دوشنبه ۱ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۰۴:۱۹ بعد از ظهر

وقتی برای بافق، بیداریم

کد خبر: 5727
تعداد بازدیدکننده: 469
تاریخ: ۲۳ تیر ۱۳۹۱

“خیلی ها”  آمده بودند. خیلی از آنها که همیشه می خواستیم باشند. یعنی آرزو می کردیم یک روزی برسد که همه ی این “خیلی ها” را با هم و درکنار هم ببینیم. دیشب اما “خیلی ها ” آمدند. درستش را بخواهید بافق، آنها را آورد و چها نمی کند این شهر آرام نجیب ما. بله  بافق؛ فرزندانش را به خود خواند و پیش خود آورد. کنار هم نشاند و یکی از آرزوهای دیرینه ما را جامه عمل پوشاند. حوصله دارید بیشتر از آن بدانید؟ پس بسم ا…

در شبی گرم از شبهای تفتیده کویر، دعوت می شوم به جلسه ای و می روم. در دل روستای فاضیله، یکی از بافقی های خوش ذوق باغی مرمت کرده، بسیار مصفا و دیدنی. از آن دست باغ ها که معرف کویر ایران است و نشانی بر خلاقیت مردمان این دیار. همه نشات گرفته از باور ایرانی ها و همین باورمندی به اعتقاد های ایرانی است که وقتی از در وارد می شوی احساس لذت و بهجت می کنی.همه چیز بوی فرهنگ خودت را می دهد. انگار از اعماق وجودت و تاریخ این سرزمینت بیرون زده و به تو رسیده. و آن “خیلی ها ”  که گفتم در چنین جایی جمع اند.

به همت و ابتکار کسی که در انتخابات مجلس نهم، هیجده هزار نفری در بافق به او رای آری داده بودند؛ جمعی از عزیزان و دلسوزان شهر گرد هم آمده بودند. عده ای مسئولیت اجرایی داشتند و عده ای غیرمسئول، بعضی در کسوت دانشگاهی و برخی هم از مسئولان سابق شهر. عده ای از یزد آمده بودند و تعدادی از تهران. اما همه در یک چیز مشترک بودند، دوستداری بافق و خدمت به مردم این شهر. بعد از تعارفات معمول، جلسه ای بود و شاه بیت همه ی حرف ها، اینکه وقت آن است تا آستینی برای شهر بالا بزنیم و دستی برآریم و کاری بکنیم. سلیقه های سیاسی و فکری خود را از دایره بیرون بگذاریم و هم و غم خود را معطوف به آبادی بافق کنیم. همه اذعان داشتند که در هر گوشه عالم که باشند، هوای این خاک در سر آنهاست و ریشه و رشته دلبستگی آنها در خاک اینجا و دیدن بالندگی بافق؛ آرزوی آنها.

نشستیم و نظرها مطرح شد. ضعف ها هم البته گفته شد.  به این نتیجه رسیدیم که در ارتباط ضعیفیم. دردی اگر در سینه داریم، از ابرازش ابا می ورزیم و یک تنه به نبرد ناملایمات می رویم. مطرح شد که در کار جمعی ضعف داریم. مطرح شد که گاهی اغراض نامبارک سیاسی و اندیشه های حقیرنانه، مانع دیدار ما از آینده شده و بسنده کرده ایم به گذشته و حال. مطرح شد که چقدر مدیران اجرای شهر به کارها و طرح های کارشناسانه نیازمندند و مهمتر از آن نیازمند حضور آگاهانه و مسئولانه همه شهروندان. اینکه از هیچ کس پسندیده نیست که پا پس کشد.   

آنچه دلگرمی بخش بود اینکه ما می توانیم و می خواهیم. نقطه اشتراک همه، توسعه شهر بدور از گرایش های مخرب بود. اینکه دمی بیندیشیم و طرح های ارزشمند را حلاجی کنیم و برای اجرا به مسئولان بسپاریم.

ترتیباتی هم برای اداره جلسه ها چیده شد.

آنچه مرا به اینگونه نشست ها خوشبین می کند بوجود آمدن حس مشترکی هست که در بین همه حاضران بود. آدمهایی که برای اولین دیدار گرد هم آمده بودند، اندکی از نیروهای بسیار زیاد بافق بودند که توانایی آن را دارند که این شهر دیرپای را از این تنگناهای امروز، گذر دهند. به یقین می گویم در حال حاضر چندصد نفر نیروی بومی توانا برای اجرای کارهای بزرگ در اختیار داریم. اکنون، برای بافق همه بیداریم و این گوهر گرانبهایی است که با اشک بسیار بدست آورده ایم. وقتی خداحافظی می کردم به این می اندیشیدم که چه سرمایه سترگ و ماندگاری است، بیداری و هوشیاری.

