جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۱:۰۳:۴۲ قبل از ظهر

نامه یک گریدر به فرماندار بافق

کد خبر: 57147
تعداد بازدیدکننده: 132
تاریخ: ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

من یک گریدر هستم مثل خیلی از گریدرهای دیگری که روی کره خاکی وجود دارند.

اما جایی که من مشغول به کارهستم متفاوت تر از جاهای دیگر است.

قوانین و شرایط کارش فرق دارد. می گویم که کجا هستم.

۸ کیلومتری جاده بافق – یزد.

چندماهی است که مشغول به کار شده ام اما حجم زیاد کار برای سن بالای من باعث شد چند روزی در محل کارم بستری شوم .

هیچکس به عیادتم نیامد.

نه مدیر کل راه، نه فرماندار، حتی رئیس اداره راه بافق نیامد

خیلی دلگیر شدم.

چرا که من برای شما زحمت میکشیدم برای اینکه بتوانم جاده را تمام کنم. برای اینکه نشان دهم و اثبات کنم که مسئولین درست گفته اند و درست به عرض آنان رسانده اند و جاده با سرعت خوبی در حال ساخته شدن است.!!!

برای اینکه جلوی کشته شدن مردم این دیار بگیرم. اما اقای فرماندار!فکر میکنم فضا را اشتباه گرفته ای. باید جای دیگری کار را شروع کنی.

من میخواهم خوب بشوم و کارم را شروع کنم اما من دیگر پیر و فرتوت شده ام. شما را نمیدانم ولی من از نگاههای مردمی که هر روز در این جاده خرامان خرامان برای امورات ضروری از جمله درمان، دانشگاه و…به یزد میروم خجالت میکشم و حال دیگر میترسم که اگر در نزدیکی جاده اصلی بودم با سنگ مرا ادب کنند چون هر روز که از کنار من میگذرند صدایی عجیب مرا به وحشت میاندازد که مگر قرار نبود تا ابتدای دی ماه ۹۳ جاده را تحویل دهند؟؟! و مگر قول مجدد ندادند که تا ابتدای سال ۹۴ جاده را تحویل دهند؟؟! آقای فرماندار چرا به دادم نمیرسید؟؟!

آقای فرماندار! پسرعمویی دارم که در همین جاده چند کیلومتر آن طرفتر در حال کندن تپه ها است تا مسیر را برای تکمیل جاده مهیا کند اما او هم چند ماهی است که حالش بد است و زمین گیر شده است. ترس گلایه های مردمی را دارد. دوستان دیگری در شهرهای دیگر دارم که هروقت جویای احوالشان میشوم دلخوشند و همه از آنها راضی و دعا گویشان و خوشحال از اینکه مسیر زیبا با سرعتی زیاد به مردم دیارشان تحویل داده اند.

لطفا به داد من و پسر عمویم رسید. برای همین دست به قلم شدم و چنین جسارتی را به خود دادم و نامه ای به شما “فرماندار بافق” نوشتم چرا که شما همیشه مرا در این جاده میبنید و من هم شما را میبینم .خواهش میکنم مرا از خجالت و شرمندگی مردم و مسافران این مسیر نجات دهید.

امیدوارم که نامه ام را بخوانی و راهی کاغذ خردکن نکنی.

قبلاً سپاسگزار است.

امضاء: گریدر پیر و فرتوت

۶ نظر

  1. سلام. می‌گه:

    کو گوش شنوا.
    خدا کند که بیائی دلم شکست بیا.
    مردیم از این بی عدالتی و بی مسئولیتی برخی ها در استان

  2. روح الله می‌گه:

    باسلام و خداقوت خدمت گریدر
    میخواستم عرض کنم از این جور مشکلات در شهر و اطراف بافق زیاد است و از همه مهمتر اینقدر این تاریخ و اون تاریخ بکنند که حتی عمر من و شما کفاف نمیکند که افتتاح این طرح ها را بینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ۱- جاده بافق یزد
    ۲-کلینیک تامین اجتماعی
    ۳-فولاد بافق
    و غیره ……………….

  3. جالب می‌گه:

    فقط مونده بود گریدر نامه بنویسه.
    چه فایده؟؟

  4. ناظر می‌گه:

    این از افتضاح طرحهایمان
    اون هم از غصب املاکمان.

  5. ایول می‌گه:

    عجب گریدری که دهان …. را …. کرد.

  6. بولدوزر می‌گه:

    دوست عزیزم گریدرجان, شما فکر میکنی فرماندار محترم، شما را میبینه؟ ؟؟!!! نه اون شما را نمی بینه که به داد دل من و تو و مردم بافق برسه! چون اون با ماشین مگانی که با پول ۲ درصد ( که می بایست برای جاده و عمران شهر بافق هزینه میشد) با سرعت ۱۸۰ کیلومتر رد میشه و فقط گرد و خاکش برای ما میمونه.
    حالا فهمیدی که چرا ما مریضیم؟ مریضی ما ناشی از گرد وخاکیه که از سرعت بالای ماشین فرماندار بلند میشه. پس منتظر شفای این امام زاده هم نباش. ..ره