیه سود بسیار اندک مواجه کند.

به اعتقاد شکوری عوامل موثر در زنجیره ارزش سنگ‌آهن تا فولاد را می‌توان در شش عامل سرمایه و تکنولوژی، مواد اولیه، منابع انرژی، نیروی انسانی، بازار مصرف و مدیریت صحیح طبقه‌بندی کرد که ایران در پنج مورد اول از این بخش‌ها دارای مزیت نسبی است.

وی به اینکه ایران ۲٫۵ میلیارد تن ذخیره سنگ‌آهن به عنوان ماده اولیه این زنجیره را داشته و در جایگاه یازدهم جهانی قرار دارد، اشاره و اظهار می‌کند که ذخایر سنگ‌آهن داخلی و استخراج آن می‌تواند پاسخگوی نیاز صنایع فولاد باشد، همانطور که تاکنون این طور بوده و علاوه بر تامین نیاز داخل مازاد تولید نیز در بخش صادرات وارد شده است.

تولید فولاد ایرانی با قیمتی بیش از فولاد وارداتی از هند

بررسی خام‌فروشی و صادرات سنگ‌آهن در ایسنا

نایب‌ رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن با بیان اینکه نزدیک‌ترین کشور تولید‌کننده همه حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن تا فولاد به ایران، کشور هند است و واردات از آن بنا به نزدیکی به ایران به صرفه‌تر از واردات از دیگر کشورهای تولیدکننده است، می‌گوید طبق برخی آمارها قیمت محصولات تولید داخل تا قبل از فولاد، همگی ارزان‌تر از واردات محصول مشابه از هند است و از این نظر صنایع داخل ایران از مزیت رقابتی ارزان‌تر بودن مواد اولیه هر حلقه برخوردار است. اما متاسفانه به‌رغم این مزیت مشاهده می‌شود فولاد تولید داخل با قیمتی بیشتر از قیمت فولاد وارداتی از هند تولید می‌شود و حتی بیشترین قیمت فروش را نسبت به سایر رقبای خود دارد.

افزایش ۲ برابری قیمت فولاد نشان از عدم قدرت رقابتی جهانی

وی عامل تاثیرگذار دیگر در تولید فولاد، را تامین انرژی دانسته و معتقد است صنایع فولاد ایران چه با درنظر گرفتن یارانه و چه بدون آن، کمترین هزینه را برای برق و گاز پرداخت می‌کند و اگر شرایط تولید فولاد فعلی کشور را با نرخ متوسط قیمت‌های اروپا محاسبه کنیم مشاهده می‌شود، قیمت فروش فولاد با احتساب همه هزینه‌های دخیل در تولید به نرخ ایران ۳۶۵ دلار و به نرخ متوسط قیمت‌های اروپا بیش از۷۰۰ دلار خواهد شد که این افزایش دو برابری قیمت نشان از عدم قدرت رقابتی در قیمت محصولات فولادی ایران در بازارهای جهانی دارد.

به گفته شکوری سومین عامل تاثیرگذار در تولید این زنجیره سرمایه‌گذاری است. مقایسه میزان سرمایه‌گذاری در حلقه‌های زنجیره نشان می‌دهد بیشترین سرمایه‌گذاری در بخش فولاد و کمترین مقدار در بخش سنگ‌آهن دانه‌بندی و پس از آن سنگ‌آهن کلوخه صورت گرفته است، درحالی‌که طبق بررسی‌های انجام شده سنگ‌آهن دانه‌بندی ارزش افزوده‌ای معادل ۱۱۳ درصد دارد و فولاد ارزش افزوده‌ای معادل ۷۲ درصد تولید می‌کند.

طبق بررسی‌های انجام شده توسط وی، میزان سودآوری NPV و نرخ بازگشت سرمایه IRR در هر یک از حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن نشان می‌دهد که تنها سه حلقه‌ اول زنجیره یعنی تولید کلوخه، تولید سنگ‌آهن دانه‌بندی و تولید کنسانتره دارای توجیه اقتصادی بوده و برای سرمایه‌گذاری مناسب است و حلقه‌های بعدی براساس عدم بازگشت سرمایه کافی و منفی شدن ارزش خالص فعلی سرمایه آن، توجیه اقتصادی ندارند.

