چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۰:۴۷ قبل از ظهر

واکنش دانشجو به مدیر گروه شدن فائزه هاشمی/ مهمترین انتقاد از جاسبی

کد خبر: 6165
تعداد بازدیدکننده: 91
تاریخ: ۰۳ مرداد ۱۳۹۱

فرهاد دانشجو خود را گزینه هیچ کس برای ریاست دانشگاه آزاد نمی داند اگرچه به شوخی تصریح می کند که شاید قسمت شد و او نیز…
به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری دانشجو، از روزهای ابتدایی انتصاب فرهاد دانشجو به عنوان رئیس دانشگاه آزاد بسیاری از رسانه ها برای مصاحبه با آقای رئیس علاقه نشان می دادند.

شاید بعد از کش و قوس های فراوان خیلی ها احساس می کردند که دیگر دوران سختی فرهاد تمام شده و روزهای بعدی برای وی و همکاران جدیدش به شیرینی می گذرد، اما انگار دانشگاه آزاد همیشه باید خبرساز باشد، چه با جاسبی و چه با فرهاد دانشجو!

در مصاحبه ای که در روز اول ماه رمضان با فرهاد دانشجو انجام دادیم سعی کردیم سوالاتمان را شفاف بپرسیم البته قضاوت درباره شفاف بودن پاسخ های دانشجو با خوانندگان است.

اما به هر حال بدون شک خیابان نیستان نهم در روزها و ماه های آینده اتفاقات متفاوتی را به خود خواهد دید، حوادثی که شاید رئیس جدید دانشگاه آزاد را با موضوعات جدیدی روبرو کند.

در ادامه مصاحبه با فرهاد دانشجو! را در ادامه می خوانید:

شاید اصلی ترین موضوعی که برای خیلی از مسئولان و دانشجویان در بحث دانشگاه آزاد مهم است، موضوع فرهنگی باشد؛ چرا که موضوع فرهنگی در دانشگاه ها همواره جزو مسائلی می باشد که محل سوال و بحث دانشجویان و مسئولان است؛ از طرف دیگر، نکته مطرح این است که به دلیل تعدد واحدهای دانشگاه آزاد و حضور آن در برخی مناطق محروم کشور تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر از افرادی است که در آنجا زندگی می کنند؛ مسئله ای که پیش می آید تغییر فضای فرهنگی آن منطقه و شهر است که به هر حال این موضوع چه بخواهیم چه نخواهیم میراثی بوده که به شما رسیده است. چه برنامه ای برای کمتر شدن تبعات این مسئله و هزینه هایی که این تغییر فضای بومی و فرهنگی ناشی از حضور یک دانشگاه در محل کمتر توسعه یافته و بومی ایجاد می کند، دارید؟

نمی توانیم برنامه های فرهنگی را از «ب» بسم الله شروع کنیم

دانشگاه آزاد اسلامی وقتی وارد یک شهر یا یک استان می شود، به تبع حضورش یکسری مسائل فرهنگی با خود به همراه می آورد.

قرار بر این بوده که دانشگاه آزاد اسلامی وقتی وارد یک شهری می شود در آنجا ارتقای علم، بینش و فرهنگ اسلامی را موجب شود؛ البته در برخی جاها این اتفاق افتاده و در بعضی جاها هم اتفاقات دیگری به وقوع پیوسته است.

سوال شما درباره تبعات نادرست این وضعیت است؛ چون برخی از این تبعات، تبعات درستی است که ما ترجیح می دهیم ادامه دار باشد.

به نظر من اگر معرفت و شناخت آدم ها نسبت به مسائل سیاسی، فرهنگی، دینی، اسلام، شیعه، سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله و رفتار و منش ائمه اطهار، انقلاب اسلامی، رهبر کبیر انقلاب و رهبر معظم انقلاب بیشتر شود، خودشان در ساخت فرهنگ صحیح و جلوگیری از تبعات منفی، کار بسیار ارزشمندی انجام خواهند داد.

اولین وظیفه کارهای فرهنگی در این راستا، باید افزایش دادن شناخت و معرفت دانشجویان، کارمندان و اعضای هیئت علمی در این زمینه ها باشد و همچنین هدف برنامه ها باید پیگیری این مسائل باشد؛ البته این گونه نیست که بخواهیم از امروز برنامه ها را از «ب» بسم الله شروع کنیم.

کارهای اجرایی شامل رفتن به زیارتگاه ها و دیدن قبور ائمه اطهار می شود و کارهای کلاسیک هم در حقیقت آشنایی با دفاع مقدس، آشنایی با کسانی که برای این مملکت زحمت کشیده اند، رفتن به سراغ سابقه اسلام و انقلاب اسلامی و آشنایی با آنهاست.

مهم این است که ما مسیر را درست تعریف کنیم؛ این کارها اگر در مسیر هدفمندتری قرار بگیرد، همچنان که تا کنون خوب جواب داده است، از این به بعد هم بهتر جواب خواهد داد.

بنابراین اولین کاری که ما برای انجام آن، معاون فرهنگی را مسئول کردیم تا در مورد آن فکر کند و از کسانی که در بعد فرهنگ درگیر هستند، تقاضای همکاری نمودیم، این بوده که چطور معرفت و شناخت را می توان گسترش داد.

اولین بازخوردی که از این طرق دریافت کردیم، این بود که تا به امروز تمرکز ما روی دانشجویان بوده است، یعنی وقتی می گفتیم معاون فرهنگی مثل این بوده که می گفتیم معاون فرهنگی دانشجویی.

به نظر می رسد معاونت فرهنگی باید ابعاد گسترده تری بگیرد و به معاونت فرهنگی دانشجویی، کارمندی و اعضای هیئت علمی تبدیل شود، بنابراین باید برنامه های فرهنگی برای اعضای هیئت علمی تبیین شود؛ چرا که اگر این برنامه ها برای اعضای هیئت علمی درست تبیین شود، از آنجا که اعضای هیئت علمی ما هم انسان های شریفی هستند، قطعاً هر کدامشان می توانند نفرات زیادی را از رفتار خود متاثر کنند.

خدای ناکرده اگر برعکس یک استاد فکر و ذهنش جور دیگری باشد، تاثیر آن می تواند ۲۰ ، ۳۰ یا ۴۰ نفر را متاثر کند.

بنابراین نقطه اول هدف ما نفوذ در قلب و نشستن در قلب و فکر و مغز انسان ها از راه دوستی و صمیمیت می باشد و تبیین آن، راه فرهنگ شناخت معرفت است.

یکی از شاخصه هایی که به عنوان اولویت روی آن کار می کنیم، اعضای هیئت علمی هستند، پس از آن کارمندان و سپس دانشجویان قرار دارند؛ چرا که تصور ما این است که اگر اعضای هیئت علمی و کارمندان ما درست کار کنند، بستر دانشجویی که تعداد کثیری را در بر می گیرد و شاید چند هزار برابر بستر کارمندان و هیئت علمی باشد، راحت تر می تواند وارد این فضا شود.

البته وقتی می گوییم ارتقای معرفت و شناخت، این گونه نیست که الان این افراد معرفت و شناخت ندارند، شناخت و معرفت انتها ندارد، یک آیت الله و یک مرجع تقلید هم باز می تواند در مسیر شناخت و معرفت همچنان جلو برود.

بنابراین اینکه بخواهیم هیئت علمی در چنین بستری حرکت کند، باید در نظر داشته باشیم که هر کس در سطحی از این معرفت قرار دارد. انتهای مسیر معرفت و شناخت لایتناهی و خداست؛ به این ترتیب برای رسیدن به او که هدف نهایی است, هر چقدر هم شناخت و معرفت وجود داشته باشد، باز هم کم است.

