جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۲۶:۲۸ قبل از ظهر

ما نیروی غیربومی نمی خواهیم چون ابرکوه؛ موش آزمایشگاهی نیست که نیروهای غیربومی بی تجربه را بیاورند اینجا آزموده شود، آزمون و خطا بزند

کد خبر: 59471
تعداد بازدیدکننده: 133
تاریخ: ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

جناب (میر محمدی) استاندار یزد؛ ابرکوه موش آزمایشگاهی نیست!؟(عفتی)مدیر کل بهزیستی مرموزانه عمل کرد، در انتصاب بخشدار مرکزی بی تجربه و غیر بومی سکوت نمی کنیم؟!=
سرو ابرکوه نوشت=حجت الاسلام حسینی امام جمعه ابرکوه در نماز جمعه گفت: ابرکوه شخص سیاست باز را هرگز برای مراحل اجرایی نمی خواهد و قرار نیست ما در قبال بعضی موضوعات سکوت کنیم.تا زنده ایم نخواهیم گذاشت و به هیچ وجه اجازه نمی دهیم که گستاخی های دوران اصلاحات بار دیگر تکرار شود.= وی با اشاره به مراسم جشن حضور ۲۴ خرداد در یزد گفت: مدیران استان دور هم جمع می شوند و تجلیل از سالگرد دولت می گیرند این کار خوبی است، اما باعث تاسف است که این مراسم مبدل به تجلیل از سران فتنه و خاکستری و بی خاصیت می شود، این را چه باید گفت؟ اگر شما فکر می کنید از رهبری فاصله داشته و زاویه دارید و ملت ما هم زاویه دارند نه چنین نیست، سخت در اشتباهید. سکوت حزب الله را به معنای ناتوانی تلقی نکنید، ما رعایت حال رهبر را داریم، ما پشت سر رهبر هستیم که اگر رهبر اشاره کند آنچنان دندان بدخواهان را در دهانشان خرد می کنیم که خودشان بگویند: ای والله.
وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت:اینقدر دیگران را نادیده نگیرید، اینقدر ابرکوه را بی بزرگتر نبینید. اگر شما خودتان بدون کوچکترین مشورت و خبری برای بعضی ادارات مثل بهزیستی بریدید و دوختید و غافلانه عمل کردید، سکوت ما به خاطر بعضی مصالح حاکی از بی اعتنایی ما نسبت به ابرکوه نیست.اما وقتی مدیر کل بهزیستی اینچنین مرموزانه عمل می کند معنایش این نیست که ما هم حرکات آنها را تایید می کنیم. و حالا بار دیگر می خواهند برای ما بخشدار مرکزی انتخاب کنند. بنده خدمت استاندار یزد، معاونت سیاسی امنیتی و مسئولین استانی عرض کردم و باز تکرار می کنم ما حساسیت خاصی نداریم اما دو نکته برای ما مهم است: نیروی بومی باید بکارگیری شود. ما نیروی غیربومی نمی خواهیم چون ابرکوه؛ موش آزمایشگاهی نیست که نیروهای غیربومی بی تجربه را بیاورند اینجا آزموده شود، آزمون و خطا بزند. ما شخص سیاست باز را هرگز برای مراحل اجرایی نمی خواهیم و قبول نمی کنیم. قرار نیست ما در قبال بعضی موضوعات سکوت کنیم.

۱۳ نظر

  1. دوست می‌گه:

    آقای سلیمانی امام جمعه محترم بافق .حرکت کنید تا تمام مردم پشت سرت شماحرکت کنند .و ما مردم بافق نه فرماندار غیر بومی میخواهیم و نه مسئول غیر بومی . و بافق هم موش آزمایشگاهی نیست که مسئول غیر بومی بی تجربه بپذیرد و اینجا آزموده شود .و قرار نیست مردم همیشه سکوت کنند .

  2. جوان بافقی می‌گه:

    امام جمعه بافق یاد بگیرید
    امام جمعه ابرکوه نگران نباشید هرچه غیر بومی دارید برای بافق بفرستید چون بافق الان تبدیل به ازمایشگاه شده و مردمش شده اند ….ازمایشگاهی
    ناراحت نیاشید ما غیر بومی خریداریم چون بزرگتری نداریم

  3. نفس می‌گه:

    فعلا که بافق ازمراحل موش ازمایشگاهی هم عبورکرده وجواب ازمایش هم به دست امده::::::بافق شهر مظلوم میباشد تامیتوانید به ان چنگ بزنید…….