نایب‌ رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن عامل دیگر موثر در این زنجیره را، بازار مصرف می‌داند و می گوید طبق پیش‌بینی برنامه پنجم توسعه، تولید فولاد در سال ۱۴۰۴ بیش از نیاز داخل است و اهداف صادراتی برای آن در نظر گرفته شده است و با توجه به اینکه ایران به لحاظ شرایط جغرافیایی، همسایگی کشورهای حوزه خلیج‌فارس و نزدیکی به منطقه منا به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده فولاد(حدود ۴۰ میلیون تن) و منطقه ECO بازار مصرف بالقوه‌ای با جمعیت حداقل۴۶۰ میلیون نفر (بدون احتساب کشور ترکیه) دارد با در نظر گرفتن متوسط ۲۰۰ کیلوگرم سرانه مصرف فولاد جهان، نیاز فولاد منطقه بیش از ۹۰ میلیون تن خواهد بود و این بازار وسیع می‌تواند حجم صادرات ایران را به خود اختصاص دهد.

وی معتقد است که از نظر بازار مصرف در زنجیره مشکلی وجود ندارد و تنها نیازمند اصلاح زیرساخت‌های موجود و فراهم کردن شرایط تولید بیشتر هستیم و با توجه به مشکلات اقتصادی موجود و وابستگی اقتصاد کشور به نفت و بازار نزولی نفت، می‌توان با تولید استاندارد فولاد و بهره‌وری کامل در این زمینه کشور را از صادرات نفتی تا حدی بی‌نیاز کرد و اگر به تولید ۵۵ میلیون تنی فولاد دست یابیم، بیش از ۶۵ درصد درآمد حاصل از فروش نفت کنونی، درآمد از طریق فروش محصولات فولادی برای کشور حاصل می‌شود؛ بنابراین سرمایه‌گذاری در بخش معدن و حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن می‌تواند ایران را از وجوه حاصل از فروش نفت خام بی‌نیاز کند و درآمد کشور را از تک‌قطبی بودن و وابستگی شدید به درآمدهای نفتی بی‌نیاز کند.

به گفته شکوری این مهم جز با اهمیت دادن به هر یک از حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن میسر نمی‌شود. در این حالت توجه دولت به سرمایه‌گذاری در امر اکتشاف معادن سنگ‌آهن به ‌عنوان نقطه شروع و اساس این زنجیره بسیار مهم است.

هزینه‌های حمل سنگ آهن قابل رقابت نیست

وی می گوید که توجه خاص دولت به حلقه انتهایی این زنجیره فولاد و خرید مواد معدنی با قیمت پایین از سوی فولادسازان به نسبت قیمت‌های جهانی اشتیاق لازم برای تولید و تامین مواد اولیه صنایع فولاد را بین معدنکاران بخش خصوصی از بین برده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود با تغییر و تعدیل قیمت هر یک از محصولات حلقه‌های زنجیره ارزش سنگ‌آهن تا فولاد به ایجاد و افزایش این اشتیاق کمک کنیم.

نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن همچنین معتقد است که باید یک زنجیره ارزشی در حوزه سنگ آهن و فولاد ایجاد شود تا بتوانیم برنامه‌ریزی دقیقی در این راستا داشته باشیم و با کشوری همچون برزیل که مدعی است اگر قیمت سنگ آهن ۲۰ درصد دیگر نیز کاهش قیمت داشته باشد بازهم شرایط تولید را دارد، به رقابت بپردازیم.

شکوری میزان هزینه حمل در ایران را بسیار بالا می داند و اظهار می کند باتوجه به اینکه هزینه حمل و نقل جاده‌ای و دریایی در حال حاضر به طور متوسط از معادن داخل کشور تا بنادر چین حداقل ۳۲ دلار تمام می‌شود، اگر سنگ آهن در معادن داخل نیز با قیمت هم سطح برزیل تولید شود باز هم هزینه‌های حمل قدرت رقابت ما را کاهش می‌دهد.

جای خالی برندینگ در حوزه سنگ آهن

علاوه بر این امر نایب‌رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن یکی دیگر از دلایل عقب ماندگی ما از استرالیا و برزیل را نداشتن برند عنوان و پیشنهاد می‌کند که فعالین حوزه صادرات سنگ آهن کنسرسیوم فروش را ایجاد کنند تا حداقل در حوزه بازار‌های بین‌المللی بتوانیم برندی را برای کشور ایجاد کنیم.