هر فردی به عنوان دانشجوی دانشگاه آزاد حق ابراز عقیده خود را دارد

بدون شک یکی از کارهایی که در فرهنگ سازی در موارد مختلف از جمله پیگیری مطالبات رهبری و مطالبات انقلاب می توان انجام داد، حضور فعال تشکل ها در دانشگاه آزاد است، ما قبلاً شاهد بودیم که حضور تشکل ها در دانشگاه آزاد با کمی نوسان مواجه بود و در برخی موارد عدم برخورداری از مجوز و یا مسیر پر پیچ و خم برای دریافت مجوز، حضور این تشکل ها را کمی با سختی و دشواری همراه می کرد. در دوران شما مجوز دادن به تشکل های دانشجویی در دانشگاه آزاد چطور خواهد بود.

به حرمت خون شهدای انقلاب و انقلاب اسلامی، نام جمهوری اسلامی در این کشور استوار شده است.

این نظام نامش جمهوری اسلامی است و ریشه آن مردم سالاری دینی است؛ مردم سالاری دینی یک تظاهر نیست، بلکه یک باور عمیق است که در بین کسانی که در ایجاد انقلاب نقش داشتند، به بک اعتقاد و باور تبدیل شده است.

شما نگاه کنید رفتار و سنت و منش امام  و همچنین رفتار و منش مقام معظم رهبری را، در بسیاری از جاها بسیاری از ما صبرمان کم می شود و می گوییم چرا رهبری کاری نمی کنند، یا چرا این حرف را نمی زنند؛ این چراها به مردم سالاری دینی بر می گردد.

یعنی حکومت مردم بر مردم بر اساس دین مبین اسلام؛ یعنی با کسی شوخی نداریم و تظاهر نمی کنیم و این مسئله را باور دارم.

بستر مردم سالاری دینی فراهم شده و ابزار و شاکله ها و شاخصه های آن، فعالیت های آن است، فعالیت ها باید در یک جایی سازماندهی شود؛ همان طور که در جامعه، در احزاب، در هیئت ها و مساجد و در گوش دادن به خطبه ها  سازماندهی می شود.

در دانشگاه اما، تشکل ها برای آن کار تعریف شدند، در دانشگاه آزاد اسلامی نیز برای تشکل ها یک ساز و کار و مدیریتی دیده شده است که تشکل ها را جمع کرده، به آنها امکانات داده و هدایت عالیه و کلی نموده؛ البته نه اینکه فقط این تشکل ها در کار هم دخالت کنند، بلکه آنها باید پشتیبان هم باشند.

باید قبول کنیم که آدم ها اعم از دانشجویان، کارمندان و هیئت علمی دارای فکر و عقیده و باورهای متفاوتی هستند.

ممکن است این باورها و عقیده ها از نظر ما مخدوش باشد و ما باورهای دیگری داشته باشیم، ولی آنها هم به عنوان یک ایرانی و مسلمان یا حتی یک مسیحی و به طور کلی به عنوان یک دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی حق بروز دادن سالم و قانونمند نظرات خود را دارند.

این بستر در تشکل ها فراهم می شود، باور من این است که تشکل ها باید به این سمت حرکت کنند که افراد با فکرها و سلیقه های متعدد در آنجا بتوانند بروز بیرونی پیدا کنند، البته نه به صورت خبرنگاری و روزنامه نگاری و جنجال های سیاسی، چرا که اینجا دانشگاه است و حزب سیاسی نیست، بنابراین باید عالمانه بحث و صحبت کرد؛ البته در قالب هایی که چند نفر دور هم بنشینند و با هم مباحثه کرده و کندوکاو کنند و حقیقت را از لابه لای بحث ها بیرون بکشند.

قطعاً به این سمت حرکت خواهیم کرد که همه افرادی که با ما هم عقیده هستند و یا کسانی که مختصاتشان با ما متفاوت است، بتوانند در این بستر حرکت کنند.

اگر کسی علیه فرهاد دانشجو بخواهد تحصن کند مجوز آن‌را می دهم

 یعنی از تشکل های مطرح دانشجویی برای حضور در واحدهای مختلف دانشگاه آزاد دعوت می کنید؟

این کار را مدیرکل تشکل ها باید انجام دهد و دستور کار آنها این است که با رعایت خط قرمز ما که نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و قانون جمهوری اسلامی عمل کنند، بنابراین اگر کسی با سیاست های فرهاد دانشجو مخالفتی داشته باشد و بخواهد تحصن دو ساعته ای را به خاطر یکی از سیاست های رئیس دانشگاه آزاد برپا کند، ما به او اجازه می دهیم.

تحصن کنندگان باید طبق قانون و مقررات درخواست کنند؛ مشخص شود که مسئول این تحصن کیست، در کجا و از چه ساعتی آغاز می شود و چه ساعتی تمام می شود؛ مثل تمام جاهایی که مردم سالاری در آن شکل گرفته و به دلیل اینکه در کشور ما مردم سالاری دینی حاکم است باید اخلاق مدارانه تر رفتار شود.

می آیند و در یک فضایی صحبت هایشان را می کنند و حرف هایشان را به رئیس دانشگاه می زنند و ما آن را بررسی می کنیم و نه صدایی و نه بگیر و ببندی وجود ندارد.

در چنین فضایی ما همه را به قانون مداری دعوت می کنیم، اما در اینجا فضای فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی و براندازی وجود ندارد و سفت و قرص می گوییم که طرفدار نظام و ولایت فقیه هستیم و خط قرمز ما این است.

اگر کسی به صورت تئوری تحلیلی داشته باشد که یک سیستمی با یک شرایط دیگر مناسب است، به او فضای بروز و ابراز عقیده را می دهیم، ولی فعالیت و اجرائیات در حقیقت به این چارچوب بر می گردد البته چارچوب هم بسیار باز است.

شاید ۹۹ درصد اصلاح طلبان و ۹۹ درصد اصولگرایان همه در این فضا جا بگیرند و بیایند در این فضا و فعالیت خود را به خوبی انجام دهند، البته مشروط به اینکه قانون مدار باشند.

برخی می گفتند مگر قحط الرجال است که دانشجو بشود رئیس دانشگاه آزاد

 اخیرا برخی موضوعات به خصوص طی ۶ ماه اخیر که صحبت انتساب شما پیش آمده، مطرح شده است مبنی بر اینکه در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی شما را گزینه دکتر احمدی ن‍ژاد معرفی کرده و برخی هم گفتند که شما گزینه آقای هاشمی نیستید، بالاخره آقای فرهاد دانشجو گزینه چه کسی هستند و گزینه چه کسی بودند؟

اینکه آقای رئیس محترم هیئت امنا نظرشان چیست که باید با ایشان وارد بحث شوید که به نظر می رسد وی نظرشان را در جلسات متعدد خیلی واضح عنوان کردند و به هر طریقی نشان دادند که در آن زمان نظرشان چه بوده و کاملا مشخص است و من فکر نمی کنم که مسئله مجهولی باشد.

نکته دیگر این است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی چه جمعی به من رای دادند؟ فاصله ای یک ماهه بین این جلسات افتاد و هر کس هر چه دلش می خواست می گفت، همه چیز را زیر سوال بردند.

یادم می آید یکی گفت که مگر کشور قحط الرجال است که می خواهند دکتر دانشجو را برای ریاست دانشگاه آزاد بگذارند، هر چه لازم بود از جمله اینکه این آقا دکترا دارد یا ندارد، مدیریت او خوب است یا نه، آیا موفق بوده یا نه و هر چه می خواست بیان شود، در این فاصله بیان شد.

من هیچ نوع دفاعی نکردم، این مسئله در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی طرح شد و با یک جمع کثیری حدود ۲۷ نفر از ۳۲ نفر تصویب شد، یک بار با ۲۷ رای و یک بار هم با ۲۴ رای یعنی بعد از همه این مسائل دو باره رای گیری انجام شد.

من گزینه هیچ کس برای ریاست دانشگاه آزاد نبودم/ همه چیز قسمت بود!

من خودم را مثل همه شما مدیون نظام جمهوری اسلامی، خون شهدا و بچه های حزب اللهی و جانبازان این نظام، امام و آقا می دانم ولاغیر؛ از این رو دین خاصی به کسی ندارم و یک استقلال خوبی پیدا کردم و می توانم کارم را درست انجام دهم و بدون اینکه دینی داشته باشم، کارم را انجام دهم.

