سه شنبه ۹ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۶:۵۱:۲۴ بعد از ظهر

بافق با این معادن عظیم باید یک بیمارستان مجهز داشته باشد

کد خبر: 61957
تعداد بازدیدکننده: 192
تاریخ: ۰۲ شهریور ۱۳۹۴

IMG_20150824_140800

 

زمانی هست که تلخی زندگی دیگران به واسطه عشق و فداکاری اسطوره های صبر و استقامت شیرین می شود. او فرشته نجات است و درد جسم را با روحیه ی بلند خود در سایه لطف پرردگار تسکین می دهد.

او پزشک است گرچه در اغلب اوقات باید التیام دهنده دردهای روحی بیمار نیز باشد. آدمهای بزرگ و شریفی که هرگز از یاد نمی روند و هرگز به فراموشی سپرده نخواهند شد.

به مناسبت زاد روز شیخ الرئیس ابوعلی سینا پدر علم پزشکی و پاسداشت گوشه ای از زحمات فرشتگان و ناجیان جامعه گفتگویی خودمانی با یک زوج پزشک از پزشکان بافقی که عشق به زادگاه خود را به هر آسایش و آرامشی ترجیح داده اند انجام داده ایم که در این پست مصاحبه با خانم دکتر محمدی نیا را با هم می خوانیم.

دکتر طیبه محمدی نیا پزشک عمومی که قریب به ۲۰ سالی هست در شهر و وطن خود به طبابت همشهریان خود می پردازد در این گفتگو می گوید: فرزند این آب و خاک و بومی الااصل بافقی هستم. تحصیلات خود را تا پایان دوره دبیرستان در بافق گذراندم و برای ادامه تحصیل پس از قبولی در کنکور وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد شدم.( انتخاب این دانشگاه نیز به خاطر هم مجاورت بودن با شهرستان بافق بود. آن زمان خانواده ها دوست نداشتند فرزندشان به خصوص فرزند دختر برای ادامه تحصیل به مناطق دور دست کشور برود.)   پدرم کارمند سنگ آهن و مادرم خانه دار است. ۵ خواهر و ۳ برادر نیز دارم که هر کدام تا مقطع لیسانس و فوق لیسانس ادامه تحصیل داده اند.. من نیز رشته پزشکی را بر حسب علاقه ای که داشتم انتخاب کرده و الان ۲۰ سالی هست که سابقه فعالیت در این حرفه را دارم. سه فرزند ۱ دختر و ۲ پسر هم داشته و همسرم نیز به سغل طبابت و پزشکی مشغول است. رشته پزشکی را به مدت ۷ سال در دانشگاه یزد سپری کردم. این نکته را هم متذکر شوم که در زمان ما مثل امروز کلاس کنکور و آموزشگاههای آن چنانی وجود نداشت .فقط علاقه و پشتکار بچه های آن زمان باعث شده تا اکثریت به مدارج علمی بالایی برسند. گرچه باز در حال حاضر تنوع رشته ها زیاد شده و در هر شهری چند دانشگاه برای ادامه تحصیل تاسیس شده است.

وی می افزاید: پزشکی علاقه و از خودگذشتگی است. گرچه عمر ما صرف طبابت، درس خواندن و بی خوابی ها شد تا روزی این مشقت ها بتواند برای احیاء و تپش قلب بیماری کارساز باشد. لبخند بیمار و التیام درد او بهترین هدیه و نعمت خدادادی. و ماندن در کنار هموطنان و همشهریان خودم نعمتی بزرگتر می باشد که نصیب من شده است.

محمدی نیا دلیل ماندن خود را در بافق چنین بیان می کند:  شرایط برای رفتن در شهرهای بزرگ هم مهیا بوده است اما من از مردم بافق هستم پس چرا برای شهر خودم خدمت نکنم . مطمئن باشید یک پزشک بومی خیلی بهتر و راحت تر می تواند نیازها و خواسته های مردم بافق را برآورده کند چون با تک تک مشکلات به خوبی آشنایی دارد.

وی در ادامه از مشکلات درمانی و کمبودها هم گفت: یک متخصص که می خواهد در بافق به فعالیت مشغول شود باید حمایت مسئولین را حس کند. من بافقی به عنوان یک پزشک با درد مردم اشنا هستم و توقع خود را برای ماندن در شهر خود پایین می آورم اما غیر بومی نمی تواند چنین کاری انجام دهد. البته باید به او چنین حقی را هم داد. بافق با این معادن عظیم خود باید در حال حاضر یک بیمارستان مجهز و شکیل داشت نه این که هنوز درمانگاه تخصصی پیشرفته هم وجود ندارد. سطح راهروها که بیمار به انتظار می نشیند هنوز فشرده و مملو از جمعیت است!!!