به اعتقاد وی اگر این اتفاق بیفتد و دولت نیز زیرساخت‌های لازم را فراهم سازد و موانع غیرضروری ایجاد نکند اوضاع سنگ آهن بسیار بهبود می‌یابد اما زمانی که ۲۵ درصد بهره مالکانه که به عبارتی بالای ۵۰ درصد سود بنگاه است مصوب می‌شود و ثباتی در سیاست‌گذاری‌ها نیست این امر تنها موجب دور شدن ایران از بازار های بین المللی می‌شود.

تولید ۵۵ میلیون تن فولاد “سراب” است

شکوری معتقد است زمانی که برنامه تولید ۵۵ میلیون تن فولاد را در نظر می‌گیریم باید استراتژی اساسی را برای آن تدوین کنیم، در حال حاضر با توجه به وضعیت فعلی، کشور تنها به ۱۸ میلیون تن فولاد نیاز دارد که با در نظر گرفتن ۱٫۳ درصد نرخ رشد جمعیت در ۱۴۰۴ این نیاز به ۲۵ میلیون تن می‌رسد، چرا در سند چشم انداز ۵۵ میلیون تن فولاد در نظر گرفته شده است؟ اگر بخواهیم براساس نتایج داخل کشور صنعت چشم‌انداز را طراحی کنیم باید به ذخائر و زیرساخت‌های موجود توجه بیشتری داشته باشیم، چراکه پیش‌بینی‌های قبلی دولت از تولید فولاد در سال‌های اخیر به تحقق ننشسته و چشم‌انداز آینده را با تردید مواجه می‌سازد.

به گفته وی اگر قرار باشد در افق ۱۴۰۴ معادل ۵۵ میلیون تن فولاد تولید کنیم یعنی باید سالی ۳٫۵ میلیون تن فولاد به ظرفیت کشور اضافه شود که این امر سرابی بیش نیست. به همین دلیل باید در اصلاح این رقم کار اصولی صورت گیرد و رسیدن به این رقم با مهندسی زنجیره ارزش سنگ آهن تا فولاد دور از ذهن نیست.

افسار کار باید دست بخش خصوصی باشد

نایب‌ رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن بر اینکه باید افسار کار به دست بخش خصوصی بیفتد تاکید دارد و می گوید بخش خصوصی در ایران نیز باید بتواند مانند سایر کشورهای پیشرفته استراتژی مشخصی تعریف کند و فعالیت‌های خود را بر آن اساس تبیین کند به گونه ای که دولت‌ خط مشی خود را از بخش خصوصی الهام بگیرد نه اینکه دولت زمام امور را در دست گیرد و فقط در شرایط بحرانی وارد عمل شود.

به گفته وی تمامی مشکلات کشور علی‌الخصوص در حوزه معدن، به این دلیل است که ما استراتژی روشنی نداریم.

چرا فولاد ایرانی گران‌تر از فولاد چینی است؟

علاوه بر این شکوری در واکنش به فولادی‌ها مبنی بر اینکه صادرات سنگ آهن باید متوقف شود، تاکید دارد که صادرات سنگ آهن به هیچ عنوان خام فروشی محسوب نمی‌شود اما فولادی‌هایی که ادعا دارند این امر خلاف عرف است، پاسخ دهند چرا فولاد تولیدی داخل، گران‌تر از فولاد چینی است که سنگ آهن ما را به قیمت بالاتری خریداری می‌کند؟ که در این شرایط جهات نیل به اهداف سند چشم‌انداز، بررسی دقیق این مسائل امری ضروری است.

به گفته وی در مجموع با توجه به اینکه فولادی‌ها و آهنی‌ها منافع‌شان در گرو هم است باید در تعامل مثبت با هم قرار گیرند تا نقش حاکمیتی دولت را کاهش دهند و سیاست‌های قیمتی متعادل‌تری را در پیش گیرند به گونه‌ای که به نفع هر دو گروه باشد. علاوه بر آن با کالبد شکافی زنجیره ارزش سنگ آهن تا فولاد مشکلات را برطرف کنند و به فکر ارتقای این صنعت باشند.

