چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۰۵:۴۴:۳۵ بعد از ظهر

رقص شوم دیو خشونت در فضای دانش و عطوفت

کد خبر: 64468
تعداد بازدیدکننده: 249
تاریخ: ۲۰ آبان ۱۳۹۴

۲۳ نظر

  1. منتقد معلمین می‌گه:

    مردم انتظار دارند همان طور که سارقان و قاتلان در محل ارتکاب جرم به سزای عمل ننگین خود می رسند با چنین افرادی نیز برخورد مشابه صورت گیرد تا حداقل اگر ارزش علم فراتر از ثروت به نظر نرسد کمتر از آن نباشد.
    …………
    آقای دکتر ! مگه شما نماینده ی مردمی ؟؟؟
    مگه صندوق رای گذاشتی که این حرف را می زنی ؟؟؟
    وقتی خود معلمان احترام خود را نگه نمی دارند نباید انتظار داشت افراد دیگر به آنها احترام بگزارند .
    من خودم هیچ دل خوشی از معلمان ندارم چون جز بدی از آنها چیزی ندیدم . پس اگر قرار است مدرسه محلی شود برای مجازات کسانی که معلمان را می زنند ، همین مدرسه باید محلی گردد برای مجازات معلمانی که دانش آموزان را تنبیه می کنند . اقدام باید دو طرف باشد .
    افرادی که از بیرون می آیند و معلمان را می زنند خیلی کم هستند اکثرا دانش آموزان هستند که معلمان را می زنند ، پس درخواست شما اعلان جنگی است بین دانش آموزان و معلمان .
    شماها فقط قصد دارید جو سازی و مظلوم نمایی کنید . وقتی اعتصاب کردید و کارتان به جایی نرسید الان می خواهید تلافی و عقده ی خود را سر ولی یک دانش آموز دربیارید .
    دراز کردن یک فرد عادی کاری نداره ، زور شما معلمان فقط در همین حد است . با کله گنده ها جرات درافتادن ندارید .
    معلمانی را می شناسم که می آیند اینجا و با نام مستعار نظر می دهند که بی احترامی دانش آموزان به خاطر این است که پدرهایشان حقوق بالا از سنگ آهن می گیرند .
    ببنید معلمان از کجا می سوزند .
    مگه در اعتصاب سنگ آهن معلمان در کنار کارگران بودند ؟؟؟
    معلمانی که سنگین ترین چیزی که در دست می گیرند یک خودکار است ، امروز می آیند و طلب کار هم هستند . شما بروید حق خود را از حکومت بگیرید (که نتوانستید )چکار کارگر بدبخت دارید ؟
    من نه بنده ی معلمان بودم و نه معلمان حقی بر کردن من دارند . خلاصه اینکه پولش را گرفتند . مثل همه ی معلمان دنیا .
    مگه آمریکایی ها ، فرانسویها ، انگلیسی ها و … مدرسه و معلم را مقدس می دانند . امروز در جامعه ی ما مقدسات دسته اول رنگ باخته ، اینکه یک تقدس ساختگی مرتبه چندم است .
    آقایون خبرنگار بهتره به جای هوچیگری و یک طرف به قاضی رفتن بروید با ولی دانش آموزی که معلم را زده نیز مصاحبه کنید .

  2. محمد می‌گه:

    احسنت اقای دکتر ! جانا سخن از زبان ما میگویی نوشتن و باز نشر این گونه مقالات میتواند خشونت را در مدارس و بلکه در جامعه کاهش دهد

  3. معلمی دلسوز می‌گه:

    سلام :نمیدانم مطلب بالا راچه کسی گذاشته ودر چه مقامی هست فقط میدانم معلمی شغل انبیاست وقتی امام حسین رو به مکتب فرستادند وآیه ای از قرآن را یادگرفتنددهان معلم روپراز گوهر کردندایشان که مطلب بالا رو گذاشتن نمیدانم ازکجا دلشان داغ است ماکه شرمنده تمام معلمان هستیم
    قدیم پدرومادرما سواد نداشتند ولی احترام معلمین سرجای خودش بود درجلو معلم تاکمر خم می شدند واحترام می گذاشتندولی حالاچه پدرومادران سواددارندولی ازاحترام هیچی سرشان نمی شود{البته نه همه هنوز هستندکسانی که پیرو ائمه اطهار هستند}
    قابل توجه اگر حقوقمان کم هست ولی برکت داره و خداوند خودش روزی رسان است

  4. منتقد معلمین می‌گه:

    اقای دکتر برای شما متاسفم که تصور می کنید با شلاق زدن یکی در مدرسه و یا در ملاء عام ارزش علم معلوم می شود . با این حرف شما من در دکتر بودن شما شک کردم .
    ارزش علم با شلاق زدن یک نفر در ملاء عام بالا نمی رود .
    ارزش علم زمانی بالا می رود که مدرک الکی دست مردم ندهیم .
    ارزش علم زمانی بالا می رود که رفتن به دانشگاه نیاز به تلاش و درس خواندن داشته باشد نه اینکه در هر کوچه و بازاری یک چهاردیواری زده باشند و اسمش را دانشگاه گذاشته باشند و مدرک تولید کنند .
    ارزش علم زمانی بالا می رود که کار وجود داشته باشد و دانشجویان پس از اتمام تحصیلات جذب بازار کار بشوند ، نه اینکه ارزش مدرک به قدری پایین آمده باشد که دانشجویان و دانش آموزان نه برای مدرک ارزش قادل باشند و نه برای جایی که برایشان مدرک صادر می کند .
    ارزش علم زمانی بالا می رود که حقوق معلمان بالا برود ، همانگونه که زمان شاه بالا بود .(شما تصور کردید در آن زمان نمی توانستند یک چهار دیواری بزنند و مدرک صادر کنند ؟؟؟خیلی بهتر از امروز می توانستند اما نمی کردند چون برای دانشگاه حرمت قائل بودند)
    معلمان مظلومند ، من هم قبول دارم ولی مشکل ما با شلاق زدن حل نمی شود . من آن معلم و آن ضارب را در یک جبهه می بینم . هر دو باید شمشیر خود علیه بی عدالتی بگیرند ، نه اینکه مدرسه را تبدیل به میدان بکس بکنند .
    درک بعضی از مسائل سخت نیست .
    نیازی هم نیست تا رئیس شورای شهر از واعظان بخواهد که ارزش معلم را تبلیغ کنند . آنها ۱۴۰۰ سال است اینکار را کردند . شما مسئولین هستید که ارزش معلم را پایین آوردید . آن ضارب معلول بود نه علت . شما علت هستید . اگر واعظان برای علم ارزش قائل بودند خرافه را تبلیغ نمی کردند .

  5. مهدی می‌گه:

    اقای منتقد این مسائل چه ربطی به سنگ آهن دارد بی فرهنگی آفت جامعه است این حرکات فقط از سوی افراد بی فرهنگ سر میزند قااین حرکت در هیچ قاموسی و فرهنگی قابل دفاع نمی باشد خداوند به قلم قسم می خورد دین اسلام علم را سرلوحه همه کار ها می داند چگونه جنابعالی از این حرکت که نشات گرفته از بی فرهنگی شدید می باشد دفاع می کنید بنده از امام جمعه محترم فرماندار عزیز و همچنین دادستان ارجمند شهرستان درخواست اجرای حکم در ملاء عام دارم تا دیگر شاهد این گونه حرکتهای بی فرهنگی نباشیم

  6. مجتبی می‌گه:

    با سلام
    چند روزی به این فکرم که اگه دانش اموزی در راه مدرسه یه زباله ای در پیاده رو رها کنه و بلافاصله مامور شهرداری با او برخورد فیزیکی کنه چه اتفاقی رخ می دهد مامور شهرداری مقصره یا دانش آموز حال اینکه این مامور شهرداری از دست والدین این دانش آموز سیلی بخورد چه می شود آیا فزای مجازی پر میشه از خبر؟نه من که تصورم بر این اصل است که چون شغل انبیا نیست و معلم نیست خیلی ساده از کنارش عبور میکنند.
    اما یه تصور دیگه همه اون کسانی که قادر به خواندن این مطالب هستند یه دوره هایی در کلاس درس همین معلمان حاضر می شدند و با احترام خاصی که بنده و مطمئنا” اکثریت مردم به قشر دوست داشتنی معلمین دارند به امر تنبیه به شیوه های زیاد واقف هستند و چند روزی این مطلب در سایت بافق فردا با بیانیه های مختلف خبر رسانی میکند همه و همه به این امر مطمئن هستند که دانش آموز به طور یقین تنبیه فیزیکی شده توسط معلم حال باید فضا ی آموزشی به گونه ای تلاش کند که آموزش و احترام به صورت موازی ما بین معلم و دانش اموز پیش روی کند.و مقصر اصلی این جریانات برخی از معلمین،البته دسته اندکی می باشند که احترام دانش آموز را نگه نمی دارند و هنوزم به این باورند که بهترین روش برخورد با دانش آموز بی انضباط تنبیه فیزیکی است.(با احترام به کلیه معلمین دوست داشتنی و زحمت کش)