می توانم سوال شما را خیلی صریح پاسخ بدهم آن هم اینکه قسمت اینگونه بود؛ یعنی در حقیقت گزینه کسی نبودم و قسمت این بود که فرهادی که دوست نداشت این مسئولیت به عهده اش گذاشته شود، چون فکر می کرد آدم های خیلی زیادی هستند که بهتر از وی می توانستند این کار را انجام دهند، رئیس دانشگاه شود.

حتی بعضی از گزینه ها را خودم پیشنهاد دام، چون تکلیفی احساس نمی کردم و به نظرم آدم های بهتر از من بودند که فکر می کردم بهتر از من می توانند انجام وظیفه کنند.

به هر صورت اینها آمدند و عنوان کردند که خود شما باید باشی یعنی همان هایی که من فکر می کردم بهتر از من هستند، گفتند که نه خودت باید در آن جا باشی به هر صورت اینگونه شد که تکلیف تعیین شد و احساس دینی به وجود آمد و حالا دیگر نمی توانم از زیر این مسئولیت شانه خالی کنم و بعد از همه این مسائل قسمت این طور شد.

روزی که رئیس دانشگاه شدم با خودم گفتم که چقدر آدم ها سعی می کنند چه کارهایی را بکنند و من چقدر سعی کردم که مسئول این کار نشوم ولی در حقیقت شاید خداوند می خواست به من بگوید که هیچ چیزی در دست تو نیست تو فقط نظرت را بگو بقیه همه تقدیر و قسمت است ولی حالا که مسئول شدم با تمام توان و عشق در خدمت دانشگاه آزاد اسلامی هستم.

من گزینه آقای جاسبی و آقای هاشمی رفسنجانی نبودم این کاملا واضح است.

گفتم هر کس من را دوست دارد به جاسبی احترام کند! / باید از کسی که با موی سیاه به دانشگاه آزاد آمد و با موی سفید رفت تشکر کرد

 یکی از مسائلی که بعد از انتساب شما دانشجویان را به فکر فرو برد حرف شما در مجلس بود که فرمودید هر کسی که من را دوست دارد به آقای جاسبی محبت کند ماجرای این حرف شما چه بود؟

در جلسه میثاق مجدد با امام در حرم مطهر امام خمینی بود و جمله ای که من گفتم این بود که هر کس که من را دوست دارد، به دکتر جاسبی احترام بگذارد.

ما در نظام جمهوری اسلامی هستیم بنابراین اخلاق مداری باید اولین چیزی باشد که برای ما به اهمیت دارد، بچه های حرب اللهی و بسیجی باید از کسانی که این کار را نمی کنند سوال کنند که باید از زحمات کسی که ۲۹ سال برای این مملکت در این دانشگاه ها زحمت کشیده، تشکر کرد.

این دانشگاه پروژه موفق نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ این دانشگاه، دانشگاهی نیست که ما بخواهیم به راحتی از کنار آن بگذریم، با همه کاستی ها و دارایی هایش  ۳٫۵ میلیون نفر فارغ التحصیل تحویل داده است.

به هر صورت ۱٫۵ میلیون همین الان در حال تحصیل هستند نمی شود و نباید من و شما از این قضیه بگذریم و فقط دست بر روی نکات منفی بگذاریم.

نابراین بر مبنای اخلاق و حفظ معنویات من تشکر می کنم از کسی که با موی سیاه وارد دانشگاه شد و با موی سفید از دانشگاه رفت.

این معنایش آن نیست که در آن زمان بعضی کارها اشتباه نبوده، شاید صدها کار اشتباه انجام شده که از دید من شاید اشتباه است.

ممکن است پنج سال دیگر یا ۱۰ سال دیگر هم من بروم و کس دیگری بیاید و به زعم او برخی کارهایی که من کردم درست نباشد، ایرادی هم نیست.

دانشگاه نباید وارد بازی های سیاسی شود

مثلا من فکر می کنم پایه و اساس دانشگاه باید علم، آموزش و پژوهش و فرهنگ باشد و نباید وارد بازی های سیاسی شد، نباید اجازه دهیم دانشگاه وارد انتخابات مجلس و شوراهای شهر و ریاست جمهوری به عنوان یک سازمان قرار بگیرد.

انسان ها همه مستقل هستند و وظیفه شرعی آنهاست که بروند رای بدهند ولی مسئول یک دانشگاه نباید عضو یک ستاد یا مسئول یک ستاد باشد حتی در پنهان هم نباید کمکی به فرد خاصی بکند برای آنکه انتخاب شود.

باید از بازی های سیاسی پرهیز کرد البته این معنایش این نسیت که ما در امر سیاست هیچ کاری نمی کنیم مثلا آیا برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ما می خواهیم خاموش باشیم و چیزی نگوییم، قطعا این گونه نیست، حرف داریم.

وظیفه دانشگاه برای انتخابات آتی این است که فرهنگ سازی کرده و نتیجه انتخابات را قبول کند این فرهنگ سازی وظیف ماست.

ما باید همایش ها و سمینارهای متعددی برگزار کنیم تا در قالب آن معلوم شود که فرهیخته یعنی چه، فرهیخته کسی است که به نظر اکثریت مردم احترام می گذارد نه اینکه نظر اکثریت مردم هر چه بود، شلوغ کند و بگوید این را قبول ندارم.

باید این امر را با ادبیات اسلامی و ادبیات خودمان در جامعه جاری کنیم این در حالی است که دفاع از یک نفر وظیف ما نیست.

شاخص های یک رئیس جمهور را باید بگذاریم که افراد مختلف با افکار مختلف مطرح کنند، ما از کسی دفاع نمی کنیم ولی فرهنگ سازی وظیفه ماست چون مبانی فرهنگ سازی علم و پژوهش است.

مهمترین انتقاد فرهاد دانشجو از جاسبی

 آیا می توان گفت که مهم ترین نقد شما به مدیریت سابق دانشگاه آزاد سیاسی بودن آن بوده یا اگر این نیست مهم ترین نقد شما به مدیریت سابق دانشگاه آزاد و مهم ترین نقطه قوت آن چیست؟

مهم ترین نقطه قوت دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک پروژه موفق نظام جمهوری اسلامی توفیق در فارغ التحصیل کردن بیش از ۳٫۵ میلیون دانشجو و فراهم کردن امکانات تحصیل برای بیش از ۱٫۵ میلیون دانشجو بوده که فقط مربوط به مدیران قبل نمی شود، بلکه مربوط به همه دانشجویانی می شود که با نداری کار کردند، کارمندانی که با نداری یا تبعیض کار کردند و هیئت علمی که با همه شرایط کار کردند.

اینها زحمت کشیدند، ائمه جمعه ای که واسط شدند و پول آوردند و امکانات مردم را جمع کردند، استانداری ها و شهرداری هایی که زمین در اختیار قرار دادند و خیرینی که وارد این ماجرا شدند و در عین حال مسئولانی که در طول این تاریخ ۳۰ ساله رئیس واحد و مدیر گروه شدند، معاون و رئیس دانشگاه و اعضای هیئت امنا و اعضای هیئت علمی شدند و در راس همه آنها دعای امام و یک میلیون تومانی که امام برای این کار دادند و آن کار خیری که شروع شد و پشتیبانی هایی که مقام معظم رهبری در طول این سال ها از این دانشگاه داشتند.

به هر صورت همه اینها باید در یک جریانی قرار می گرفت که دکتر جاسبی و دیگران و هیئت امنا زحمت کشیدند که جای تقدیر دارد.

اما مهم ترین نقطه ای که باید از حالا به بعد به آن نگاه شود تا نکات منفی گذشته را پوشش دهد، ارتقای کیفی آموزش و کیفیت در پژوهش است.

در دوران گذشته نه اینکه به کیفیت نگاه نمی کردند اما توسعه کمی اولویتی بوده که توسعه کیفی را تحت الشعاع قرار می داده است.