  4. علی می‌گه:

    جناب آقای سلیمانی، هر مسئول غیر بومی که به بافق میاید علاوه بر اینکه هزینه های زیادی به ادارات مربوطه و بالطبع شهر و بیت المال وارد می کند در بسیاری از موارد که باید حافظ و پاسدار منافع شهر باشند بیشتر نوکر عوامل بیرونی هستند و چون تعلق خاطری به شهر و مردم شهر ندارند براحتی بذل و بخشش می کنند،امیدوارم شما هم پیگیر مسائل باشید ،بقول دوست عزیز مردم پشت سر شما هستند و از شما حمایت می کنند

    • وطن دوست می‌گه:

      آقای علی منظور شما از عوامل بیرونی چیست؟؟؟ مگر نیروهای غیربومی بافق از مملکت دیگری آمده اند یا برای اجنوی کار میکنند؟نیروهای غیربومی سربازان این مملکند و به فرمان امام و رهبری اند
      پس دیواری بدور بافق بکشید و اعلام استقلال بفرمایید تا مسولین مملکتی فکری به حال بومی ها کنند!!!

  5. غلام می‌گه:

    ای بابا دوست عزیز می خوای …. ول کن بابا

  6. بدون شرح می‌گه:

    به گزارش بافق پویا حال و هوای امروز بافق حمایت مسئولینی را میطلبد که به نوعی مردم چشم امید به آنها دوخته اند. طرح ها و پروژه هایی شروع شده اما پایانی ندارد شبیه به خانه نرسیدن کلاغ پایان قصه ها .

    این صحبت که آیا می شود مسئولی غیر بومی باشد اما دلسوز و آیا می شود مسئولی بومی باشد اما غیر دلسوز!!!!! شده نقل مجالس مردم!

    در همین افکار بودم که از دوستان خاطره ای شیرین از امام جمعه ی سابق و فرماندر غیر بومی و دلسوز بافق، در دهه ۶۰ شنیدم. خاطرات زیادی را تا به حال بارها درباره ی شجاعت و ذکاوت و پیگیری مرحوم آیت الله میرغنی زاده شنیده بودم اما آنچه در این خاطره برایم جالب بود همدلی مردم و مسئولین و دلسوزی فرماندار غیر بومی بافق و همچنین قدرت امام جمعه در حمایت از وی بود.

    به سراغ راوی این خاطره در بافق رفتم و از وی خواستم تمام ماجرا رابرایم تعریف کند. استاد جواد دهقانزاده که همه ی مردم بافق وی را با عنوان معمار میشناسند دوران کاری خود را در جهاد بافق مشغول به کار بوده است البته چند سال پایانی را در سنگ اهن گذرانده است و در حال حاضر دوران بازنشستگی خود را با کارشناسی و قیمت گذاری زمین سپری میکند. کسی است که معتمد مردم بافق میباشد و حرف وی سند. وی در بین خاطرات دوران کاری اش این خاطره را بسیار جالب میداند به طوری که از نحوه ی گفتن خاطره میتوان به این قضیه پی برد.

    استاد جواد دهقانزاده۲
    و اما ماجرا از زبان جواد دهقانزاده؛

    این خاطره مربوط میشود به سال ۱۳۶۴-۱۳۶۵ زمانی که مسئول کمیته جهاد در بافق بودم. چند سالی میشد که اداره بهداشت استان شروع به ساخت بیمارستان بافق کرده بود اما بعد از گذشت هفت یا هشت سال نه تنها طرح را تمام نکرده بود بلکه در آخرین بازدید کارشناسان ازتهران این پروژه را استاندارد ندیدند و طرح به کلی تعطیل شد.

    اداره ی بهداشت استان دست به دامن کمیته ی جهاد شد تا مسئولیت ساخت بیمارستان را تحویل بگیرد. اجرای این طرح را متقبل شدیم و شروع به نامه نگاری های لازم کردیم.