به فکر صادرات کنسانتره هستیم

شکوری ضمن پیش‌بینی اینکه در سال ۲۰۱۷ قیمت سنگ آهن بهبود یابد، به همکاران و هم‌صنفی‌هایش توصیه می کند که امروز در شرایط رکود به فکر سرمایه‌گذاری باشیم، چرا که اگر امروز بتوانیم سرمایه‌گذاری کنیم در زمان رونق می‌توانیم حاصل آن را ببینیم، به همین دلیل باید برای متحد شدن شورای آهن و فولاد تلاش کنیم و اگر بتوان این زنجیره را خوب مدیریت کرد در سال ۲۰۱۷ شاهد نتایج مطلوب آن خواهیم بود.

وی با بیان اینکه در شرایط فعلی صادرات سنگ آهن صرفه اقتصادی ندارد، می‌ گوید در حال حاضر ترجیح ما این است که کنسانتره صادر کنیم و بتوانیم با ایجاد کنسرسیوم برای معادن کوچک سنگ آهن، نیز سود آوری داشته باشیم تا چرخه معدنکاری کشور از جمله معدن‌کاری سنگ آهن از دوران رونق خود افول نکند و با تولید بهتر بتوانیم شرایط دوران رکود را پشت سر بگذاریم.

صادرات سنگ آهن “خون‌فروشی” است

بررسی خام‌فروشی و صادرات سنگ‌آهن در ایسنا

این در حالی است که سیدعلی محمد ابویی، عضو هیات مدیره فولاد بافق در موضع مقابل با این اظهارات تاکید دارد که صادرات سنگ آهن به هر بهانه ای “خون فروشی” و خیانت به کشور محسوب می شود و دولت باید عوارض ۳۰۰ درصدی بر آن اعمال کند.

به گفته وی یکی از دغدغه‌های واحد‌های فولادساز تامین مواد اولیه است، به همین دلیل فولادی ها نگران خروج بی‌رویه سنگ‌آهن آن هم به صورت خام هستند که دولت باید توجه ویژه ای به این امر داشته باشد.

باید به فکر تولید بیش از ۵۵ میلیون تن فولاد بود

عضو هیات مدیره فولاد بافق با این باور که برای بهره برداری سنگ آهن که جزو انفال است سرمایه گذاری زیادی صورت می گیرد، می‌گوید که باید در چشم انداز صنعت فولاد به فکر تولید بیش از ۵۵ میلیون تن بود، چرا ه کشور قابلیت تولید آن را دارد و ما نباید به خارجی‌ها رانت پرداخت کنیم.

چرا وزیر اجازه صادرات سنگ آهن را می‌دهد؟

وی می‌گوید که اگر جای حاکمیت و بانک مرکزی بود، سنگ آهن را جایگزین طلا می‌کرد، چرا که این محصول تنها ظرف سه سال سرمایه گذاری ۱۵ برابر ارزش افزوده و اشتغال دارد. در حال حاضر که مدعی می شویم گندله در کشور کم است، چرا وزیر اجازه صادرات سنگ آهن را می دهد؟

صادرات سنگ آهن تقابل با اقتصاد مقاومتی

ابویی معتقد است اگر می‌خواهند از معدن حمایت شود باید سنگ آهن را به عنوان پشتوانه ملی نگه دارند. از سوی دیگر اقتصاد مقاومتی در کشور عملیاتی نشده و اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، تقابل با سیاست تولید داخلی، مقاومت با ایجاد ارزش افزوده با بخش خصوصی و اصل ۴۴ و سرمایه گذاری پایدار است.

وی هزینه استخراج و باطله‌ برداری معادن سنگ آهن را ۱۶ تا ۱۷ دلار عنوان می‌کند و می گوید که هدف از به وجود آمدن انجمن سنگ آهن ایجاد بهره‌وری در حوزه معدن بوده است.

به اعتقاد عضو هیات مدیره فولاد بافق، صادرات سنگ آهن خیانت به کشور است. هزینه حمل و نقل فرصت سوزی و رانتی است که یک قسمتی از سوخت تامین می شود و مابقی جزو انفالی است که بدون حساب و کتاب در اختیار بهره برداران قرار می گیرد.

