یکشنبه ۳ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۲:۱۰:۴۱ بعد از ظهر

سرعت کاه ،سرعت گیریا دست انداز

کد خبر: 61496
تعداد بازدیدکننده: 142
تاریخ: ۲۲ مرداد ۱۳۹۴

محمد-رضا-رضایی

 

چند قدمی بیشترازاداره دورنشده بود که ایستاد،افکارش پریشان بود شب گذشته اصلا نخوابیده بود مدتی بود که خرج ودخلش همخوانی نداشت،با وجود تورم سنگین درآمدهاچندان افزایشی نداشتند.

روزگذشته که برای خرید به بازاررفته بود دوست مغازه دارش از درآمدهایش گفته بود.از ویلای شمال وآپارتمان مجللی که هفته گذشته درمشهد مقدس خریده است گفته بود دراین شهر هرقیمتی بفروشی نه کسی نظارتی میکند ونه شکایتی.نهایت گرانفروشی میتواندجریمه نقدی باشد .آنهم یک شبه جبران می شود.گفته بود دراین شهراکثر موادسود صددرصدی دارند.

وهمین سخنان جرقه ای بود درذهنش تا به فکرتاسیس مغازه ای باشد.مغازه ای که کمک خرجش باشد وبتواند خانواده اش را از حقوق کارمندی نجات دهد.حقوقی که تا نیمه ماه هم نمیرسد.

شروع به تحقیق کرد. سوپرمارکت .میوه فروشی وانواع فروشگاههای لباس دراین شهر زیاد بود.کارتولیدی هم ریسک بالایی دارد.ناگهان بیاد مسافرت ماه گذشته اش افتاد.در کوپه قطار باجوانی اشناشده بود که بیکاربوداوقبلا در یک کارگاه جلوبندی سازی کارمیکرد ولی بخاطرحقوق کم کارش رارهاکرده بود وبدلیل نداشتن سرمایه نمیتوانست  کارگاهی برای خودش ایجاد کند.

فوری به سراغ همان جوان رفت وپس ازوعده پرداخت بموقع حقوق .کارگاهی کوچک ایجاد کرد.کارگاهی که کارش سرویس وتعمیرجلوبندی انواع خودروبود.کم کم دستش به دهانش می رسید.اگر میتوانست ارباب رجوع بیشتری داشته باشد بطبع درآمدبیشتری نصیبش میشد.

با رفقا مشورت کردوقرار شد درشورا پیشنهادخودش را مطرح کند.

صبح روز بعد اولین نفری بود که وارداطاق کنفرانس شد.پس از یکی دوساعت تاخیر شرکت کنندگان دیگر هم آمدندومشکلات شهررا موردنقدو بررسی قرار دادند .هرکسی پیشنهادی وراهکاری داشت اما بهترین پیشنهادی که درجلسه مورد توافق اکثریت قرار گرفت پیشنهاد اوبود.قرار شدتعداد زیادی دست اندازدرخیابانهای شهرایجادکنندوبرای اینکه مردم معترض نشوند نام آنرا سرعت کاه بگذارند.کاراین سرعت کاه ها خراب کردن جلوبندی .کمک فنر.فنر.وگاهی ایجاد تصادف بودکه نیاز به صافکاری ونقاشی هم داشت.وبصورت توافقی قراربراین شد حاضرین درجلسه هرکدام گوشه ای از کاررا متقبل شوند .یکی صافکاری کند ودیگری نقاشی.یکی فنر وکمک فنر بفروشد ودوست ما زحمت تعویض آنرا بکشدوحتی جلوبندی هم تعمیر کند.

عصرکه برای سرکشی به مغازه رفته بود تعدادزیادی خودرو جلوی مغازه اش صف کشیده بودند وهمین باعث شد چند نفر کارگرویک منشی هم برای کارگاهش استخدام کندوبفکر خرید یک کارگاه بزرگتر بیفتد.گاوصندوق بزرگی تهیه کرده ودستگاه کارتخوان تمام بانکهارا درمغازه اش نصب کرده بود تا همشهریان راحت باشندودعاگوی اووخانواده اش باشند اوکه مشکلاتشان را فوری حل می کردقطعا مستحق دعای خیر هم بود.همینطور که وارد مغازه اش میشدصدای همسرش راشنید که اورابرای نماز صبح بیدار می کرد.چند بار چشمانش را روی هم فشارداد تا شاید ادامه خوابش راببیند اما مگرهمسرش کوتاه می آمد. بیدارشد وپس ازصرف صبحانه برای پیداکردن کاراز منزل بیرون زد.

محمدرضا رضایی بافقی

 

 

۱۵ نظر

  1. کارمند می‌گه:

    عین حقیقته واقعا

  2. ناظر می‌گه:

    بسیار زیبا و قشنگ.
    مرحبا به این قلم

  3. علی می‌گه:

    اقای رضایی برو درست را بده یا فرهنگ سازی کن

  4. احمد می‌گه:

    البته وجود سرعتگیر لازم است اما سرعت گیر اصولی نه من درآوردی

  5. همشهری می‌گه:

    علیرغم اعتراضها ،آقایان برخطای خود اصراروهمچنان مردم رابه هیچ میگیرند.تا کی مردم جدیترواکنش نشان دهند،خدا میداند.

