شنبه ۵ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۵۶:۰۲ قبل از ظهر

۱۱ فروردین ماه سالروز شهادت بسیجی شهید ماشاالله رنجبر بافقی گرامی باد

کد خبر: 56313
تعداد بازدیدکننده: 315
تاریخ: ۱۰ فروردین ۱۳۹۴

۱۱ فروردین ماه سالروز شهادت بسیجی شهید ماشاالله رنجبر بافقی گرامی باد.
هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است بخند چونکه برای دلم خوشایند است
چقدر جاذبه دارد نگاه گیرایت هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است

u0639u06A9u06331-1
شهید ماشالله رنجبر بافقی در فروردین ماه سال۱۳۳۶ در محله سهل ابن علی (ع) واقع در خیابان شیخ محمد تقی بافقی چشم به جهان گشود.
پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان خلد برین شد و تحصیلات ابتدایی را تا کلاس ششم ادامه داد و پس از آن ترک تحصیل کرده و به کار مشغول شد.
در سال ۱۳۵۴ به خدمت سربازی اعزام شده و دوره خدمت سربازی را در پادگان ارتش در شهر شیراز گذرانده و در سال ۱۳۵۶ دوره خدمت سربازی را به پایان رسانده است .

در سال ۱۳۵۷ پس از گذراندن دوره آموزش فشرده در کرج و کسب رتبه اول به عنوان انتظامات شرکت سنگ آهن مرکزی ایران_بافق مشغول به کار شد.
در پاییز سال ۱۳۵۹ بلافاصله بعد از حمله عراق به ایران برای گذراندن دوره احتیاط سربازی به جبهه اعزام شده و مدت چهار ماه در جبهه های حق علیه باطل به عنوان خدمه توپ ۱۰۶ جنگیده است.
در سال ۱۳۵۸ ازدواج نموده دو پسر و یک دختر حاصل این ازدواج می باشد .
شهید ماشاالله رنجبر در تاریخ ۵ فروردین ماه سال ۱۳۶۶ برای چهارمین مرحله در قالب نیروهای بسیجی به جبهه شلمچه اعزام شده ودر تاریخ ۱۱ فروردین بر اثر اصابت ترکش به چشم چپ به شهادت رسیده است.
در تاریخ ۱۷ فروردین ماه توسط مردم همیشه در صحنه شهر بافق تشییع و در گلزار شهدای امامزاده عبدالله در دامن خاک آرام گرفته است .
امید است ما امانت داران صالحی برای شهیدان باشیم .
روحش شاد ویادش گرامی باد.
علیرضا رنجبر بافقی فرزند شهید

۴ نظر

  1. حسام نصیرزاده می‌گه:

    شهدایی که در این اشفته بازار جامعه چقدر جای خالی شان حس میشود . . .

    واقعا که ما زمینی ها لیاقت هم نشینی با انان را هیچ وقت نداشتیم و انها مستحق هم سفره شدن با شاه کربلا بودند.

    heyatejavanan.blogfa.com

  2. مجتبی می‌گه:

    شهدا مایه افتخار شهرستان هستند، یاد ایشان گرامی باد.

  3. یادگار می‌گه:

    بگذار تا بگریم چون شمع در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
    وقتی به گلزار نورانی شهدا می روم و دوستان شهیدم را زیارت میکنم به خودم میگویم چه جوری خداوند دلش آمد که اینهمه گل را یکجا دست چین کند و ببرد .لیکن از آن محیط سرشار از معنویت که بیرون می آیم و دوباره وارد زندگی پر از هیاهو و نیرنگ جامعه میشوم یقین میکنم که خداوند حکمتش فراتر از درک ماست .

  4. حسن غصه خور می‌گه:

    زنده باد یاد سرداران و شهیدان شهرستان بافق و استان یزد