ابویی در واکنش به آنچه عنوان می‌شود که “در کشور برنامه وجود ندارد”، ابراز مخالفت کرده و تاکید دارد که قطعا برنامه در کشور وجود دارد و افرادی که منافع‌شان را در نظر می‌گیرند موجب کارشکنی در برنامه کشور می‌شوند.

توجه کم وزارت صنعت به بهره‌وری

وی معتقد است که بدنه وزارت صنعت توجه کمی به بهره وری دارد و تا زمانی که نظارت در دولت و خصولتی ها و همچنین بخش خصوصی حاکم نباشد، نمی توان گام های موثری در جهت ارتقا، بخش های مختلف و اقتصاد مقاومتی برداشت.

به گفته عضو هیات مدیره فولاد بافق احساس می شود در بدنه وزارت صنعت در تقابل با واگذاری ها نه تنها به وظیفه حمایتی وزارت نسبت به صنایع انجام نشده، بلکه به تعهدات قرار دادی و فروش اولین طرح خود در سال ۹۰ اقدام نکرده و با سنگ اندازی جلوی پیشرفت طرح فولاد بافق را گرفته تا کندی هفت طرح دیگر زیر سوال نرود.

عوارض فعلی سنگ آهن “شوخی” بیش نیست

ابویی تاکید دارد که باید عوارض جدی تری به سنگ آهن وضع شود چراکه عوارضی که در حال حاضر برای سنگ آهن در نظر گرفته شده شوخی بیش نیست و قطعا تا سال های آینده کشور در این حوزه دچار مشکل اساسی می شود.

عضو هیات مدیره فولاد بافق یکی از شاخصه های توسعه هر کشوری را مصرف فولاد آن کشور دانسته و می‌گوید آب و برق مورد نیاز تولید فولاد سه برابر کنسانتره، گندله و احیاء است، به همین دلیل باید کارهای اصولی و کارشناسی دقیقی در این صنعت صورت گیرد.

تاثیر زیاد چین در نرخ گذاری سنگ آهن

بررسی خام‌فروشی و صادرات سنگ‌آهن در ایسنا

از سوی دیگر بهادر احرامیان، عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد معتقد است که چین تاثیر زیادی در نرخ گذاری سنگ آهن داشته است، به همین دلیل در ۱۰ سال اخیر با افزایش قیمت‌های سنگ‌آهن در کشور‌های اصلی فروشنده سنگ آهن به چین یعنی برزیل و استرالیا سرمایه‌گذاری‌های زیادی انجام شد.

وی پیش‌بینی می کند که تا سال ۲۰۲۵ معادل ۵۰۰ میلیون تن قراضه وارد بازار چین شود و بازار چین قراضه را جایگزین سنگ آهن کند و سهم پنج درصدی قراضه در تولید فولاد چین ممکن است تا ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یابد؛ به این معنا که ۱۵۰ میلیون تن سهم قراضه بیشتر شود و تولید فولاد نیز ۱۰۰ میلیون تن کاهش یابد که این امر بازار سنگ آهن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

معادله عرضه و تقاضای سنگ آهن به نفع تقاضا تغییر می‌کند

به گفته عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد این امر باعث می شود که حداقل حدود ۳۰۰ میلیون تن مصرف سنگ آهن چین کاهش یابد و به طور کلی می توان گفت که در ۱۰ سال آینده معادله عرضه و تقاضای سنگ آهن به نفع تقاضا تغییر پیدا خواهد کرد و عرضه های جدید در مقابل تقاضای کاهنده شاهد خواهیم بود.

وی درباره وضعیت صادرات سنگ آهن نیز می‌گوید که ایران هنوز قابلیت صادرات گندله و کنستانتره را معادل قیمت برزیلی‌ها و استرالیایی‌ها به چین دارد و می تواند صادرات قابل رقابتی را ایجاد کند.

بحث کردن درباره صادرات سنگ آهن نباید احساسی باشد

احرامیان معتقد است که بحث کردن درباره صادرات سنگ آهن باید منطقی و اصولی باشد و نباید از روی احساس در این باره تصمیم گرفت. باید خام فروشی( فروش سنگ آهن عیار پایین) در این حوزه صورت بگیرد، چرا که اگر این امر در کانال درست باشد به کمک گردش مالی که برای معادن کوچک و متوسط ایجاد می‌کند می تواند با ایجاد انگیزه برای معادن به سرمایه گزاری در بخش کنسانتره و گندله در نهایت منجر به تامین خوراک فولادی ها نیز می شود.