البته این را هم بگویم وضعیت درمان و تجهیزات پزشکی امروز بیمارستان نسبت به اوایلی که فارغ التحصیل شده بودم به مراتب بهتر و پیشرفته تر شده است. اما باز هم هنوز کمبودها و مشکلات حس می شود.  البته در بافق نیز دیدگاه سطح فرهنگ مردم مختلف است باید به گونه ای رفتار کرد تا رضایت همه را بتوانی در خصوص کار خود جلب کنی.

وی پیرامون خاطرات خود از دوران فعالیتش در طول خدمت چنین عنوان می کند: روزهای اول طبابت خانواده ای برای معالجه دختری ۸ ساله خود به من مراجعه کردند. درددل و تب باعث شده بود تا به پزشکان زیادی مراجعه کنند هر کسی نیزطبق نظر خود دارویی تجویز کرده بود اما باز بیماری بهبود نیافته بود . در معاینه متوجه چیزی مشکوک شدم پس از انجام آزمایشات معلوم شد که او دچار بیماری سرطان است. خوشبختانه با تشخیص به موقع و ارجاع دادن وی به متخصص سبب شد به خواست خدا بیماری او در همان اوایل بهبود یابد. هنوز که هنوز گاهی گداری با همسر و پدر خود به من سر می زند. این رضایت و نجات او باعث آرامش روحی و خوشحالی من می شود.

دکتر محمدی نیا در پایان گفتگوی خود به جوانان بافقی توصیه می کند تحصیلات را تا مقاطع عالی ادامه دهد و برای توسعه شهر خود بکوشند. مسئولین نیز  به نیروی بومی اهمیت بیشتری دهند و در رشته های مختلف ازآنان استفاده کنند

۴ نظر

  1. ناشناس می‌گه:

    خانم دکتر عزیز ، سلام و خدا قوت . خوبیهایتان فراموش نخواهد شد دعاگویتان هستم.

  2. یک چیز بگم و برم می‌گه:

    سلام خانم دکتر محمدی نیا از زحمات شما تشکر می کنم ،ولی مثل اینکه شما از همه جا بی خبر هستید بافق معان عظیم دارد می توانید چند نمونه مثال بزنید ،بافق ففط دو معدن سه چاهون و چغارت داشت که به لطف دوستان بومی و غیر بومی خصوصی شد و معادن دیگر در قالب شرکتهای ساختگی ایمیدرو و فلات قاره بالا کشیده شد،d19 را هم هم استانهای عزیز و اردکانیها عزیز که همیشه و تا ابد دعا گو آنها هستیم علی الخصوص اخیری و صحرایی ،به اردکان واگذار شد .خانم دکتر به انتظار بیماری های ناشی از معادن عظیم
    باشید ولی به انتظار بیمارستان پیشرفته و عظیم نباشید
    وطنم ای شکوه پا بر جا …..

  3. ناشی می‌گه:

    ﺁﻳﺎ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺎﺭ ﻛﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ؟
    ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﺬﺷﺖ، ﺟﺎﻧﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺁﻳﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑَﺮْﺵﺯﻥِ ﭘﻴﺮ ﺩﻭﺭﻩﮔﺮﺩ
    ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﺎﺳﻪﻫﺎﻱ ﻛﻬﻦ ﺑﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ؟
    ﻣﺎ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎﻱ ﺳﺮﻛﺶ ﺳﻴﺒﻴﻢ، ﻋﻴﻦ ﻫﻢ
    ﻳﻚ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻣﺸﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺯِ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ
    ﺩﻳﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﻛﻪ ﺗﺮﻓﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺒﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﻬﺪ
    ﺯﻫﺮﻱ ﻧﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺳﺔ ﮔُﻠﻘﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﻣﺎ ﻧﺸﻜﻨﻴﻢ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﮔﺮﺑﺎﺭﻩ ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ
    ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻛﻮﻩ ﺩﻣﺎﻭﻧﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺭﻭﻳﻴﻦﺗﻨﻴﻢ، ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﻬﻤﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻜﺮ ﺯﺍﻝ
    ﺗﻴﺮ ﺩﻭﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﻠﻤﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ
    ﺳﺮ ﻣﻲﺩﻫﻴﻢ ﺯﻣﺰﻣﻪﻫﺎﻱ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ
    ﺣﺘّﻲ ﺍﮔﺮ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥﺑﻨﺪﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪ

  4. عرشی می‌گه:

    سلام خانم دکتر خسته نباشید امیدوارم همیشه موفق ومویدباشین بااینکه میتوانستید درکلان شهرها به طبابت بپردازین اما شهرخودتونو انتخاب کردین