  6. یک چیز بگم و برم می‌گه:

    خواب قشنگی بود ،چرا ما باید همه چیز را خوابش ببینیم واقعا علت
    چی هست
    وضع خوب میشه برو خوابش ببینین
    کار خوب گیرت میاد برو خوابش ببین
    زن خوب گیرت میاد برو خوابش بینین
    بافق پیشرفت میکنه برو خوابش ببین
    و الی آخر بدشانسی اینه تو خواب هم شانسی نداریم خواب که می رویم مثل آقای رضایی کابوس می بینیم تو خواب هم به قولهایی که بهمون دادند نمی رسیم دلمون به خواب خوش بود که تو خواب میدیدیم لااقل بافق پیشرفت کند،آدم بد که نداریم آدمهای خوب خوبتر بشوند
    سیاسیت مدارهای بی سیاستمون سیاستمدار بشوند ،آدمها ،آدم باشند پراید با ایرانیها خداحافظی کند برود بغل دست اولین و آخرین اسطوره خودرو سازی ایران پیکان قرار بگیرد ،و یک روز که تلوزیون که روشن میکردی تو اخبار بگوید امروز کسی در دنیا کشته نشد و جنگها تمام شده و دست اندازهای بافق را هم جمع کردند ووهزاران خواب دیگر ،حالا ماندیم این آرزوها را در کدام ناکجا آبادی جستجو کنیم. اشکال نداره برگشتیم پیش خدا اونجا همه آرزو هامون با خدا تسویه می کنیم
    به قدری دغد دغه ها زیاد شده که به خوابمون هم سرایت کرده ،تازه گیها خوابمون سیاسی هم شده یک دفعه خواب دیدیم یارانه امون قطع کردند بیدار شدیم خدا را شکر کردیم که خواب بوده ،یک دفعه خواب دیدیم سنگ آهن ورشکست کرده و همه دارند از بافق می روند داشتیم غصه میخوردیم که از خواب بیدار شدیم
    برادر رضایی خواب هایی که بعضی ها برای بافق دیدند به واقعیت پیوست ولی خواب های ما به خواب دیگری پیوست

  7. بافقی می‌گه:

    سلام بهتر نیست جای سرعت گیر خیابانها شهر رابه دوربین مجهز کنید وکسانی که سرعت غیر مجاز می روند جریمه شوند به خدا وقتی با ماشین می خواهم به خیابان بیام به خاطر سرعت گیرها جوش می کنم

  8. اندکی تفکر می‌گه:

    وقتی یک عده فرهنگ ترافیک ندارند بهترین گزینه همین اقدام می باشد تا آنجا که من مطلع هستم وسوال کردم اگر با سرعت پایین از روی این سرعت کاهها عبور شود به ماشین هیچ صدمه ای نمی خورد،بنده فکر می کنم بیشتر معترضین جزو افرادی هستند که خیابان را باجاده خارج از شهر اشتباه گرفته اند ،بله اگر با سرعتی که در جاده رفت آمد می شود خواسته باشید از خبابان هم عبور کنید جلو بندی ماشین خراب می شود در هر صورت باید به شورای ترافیک وشهرداری دست مریزاد بگویم

  9. قزلباش می‌گه:

    اقای مهندس رضایی من هم خواب دیدم ماشین غراضه ام را اوردم شما بگویی درستش کنند حیف که از خواب بیدار شدی من کسی رو نداشتم بیدارم کنه واسه همین تا ۷صبح ماندم دم در کارگاه ی توخوابت حالا باید واسه یکی دیگه خواب ببینم…درضمن خداروشکرکن توخواب کارهات راس وریس میشه ماکه توخواب چیزی که باهامون موافقت نمیشه هیچی تازه طلب کارها ی سبیل کلفت با چوب دنبالم میکنند .بازم هیچکس وندارم بیدارم کنن تا کتک مفصلی بخورم.
    مطلب جالبی بود.ممنون

  10. یکم بیشتر از اندکی تفکر می‌گه:

    آقای اندک تفکر اولا اگه کسی بخواد تند بره نگاه به این حرفا نمیکنه دوما ندانسته به کسی تهمت نزن تو از کجا میدونی بیشتر معترضین خیابان رو با جاده اشتباه گرفتن رو استغفار کن و دیگه ندانسته و با اطلاعات ناقص و ناچیز نه اظهار نظر کن نه تهمت بزن ساکت باش تا حداقل گناه نکنیحتما که نباید تو هر کاری دخالت کرد.ای بابا

  11. ماشالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام.
    جناب آقای رضایی مطلب به زیبایی نگارش شده و درد شهر را بیان نموده بودید.
    فکر نمیکنم شهر بافق اولین شهرمورد تست انواع و اقسام طرحها و سایر موارد باشد.
    لااقل باکمی پرس و جو و مسافرت به شهرهای توسعه یافته ایران عزیز نیز میتوان الگوی مناسبی برای مهار رانندگان متخلف پیدا نمود.
    فقط دعا کنید در سطح شهر بیمار ویا مصدوم نیمه جانی احتیاج به اعزام به مراکز درمانی نداشته باشد و یا ساختمانی آتش نگیرد که در اون صورت هم بیمار و هم ساختمان فاتحشون خوندس.
    عزیزان مسئول ایجاد دست انداز آخرین گزینه برای مهار رانندگان متخلف میباشد باوجود این همه ابزار پیشرفته مدرن امروزی مانند دوربین های کنترل ترافیک و سرعت سنج های پیشرفته ایجاد دست انداز اون هم به تعداد زیاد درسطح شهر و بلوارها کار خوبی نیست.

  12. الهه می‌گه:

    عالی بود اقای رضایی

  13. سمانه می‌گه:

    لایک آقای رضایی .
    روز اول که دست انداز ها احداث شده بود رانندگان بافق رو هوا بودن D:

  14. شهروند می‌گه:

    سلام هروقت مادر مریضم سوارماشینم هست میگه ننه توحساب دست اندازباش که تپش قلبم بدترنشه به فکرسالمندهاهم باشیدتشکر

  15. بیکار می‌گه:

    درود بر این کارآفرین نمونه