به گفته وی راه اندازی بحث خام فروشی در سنگ آهن و حاشا کردن آن باعث فرصت سوزی بسیار شده است، چراکه سابقه معدن کاری بخش خصوصی در سنگ آهن هنوز به یک دهه نرسیده است و بسیاری معدن کاران نوپا از این هجمه سرخورده شدند و به دلیل مجموعه برخوردها این تصور ایجاد شده که دولت مخالف کسب سود مشروع توسط معدن کاران سنگ آهن است. علت ورود بخش خصوصی به سنگ آهن سود خوب صادرات آن به چین بوده است. به همین دلیل اگر انتظار پبشرفت در این عرصه را داریم باید این مسائل را نیز بپذیریم.

سرمایه گذاری در گندله و کنسانتره سودآور نبود

عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد معتقد است در سال های اولیه ورود بخش خصوصی به سنگ آهن می توانستیم آن ها را به سمت تولید گندله و کنسانتره سوق دهیم که اگر این امر برای بخش خصوصی صرفه اقتصادی داشت حتما به آن سمت کشیده می شدند اما اتفاقی که افتاد این بود که وضع عوارض سنگین صادرات در نبود تقاضای داخلی برای کنسانتره و گندله به بخش خصوصی اجازه سرمایه گذاری در این عرصه را نمی‌داد.

صادرات سنگ آهن ارتباطی با میهن‌دوستی ندارد

به گفته احرامیان صادرات سنگ آهن هیچ ارتباطی با میهن دوستی ندارد، بلکه عرف کسب و کار این امر را حکم می کند و این عرضه و تقاضا است که باید در بازار سنگ آهن تعیین کننده باشد.

وی ادامه می دهد که در بحث سنگ آهن در نهایت بازار باید تعیین کند که ما تا کجا ارزش افزوده زنجیره تولید را می توانیم جلو ببریم و این درحالی است که نظرات متفاوتی در این حوزه وجود دارد. اما مساله مبرهن این است که هیچ کارشناس به یقین نمی تواند در این باره نظر دهد، چرا که تنها بازار است که شرایط را مشخص می‌کند.

به گفته عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد تنها کاری که امروز می توانیم بکنیم مدیریت صحیح در بازار رقابتی است و اولین راه برای رسیدن به این مرحله به صفر رساندن دخالت دولت است تا بتوان در یک محیط رقابتی و با مدیریت درست مشکلات را برطرف و موجب ارتقا اقتصاد کشور شد.

بین محیط زیست و فولاد هیچ تضادی نیست

احرامیان با اشاره به سیاست دیگر کشورها درباره تولید فولاد نیز چنین می گوید که کشوری همچون ژاپن با مساحتی معادل استان های گیلان و مازندران و ۱۳۰ میلیون تن تولید فولاد توانسته تکنولوژی مناسبی را برای مقابله با مسایل و رخداد های زیست محیطی پیش بگیرد و کشوری همچون استرالیا که فولاد تولید نمی کند به دلیل مسایل زیست محیطی نیست بلکه تولید فولاد برایش صرفه اقتصادی ندارد.

وی معتقد است که بین محیط زیست و فولاد هیچ تضادی وجود ندارد و تکنولوزی مسایل محیط زیستی فولاد را به طور کامل حل کرده است.

تغییر نظام اخذ بهره مالکانه یکی از اصلی ترین سیاست ها

عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد در مورد حقوق دولتی نیز معتقد است که سیستم اجرایی کنونی مشکلاتی زیادی دارد که باید هر چه زود تر برای اصلاح این سیستم از تجربه کشورهای موفق استفاده کنیم چرا که در حال حاضر در این بخش بی نظمی زیادی حکم فرما شده است.

به گفته وی اینکه در پایان سال دولت اعلام می کند برای سال قبل چه میزان بهره مالکانه می خواهد بگیرد کار درست و منطقی نیست لذا تغییر نظام اخذ بهره مالکانه این یکی از پیش نیاز های اصلی است که برای توسعه بخش معدن نیاز داریم.