محمد علی پورفلاح

۱۸ نظر

  1. علی رضا می‌گه:

    دیدن دوستان و رقبا درکنار هم و با دغدغه آبادانی شهرمان بافق بسیار خوشحالم کرد/امیدوارم به پیشرفت شهرمان سرعت بخشد و بطور حتم اینگونه خواهد بود.

  2. حسن می‌گه:

    با سلام
    از خوشترین خبرهایی بود که تاکنون در مورد بافق و تلاش برای توسعه و پیشرفت بافق خواندم.با تشکر از همه مسببین این امر.

  3. شهرآباد می‌گه:

    انشاا… که همه با کمک و یاری هم شهری آباد داشته باشیم به امید بافقی آباد و سرفراز

  4. تقی می‌گه:

    احسنت به بیداری بافقی احسنت به آقای پورفلاح

  5. رخصت می‌گه:

    جای بسی خوشحالی است که این درک متقابل در تمام نیروهای کارآمد شهربرای توسعه وآبادانی شهربوجودآمده. امیدآنکه این جلسات تداوم داشته باشد وبهره وفایده این جلسات را مردم در عمل ببینند.باامید آنروز
    تا بعد …رخصت 

  6. بهار می‌گه:

    سلام.دست مریضاد دارد آقای صباغیان که تنها روح بزرگ افکار ژرفش در جهت آبادانی این شهر این بار در جهت همدلی شکوفا شد که خمیر مایه هر پیشرفتی است. وتشکر از امام جمعه محبوبمان که با حضور خود مهر تاییدی بر این جلسه بود

  7. احمد می‌گه:

    کار بسیار خوبی است. آفرین بر بافق. حتما ادامه بدهید.

  8. حسین می‌گه:

    به این می گویند کار زیربنایی. کاش سالها قبل انجام می شد. دست همه زحمت کشان درد نکند. ای کاش نویسنده مطلب اسم این فرزندان بافق را هم می آورد

  9. بافقی زاده می‌گه:

    با سلام و درود به بچه های غیور بافق. ممنون از آقای صباغیان که برای رونق شهر تلاش می کند. از آقای دکتر شیخاب هم تشکر کنید و از ایشان بپرسید چرا خودشان را از انتخابات کنار کشیدند

  10. نگران بافق می‌گه:

    به نظر من تا همه بافقی ها تلاش نکند شهر ما آباد نمی شود.

  11. دانشجو می‌گه:

    با اینکه همه را بومی دیدم ولی جای چند نفر از بومی های خدمتگذار واقعی که درس خود را پس داده اند ودر دوران مسئولیتشان خوش درخشیدند واقعا خالی بود.امیدوارم این جمع شدنها به اندازه یک ساعت کار آنها برای بافق مفید واقع شود ودر آینده بعضی ها که در همین عکسها هم بودند باعث سرشکستگی بافق نشوند.>>>بافق را جز مومن شجاع سربلند نمی کند<<<<<<<<<<<

  12. نداي بافق می‌گه:

    من که مو به تنم سیخ شد الله وکیلی اینها دور هم جمع شدن باور نکردنی

  13. امید بافق می‌گه:

    برای دفعه بعد از آقای دهستانی هم دعوت بشه. ممنون از امام جمعه که به این جلسه رفته است

  14. دانشجو می‌گه:

    در یکی از عکسها برادان دکتر برخورداری و شیخاب بودند و مهندس پورفلاح، اما کسی که کنار امام جمعه روی زمین نشسته بود را نشناختم

  15. حق گو می‌گه:

    با تشکر از قلم بسیار زیبای آقای پورفلاح.باید قدر این نخبگان را دانست. آنها امید بافق هستند.

  16. احسان ف می‌گه:

    سلام چرا از آقای دهستانی دعوت نکردین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  17. بافقی می‌گه:

    سلام
    درجواب آقای دانشجو, فردی که در کنارامام جمعه نشسته سردار آخوندی معاون نیروی انسانی ناجاست.

  18. رنجبر بافقي می‌گه:

    دست اقای صباغیان در نکنه که بانی مجلس بوده

    دست اقای تشکری درد نکنه که باغ فاضلیه را مرمت کرده

    دست مقاله نویس هم درد نکنه

    جای دکتر میرغنیزاده واخوی ایشون ودکتر صدر بافقی وخانم طباطبایی بافقی ودکتر یار احمدی ودیگر نخبه گان خالیه