    در همین حین متوجه شدیم جهت سیستم سرمایشی بیمارستان کولر آبی در نظر گرفته شده است که با توجه به شرایط بافق و برای محیط بیمارستان کولر آبی اصلا مناسب نبود.

    ۶ ماهی ساخت بیمارستان به خاطر همین مسئله تعطیل شد. تا اینکه جلسه ای در منزل آیت الله میرغنی زاده امام جمعه وقت آن زمان برگزار شد. در این جلسه مسئولین استان، جهاد یزد ، جهاد بافق، وزارت خانه کشور همه آمده بودند.

    عیبهای نصب کولر آبی را در بیمارستان توضیح دادیم و آنها مسئله را پذیرفتند. در مرحله ی بعد کولر گازی را پیشنهاد دادند. اما با توجه به اینکه کولر گازی در آن زمان موتور سرخود بود و سر و صدای زیادی که داشت آن را هم مناسب ندیدیم ولی مسئولین بالا زیر بار نمیرفتند و قبول نمیکردند که در بیمارستان تنها سیستم تهویه مطبوع و چیلر و هواساز به درد میخورد و بقیه بی فایده است.{این را هم باید اینجا اضافه کنم که قبل از این در ساخت مخابرات با سیستم تهویه مطبوع و چیلر آشنا شده بودیم }

    نهایتا رو به مسئولین و خطاب به آقا عرض کردیم : سه بیمارستان در استان یزد در حال ساخت می باشد تفت، مهریز و بافق. درجه ی یک را در تفت، درجه ی دو در مهریز و
    درجه ی سه را در بافق میسازید.

    آقای میرغنی زاده با شنیدن این حرف ناراحت شد و خطاب به مسئولین با تندی عرض کرد: شما مردم بافق را آدم حساب نکرده اید، همه مؤمن، همه متدین، همه اصیل و خانواده دار ؟!، همه مسلمان و شیعه بر عکس شهرهای دیگر استان که اقلیت های دیگر مثل مسیحی، بهایی زندگی میکند. من اجازه نمیدهم در خانه ی من قلم روی کاغذ ببرید. بلند شوید و از خانه ی من بروید بیرون میخواهید گناه این کار را بردوش من بیاندازید. این از جاده ای که دارید میسازید این از بیمارستان که ده سال است که شروع کردید و هنوز بیمارستان نشده است.( آن زمان جاده بافق-یزد خاکی بود و چند سالی بود که در حال ساخت بود).

    و زمانی که مسئولین حاضر استانی و کشوری حمایت شدید امام جمعه و محکم فرماندار را از ساخت بیمارستانی خوب مشاهده کردند و متوجه شدند کاری از پیش نبرده اند دست از پا درازتر از خانه بیرون رفتند و به شهر و دیار خود بازگشتند.

    یک ماهی از این قضیه گذشت تا اینکه در نامه ای از ما خواستند که پیشنهادات خود را مطرح کنیم تا تصویب شود. ما هم از نظر کارشناسان استفاده و طرح های اجرایی خود را در بیمارستان به آن ها فرستادیم که همه ی پیشنهادات پذیرفته شد.

    کولرهای آبی جمع شد، کانال هایی که برای شوفاژ نصب شده بود برداشته شد. در تمام اتاق ها فن کوئل و در بخشها هواساز یعنی دستگاه گردش هوا نصب شد.

    که آن روز هم فرماندار آن موقع یعنی آقای بزاز برای بازدید از بیمارستان در محل حاضر شدند. سفید کاری بیمارستان مانده بود ولی با توجه به عدم بودجه کار تعطیل شده بود.

    بزاز پرسید چرا کار تعطیل شده است؟! ما هم در جواب گفتیم بودجه تمام شده و سال جدید تازه شروع شده و هنوز بودجه جدیدی بسته نشده است، کارخانه ی گچ سمنان هم پول نقد برای تحویل گچ میخواهد و در حال حاضر پول نداریم.

    پرسید چقدر پول لازم است گفتیم ۲۵۰ تن سیمان و هر تنی هزار تومان یعنی ۲۵۰ هزار تومان .

    پرسید اگر به شما این پول را قرض بدهم کی آن را به من باز میگردانید من هم در جواب گفتم هر زمانی که بودجه مشخص شد.