الان واحدهایی را داریم که از لحاظ کیفی خیلی خوب هستند اما خیلی از واحدها هم هستند که از نظر کیفی با استانداردهایی که در ذهن ماست فاصله دارند، ما باید به سمت ارتقای کیفیت حرکت کنیم.

بنابراین شاید بزرگترین نقد به مدیریت قبلی یا عملکرد گذشته این است که شاید اگر توسعه کمی و کیفی یک ریتم و هم فاز با هم جلو می رفتند شاید امروز وضعیت ارتقای کیفی در این دانشگاه بهتر بود، اما من هم مدیر بودم و دیدم که در زمان توسعه کمی یک الزاماتی به وجود می آید که اگر ذهن انسان خیلی معطوف به آن نشود شاید اصلا توسعه کمی امکان پذیر نباشد.

بنابراین به عنوان یک نکته منفی به آن مدیریت نگاه نمی کنم ولی نکاتی هم است که از حالا به بعد باید به آن توجه کرد.

من هیچ چیز را از گذشته دانشگاه آزاد جست وجو نمی کنم

من مدیر دانشگاه آزاد اسلامی از تاریخ ۸ اسفند ماه سال ۹۰ به بعد هستم، از این تاریخ به قبل را جستجو نمی کنم، اگر نظام جمهوری اسلامی به دنبال جستجو است خودش محفلی درست کند، بیاید و جستجو کند.

من فرصت این را ندارم که به ۳۰ سال گذشته برسم، برای یک سال آنقدر کار در برابر من هست که اگر بخواهم تمام زمانم را وقف آن بکنم باز هم وقت کم می آورم اما این بدان معنی نیست که اگر به خطایی در مسیر آینده برسیم و ریشه های آن خطا در گذشته باشد آن را اصلاح نمی کنیم.

این در حالی است که هر چیزی که در مسیر آینده احساس کنیم که به گذشته بر می گردد آن را اصلاح خواهیم کرد.

اگر نظام می خواهد، گروهی را برای تحقیق در دانشگاه آزاد مامور کند

 همیشه در طول دوران مدیریت قبلی دانشگاه مواردی از نوع های مختلف تخلف از سوی نمایندگان و دانشجویان مطرح بوده که همواره پیگیری آن مورد دغدغه دانشجویان بوده، آقای دانشجو چقدر برای بررسی این تخلفات که چندین بار از سوی مراجع مسئول مطرح شده و چندین بار هم از سوی خود شما مطرح شده است، سعی می کنند؟

بنده رئیس دانشگاه آزاد اسلامی از تاریخ ۸ اسفند ماه سال ۹۱ به بعد هستم و وقت، پولم و نیروهای دانشگاه را صرف ساختن آینده دانشگاه می کنم.

پول و انرژی دانشگاه را صرف چسباندن دانشگاه بیشتر از گذشته به نظام جمهوری اسلامی، صرف بستر سازی برای اینکه نظام جمهوری اسلامی در اینجا الگوی هر دانشجو، هر کارمند و هر عضو هیت علمی شود و صرف ساختن دانشگاه در حوزه کمی و کیفی می کنم.

اگر بخواهم به ۳۰ سال گذشته نگاه کنم، یک سال به عقب برگردم، دو سال به عقب برگردم، شما خودتان تصدیق می کنید که اگر بخواهیم به عقب برگردیم باید به ۱/۱/۱ برگردیم، یعنی روز اول به وجود آمدن دانشگاه، از آنجا نگاه کنیم و وارد این فضا شویم.

پیدا کردن ایرادات مدیریت گذشته در توان من نیست

به نظرم می رسد شما دانشجوها باید کار خودتان را بکنید و ما هم کار خودمان را بکنیم، شما باید خواسته های خودتان را مطرح کنید، اینکه شما آرمان خواه هستید و می خواهید که حتما مشکلات حل شود کار درستی است ولی در توان فرهاد دانشجو نیست، شما کمک کنید.

فرهاد دانشجو نمی تواند ایرادات گذشته را در بیاورد، در توانش نیست ولی اگر جایی مثل مجلس یا شورای عالی انقلاب فرهنگی کمیته ای را برای تحقیق و تفحص مشخص کند، فرهاد دانشجو دستور می دهد که تمام دانشگاه صد درصد در خدمت آن گروه باشد تا اطلاعات و آمار درست از آب دربیاید.

من در همین چهار ماهی که رئیس دانشگاه بودم، مجوز بیش از ۱۵۰۰ رشته را از وزارت علوم و وزارت بهداشت گرفتم که به زعم بعضی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی این کار ۵ سال به طول کشیده است، ضمنا اینطور نیست که مثلا وزیر علوم برادر من است بگوید بشود، کاری بشود.

در وزارت علوم هر کسی کار خودش را می کند و در خصوص مجوزها باید قانع شوند، من و معاونینم هم توانستیم قانع کنیم که به این دلایل و با این اسناد، این مجوز ها باید صادر شوند.

عاملان اخلال در آزمون دانشگاه آزاد را با همکاری پلیس شناسایی کردیم

چهار آزمون بسیار بزرگ برگزار کردیم که برخی هدفشان این بود که این آزمون ها را برهم بزنند، تا عدم توانمندی هیئت رئیسه جدید را اثبات کنند.

آدم هایی که کاسه های داغ تر از آش هستند، خود آش شاید اصلا به دنبال این کار نیست و یک عده ای که کاسه داغ تر از آش هستند این کارها را می کنند.

وقتی در سطح شهر ۱۰ هزار اس ام اس می زنند که شما دکترای سال ۸۹ قبول نشدید و اشتباهی شده، بیایید؛ به این معنی است که می خواهند خلل ایجاد کنند یا اینکه اطلاعات ناقصی را اس ام اس می کنند و می خواهند خلل ایجاد کنند؛ البته ما با پلیس فتاح هماهنگ کردیم و بعضی از این ها را شناسایی کردیم و بعضی ها را گرفتیم و از بعضی هایشان شکایت کردیم.

مثلا وقتی رئیس یک واحد حذف می شود و یکباره سیم های سیستم آموزش کنده می شود، معلوم است که منفعت مالی برای کسی ندارد و هدفش تخریب است.

برخی فکر نمی کردند این آرامش در دانشگاه آزاد بر قرار شود

با همه این اوصاف، چهار کنکور بزرگ با آرامش و به خوبی برگزار شد، اینها فکر نمی کردند این آرامش در دانشگاه جاری شود.

کارهای مهمی در بحث تمرکززدایی صورت گرفته است؛ ایجاد شورای مرکزی که خیلی از چیزهایی که رئیس دانشگاه باید خود می نوشت و انجام می داد به این شورا رفته و در آنجا مطرح می شود.

مسئله آزمایشگاه های ملی مرجع که یک طرح نوعی است و پنج شنبه در مشهد با استاندار امضا شد.

نزدیک به ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان را مردم و خیرین و صنعت تامین می کنند و استانداری و مجموعه استان کمک می کنند که خیرین جمع شوند و باعث ارتقا و رشد و اعتلای آن استان شوند.

استان دوم، استان مرکزی است که در حقیقت این طرح در آن در حال پیگیری است؛ ۱۲ استان در این قضیه فعالیت می کنند.

اگر تخلفی ریشه در گذشته داشته باشد با آن برخورد می کنم

این دسترسی دانشجویان به تجهیزات بروز را زیاد خواهد کرد و این یعنی ارتقای کیفیت.

من اگر تخلفی را در پروسه انجام کار ببینم آن تخلف را پیگیری می کنم؛ کسی اگر مستندی از پنج سال پیش می داند، اگر از چیزی خبر دارد به من بگوید من آن را رسیدگی می کنم.

اینکه خودم بخواهم مستقیم وارد شوم وقت نمی کنم و نمی توانم؛ ولی اگر کسی چیزی می داند و به من بگوید آن را پیگیری می کنم.

