سه شنبه ۹ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۶:۲۴:۴۴ قبل از ظهر

لهجه شناسی بافق(۴)

کد خبر: 59261
تعداد بازدیدکننده: 259
تاریخ: ۲۵ خرداد ۱۳۹۴

s

مدتی این مثنوی تاخیر شد.با پوزش از دوستان ادامه مقاله را خدمتتان ارائه می نمایم.
فرهنگ به عنوان ماندگارترین شناسنامه هویتی هر مردمی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. شاید مهمترین و رسا ترین متغیر تشکیل دهنده فرهنگ ؛زبان و لهجه گفتاری مردم هر سرزمینی است. لهجه مردم بافق یا به قول فرهنگستان گویش بافقی شبیه هیچیک از گویشهای مرسوم در استان یزد وحتی کرمان وخراسان نیست وحتی برخی اصطلاحات زیبا و بکر همانند” تن خود سر دادن” اختصاص به این قلمرو دارد وبس!! اگرچه به برخی گویشهای کرمان نزدیکتر است.آنچه در پی می آید گویش بافقی است که نگارنده سالیانی است یاداشت کرده ام.از شما عزیزان هم کمک می طلبم تا چنانچه کلمه ای را نیاورده ام یا اشتباه نگاشته ام به اینجانب یادآوری فرما یید. امید آنکه لهجه باستانی و ماندگار بافقی همچنان جاودانه تاریخ باقی ماند.قبلا ۱۵۸ واژه را نوشته بودم:
ردیف گویش بافقی معنا تلفظ
۱۵۹ تاله ساقه هنودوانه وخربزه/ شانس tale
۱۶۰ تایچه ظرف بزرگ آرد tayche
۱۶۱ تاخچه طاقچه Tagh-che
۱۶۲ توو تاب و کجی tow
۱۶۳ تجه چوبی باغها teje
۱۶۴ ترترو قطره قطره Tor-toru
۱۶۵ ترولیس خیس شدن Taro-leess
۱۶۶ ترشوو مسقطی زردآلو toroshu
۱۶۷ ترسو تکه کوچک هر چیز Tere-su
۱۶۸ ترده موریانه tarde
۱۶۹ تارنگ
شاخه تازه خرما taareng
۱۷۰ تلپسی صدای افتادن در گل ولای Talapas-see
۱۷۱ تلق تلوق سروصدا Talahg-tolugh
۱۷۲ تلم شنا tolom
۱۷۳ تلنگه یخ خیلی سرد Telenge-yakh
۱۷۴ تقا سکوی نشیمن Tgh-gha
۱۷۵ تگ ظرف ته ظرف Tage-zarf
۱۷۶ تموس هوای نمناک وگرم To-muss
۱۷۷ تنگل گرد tengel
۱۷۸ تنغر رعدو برق tonqor
۱۷۹ تنگ وترس جای تنگ Tango-toros
۱۸۰ تنبید فروریخیت tonbeed

۱۸۱ تومویی گیره سر خانمها Tu-muee
۱۸۲ تونه گلوله نخ tuune
۱۸۳ توپوزی شدن تو سری خوردن Tu-puzi
۱۸۴ تو کی ارزن پوست کنده tokee
۱۸۵ تیارت تمسخر tyart
۱۸۶ تیروترکون بیماری شبیه مخملک Tiro-torokun
۱۸۷ تیله داد هل داد Tile-dad
۱۸۸ تیفون طوفان گرد وخاک tifun

۱۸۹ جکت شیرآغوز Jekt
۱۹۰ جروبرز پستی و بلندی Jaro-borz
۱۹۱ جرجرو جغجغه Jerjeru
۱۹۲ جرید تکان خورد Jorid
۱۹۳ جَلت سبد نگداری رطب Jollet
۱۹۴ جلغتو وسیله ای برای دادن مایعات به کودک Jolegtu
۱۹۵ جل دستگیر دستگیره پارچه ای Joll
۱۹۶ جلدی تندی Jaldi
۱۹۷ جوهوون خوشگل Juhun
۱۹۸ جوغن هاون Juqan
۱۹۹ جوغوون میراب Juqun
۲۰۰ جوملی دوقلو jumali