خام فروشی سنگ آهن زیر ذره‌بین کارشناسی

بررسی خام‌فروشی و صادرات سنگ‌آهن در ایسنا

در همین راستا کامران وکیل، دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران معتقد است آنچه خام فروشی سنگ آهن نام گرفته باید مورد کارشناسی اصولی قرار بگیرد و با توجه به هر برهه زمان و شرایط خاص در این بارهتصمیم گیری نمود.

ایران بزرگترین وارد کننده گندله

به گفته وی مقابله با خام فروشی شعار قشنگی است اما باید ببینیم چرا سنگ آهن صادر و گندله وارد می کنیم تا جایی که امروز لقب بزرگترین واردکننده گندله را به خود اختصاص داده ایم.

دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی اظهار می‌کند که دولت در سال ۱۳۸۹ و با هدف ممانعت از بروز کمبود در بازار داخلی اقدام به وضع عوارض ۵۰ درصدی برای صادرات گندله و ۳۵ درصدی برای کنسانتره کرد و همزمان قیمت این دو محصول را برای فروش به کارخانه‌های داخلی به صورت دستوری و کمتر از نرخ های رایج بازار جهانی تعیین و اعلام کرد.

به عقیده وکیل این موضوع باعث شد تا توجیه اقتصادی تولید کنسانتره و گندله در کشور با مخاطرات جدی مواجه شد و بخش‌های خصوصی، نیمه خصوصی و حتی دولتی از ورود به بحث احداث این صنایع و پیگیری طرح‌های ایجادی امتناع کردند و با توجه به تداوم رشد حلقه‌های قبلی و بعدی این زنجیره در کمتر از دو سال بعد همزمان دو رخداد نامیمون در زمینه سنگ آهن و فولاد کشور به وقوع پیوست.

وی می‌گوید این موضوع موجب افزایش قابل توجه حجم صادرات سنگ‌آهن دانه‌بندی شده و کمبود شدید کنسانتره و گندله در داخل کشور و نیاز به واردات آنها به‌خصوص گندله برای تامین نیاز واحدهای فولادسازی داخل کشور شد. این رخداد اگر چه بیانگر بی‌تدبیری مسوولان وقت بود اما ندای اعتراضی آن بیش از همه از ناحیه مسوولان فعلی امر شنیده شد.

مقصران اصلی خام فروشی سنگ آهن

دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی معتقد است که مقصر اصلی خام‌فروشی سنگ آهن دولت و مجلس هستند چرا که اگر آن زمان روی سنگ آهن عوارض می‌گذاشتند، بورس افت می‌کرد و به نفع دولت نبود، اما نبود این تهدید به وضع عوارض برای کنستانتره و گندله شد که عواقب مورد اشاره را در پی داشت.

وکیل اظهار می کند که باید تولید ۵۵ میلیون تنی فولاد مورد ارزیابی دقیق و کارشناسی قرار گیرد و با توجه به اینکه نه تنها در بخش سنگ آهن و فولاد بلکه در هیچ بخش اقتصادی برنامه‌ای نداریم باید در ابتدای امر به فکر ایجاد استراتژی دقیق و منظم باشیم چرا که صنایع تنها زمانی پا می‌گیرند که زیرساخت‌های آن به‌طور کامل ایجاد شود.

وی با مثالی از صنعت سیمان اظهار می کند که تولید ۹۰ میلیون تنی سیمان نیز بدون در نظر گرفتن استراتژی و برنامه منظم است که نتیجه آن خاموشی دوماهه کوره‌های کیلینکر به دلیل نبود گاز و بازار بود اما با این وجود نیز به صادرات سیمان می پردازیم که این ها همه ناشی از نبود برنامه مدون در کشور است.

به گفته دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی در حوزه سنگ تزیینی نیز در سال ۱۳۷۸ صادرات ایران ۱۴۵ میلیون دلار و صادرات ترکیه ۱۰۵ میلیون دلار بود اما امروز صادرات ایران ۲۵۰ میلیون دلار و ترکیه ۲٫۷ میلیارد دلار است که این نشان از رشد ۲۵ برابری ترکیه و ۱٫۳ درصدی ما دارد که تمام این موارد در بی برنامگی و نبود استراتژی منظم در کشور ناشی می شود.