واکنش فرهاد دانشجو به مدیر گروهی فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد

موضوعی که در رسانه ها مطرح شده بود، حضور خانم فائزه هاشمی به عنوان مدیر گروه واحد پردیس بوده که حدود دو ترم بوده است که مطرح شده و مورد سوال بسیاری از دانشجویان همان واحد است که به دلیل محکومیت های وی و انقلاب های منطقه حضور وی را محل اشکال می دانستند؛ با این موضوع چطور برخورد می کنید؟

مسئله ای که مطرح کردید به عقیده من نزدیک است. در زمان ما سعی می شود مدیران گروه بر اساس سابقه علمی انتخاب شوند نه جایگاه سیاسی انشاا… زمانی که زمان مقرر برای رسیدگی به مدیران گروه شود ما این گونه عمل خواهیم کرد.

 یعنی مدیران نفرات قبلی را هم که منسوب شده اند، بررسی خواهید کرد؟

برای همه مدیران گروه ها و روسای واحدها بر اساس اولویت ها عمل خواهیم کرد. من تکی برای هر کدام عمل نمی کنم بلکه دستور العمل های ما که جاری شود این امر خود به خود از دل دانشگاه بیرون خواهد آمد؛ چنین چیزی برای یک دانشگاه دولتی امکان‌پذیر نیست برای اینکه دستور العمل ها شاخص خود را دارد.

بنابراین اگر دستورالعمل ها جاری شود، انشاا… همین طور خواهد شد؛ شما هم که چشم های بینا و زبان های گویا هستید و اجازه نمی دهید که این مسئله خاموش بماند.

شاید قسمت شد و من هم ۲۹ سال رئیس دانشگاه آزاد ماندم!

حرف هایی زده شده و خودتان هم در نشستی که با دانشجویان داشتید، سخنی که مطرح کرده بودید این بود که حرف هایی زده و گفته شده که آقای دانشجو بعد از دولت آقای احمدی ن‍ژاد نمی تواند رئیس دانشگاه آزاد بماند؟ شاهدی دارید که پیگیر این ماجرا باشد؟

آنهایی که این ادبیات را به کار می برند که آقای دانشجو سال دیگر که دولت عوض می شود و وزیر علوم عوض می شود و ترکیب هیئت امنا طور دیگر می شود، ممکن است جایگاه شما در هیئت امنا همین جایگاه نباشد و یک کس دیگری بیاید؛ یک جوری عمل نکن که بعدا نتوانی باشی و بمانی، خیال می کنند که بودن ما در اینجا اصل است.

فرضیه و اساس این فکر اشکال دارد؛ اصل این است که اگر ما یک ساعت هم هستیم خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران بکنیم و درست عمل کنیم؛ اصل این نیست که کارهایی بکنیم که حتما بمانیم و یک جوری عمل کنیم که اگر صد تا دولت عوض شد ما همین طور بمانیم.

بنابراین از اساس این حرف در ما تاثیری نمی گذارد و نه ما از این حرف ها می ترسیم و نه خوشحال می شویم.

اینکه چه اتفاقی بیفتد معلوم نیست؛ عضو هیئت امنا، رئیس هیئت امنا و رئیس دانشگاه. معلوم نیست تا سال دیگر زنده باشیم اگر زنده ماندیم که بالاخره یه طوری می شود؛ شاید قسمت شد طبق عرف، ما هم ۲۹ سال ماندیم.

همه ۲۹۰ نماینده مجلس باید به دانشگاه آزاد کمک کنند

دغدغه ای که همیشه مطرح بوده، رابطه نمایندگان با دانشگاه آزاد بوده است. دوره های قبل دو تا سه نماینده این مطلب را مطرح می کردند و برخی هم بر آن صحه می گذاشتند و می گفتند که برخی نمایندگان که مشغله دارند بالاخره دانشگاه آزاد محفل خوبی برای آنهاست که رتبه های بالاتری در دانشگاه بگیرند و بدون حضور در کلاس ها مدارج بالاتر را طی کنند. آیا این مسئله را تایید می کنید و چه برنامه ای برای آن دارید؟

اینکه نمایندگان مجلس از نیروها و مدیران حزب اللهی دفاع کنند و در گرداندن گردونه یک سازمان و یک دانشگاه کمک کنند که این گردونه درست و مطابق قانون بچرخد و اینکه نیروهای حزب اللهی و بسیجی یک ید واحد شوند، نکته منفی نیست. نکته منفی زمانی است که این اتحاد حول چیز غیر خدا شکل بگیرد؛ یعنی آنجا که وعتصموا بحبل الله است به چیز دیگری وصل شوند و دور یک معنای دیگری جمع شوند.

اصل اتحاد که بد نیست، اتفاقا باید همه ما متحد شویم و شما که یک خبرگزاری ارزشی هستید از یک آدم ارزشی دفاع کنید.

اشکالات هم را پوشش دهیم و سعی کنیم بدون اینکه نمود بیرونی داشته باشد، رفع اشکال کنیم و اشکال را برطرف کنیم.

بنابراین همه ۲۹۰ نماینده مجلس باید به دانشگاه آزاد کمک کنند؛ دانشگاه، دانشگاه آزاد اسلامی است که بعد از انقلاب درست شده و نیاز به کمک همه نمایندگان دارد.

به هیچ نماینده ای مدرک الکی نخواهیم داد

تاکنون از ما نخواستند و ما هم به هیچ نماینده ای هیچ مدرک الکی نخواهیم داد. قطعا ثبت نام هیچ کس در هیچ دوره ای به خاطر اینکه کاری برای ما در دانشگاه آزاد کرده انجام نخواهد شد؛ آن کار برای رضای خداست و دانشگاه قوانین و مقررات خود را دارد.

مدارک صادر شده دانشگاه آزاد برای نمایندگان بررسی می شود

اگر در گذشته هم برسیم به این مسئله که چنین اتفاقی افتاده، آن را رفع و رجوع می کنیم و اگر شما هم سراغ دارید بگویید بررسی می کنیم و رفع و رجوع می کنیم.

آنهایی که دوست ندارند ما بچه حزب اللهی ها با هم متحد شویم، فوری می گویند که بله، آقای دکتر، دکتر جلالی را فلان جا گذاشت و فلانی را در فلان جا گذاشت.

ما باید به هم کمک کنیم نه به عنوان پست اجرایی؛ اگر خود مجلس احساس کند که خلاف قانون است خود مجلس اجازه نمی دهد.

دکتر جلالی کسی است که سال ها دبیر کمیسیون امنیت ملی بوده نه می خواهد دکترا بخواند و نه فرزندش می خواهد از ما دکترا بگیرد؛ بنابراین او مدیون ما نمی شود ما در حقیقت کمی خجالت زده می شویم و همه مدیون نظام جمهوری اسلامی می شویم.

اگر کسی بیاید اینجا برای ما کاری انجام دهد، این کار زشت است و در شان ما نیست و هرگز این کار را نخواهیم کرد.

 سه نقد دانشجویی داریم به شما که اگر صلاح می دانید درباره آنها پاسخ دهید؛ درباره آقای جلالی باید بگویم رئیس منطقه دانشگاه آزاد بودن آنقدر کار داشته باشد که با کار نمایندگی مجلس که این همه کار دارد، جمع نشود. وی اول نماینده مجلس بودند و بعد شما به عنوان رئیس منطقه دانشگاه آزاد انتخابشان کردید و از طرف دیگر اخیرا برخی مجموعه های دانشگاه آزاد نسبت به برخی انتسابات حضرت عالی انتقاداتی داشتند؛ آیا اینکه فردی سوابق ملی- مذهبی دارد یا نه، بررسی نمی شود که نباید چنین انتسابی صورت گیرد و نقد سوم نشست با کارمندان دانشگاه آزاد بود که صریحا مشخص شد که برخی اتوبوسی دانشجو آوردند و برخی مدیران در همان جلسه مجیز گویی رئیس دانشگاه را کردند. این فضای مجیز گویی و اتوبوسی دانشجو آوردن همان نقد به مدیریت سابق دانشگاه آزاد است و از نیروی ارزشی انتظار می رود که چنین شرایطی را نداشته باشد.

