یکشنبه ۴ام تیر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۵:۲۱ قبل از ظهر

چطور روسها نسخه بافق را بر فراز کوه های قفقاز پیچیدند؟

کد خبر: 61760
تعداد بازدیدکننده: 272
تاریخ: ۲۸ مرداد ۱۳۹۴

s1

در اوج جنگ سرد بین روسها وآمریکاییها ، اسدالله علم مسئول دفتر محمد رضا شاه پهلوی  و همه کاره دربار، در خاطراتش ازروز۲۳/۸/۱۳۵۲ که همراه شاه به بافق می آید  چنین می نویسد: &حدود سالهای ۱۳۴۳ وقتی با شاه عازم مسکو بودیم در هواپیما ؛بر فراز کوه های قفقاز سفیر شوروی در تهران  گفت این پروژه عالی است که شما به ما گاز بدهید وما  بشماکارخانه  ذوب آهن  ولی آمریکاییها و اروپاییها نخواهند گذاشت! که من گفتم آن دوره ها دیگر گذشت که نمی گذاشتند و خواهی دید که انجام می شود…. و پیش بینی علم سالها بعد درست از کار در آمد و روسها برای مطالعه احداث کارخانه ذوب آهن وفولاد درایران دست بکار می شوند و بافق را بهترین نقطه ایران از نظر کمی وکیفی اعلام می کنند ولی با بی عرضگی فرماندار و استاندار وقت یزد و زرنگی اصفهانیها ، بجای انتقال آب از اصفهان به بافق ،مشقت احداث پر هزینه راه آهن  رابه دولت تحمیل کرده و کارخانه را در حومه اصفهان می سازند تا شاهد سی سال آپارتاید اقتصادی اصفهان و خفت کشی یزدی ها باشیم تا زمانی که با فریاد های آقای دکتر پاکنژاد و تهدید اصفهانی ها به بستن راه آهن چغارت به اصفهان ، انتقال آب به استان یزد عملی می گردد.از طرفی شاه و کارشناسانش که بیشتر روسی و آلمانی بودند طرحی دیگر متناسب با جایگاه استراتژیکی  ومنابع خدادادی بافق برای توسعه ورونق آن ارائه و حتی استارت کار هم زده می شود ولی آغاز نهضت انقلابی مردم  باعث توقف امور گشته و پس از استقرار نظام مقدس اسلامی، استاندارومسئولین وقت یزد برای دومین باز بی عرضگی خودرا نشان داده و اینبار طرح منطقه آزاد و گمرگ  چند منظوره بافق که  مقرر بود همراه با  طرحهای راه آهن بافق-بندر عباس و در ادامه بافق زاهدان و بافق مشهد-سرخس  و نیز بزرگراه چند بانده بافق- یزد اجرایی شود به مدد سادگی وخام انگاری مسئولین مرکز استان یزد و زرنگی کرمانی ها به زادگاه اقای میرزاده که مسئول دفتر مناطق محروم دفتر ریاست جمهوری وقت یعنی آقای هاشمی رفسنجانی  بود  برود و یزد بی کس و یاور سعی کند طرحی کوچک از آنرا  با عنوان بندر خشک بعد از سی سال در زادگاه نماینده اش که از شهری دیگر است! در گوشه شهر مهریز اجرا کند و دولت کریمه اقای هاشمی منطقه محروم را تنها در زادگاه مسئول همشهریش بیابد و بافق شایسته  تا به همین امروز حتی در حسرت دوبانده کردن جاده اش انگشت به دهان بماند!!! اصلا بنای خیلی از ظلم و تبعیض ها علیه بافق از زمان دولت سازندگی گذاشته شد.واقعا درد آور است که چغارت بافق در زمان  مهندس محلوجی ، باید  به میدان امام حسین  یزد  و دانشگاه تهران و دانشگاه کاشان (زادگاه محلوجی ) و توسعه فرودگاه یزد برای پرواز های شبانه و…. کمک کند و چادرملوی نازنینش را و دی نوزده دم دستش را با استاندار روسیای دولت ایشان از دست بدهد ولی شهر بافق در هشت کیلومترش هماره در زندان انفرادی محرومیت سر در گریبان به درگاه خدا روی آورد و بس.ای کاش آقای هاشمی که در نوق همسایه دیوار به دیوار خانواده ای بافقی بودند و مرحوم پدرشان در نوق بیشتر روزوشبش را با آن مرد شریف بافقی بسر میبرد کمی بیشتر دولت و استاندار روسیاه ومعاونش و فرماندار وقت بافق را که ملعون مردم بافق بوده و خواهند بود را می پاییدند تا آه ونفرین مردم باصفای بافق تقلیل می یافت وشعار های عدالت خواهی صاحب منصبان در ویترین سیاست خوشتر می درخشید. بهرحال آن جنگ سرد و حسن استفاده شاه پهلوی در ایجاد فولاد و بالطبع اکتشاف و استخراج چغارت و اطرافش خیلی ها رامایه دار کرد و خیلی ها را بدبخت و سرطانزده و شرمسار ولی همه آنها از شاه و رییس و وزیر و وکیل وخارجی و ایرانی و …. که به هوای پولهای سنگی چغارت آمدند و رفتند ،یا مهرشان بر قلب چغارت و چغارتیان باقی ماند و یا پولهای سنگی آنچنان داغی از نشان ظلم و تبعیض  به مردم بافق و قصور در وظایف  را بر پیشانیشان کوباند که تا روز رستاخیز هرجا بروند حتی در گوشه اوین هم ازشان جدا نخواهدشد.  و اما چغارت بلند آشیانه همچنان ریشه سترگش را برای مردم خدا باور بافق  به نامحرمان نشان نداده تا به فراخور مشیت الهی  دست خائنین و زیاده خواهان و صدالبته خادمین و صادقین به مردم را رو کند و هر کس را هر چه سزای اوست ارزانیش سازد.امید آنکه نیک اندیشان و زعمای قوم برای بار سوم دچار اشتباهات گذشته نشوند و هرآنچه استحقاق این شهر بلند آوازه و شکوهمند است را لباس عمل بپوشانند و تمامی معادن حوزه بافق از جمله دی نوزده را با صددرصد برداشت در اختیار بافق قرار دهند تا ایوان مدائنی  دیگربرای آیندگان دست وپا نکنند که عبرت از مدائن وآنان که پشت دیوار اوین به استغفار مشغولند، بهترین آموزگار تکوینی است:

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

ایوان مــــــــــــــدائن را آیینه عبرت دان

سید محمد میرسلیمانی بافقی

 

۱۳ نظر

  1. باباییان می‌گه:

    سلام احسنت به سیدبزرگواروبافق دوست گرچه ازاین دیاردوراست ولی دلش اینجاست

  2. محمد رضا برزگری می‌گه:

    سید جان سلام: واقعا تاریخ بافق غم انگیزه. به خاطر اینکه بافق همیشه به خاطر نفوذ سیاسیون نقاط دیگر ضربه خورده است.

  3. داود خ.ش.م می‌گه:

    ۱- اقای میرسلیمانی به یک نکته ی جالب اشاره کردند و این نکته استفاده ی محمدرضا شاه پهلوی از رقابت ژئوپلوتیکی بین دو ابرقدرت -شوروی و آمریکا-برای انتقال تکنولوژی به ایران بود . نمونه ی دیگری از این حسن استفاده در زمانی خودنمایی کرد که محمدرضا پهلوی باز از رقابت بین شوروی و آمریکا استفاده کرد و توانست پیشرفته ترین جنگنده ها -ازجمله اف ۱۴ که آمریکا حتی حاضر نشد به اسرائیل بدهد-را از آمریکا بخرد و همراه با آن تکنولوژی های پیشرفته راداری را به ایران وارد کند . تکنولوژی هایی که در زمان جنگ بسیار به کار ما آمد . ابراهیم یزدی در جایی اعتراف کرده است که ما از نقش ارتش در جنگ هراس داشتیم.زیرا می دانستیم اگر ارتش را با اینکه پس از انقلاب ضربه سختی خورده بود تماما به جنگ بفرستیم در عرض چند هفته پیروز می شود و مردم به ارتش به چشم قهرمان خواهند نگریست و این موضوع برای ما خطرناک است .
    مردم هم می توانند از رقابت بین ابرقدرتها استفاده کننده و منافع خود را تامین کنند . مثلا آمریکا در مصر توانست فرد مورد نظر خود -مرسی- را به قدرت برساند . سیاست های آمریکا پسندانه ی مرسی اقتصاد مصر را از هم پاشید و بحران سیاسی ایجاد کرد . این بی ثباتی باعث شد که سرمایه های خارجی از مصر خارج شود و وضع معیشت مردم وخیم گردد .بی ثباتی موجود در مصر در تضاد با منافع بریتانیا بود ، زیرا فعالیت کمپانی های نفتی وابسته به این کشور در کشورهای آفریقایی مختل می شد و کمپانیهای آمریکایی جای آنها را می گرفتند . بنابراین بریتانیا از کودتای ارتش مصر بر ضد مرسی حمایت کرد و در صحنه بودن مردم باعث پیروزی ملی گراها در مصر شد در مدتی کوتاه دولت السیسی توانست اقتصاد مصر را سر و سامان دهد . ظرف یکسال کانال سوئز ۲ بهره برداری شد و جهانیان از این سرعت شگفت زده شدند . بی شک در اینده ی نزدیک دموکراسی هم در مصر برقرار می شود ، البته نه دموکراسی در جهت روی کارآمدن مهره های اجنبی و فراهم کردن زمینه های جپاول مصر ، بلکه دموکراسی در جهت منافع ملی . شاید نظیر انچه در مصر اتفاق افتاد در ترکیه نیز روی دهد ، زیرا اردوغان نیز به همان راه مرسی می رود .
    ۲-اقای میرسلیمانی به اوین اشاره کردند و منظورشان زندانی شدن مهدی هاشمی بود . قبلا نیز گفتم هاشمی به نیکی می داند که وضع فعلی قابل استمرار نیست . بنابراین او فرزندش را به اوین فرستاد تا خود راهمراه مردم نشان دهد و اگر شد با یک برنامه ی سبز بازی دیگر شبیه سال ۸۸ ، در جهت منافع آمریکا حرکت کند و از این کشور تضمین امنیتی بگیرد .در یک کلام ، به هاشمی اعتماد نکنید .
    ۳-هیچ کس شک ندارد که در حق بافق ظلم شده است . اما با پریدن به اصفهانیها و آنها را غاصب نامیدن چیزی درست نمی شود .برای ابادی بافق تلاش کنیم اما یادمان باشد که ابادی بافق در گرو آبادی ایران است