  7. شهروند می‌گه:

    اقای منتقد.متاسفم برای شماکه برای علم ودانش ومعلمی فقط وزن کردن قلم رایادگرفته ای…وبه چشم ظاهرومادی همه مسائل رونگاه میکنی….پس اگرفرزندی داری باهمان قلم(به ظاهربی ارزش )زندگی رودرمنزل بیاموز….فکرکنم لااقل کمی معرفت واحترام به معلمت رافراموش نکرده باشی….

  8. ط.س می‌گه:

    با سلام
    یه مطلبی رو بگم من اینجا نه طرفدار کسی هستم و نه ضد کسی … فقط این موضوع واسم سوال شده قبلش بگم که هر شغلی هَتک و حرمت خودشو داره چه معلمی چه پاکبان شهرداری و کارمند و … همه به نحوی در پیشرفت جامعه سهیمیم … حالا جدا از این موضوع بریم سر اصل مطلب واسه بی حرمتی به معلم و تنبیه اون آقایون (بابا و داداش دانش آموز) سوالم این بود (بخشش توی دین ما چه جایگاهی داره؟؟؟) حالا اون دانش آموز اشتباه کرده و در کل باید هم به خاطر کارش تنبیه می شده و چقدر خوب که تبیه بدنی نبوده… معلمشون فقط گفته یه نیم ساعت بیرون بمون بعد بیا داخل کلاس که واسه ی بی ادبی یه دانش آموز بهترین تنبیه بوده… حالا بازم بابا و داداش دانش آموز یه کار اشتباهی رو انجام دادن که (پایین آوردن شخصیت و بی حرمتی به یه معلم بوده) همه ی اینا قبول ولی به نظرتون بهتر نیست که یه راهکار بهتـر ارائه بدین (مثلا با صحبت کردن و توضیح و … ) تا تنبیه کردن در ملاء عام که باز وضع از اونی هم که هست بدتر بشه و نه خدا خوشش می یاد و نه بنده اش … و حتی باز تو روحیه اون دانش آموز تأثیر منفی میزاره و دیگه دیدش نسبت به معلمین و درس خوندن عوض میشه … پس بهتره بزرگترا جوری نسبت به این قضیه تصمیم گیری کنن که هم درس عبرت بشه که دیگه همچنین اتفاقی رخ نده و هم هیچ کس طوری نشه …

  9. سید امین رضوی می‌گه:

    من سه سال پیش مطلبی درباره معلم نوشتم، مورد هجمه ی بسیاری از دوستان قرار گرفتم… کلمات، تعاریف خاص خود را دارند. قلم، که قران به آن قسم خورده، این خودکار دست معلم نیست… تعریف قلمی که خداوند به آن قسم خورده، قلمی نیست که خواندن و نوشتن بیاموزد و یاد بگیرد… قسم به قلم و آنچه می نویسد…. نوشتن، هم در این آیه، قطعا الفبای فارسی و یا عربی نیست… قلمی که در خدمت بشر هست، قلمی که در خدمت آزادی است و قلمی که در خدمت انسانیت فراموش شده ی امروزی است شایسته سوگند خوردن است، نه هر قلمی…. بگوییم قرآن به قلم قسم خورده و این معلم است که قلم دست گرفته!؟ خوب همین معانی ظاهری را چسبیدیم سالها و صورت پرستی کردیم تا رسیدیم به این پرتگاه اعتقادات و ایمان امروزی، نه قلمی مانده و نه نویسنده ای شایسته ی سوگند قرآن…. من نظر منتقد معلمین را می پسندم. اینکه بنشینیم و دست به قلم ببریم و بگوییم ضرب و شتم معلم، کاری است ورای تفکر بشری و در تاریخ و قوم و قبیله وحشیان آفریقایی هم نظیر نداشته و قس علی هذا… باز هم همان است که بود. وقتی می بینیم در جامعه ی ما، دیپلمه قدیم از فوق لیسانس جدید، بیشتر می فهمد و سواد دارد، فکر می کنید برای چیست؟ چرا می گوییم دیپلم قدیمیم ما، یا لیسانس بیست سال پیشیم، و با افتخار هم می گوییم چرا که وقتی امروز، لیسانسیه ما توان خواندن یک بیت شعر را ندارد و یا انگلیسی اش افتضاح است و یا اصلا نمی داند مجارستان کجاست! کی مقصر است؟ سنگ آهن که حقوق بالا می دهد؟ اوضاع اقتصادی که خراب است؟ معیشت معلمان که خراب است؟ کی مقصر بی سوادی قشر امروزی است؟ ماهواره ها؟ اینترنت؟ شبکه های اجتماعی؟ و صدها موضوع دیگر…. ؟!!!! خیر. جواب یک کلمه است: معلم. چه بخواهیم چه نخواهیم معلم، زمانی که بپذیرد در این انحراف نقش اصلی را دارد و مقصر تمام این نابودی هاست، اینجاست که جا پای انبیا می گذارد. اینجاست که می یابد چه کار بزرگی در پیش دارد. اینجاست که بوسیدن دستش وظیفه ی هر دانش آموزی است. اینجاست که خم شدن تا کمر برایش کمترین احترام است. اینجاست که قرآن به قلمش و آنچه می نویسد قسم می خورد. چرا که زبان و قلم این معلم، از زمانیکه دانست اوست که آینده ای این فرزندان را می سازد و مسئولیت ساختن آینده را بر گردن گرفت و زیر این مسئولیت شانه خالی نکرد، شغلش شغل انبیاست و کسی که او را ضرب و شتم کند، شایسته گردن زنی است. این معلم را دیده اید؟ آیا هنوز چنین معلمی را می شناسید؟ سلام مرا هم به او برسانید اگر یافتیدش… که اگر بود، امروز ما به این وضعیت اسفبار آموزشی نمی رسیدیم… اگر بود ما امروز فارغ التحصیلانی داشتیم که سواد خواندن و نوشتن را با فهم و درک زندگی آمیخته بودند. معلمی که تنها الفبا را یاد دهد، مثلث و مستطیل را بیاموزاند، دیکته بگوید و بخواهد موضوع علم بهتر است از ثروت را برای هزار میلیون بار بر تخته بنویسد و کناری بنشیند ، این معلمی، نه شغل انبیاست و نه قلمش، شایسته ی سوگند… تنها باید مراقب بود و احترام گذاشتش چرا که زمانی را که پدر و مادر در اختیار ندارند، صرف می کند و به فرزند شما، خواندن و نوشتن می اموزد…. همین . خواندن و نوشتن… سواد. بقیه ی آموزشهای معلمان، انگار “کار در خانه” است و به آنها ربطی ندارد و نیازی نیست دانش آموزان بخوانند.

    • مهرداد می‌گه:

      آقای رضوی شما تنها رفتی قاضی و راضی برگشتی! اگه سیستم آموزشی ما مشکل دارد چه ربطی به معلم دارد؟اگه دولت می خواهد هزینه آموزش و پرورش خودش راکم کند چه ربطی به معلم دارد؟اگه مدیر مدرسه دست می برد تو لیست نمرات معلم چه ربطی به او دارد؟ شما این اندازه قلم فرسایی کردید و مطابق میل خودتون نتیجه گرفتید.
      ۳۰ الی ۴۰ دانش آموز را داخل یک کلاس با حداقل امکانات آموزشی تحویل معلم می دهند ودر برخی مدارس تربیت خانوادگی بعضی بعضی بعضی دانش آموزان اینقدر پایین است که شما حاضر نیستید ۵ دقیقه رفتار اونها را تحمل کنید.بنشینید پای درد و دل بعضی از این معلمین بعد متن بلند بالا را بنویسید مطلب زیاد هست و وقت من کم

  10. علیرضا می‌گه:

    از دیدگاه دین اسلام بالا ترین قداست برای خون شهید است و چیزی که ارزشش از خون شهید بالا تر است قلم عالم و معلم است و باید حرمت قلم و معلم نگه داشته شود
    نه اینکه بگوییم سنگین ترین چیزی که بر میدارد قلم است
    همین قلم کوچک و ساده گاهی مهمتر از خون شهید است چون که نجات بخش جامعه شیعه همین قلم خواهد بود
    اگر حرمت معلم حفظ شده بود تا گردن در اعتیاد و کم بود ها غرق نبودیم
    تا خودمان را اصلاح نکنیم همیشه در چاه خواهیم ماند و نجات نخواهیم یافت

  11. پیر دانای همدان می‌گه:

    با سلام و درود
    جناب اقای رضوی بعد از آن قلمی که بر مطلب دکتر زدید .بار دیگر در مورد معلم ؟؟؟.عزیزم شما کجارسدید آیاشما مال قشر ۱۰۰ سال پیش هستید .شما هم امروزی هستید.چرا بیسوادی قشر کمتر از ۲۰ درصدی را تنها به معلم تامین دادید و به صورت مطلق اظهار نظر کردید .چنانچه نقطه نظرات دیگر شما نیز مطلق بوده .شما این افت تحصیلی که هیچ شاخصی برایش تعریف نکرده و نمودار و مستند دقیقی در دست ندارید را انحراف تعریف کرده اید.(دانش آموز دیروز همین معلم ها و اساتید).و در نهایت پیشنهاد بنده به شما عزیز دوست داشتی این هست که ترازویتان را عوض کنید چرا که مدتی هست که همه چیز را درست اندازه گیری نمی کند . شاید شاهینش شکسته و قیاس های عجیب و غریب پس می دهد .وشاید قلم به اختیار شما نیست .شما دیروزی نیستید امروزی هستید.در ضمن اگر واقع بینانه نگاه کنید .دانش اموز باسواد زیاد می بینید.لطفا نیمه پر را نظاره کنید………………….و شاید و شاید و شاید مصداق
    حکایت نرود میخ آهن در سنگ به سنگ نگو که ضرب المثل نمی فهمد

  12. محمد می‌گه:

    ای کاش این آقای منتقد میدانست این چند کلام هم که می نگارد مرهون زحمات همین معلمان است. آن وقت کلمه تشکر برایش معنی پیدا می کرد.

  13. دلسوز می‌گه:

    آقای رضوی…فکرنکنم سن وسالتون یاسوادتون قدبده که درباره قلم ومعلم تفسیربه رای میکنی…

  14. سید امین رضوی می‌گه:

    جناب پیر دانای همدان، اولا متشکرم که نظر مرا خوانده اید… اما تعجب می کنم که چرا بنام مستعار نظر می دهید؟! نکته دیگر اینکه امروزی بودن بنده، چه ربطی به نوشته ام داشت؟ دوم اینکه مسلما وقتی می گویم بیسوادی قشر تحصیلکرده ، استثنائات را کنار گذاشته ام و از بی انصافی است که حداقل کسی در حد و اندازه ی شما، این را نداند و یا نخواهد بداند و از این مسئله به کل نظر بنده بتازد. شما بیش و پیش از آنکه گفته و نظر را بخوانید، گوینده و نظر دهنده را می بینید… همانطور که چون دکتر یاراحمدی دکتر معدن است، انگار همه ی سخنانش و همه ی نظراتش در همه ی زمانها، درست است و نمی شود نقد شود. شما منحنی افت سواد و وضعیت اسفبار آموزشی کشور را نادیده می گیرید؟ این که مورد وثوق تمامی اهل علم است.. شما با استادان درجه یک دانشگاه ها صحبت کرده اید که به ضرس قاطع، ایمان دارند که دستانی عامدانه در نابودی دانش فرزندان ایران زمین، دست دارند…من در این مورد تحقیق دانشگاهی داشته ام. بیسوادی ۲۰ درصدی که شما آورده اید، یاد آمارهای احمدی نژادی انداخت مرا. از کجا شما ۸۰ درصد دانش آموخته های ما را باسواد دانسته اید؟ نکند بازی با تبلت و فبلت و گوشی همراه و فیسبوک و اینها و یا تکرار نادرست جمله ای از کوروش کبیر و دکتر شریعتی که بیشتر به طنز می ماند، در شبکه های اجتماعی، ملاک سواد امروزی دانش آموزان و دانشجویان است.؟ آیا تا کنون سواد دانش آموز و یا دانشجویی را سنجیده اید؟ آیا تا بحال دیده اید که یک فوق لیسانس ما از نوشتن یک جمله ی نگارشی صحیح عاجز است؟ اینها را مقصر کیست؟ مقصر بیسوادی نسل امروز، نظام آموزشی ماست که معلم را ارج نمی نهد و معلمی هم که مورد احترام نیست، آینده ی این فرزندان را نابود خواهد کرد چرا که همیشه، و در همه تاریخ، زمانی که مدرسی ، به واسطه ی پولی که دریافت می کند، میزان درسش را کم و زیاد کند، این شخص، آن نقش انبیا را بازی نمی کند… چه خوشمان بیاید چه نیاید. نه دانش آموز مقصر قصور مسئولین است، نه والدینش… معلمی هم که با کم و زیاد شدن حقوقش، درسش را کم و زیاد می کند، معلم راستین نیست. مرا شاگرد همین معلمها دانسته اید .. اما از معلمان دیروز من بپرسید شاید به شما بگویند که دنیای معلمی در آنزمان و دوران دانش آموزانی چون بنده در آن زمان، زمین تا آسمان با امروز متفاوت بوده است… معلمان امروز، همشاگردی های گذشته ی ما هستند، کسانی که با ماندن از دانشگاه های برجسته، وارد سیستم تربیت معلم شده اند…تربیت معلمی که همه اوضاعش را می دانستیم. پس بپذیریم که آن صاحب سیستم که تربیت معلم را راه اندازی کرد، می دانست معلمان جامعه را از چه قشری و از چه سطحی بپذیرد و با چه سطحی به آموزش و پرورش تحویل دهد…. چرا کتمان کنیم آقاو یا خانم پیر دانای همدان.
    نظرات من توجیه کننده ی کار والدین نیست… بلکه ریشه یابی وضعیتی است که باعث این اتفاقات می شود… اتفاقی که اطمینان می دهم، در بافق، بازهم تکرار خواهد شد، چرا که در کشور، بارها اتفاق افتاده و هر هفته شاهدیم که معلمانی، هتک حرمت می شوند… از قدیم گفته اند، حرمت خانه به صاحب خانه است.