رئیس منطقه دانشگاه آزاد تناقضی با نمایندگی مجلس ندارد

یکی اینکه من فکر نمی‌کنم رئیسی یک منطقه از دانشگاه آزاد و نمایندگی مجلس قابل جمع نباشد و احساس نمی‌کنم رئیس یک منطقه دانشگاه آزاد آنقدر کار داشته باشد که نتواند مسئولیت نمایندگی مجلس را نیز انجام دهد.

مخصوصا اینکه فرد نماینده همان منطقه بوده و مجبور باشد هفته‌ای دو تا سه روز به آن منطقه برود و سرکشی کند بنابر این در جمع کردن این دو با هم مشکلی می‌بینم.

ولی اگر دکتر جلالی یا هر کس دیگری احساس می‌کند مشکلی دارد این مسئله را بگوید. البته تا به امروز هم خوب کار کردند و مشکلی نداشته ایم و این مربوط به امروز نیست بلکه سال‌های قبل هم بوده و مشکلی در جمع کردن این دو وجود ندارد.

من این را مشکل نمی‌بینم. این مورد قبلا نیز تجربه شده و مشکلی وجود نداشته؛ مشکل آنجایی بوده که افراد بخواهند خلاف قانون رانت و یا امتیازی بگیرند، این موارد است که ما قطعا برخورد می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم.

روند انتصاب ها در دانشگاه آزاد!

در پاسخ به انتقاد دوم شما درباره انتصاب‌ها باید بگویم در دانشگاه ما دو شورای انتصاب داریم؛ یکی شورای استعدادیابی که بعد از حضور من به وجود آمده و یکی هم شورای انتصابات که ترکیبش مقداری تغییر داده شده است.

شورای استعدادیابی متشکل از اساتید و روحانیون است که ۴ نفر آنها از بیرون دانشگاه و ۶ نفر آنها از داخل دانشگاه هستند.

وظیفه‌ شورای استعدادیابی این است که جست‌وجو کند و ببیند چه کسی در دانشگاه آزاد و در کشور مستعد گرفتن سمت‌های مدیریتی است.

هر کسی پیشنهادی می‌دهد و یا کسی را معرفی می‌کند و اولین جایی که ما ارجاع می‌دهیم به شورای استعدادیابی است.

خود این اعضا هم می‌توانند بدون پیشنهاد این گزینه‌ها را انتخاب کنند، خروجی این شورا وارد شورای انتصابات می‌شود و در شورای انتصابات هم قرار بر این است که از حراست و مراجع ذی‌صلاح استعلام شود و بعد از اینکه استعلام انجام شد نظرت‌شان را به ما ارائه داده و ۳ نفر را معرفی کنند که از بین آن ۳ نفر برای هر سمت مدیریتی، یک نفر را انتخاب می‌کنیم.

کار زیادی در این‌باره انجام می شود؛ به طور مثال برای یک رئیس واحد ممکن است ۱۲ نفر معرفی شوند که از بین این ۱۲ نفر دانشجویان، بسیج، اساتید، هیئت علمی، شهردار، نماینده‌های مجلس و … هر کدام یک گزینه‌ را معرفی می‌‌کنند و همه این گزینه‌ها به شورا معرفی می‌شود.

البته برخی از این گزینه‌ها با هم منطبق هستند و برخی هم با در تناقض هستند، این گزینه‌ها را با ویژگی‌ها و توانمندی‌هایشان معرفی می‌کنند و از بین ۳ گزینه نهایی ما یکی را انتخاب می‌کنیم؛ همواره انتخابات تاکنون اینگونه بوده است.

درباره روسای دانشگاه‌ها شاید تاکنون فقط ۵ نفر آنها تغییر کرده باشند، بنابر این حجم زیادی نبوده است که فکر کنید چه اتفاقی افتاده است؛ من هم ندیدم که در انتصاب این روسای  واحدها پس از انتصاب مشکلی وجود داشته باشد.

در روسای مناطق غیر از چند نفری که نماینده مجلس بودند و این ذهنیت را ایجاد می‌کند که شاید این کار تبعاتی را داشته باشد، مشکلی دیگری وجود ندارد.

یک مورد هم وجود داشتیم که گفته می‌شد توانمندی و کارآیی ندارد که البته بعد همان فرد رفت و عضو هئیت رئیسه مجلس شد.

به هر صورت ما در روسای مناطق هم مشکلی نداشتیم؛ چون همه این نیروها از نیروهای حزب‌اللهی و دانشمند هستند، مثلا آقای دکتر زمانی در شیراز که با بسیج اساتید کار کرده و استاد تمام است و در بخش پژوهشی بسیج اساتید فعال است و یا آقای صدیقی‌نسب که برای دانشگاه آزاد خوزستان انتخاب کردیم انسان دانشمند و متعهدی است و پیشنهاد شده دیگران و مورد حمایت آنها بوده است.

در بین ده نفری که تغییر کردند فکر می‌کنم همین دو نفر بودند که سوالی درباره آنها طرح شد که آیا عملکرد آنها با حضورشان در مجلس تناقض دارد یا نه.

پاسخ دانشجو به انتقاد نسبت به برخی انتصاب ها

در بحث معاونین نیز باید بگویم از میان معاونانی که من تغییر دادم تاکنون به هیچ یک اعتراضی نشده و همه عنوان کردند که این تغییرات خوب بوده است و آنهایی را که تغییر نداده‌ام برای برخی محل سوال شده است که چرا این معاونین تغییر نکرده‌اند.

حتی ممکن است برخی از کسانی که تغییر نکرده و ابقا شده‌اند سوال برای بسیاری ایجاد کرده باشند.

به هر صورت هر انسانی را پس از مرگ در گور خودش قرار می‌دهند؛ من باید به این نتیجه برسم که در نهایت پس از همه این بحث‌ها آیا به صلاح هست که تغییری انجام شود یا نه.

دوستان دیگر وظیفه‌شان پیشنهاد است ولی مسئولیت این مسئله بر عهده آنها نیست.

اگر من کسی را انتخاب و منصوب کردم، انتخاب‌کننده من هستم و نسبت به این انتخاب خواهم گفت که من این فرد را به این دلیل خاص انتخاب کردم.

از آن دنیا می‌ترسم؛ من به این نتیجه نرسیدم آن عده‌ای را که عوض نکرده‌ام را باید عوض می‌کردم. ما یک زمان گذر داریم که باید در این زمان گذر سیاست‌های دوره گذر حاکم باشد و یک زمان تثبیت داریم که شاید دو تا سه سال طول بکشد که آن زمان تثبیت جاری شود، پس باید همراه با این مسئله جلو رفت و نمی‌شود گذشته این دانشگاه را به یکباره عوض کرد و فکر کرد که این کار، کار درستی است.

برخی از معاونان من که به آنها نتقاد می شود سابقه جبهه دارند

بسیاری از افرادی که الان در حال کار هستند انسان‌های خوبی هستند و من باید اینها را بشناسم .

اینکه شما می فرمایید فردی ملی – مذهبی بوده، طبیعی است که من نپذیرم که او ملی – مذهبی است.

در بحث مدیران ستادی مانند رئیس یک مرکز یا مدیر یک بخش نیز چند بحث حائز اهمیت است، در مرحله اول بحث تخصصی بودن آن کار است که وقتی کسی عزل می‌شود چه کسی می‌تواند آن تخصص به عهده گرفته و مجموعه را اداره کند چون ممکن است فردی بسیار متعهد باشد، اما نتواند آن مجموعه را هدایت کند و به یکباره آن سیستم را دچار معضل شود.

بعضی از تغییرات این گونه نیست که ما آن را مشخص کنیم، مثلا زمان تغییر آقای دکتر جاحق را من تعیین نکردم و بعضی وقت‌ها برخی خودشان به دلیل تصمیم یا کار دیگری درخواست تغییر می‌کنند.

آقای دکترجاحق مسئولیت دیگری را در مجمع تشخیص مصلحت نظام پذیرفتند و از این رو سیاست بر این شد که ما امروز در خدمت ایشان نباشیم.

