دوشنبه ۴ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۲:۴۳:۰۴ قبل از ظهر

حیف شد آسید علینقی هم از میانمان رفت….

کد خبر: 58483
تعداد بازدیدکننده: 126
تاریخ: ۰۸ خرداد ۱۳۹۴

s
انگار همین دیروز بود که نوجوانی چست وچالاک برای منبر رفتن و روضه سیدالشهدا را خواندن سراز پا نمی شناخت و پاتوقش فقط حسنییه ها و مجالس ذکر خامس آل عبا (ع) بود. اوکوچکترین فرزند خانواده بود که دیروز در پنجاه واندی سال از عمرش رخت از جهان مادی فرو بست.دراوایل انقلاب یعنی دراوان جوانی به کسوت روحانیت درآمد و آنقدر در موضعگیری های ناب سیاسی از خود جسارت وحمیت نشان داد و علاقه به مرحوم امام داشت که در روزهای پس از پیروزی انقلاب در نیمه های شب که از مجلس وعظی به خانه پدری در انتهای بازارچه قدیمی بافق باز می گشت در تاریکی شب مورد حمله چند تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق آنروز که خود را در تاریکی بازارچه مخفی کرده بودند , قرار گرفت و مجروح گردید ولی هیچگاه دست از حمایت از امام و انقلاب بر نداشت.در همان اوان به یزد رفته و با خانواده ای از اهل علم از شهر تفت وصلت نمود و در شهر یزد سکنی گزید. تا اواخر عمر شریفش همیشه در صف اول نماز جمعه یزد حضوری مسرت بخش داشت.هر کس از آشنا وفامیل و غریبه بویژه روحانیت وطلاب حوزه علمیه استان که مشکلی داشت بدون هیچ چشمداشتی در حد توان مساعدت می نمود .سالها در دفتر شهید محراب و نیز دفتر مدیریت حوزه علمیه یزد و مدرسه خان , امور مربوطه را با جدیت به انجام می رساند و همکاری پایاپایی در معرفی افراد مستمند وطلاب دینی به بیمارستان سیدالشهدای یزد داشت.دربین فامیل به معرفت و کارگشایی معروف بود و نگارنده خود شاهد بودم که متواضعانه از سرکشی به مستمندان و یاریشان فرو گذار نبود.تاآخرین روزی که مادرشان زنده بودند هرروز صبح تلفنی جویای حال مادر بودواینرا از واجبات خود می دانست.علاقه وافری به مسجد فرط که گاهی امامت جماعتش را بعهده داشت در دلش بودچرا که مشهور است که حضرت امام رضا(ع)در سفرشان به خراسان , در آن نماز گزارده اند با چهره ای گشاده و متبسم, هرجا که وارد می شد مسرت و نشاط رابا شوخ طبعی های زیبایش به جمع القا می نمود.در کنار امور اجرایی مشغول تحصیل علوم حوزوی در مدارس مصلی و خان و امام خمینی یزد بود و مورد وثوق شهید محراب و مرحوم محمد آقای صدوقی.
باعنایت به فامیلتی که با ایشان داشتم بیشتر نمی توانم توصیف نمایم ولی در یک جمله مرحوم آسید علینقی سلیمانی یکپارچه صفا و سادگی و اخلاص و پاکی بود…..خدایش رحمت نماید و صبر جمیل به حضرت حجه الاسلام آسید جواد سلیمانی امام جمعه معزز بافق و سایر اخوان و اخوات و فرزندان وخانواده محترمشان عنایت فرماید.
سید محمد میرسلیمانی بافقی

۶ نظر

  1. خواجه ای می‌گه:

    ضمن عرض تسلیت به همسر وفرزندان کرامی مرحوم مغفور و خاندان بزرگ سلیمانی وخصوصا امام جمعه محترم شهرمون باید اضا فه کنم
    اسید علی نقی گرچه کوچکترین فرزند خانواده بود اما روحی بزرگ داشت به واقع همه ی خصوصیاتی که گفتید داشتند بعلاوه مظلومیت
    یادش بخیر کوچیک بودم رفتیم عروسیشان در تفت // چقدر خوش گذشت
    چه خوش قول بودند در روضه خوانیهایی که دعوت داشتند وچه صوت حزین ودلنشینی داشتند
    واقعابسیار شوخ طبع ومجلس ارا بودندوبسیار متواضع وفروتن
    به فامیل علاقه زیادی داشتند وهیچ گاه دعوت اشنایان را رد نمی کردند
    چقدر استخاره های ایشان کار درست بود….انگار واقعا خودشون با حضرت دوست مشورت میکردند وجواب میگفتند از سر صدق ومحبت بی هیچ چشمداشتی ……خدا روحشونو قرین رحمت ومغفرت خودش کند
    هجرت ایشان از میان ما داغی است عظیم…..خدایش با سرور وسالار شهیدان محشور نماید
    وبه خاندان گرانقدرشان صبرواجر عطا نماید. امین

  2. جواد می‌گه:

    با سلام و عرض تسلیت به اخوان سلیمانی و خانواده محترمشان واقعا استخاره هایشان خیلی خیلی عالی بود که حتی ازاکثر نقاط ایران برای گرفتن استخاره به ایشان مراجعه می کردند.

  3. داود خ.ش.م می‌گه:

    من هم سابقه ی آشنایی با آسید علینقی را داشتم ، انسان خوبی بودند .
    خدا رحمتش کند و به بازماندگان صبر عطا نماید .

  4. یادگار می‌گه:

    تسلیت به بازماندگان معزز و صبورش و مردم دوست داشتنی بافق و تبریک به مرحوم آسید علینقی که به دیدار حق شتافت و با رهایی از دنیای پرهیاهوی فانی به محشوری جد بزرگوارش نایل گشت .

  5. بافقي زاده می‌گه:

    مردم شریف شهرستانهای بافق – تفت و یزد الحق و الانصاف حیف شد آ سید علی از میانمانمان رفت آقای میرسلیمانی خلاصه و مفید ایشان را معرفی کردید ایشان هر فردی را که می شناختند با احترام احوالپرسی از او میکردند و جویای احوال خانواده فرد بودند .

  6. درمانگاه تامین اجتماعی می‌گه:

    سلام ما جمع پرسنل درمانگاه نیز مصیبت وارده به خاندان سلیمانی را تسلیت عرض میکنیم خداوند روح ایشان را قرین رحمت خود گرداند و صبر جمیل به بازماندگان بدهد