وکیل ادامه می‌دهد تا زمانی که استراتژی در کشور وجود نداشته باشد صادرات سنگ آهن و امثالهم می توانند خام‌فروشی تلقی ‌شوند، چراکه صنعت تکمیلی و پایین دستی نیاز به برنامه های بلند مدت دارند و صنایع مادر زمانی پا می‌گیرند که زیرساخت‌ها فراهم باشد.

دانشگاه ها نیروی انسانی خبره تربیت کنند

وی همچنان که معتقد است دانشگاه‌ها در حوزه تربیت منابع انسانی وضعیت خوبی ندارند، می‌گوید در این حوزه تنها می‌توانیم شعار دهیم و بگوییم که صادرات سنگ آهن خیانت به کشور است، در حالی که باید این نوع مسائل به صورت کارشناسی و اصولی ارزیابی شود.

دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی راهکار خود را برای اصلاح این وضعیت، تببین شرایط کشور و در نظر گرفتن شرایط کلی وجود استراتژی توسعه توامان معادن و صنایع معدنی عنوان و اظهار می‌کند اگر برنامه بلند مدت کشور در این حوزه ها مشخص باشد، در برهه ای از زمان مثل وضعیت فعلی که از طرفی صحبت از افزایش سریع نیاز کشور به مواد اولیه در آینده نزدیک در میان است و از طرف دیگر بازارهای مصرف در رکودی بی سابقه به سر می برند، حمایت مالی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ضروری است و می توان با تخفیف در میزان حقوق دولتی، معافیته ای مالیاتی منطقی و … از تعطیلی واحدهای معدنی و توقف اکتشافات ممانعت به عمل آورد و سپس با فراهم کردن زیرساختها و بهبود شرایط عمومی کشور می توان از فعالین این صنعت انتظار ایجاد صنایع بعدی را داشت و در صورتی که این مهم رخ نداد به فکر وضع عوارض صادراتی هم بود.

دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی اظهار می‌کند این امر به این معناست که اگر برنامه باشد ممکن است در یک مقطع به صورت کارکرد عوامل اقتصادی صادرات سنگ آهن متوقف و صرف تأمین نیاز صنایع داخلی شود و وضع عوارض صادراتی هم سیاست خوبی قلمداد شود و در برخی دیگر مواقع ضرورت داشته باشد تا محصول نیمه فرآوری شده به دیگر کشورها صادر شود و حتی جایزه هم برای این فعالیت در نظر گرفته شود.

به گفته وی اخلاق و فرهنگ تولید در کشور ما وجود ندارد لذا باید در مرحله اول به منابع انسانی توجه شود، چراکه تا زیر ساخت های توسعه ایجاد نشود مشکلات اقتصادی کشور برطرف نمی شود.

مزیتی در صادرات سنگ آهن نیست

به اعتقاد وکیل در حال حاضر مزیتی برای صادرات سنگ آهن وجود ندارد و در طول ۴۵ سال گذشته ظرفیت سنگ آهن به ۴۵ میلیون تن رسید و اگر به تولید ۵۵ میلیون تن فولاد فکر کنیم به ۱۴۰ میلیون تن سنگ آهن نیاز داریم؛ یعنی باید تا سال ۱۴۰۴ سالی ۱۰ میلیون تن به ظرفیت سنگ آهن کشور اضافه کنیم در غیر این صورت باید تا آن زمان سنگ آهن را هم مانند گندله وارد کنیم.

وی ادامه می دهد که این شرایط در حالی است که برای تولید هر تن سنگ آهن باید سرمایه گذاری زیادی صورت بگیرد که با توجه به بهره مالکانه و افزایش بی رویه حقوق دولتی و عوارض صادراتی به نظر نمیرسد که این امر محقق شود.

به گفته دبیرکل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی با توجه به اشتغال زایی حوزه معدن انتظار می رود که در این حوزه به فکر ایجاد برنامه های بیشتر و مدون تری بود و با تجربه گرفتن از اقتصاد معاصر کشور به این نتیجه رسید که محدود کردن کنسانتره و گندله برای تامین نیاز داخلی تنها موجب این شد که ایران بزرگترین واردکنند گندله در دنیا شود، چرا که اگر از این موضوع درس نگیریم در چند سال آینده وضعیت کشور بسیار بدتر می شود.

تهیه و تنظیم گزارش از خبرنگار ایسنا: سحر بابایی

انتهای پیام