این طور نبود که ما طی یک پروسه زمانی مشخص اقدام به این جابه جایی کرده باشیم.

وقتی این حرف ها و حدیث ها مطرح می‌شود من باید به سوابق مراجعه کنم. اتفاقا چند نفری درباره آنها مواردی مطرح شده بود، سوابق‌شان را بررسی کردم و متوجه شدم که سابقه جنگ و جبهه و همراهی در خوزستان و مناطق جنگی را داشتند.

اتفاقا من به هر کدم از افرادی که آنها را سر کار می‌گذارم، می‌گویم که اینجا جایی است که من دوستدار حزب‌اللهی‌ها هستم، من ولایت‌فقیه را به عنوان یک اصل قبول دارم، نظام جمهوری اسلامی قبول دارم؛ اگر شما در این موارد مشکلی دارید خودت وارد این مجموعه نشو زیرا اینجا یک میلیون و ۶۰۰ چشم دانشجو وجود دارد که اجازه نمی‌دهد چیزی پنهان بماند، پس هم خودت را حفظ کن و هم ما را حفظ کن، اگر واقعا یک فرد ولایی هستی و دغدغه ولایت و علم داری پای کار بیا.

دانشجویان حزب اللهی یقه «حر» را که روزی در برابر امام حسین بود، نگیرند

البته باید دقت کرد که انسان‌ها همیشه یک جور نیستند به طور مثال کسی را که می‌گفتند ملی – مذهبی است سابقه برخی عقاید او  به هشت سال قبل بر می‌گردد؛ از ۸ سال پیش تا امروز انسان‌ها خیلی تفاوت می‌کنند، باید اینها را ارزیابی کنیم.

وقتی ولی‌فقیه و رهبر ما از جذب حداکثری حرف می‌زنند باید به سراغ کسی که گفته می‌شود اینگونه است برویم.  شما به عنوان یک دانشجوی حزب‌اللهی یقه «حر» را نگیرید که یک زمانی در صف یزید بوده است؛ اگر آن زمانی که در کنار امام زمان خود می‌جنگد و وارد سپاه امام حسین (ع) شده و با یزیدیان می‌جنگد نگوییم که این همان کسی است که راه امام را بست.

افراد را در زمان بسنجیم و بگوییم الان این فرد این گونه است؛ با او صحبت کنیم، مذاکره کنیم و ببینیم چگونه است.

به کسانی که با ولایت مشکل دارند هیچ سمتی نمی دهم

امروز اگر در همین ساعت و همین روز متوجه شوم که کسی نظام جمهوری اسلامی و یا اصل ولایت‌فقیه را قبول ندارد به او هیچ سمتی نمی‌دهم و اگر داده باشم فوری عوضش می‌کنم.

این یکی از شروط اصلی است، البته شروط علمی،‌ روابط عمومی، تجربه و موفقیت هم مهم است.

بنابراین به من این اجازه را بدهید که شرایط فعلی افرا را بسنجم؛ شما به خاطر دارید در شرایط فتنه چه فتانه‌هایی بودند و چه فتانه‌گری‌هایی انجام شد، چه کسانی به زعم بزرگان ما خوب امتحان ندادند و چه کسانی اتفاقا کاملا برعکس در این ماجرا خوب امتحان دادند، چه عده افراد بعد از نماز جمعه آقا این ماجراها را رها کرده حتی گریه کردند و گفتند هر چه آقا می‌گویند همان درست است.

یک سال پیش را با الان مقایسه کنید، یک عده انسان که ۷ تا ۸ ماه در محله‌ها و جاهای مختلف اعصاب ما را برهم می‌ریختند آیا اکنون هم همین‌طور هستند؟ خیلی‌ها برگشتند به اصل خودشان و خیلی‌ها که نظام جمهوری اسلامی را قبول داشتند و فهمیدند چیزی که دنبال آن بودند اصل نظام نیست، برگشتند.

در زمینه خط قرمز هایم با هیچ کس شوخی ندارم!

اگر امروز کسی دارای شاخصه ملی – مذهبی با تعریفی که در ذهن من و شما است [چون هم ملی بودن خوب است و هم مذهبی بود اما با تعریف سیاسی‌ای که از آن می‌شود] وجود داشته و بخواهد در برابر نظام ولایی بایستد؛ در زمینه خط قرمز‌مان با هیچ احدالناسی شوخی نداریم.

در عین حال من هم مثل شما هستم و ممکن است اشتباه کنم، یک روز ممکن است فردی بیاید به من بگوید این مسئول را از این جایگاه برندار و این مسئول را از این جایگاه بردار،‌ما هم بررسی می‌کنیم و بر اساس اطلاعات اشتباه فردی را از مسئولیتش برکنار می‌کنیم یا منصوب می‌کنیم.

در این شرایط که ما از یک جنس هستیم باید سعی کنید من را روشن کنید. اگر اشتباهی رخ می‌دهد باید برادری را به هم اثبات کنیم و اشتباهات را به همدیگر بگوییم.

ما به اندازه کافی آدم داریم که بیاید و سر فرهاد دانشجو بزند؛ آنقدر آدم داریم که در چرخ گردون دانشگاه فقط به صرف اینکه چوب لای چرخ بچه‌های حزب اللهی بگذارند وارد فضای حمله شوند و دیگر لازم نباشد که شما این حرف را بزنید.

حتی اگر اشتباهی هم می‌شود شما باید در بازه زمانی و در زمان گذر آن را ببینید.

نمی‌شود یک مرتبه یک چیزی امروز مطرح شود و روز بعد یک مرتبه چیز دیگری گفته شود؛ این یک فرهنگ را می‌طلبد.

نمی توانم در دانشگاه آزاد انقلاب کنم

وقتی ۲۹ تا ۳۰ سال یک چیزی ساخته می شود و ۹۰ درصد آن خوب است و تنها ۱۰ درصد آن مشکل دارد؛ اگر نگوییم ۲۹ تا ۳۰ سال ولی دست کم ۳ تا ۴ سال لازم است که آن را درست کنیم.

این طور نیست که هر دانشجو، هر عضو هئیت علمی یا هر کارمندی هر روشی را که داشته – هر چند اشتباه – به یکباره درست کنیم.

در انقلاب‌ها این گونه است که وقتی دیو برود فرشته می‌آید! ولی در اصلاحات این گونه نیست، دیو که برود یک کسی بهتر می‌آید یعنی در حقیقت اصلاح می‌شود، ولی انقلاب نمی‌شود.

 نگاه ارزشی‌ها به شما این است که در دانشگاه آزاد باید انقلاب صورت گیرد.

تکلیفم انقلاب کردن در دانشگاه آزاد نیست

نه، تکلیف من به هم ریختن نیست، یادتان باشد من برای خودم حفظ دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک پروژه موفق و عدم تخریب آن و اصلاح و ساختن دینی، اسلامی و ارزشی آن را به عنوان یک تکلیف مشخص کرده‌ام.

در این دانشگاه که خیلی از شماها فارغ‌التحصیل آن دانشگاه هستید اساتید حزب اللهی و کارمندان جبهه رفته و جانباز وجود دارد، بنابر این خیلی از روش‌ها در این دانشگاه اشکال دارد ولی خیلی از روش‌ها نیزخوب و درست است.

یادتان باشد جامعه دانشگاهی متاثر از بیرون و جامعه بیرون نیز متاثر از جامعه دانشگاهی است و انتظارات ما در قالب این تعامل بیرون و درون تامین می‌شود.

دانشگاه نباید هزار کیلومتر جلوتر از مردم باشد

انتظار ما این است که دانشگاه پیشرو باشد و قدم جلوتری بردارد و این یک انتظار طبیعی است ولی این گونه نیست که دانشگاه هزار کیلومتر جلوتر باشد؛ من در کتاب‌های مدیریتی این گونه تجربه کرده‌ام.