    گفت فردا به فرمانداری بیایید و بگیرید. صبح به اتاق وی رفتم و چک بیمارستان را دادم و مقدار پول مورد نیاز را گرفتیم. گچ تهیه شد و ساخت بیمارستان شروع شد.

    سه ماه بعد که برای بازدید دوباره به محل آمد و پیشرفت کار را دید به عنوان تشویقی به من یک حواله قالی و به کارپرداز و انباردار یک کپسول گاز هدیه داد.

    بزاز واقعا و به حق فرماندار دلسوز و فعالی برای شهر بافق بود و به همین خاطر مسئولین استان سعی داشتند ایشان را عوض کنند اما مردم در خانه ی امام جمعه جمع شدند و می گفتند یا فرماندار بزاز باشد یا بافق فرماندار نمیخواهد. امام جمعه نیز حمایت خود را اعلام میکرد و مسئولین استان نیز مجبور بودند تا چند سالی را باز دندان روی جگر بگذارند.

    امام جمعه نیز با جدیت و پشتکار تمام پروژه ها از جمله ساخت مسجد جامع، مسجد امام حسین، مکتب الزهرا، حوزه ی علمیه و… را دنبال میکرد و بارها برای تمام شدن طرح ها به مسئولین این امر تذکر میداد.

    با شنیدن خاطرات از زبان وی و شوق و ذوقی که وی در تعریف داستان و یاد کردن از مسئولین زمان خود داشت در این فکر فرو رفتم که ما و فرزندان ما چگونه از مردم و مسئولین فعلی یاد خواهند کرد؟!

    میشد همدلی را در بین حرفهای وی دید، حتی در حرکات دست و لب های وی هنگام تعریف خاطره چنان رضایتی موج میزد که وصف شدنی نیست.

    به بیان همین خاطره اکتفا میکنم و به قول قدیمی ها اگر در خانه کس است همین یک حرف بس است.

    تا برگی دیگر از ” دفتر خدمت ها و خیانت ها به بافق” سایت بافق پویا، بدرود…
    محبوبه رنجبر بافقی

  7. یاور می‌گه:

    دوست عزیز احساسی نشو عمده مشکل بافق کمبود نیروی متخصص و کارآمد بومی است متاسفانه خیلی از لحاظ علمی عقب هستیم وبا حرف زدن واحساسی شدن مشکلی حل نمیشود.

  8. محسن رنجبر می‌گه:

    بافق از دهها سال پیش موش ازمایشگاه بوده و سکوی پرشی برای مدیران کل استان بوده و است. به خاطر …. مسوولان بافق.

  9. رجبی می‌گه:

    بنظر میرسد چیزی که مهمتر از بومی یا غیر بومی است تقوا است چه بسیار بومی که بدلیل عدم تقوا در منطقه خود مشغول خیانت است و بالعکس چه بسیار غیر بومی که بدلیل تقوا در هر نقطه از مملکت امام زمان منشا خیر است پس مهمتر از هر چیز تقوا تقوا تقوا …. متاسفانه در این شهر و دیار هم جدای از این الگو نیست و طبیعی است… یادمان نرود خرمشهر را صرفا خوزستانی ها آزاد نکردند همه باید دست به دست هم دهند و مواظب شیطان باشیم هرکس که دلسوز بود زحمتکشید اجرکم ا… هرکس بدنبال سواستفاده و منافع خود و حزب خود بود نه مردم نفرین خدا بر او حال چه بومی چه غیر بومی چه سیاه چه سفید …. ما همه مسلمان هستیم…

  10. وطن دوست می‌گه:

    آقایان وقتی مدیر با کفایت و با تجربه ندارید باید هم غیر بومی شهرهای شما را اداره کنند.مگر ابرکوه کجاست و چه داشت؟ یکی از روستاهای توابع شهرستان آباده ی استان فارس بود

  11. وطن دوست می‌گه:

    آقای علی منظور شما از عوامل بیرونی چیست؟؟؟ مگر نیروهای غیربومی بافق از مملکت دیگری آمده اند یا برای اجنوی کار میکنند؟نیروهای غیربومی سربازان این مملکند و به فرمان امام و رهبری اند
    پس دیواری بدور بافق بکشید و اعلام استقلال بفرمایید تا مسولین مملکتی فکری به حال بومی ها کنند!!!