  4. ناشناس می‌گه:

    آقای داوود خشم چرا فقط ما به فکر آبادانی ایران باشیم ولی اصفهانیها و یزدیها و اردکانیها نباشند ،چرا همیشه ما باید تو سری خور باشیم و چیزی تگوییم تا این قماش مافیا به تمام نیات و اهداف خود برسند .آقای داوود خشم شما تمام مسایل را از دید سیاسی آنالیز می کنید و از دید انحرافات مذهبی آنالیز نمی کنید کج فهمی ها و برداشت های سطحی از پایه گذار بسیاری از مشکلات امروز ماست و زمینه ای برای پدید آمدن مشکلات سیاسی ،
    ما تمام انسانها و دنیا را متهم می کنیم ولی از کم و کاستیها خودمان حرفی نمی زنیم و همیشه به دنبال مقصر می گردیم قانونی که بیشتر بین مسئولین باب شده است و هر چند رهبر تذکر میدهد ولی فایده ای ندارد.
    امان از تعصب متعصابانه که میراث بد گذشتگان برای ما بوده است
    که گاها چوبش را میخوریم

    • داود خ.ش.م می‌گه:

      الان که وضعیت اقتصادی ایران بحرانی است بی عرضگی برخی از مسئولین در سطح کلان مشخص شده است . اما در زمان شاه واقعا مسئولین یزد بی عرضه بودند که نتوانستند ذوب آهن را به بافق بیاورند . اگر این اتفاق افتاده بود وضعیت بافق این نبود .
      در شرایط فعلی راه حل شما چیست ؟

      • ناشناس می‌گه:

        آقای داوود راههایی که ما به نظرمان میرسید امتحان کردیم و متاسفانه به افرادی برخوردیم که افکار شما را داشتند و ادعای وطن دوستی داشتند با ما بد برخورد کردند چه بومی چه غیر بومی.اگر شاه نالایق و ظالم بی سیاست ادعایی بر مذهب نداشت و پایبند نبود ولی مشکل اینجاست که همه ادعا بر مذهب می کنند در صورتی که از مذهب ناب فاصله دارند .اگر در این ۳۷ یک غیر مسلمان این همه بی عدالتی در حق بافق کرده بود مشکلی نداشتم ولی درد بزرگ این است که ابرو ریز ایمه اطهار هستیم نه آبرو دار آنها و فقط از آنها استفاده ابزاری می کنیم برای عوام فریبی.با توجه به قضایا سال ۹۰و۹۳وبازداشت کارگرها و قضایا فولاد ابویی و معدن d19و بندر خشک و هزاران مسله دیگر هیچ راه حلی برای برون رفت از این مسایل ندارم
        خداوند در قران می فرماید سرنوشت هیچ قومی را عوض نمیکنم مگر به اراده خودشان
        علی علی

        • داود خ.ش.م می‌گه:

          اتحاد ملی یعنی چه ؟
          عده ای اتحاد ملی را به گونه ای معنی می کنند که مترداف است با سکوت در مقابل خیانتها و عدم اعتراض در مقابل حق خوری ها . اما معنی اتحاد ملی این است که همه ی شهرها ، همه ی اقشار ، همه اصناف یک کشور در مقابل غارتگری دزدان سرمایه های ملی بایستند . در مورد بافق نیز همین معنی صادق است .
          آیا بافقی ها با هم متحد هستند ؟
          این اتحاد تا حدودی شکل گرفته است ، اما هنوز کامل نشده است . در جریان اعتصابات سال گذشته ، سایر اقشار جامعه به اعتصاب کارگران سنگ آهن نپوستند . مثلا اگر پرسنل راه آهن به کارگران سنگ آهن پیوسته بودند ، تیغ اعتصاب بران تر می شد .
          ایا بافقی ها برای جلب همراهی مردم سایر شهرها کاری انجام داده اند ؟
          خیر-بی شک مردم بافق بدون همراهی مردم سایر نقاط ایران نمی توانند به اهداف خود برسند ، اما در این مسیر اقدامی نکرده اند . مثلا کارگروه مطالبات مردم-هر چند مستقل نیست-باید در حمایت اعتصابات و اعتراضات کارگران سایر شهرها بیانیه صادر می کرد . اما در یکسال گذشته با هیچ یک از این اعتراضات همراهی نکرده است و این یک نقطه ضعف است .

  5. بافقی می‌گه:

    ما هر چه بدبختی داریم اولا از آدمهای بیسواد و غلدری هست که فقط بفکر منافع شخصی و فک و فامیل خودشون هستند و دوما بابت نداشت مسئول و بزرگتری در بافق و استان یزدکه از حقمون در برابر آدمهای مثل هاشمی و خاتمی و خواهرزادهش تابش مقاومت کنند انشائ با این ناحقیها خدا جوابشون بده

  6. ناشی می‌گه:

    ﺁﻳﺎ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺎﺭ ﻛﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ؟
    ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﺬﺷﺖ، ﺟﺎﻧﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺁﻳﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑَﺮْﺵﺯﻥِ ﭘﻴﺮ ﺩﻭﺭﻩﮔﺮﺩ
    ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﺎﺳﻪﻫﺎﻱ ﻛﻬﻦ ﺑﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ؟
    ﻣﺎ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎﻱ ﺳﺮﻛﺶ ﺳﻴﺒﻴﻢ، ﻋﻴﻦ ﻫﻢ
    ﻳﻚ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻣﺸﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺯِ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ
    ﺩﻳﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﻛﻪ ﺗﺮﻓﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺒﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﻬﺪ
    ﺯﻫﺮﻱ ﻧﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺳﺔ ﮔُﻠﻘﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻣﺎ ﻧﺸﻜﻨﻴﻢ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﮔﺮﺑﺎﺭﻩ ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ
    ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻛﻮﻩ ﺩﻣﺎﻭﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺭﻭﻳﻴﻦﺗﻨﻴﻢ، ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﻬﻤﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻜﺮ ﺯﺍﻝ
    ﺗﻴﺮ ﺩﻭﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﻠﻤﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺳﺮ ﻣﻲﺩﻫﻴﻢ ﺯﻣﺰﻣﻪﻫﺎﻱ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ
    ﺣﺘّﻲ ﺍﮔﺮ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥﺑﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ

  7. جمالی می‌گه:

    همسایه بافقی آقای رفسنجانی در نوق کی بوده؟؟؟؟

  8. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    درودها
    ضمن تقدیر وتشکر از دوستان گرامی افسوس که برنامه های مدون کارشناسان خارجی بعد از انقلاب با اعمال نفوذ افراد فرصت طلب جابجا و خساراتی بزرگ به اقتصاد وبودجه مملکت وارد گردید (یک نمونه آن احداث ۱۸۰ کیلومتر راه آهن بین چادرملو-اردکان با شیب غیر استانداردبالای ۴۵ درجه !!!!بود که میشد با احداث ۶۰ کیلومتر بین بافق چادرملو آنرا نجام داد!!!)وهمه اینها با نام دین و انقلاب صورت گرفت درحالی که انقلاب اسلامی و بنیانگذارجمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری همیشه با رانت خواری های سیاسی و فرصت طلبی مسئولین از سمت و پستهای خود به نفع شهر وفامیلهاشان شدیدا مخالف بوده و خلاف قانون وجرم دانسته اند.خانواده بافقی مزبور بنام آقایان دهقان و میرزمانی بودند که پسران و نوادگانشان هنوز هم ساکن نوق هستند وانشالله در مطلبی معرفیشان خواهم کرد.

  9. ناشناس می‌گه:

    اگر غارت نشود ، کجا می شود یک نفر در ایران ۹۵ میلیارد دلار دارایی جمع کند ؟

  10. علی می‌گه:

    اقای میرسلیمانی.شمانماینده یکی ازستادهای به اصطلاح مردمی انتخابات هاشمی بودیدحالاچی شده بااین ادبیات به اقای هاشمی حمله می کنی