درباره نقد سوم شما درباره جلسه اخیر با کارمندان هم باید بگویم برای اولین بار در دانشگاه آزاد اسلامی وقتی یک رئیس جدید آمد عنوان کرد که هر کس از بین هیئت علمی و دانشجویان و کارمندان می‌خواهد به عنوان مشاور من عمل کند یک ماه فرصت دارد که به سایت آمده و مشاور من شود.

توضیحات دانشجو درباره جلسه جنجالی مشاوران

در رده کارمندی هزار و ۱۰۰ تا هزار و ۲۰۰ نفر ثبت‌نام کردند و اطلاعات و ایمیل‌هایی را برای من ارسال کردند و چندین موضوع را مطرح کردند که ما همه این موضوعات را بررسی کردیم.

پیشنهاد دهنده‌ها از گرگان، سمنان، اهر و ابهر و از اقصی‌نقاط کشور آمدند و برای اولین بار در این جلسه حضور پیدا کرده و درباره دو موضوع مشخص دو نفر موافق و دو نفر مخالف صحبت کردند.

رای‌گیری انجام شد و در نهایت صفا و صمیمت بین کارمندان دانشگاه و مسئولان چیزی که من و آنها حدس می‌زدیم اتفاق افتاد.

یکی از دوستان شعری راجع به کار خواند و معلوم بود که راجع به من شعر می‌خواند! من آدمی نیستم که از مجیزگویی خوشم بیاید به خاطر همین گفتم که شعر را نخوانند چون من من این کار را قبول ندارم و این کار در شان من و شما نیست.

این یک اتفاق خیلی خوب و مثبت است که برای اولین بار در یک جلسه‌ای فردی مجیزی را در این دانشگاه گفت و مجیزشونده گفت که این مجیز را نگو.

ما این را فرهنگ کردیم که رئیس دانشگاه این کار را دوست ندارد، البته در ادامه فرد به این کار اصرار کرد که من مجیز نمی‌گویم ولی ما گفتیم باز هم نگو!

جلسه در حال تمام شدن بود که تعدادی از دانشجویان که توسط واحد تشکل‌ها آمده بودند و فکر می‌کنند که من زیر فشار زیادی هستم و به هرحال به عنوان حزب‌اللهی‌ها وظیفه خودشان می‌دانند که بیایند و از من حمایت کنند در سالن حضور پیدا کردند.

آنهایی که در حقیقت حمایت می‌کنند می‌خواهند بگویند اینکه عده‌ای می‌گفتند حامیان فرهاد دانشجو در یک جدول ۴۲ نفره هستند این گونه نیست ما ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر آمده ایم بگوییم که دکتر دانشجو! شما تنها نیستید و تا زمانی که امام و نظام و آقا را قبول دارید ما با شما هستیم.

این افراد بسیجی‌ها بودند و پرچم الله‌اکبر بلند کرده بودند. در ادامه برنامه که کار ما تمام شده بود و قصد داشتیم وارد بحث حج دانشجویی شویم دیدیم این دانشجوها آمدند اما آنها را به داخل سالن راه نمی‌دادند. آنها فریادهای یا حسین سر می‌دادند و صحیح نبود که ما آنها را بیرون سالن نگه داریم؛ این بود که گفتیم به آنها که اجازه دهید که وارد سالن شوند.

این گونه بود که وقتی وارد سالن شدند شروع به فریادهای یا حسین (ع) کرده و پرچم کربلا را به من هدیه کردند و بعد هم خداحافظی کردند و ماجرا به خوبی و خوشی تمام شد.

مگر اشکالی دارد که دانشجوبان را اتوبوسی برای یک نشست بیاورند؟

دانشجویان ارزشی بحث‌شان این بود که ما را سازماندهی کردند تا در حمایت از دکتر دانشجو به اینجا آوردند.

مگر اشکالی دارد.

 مگر جلسه، جلسه کارمندی نبود؟

مگر اشکالی دار؟ شما می‌گویید اتوبوسی آدم آوردند، مگر آدم‌هایی که از مثلا کرج می‌خواهند بیایند برای نماز جمعه اتوبوسی نمی‌آیند؟ اصلا اگر هر کس با ماشین خودش بیاید ایراد دارد!

سازماندهی کردن زمانی بد است که برای هدف بد سازماندهی شود! مثلا عده‌ای را جمع کرده و روبه‌روی مجلس ببرند تا در دفاع از آمریکا صحبت کنند! ولی اگر عده‌ای را جمع کنیم که پرچم الله‌اکبر بلند کنند و تکبیر بگویند چیز بدی نیست، آنها راجع به فرهاد دانشجو صحبت نمی‌کردند بلکه راجع به امام‌‌شان حرف می‌زدند و در حمایت از امام خامنه‌ای شعار می‌دادند.

آنها با این کار می‌خواستند بگویند که جو دانشگاه شکسته است! با این کار هم به کسانی که این جو را تشخیص ندادند و هم به روسای جدید می‌خواستند بگویند که؛ یادتان نرود، امروز این جو تغییر کرده و اگر فردا پایت را عقب‌تر بگذاری مشکل خواهی داشت.

ما که این دانشجویان را سازماندهی نکردیم و تمایلی هم نداشتیم که کارمند و دانشجو که از دو جنس متفاوت هستند در کنار هم باشند. حتی اگر من بخواهم سخنرانی را تنظیم کنم برای دانشجویان و برای کارمندان مجزا این کار را می‌کنم.

ولی حاضرین در این مراسم با هم مشکلی نداشتند و بعد هم مراسم تمام شد و همه محل مراسم را ترک کردیم.

دانشگاه آزاد اسلامی این جلسه به عنوان یک نقطه مثبت تلقی می‌کند و معتقد است که این یک نمایش از حضور نیروهای حزب‌اللهی در دانشگاه آزاد بود تا به عده ای بگوید فکر نکنید که دانشگاه می‌تواند به حالت گذشته‌اش برگردد. ضمنا اگر شما هم می‌توانید عده‌ای را بسیج کنید که چنین کاری را انجام دهد این کار را بکنید!

هزار هزار اتوبوس را برای دفاع از نظام به میدان می آوریم

من برای کسی تکلیف مشخص نمی‌کنم، تکلیف من مشخص است ولی ممکن است فردی احساس کند در جایی تکلیفی دارد که باید تکلیفش را انجام دهد؛ در آن دنیا از ما به این خاطر که خودمان تکلیف‌مان را شناختیم ولی بدان عمل نکردیم سوال می‌کنند.

ما بنشینیم و نیروهای ضدنظام که از اسلام بویی نبرده‌اند با هم متحد شده  و هواپیما هواپیما، لشکر لشکر و کشتی‌ کشتی نیرو با خود بیاورند و بعد ما بترسیم که ۴ نفر در یک ماشین با هم آمدند.

ما با هم آمدیم و همه جا هم با هم خواهیم بود، هزار هزار اتوبوس و هزار هزار کشتی نیروهای طرفدار حزب‌الله و دفاع‌کننده از نظام جمهوری اسلامی پشت سر هم حرکت می‌کنیم.

بررسی طرح دانشگاه آزاد رایگان در مناطق محروم

در انتها نیز یک پیشنهاد برای شما داریم؛ برخی از دانشجویان هزینه رفتن به دانشگاه آزاد را ندارند و دانشگاه دولتی هم به دلیل پایین بودن برخی ظرفیت‌ها نمی‌توانند وارد شوند به خصوص در مناطق محروم؛ اینها دغدغه‌ای دارند برای ادامه تحصیل . آیا دانشگاه‌آزاد می‌تواند در شهرهای محروم دانشگاه‌های رایگان و عام‌النفعه ایجاد کند؟

در حال حاضر امکانش وجود ندارد چون میزان پولی که دانشگاه به دست می‌آورد تقریبا برابر با هزینه‌های جاری است. باید منابع مالی جدید به وجود آمده و ستادهای خیرین فعال شود که اگر این اتفاق بیفتد می‌توان در آینده این طرح را اجرا کرد! البته من این پیشنهاد شما را در دستور کار قرار می‌دهم تا تشویق و ترغیبی به وجود آید که افراد وارد دانشگاه شوند.

ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.