دوشنبه ۲۷ام دی ۱۳۹۵ ۰۴:۳۳:۱۳ بعد از ظهر

وکسی نصب نکرده است به سردامن شهر، تندیسش

کد خبر: 59285
تعداد بازدیدکننده: 206
تاریخ: ۲۶ خرداد ۱۳۹۴

index
بافق آباد کنید
زادگاه شاعری چون وحشی است
زیر تلی از خاک
نشود دفن به بی تدبیری
حیف این خطه پاک
که شود خانه خراب
گر فقیرید به فهم شعرش
خانه اش دفن به انبوهی از گل نکنید
دسترنج سالها؛ فکر و اندیشه و ذوق
حیف اینگونه رود باد فنا
آتش این دل را، شعله افزون نکنید
لحظه ای گوش کنید شرح آن شعر که گفت:
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
در عجب از اینم
که چرا یاد وی اندر دل مردم مرده
خانه اش ویران شد
وکسی نصب نکرده است به سردامن شهر، تندیسش
تا به هر صبح و مساء
مردم این وادی
جرعه نوشی بکنند از ذوقش
سرفراز و سرخوش پی اشعار بلندش باشند
و به یک فاتحه جانانه
روح رنجور و دلش شاد کنند

محمود حاجی محمدی

۵ نظر

  1. یادگار می‌گه:

    از تنگی چشم فیل معلومم شد
    آنانکه غنی ترند محتاج ترند

  2. عباس می‌گه:

    سلام ماشاا… محمود اقا عالی بود

  3. علی رضا می‌گه:

    سلام
    من دوازده سال در بافق و یزد درس خواندم
    اما با نام و شعر وحشی در کلاس درس یک مهندس در تهران اشنا شدم
    ببینید عمق واجعه کجاست
    ما شاعرمان را باید از دیگران بشناسیم

  4. محمود می‌گه:

    شاعر شهر مان چند روزی را در کرمان مهمان بود والی انجا اسم یکی از خیابانهای کرمان را وحشی بافقی گذاشت
    شهر یزد اسم پارک شهر خود را به نام این شاعر گذاشت ولی زادگاه این شاعر هنوز یک تندیس از این شاعر در شهر نصب نکرده تا مایه افتخار شهر بیشتر برای میهمان شهر شناخته شود
    وحشی که شاعر نامی است به شهر بافق
    ببین که چگونه غریب گشته شهر بافق
    سالهای سال چون می گذرد ز رفتنش
    ندارد هیچگونه اثر ی از او شهر بافق

  5. علی می‌گه:

    بسیار زیبا و عالی بود آقای حاجی محمدی ممنونم.لذت بردم و درون خودم غرور و غمی وصف ناپذیر رت احساس می کنم