۲۰۱ چارتاق بازبودن کامل درب Chartagh
۲۰۲ چادیشو چادرشب Chadisho
۲۰۳ چایید سرما خورد Chaeed
۲۰۴ چاقد چارقد Chaghad
۲۰۵ چپش گوسفند نر Chaposh
۲۰۶ چپیله قوس بالای درگاه Chapile
۲۰۷ چش لک چشم درشت Chash-lok
۲۰۸ چراغ بادی چراغ دستی؛لمپا Badi
۲۰۹ چراغ موشو چراغ نفتی Mushu
۲۱۰ چرز فنداسیون ساختمان Charz
۲۱۱ چرچرکردن حرف زدن بیهوده Cher-cher
۲۱۲ چغالی شکایت؛پشت کسی حرف زدن Choqali
۲۱۳ چغل کلفت Choqal
۲۱۴ چغوت گنجشک Choqut
۲۱۵ چغوتو گنجشک کوچک Choqutu
۲۱۶ چک چکو قطره قطره Chak-chaku
۲۱۷ چفت در دستگیره در Choft
۲۱۸ چف کردن محکم کردن در Choft
۲۱۹ چلاسکو جوجه ای پردرنیاورده chelasku
۲۲۰ چوری جوجه Churi
۲۲۱ چوری گل سرخی شخص سرخ رو churi
۲۲۲ چیردون چینه دان Chirdun

۲۲۳ حالئی مدروز/شیک Hale-ee
۲۲۴ حل حل زدن بی تاب از تشنگی Hal-hal
۲۲۵ حلوا تق تقو نوعی حلوا Tagh-taghu
۲۲۶ حیله حجله Hayleh

۲۲۷ خاگینه نیمرو khagine
۲۲۸ خیار بالنگ خیار سبز baleng
۲۲۹ خش خشک Khosh
۲۳۰ خشه خوشمره هست khashe
۲۳۱ خرخرو سرسره kharkharu
۲۳۲ خرم بخار زمین Khorm
۲۳۳ خلیشه خس وخاشاک khalishe
۲۳۴ خمیرو مایه خمیر khamiru
۲۳۵ خو رفت خواب رفت khow
۲۳۶ خوس به کون خداحافظی کردن khosbekun
۲۳۷ خون دردو درد کم dardu
۲۳۸ خیک شکم/مشک khik

۲۳۹ دار تیر برق daar
۲۴۰ دده خواهر dadeh
۲۴۱ دبر گوسفند نر دوساله Dobor
۲۴۲ دبه ظرف پلاستیکی/بهانه آوردن Dab-beh
۲۴۳ دپسا پیوسته De-passa
۲۴۴ دسلمه حب کوچک قند Deslameh
۲۴۵ دس پاچه عجول daspache
۲۴۶ دربچه دریچه Dar-bache
۲۴۷ درشا بل درش را بگذار Daresha-bel
۱۴۸ درهم شور شلوغ Darham-shur
۲۴۹ دلش باموند ناامیدشد Delesh-bamund
۲۵۰ دل دلو اضطراب Del-delu
۲۵۱ دلّه سطل و حلب dalle
۲۵۲ دولخ گردوغبار dulaq
۲۵۳ دونس دانست dunes
۲۵۴ دونگی گردش/شراکت dongi
۲۵۵ دندون قرچه حرص خوردن dandunghoroch
۲۵۶ دین خونه آسیاب خانه ای که پوست ارزن راجدامی کنند Deen-khune

۶ نظر

  1. ------- می‌گه:

    :)) :))‌:)) واقعا عالی بود…… وقتی روشو می خوندم اشتباه می خوندم تازه متوجه میشدم که چیه….
    نمیدونستم که لهجه ی سختی داریم…. :)) 🙂

  2. رنجبر می‌گه:

    باید کتابش چاپ بشه
    اسوندلو را نوشتد

    اوسوندلو
    ؟

  3. یا علی می‌گه:

    ۱۸۹- جتک شیرآغوز ۲۰۰- جّملی : دوقلو

  4. علی اصغر رنجبر بافقی می‌گه:

    باسلام ودست مریزاد جنای میرسلیمانی لطفا ردیف ۲۳۱ و۲۴۴را اصلاح بفرمایید غلط املایی است مابافقیها وقتی به معنی آن توجه میکنیم متوجه میشویم ولی غیر بافقی ها خیر ممنون وسپاسگزار

    بادار =توقف کن . اورارو =بروکنار . بپا =مواظب باش لاله =لیوان فلزی پمپ =تلمبه
    اشتو =عجله بادوپیس =غرور .تکبر شاگردونه = انعام

  5. علی اصغر رنجبر بافقی می‌گه:

    باسلام جناب سلیمانی .باعرض معذرت چند واژه ای را جهت یاداوری اعلام میکنم
    دارابی =کوزه بی دسته دل خوددار=مواظب باش ملتفت = متوجه قطام =طاق دوری یا گنبدی دوری =بشقاب پابردار =تندتر قدم بردار کلاج = لوچ هادر شو = مواظب باش دول =سطل لاستیکی که مقنی از چاه گل بیرون می آورد اساغ=بزیکساله نزاییده کت نو = از گل ساخته ودرکوره پخته شده وبا این محل ردشدن آب را میپوشانند

  6. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    دوستان گرانقدر و جناب آقای رنجبر عزیز
    از تراوش ذوق و دانشتان آموحتم وبهره ها بردم .بی نهایت سپاسگزارم.