پنج شنبه ۱۰ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۷:۳۳:۰۸ بعد از ظهر

حالی به حالی می شوم پشت خیالاتت

کد خبر: 60469
تعداد بازدیدکننده: 151
تاریخ: ۲۴ تیر ۱۳۹۴

حال پریشان و مشوش دیده ای یا نه؟
یک عاشق رنجور و سرکش دیده ای یا نه؟

حالی به حالی می شوم پشت خیالاتت
دیوانه در هنگامه ی غَش دیده ای یا نه؟

در آینه گاهی، نگاهی کن به طنّازی
آیا بشر همچون پَریوش دیده ای یا نه؟

بشنو صدای ساز و آواز درونم را
آیا نوا اینگونه دلکش دیده ای یا نه؟

قدری “نفس” را پر بده سوی اقاقی تا…
گویم که عشقت را در آتش دیده ای یا نه…؟!

آتش نمی سوزاند هرگز پاکبازان را…
آیا مصلای سیاوش دیده ای یا نه؟
س. ایزدیان

۶ نظر

  1. حامد می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید شعر زیبا و با مفهومی بود.
    عااااااالی بود

  2. ط،ح،شمس الديني می‌گه:

    خیلی عالی بود،احسنت،پیشنهادمیدم بازم ازشعرهای ایشون گذاشته بشه درسایت

  3. محمد می‌گه:

    عالی بود .استفاده کردیم فقط عنوانش کمی جالب نبود

  4. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    درودها جناب ایزدیان .قلم
    مریزاد

  5. جوان می‌گه:

    با سلام و عرض وادب شعر زیبا و قشنگی بود.
    شعر گفتن علاوه برعلاقه وهنر باید دلی سوخته باشد که یقینا هست که به این زیبایی گفته شده.
    انشاا.. ادامه داشته باشه.ء

  6. س.ایزدیان می‌گه:

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه بزرگواران
    از لطف شما بی نهایت سپاسگذارم، منتظر پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان نیز خواهم بود.