  15. محمد می‌گه:

    جناب اقای رضوی انچه نوشتید مربوط به نظام اموزشی کشور است که بایداصلاح شود و نیاز دارد پا به پای کشور های پیشرفته دنیا حرکت کند و در این میان فقط معلمان مسول بی سوادی و کم سوادی فارغ تحصیلان دانشگاها نیستند بلکه مجموعه دولت و والدین و خود دانش اموز نیز مقصرند و مسول هستند وقتی یک معلم یک ششم یک کارگر درامد دارد نمی تواند تمام توقعاتی که مرقوم فرمودید براورده کند

  16. پیر دانای همدان می‌گه:

    سلام بر منتقدان بی تعصب
    جناب اقای رضوی
    حال که نقد زیبایتان را خواندم بسیار خرسند شدم .بنده در اینجا و در فضای مجازی به دنبال گرو کشی و یا خدای نخواسته جدل با کسی نیستم .و حتی به دنبال اثبات فرضیه ها.ولی ایکاش کلمه قشر بسواد کمتر از ۲۰ در صد که به صورت تخمینی بر آنچه شما دیپلمه قدیم را علنا بر رخ فوق لیسانس ها کشاندید نقل قول شما “” وقتی امروز، لیسانسیه ما توان خواندن یک بیت شعر را ندارد”” را در ابنده در اینجاآوردم و آمار ۲۰ درصدی مطلق ندادم . که قیاس مع الفارق کرده اید .گفتم کمتر از ۲۰ درصد .در مقایسه مطلق شما قرار دادم.
    الا ایحال هدف بنده نقد منصفانه است .نه تشویش .خدای نخواسته مجددا شما به طور مطلق مقصر بیسوادی را نظام آموزشی مطرح کردید ..بنده با این دیدگاه مخالف هستم .همین که چرا شما تک بعدی به قضایا نگاه می کنید .به خدا هدف بنده از مطرح کردن این مقوله و سخن رد صحبت های شما نیست .آمار بنده نیز فرضی بوده و به گفته حضرتعالی احمدی نژادی نبوده و گفته بنده هیچ تاثیری بر فرهنگ و اقتصاد نداشته .چه ۲۰ چه ۱۰ و یا کمتر وبیشتر.فقط صحیح اینکه نظر مطلق ندادم ..و نکته آخر محبت کرده گوشه ای از تحقیق دانشگاهی خود را که در آن به بررسی اینکه لیسانس های ما توان خواندن یک شعر راندارند و انگلیسیشان افتضاح هست و سواد دیپلمه قدیم از فوق لیسانس فعلی بالاتر هست را به گفته های قاطع خودتان محبت کرده به ایمیل زیر ارسال کنید تا بهره کافی و شافی ببرم . در ضمن معلم راستین و غیر راستین نیز مقوله زیبایی هست.
    بدرود و موفق باشیدsimaa1816@gmail.com
    simaa1816@yahoo.com

  17. H می‌گه:

    اگر معلمی شغل انبیاست پس چرا چندین دفعه برای حقوق شغل انبیا را تعطیل کردند آیا واقعا الان وادین از نحوه تدریس معلمان راضی هستند
    البته بنده این واقعه را اصلا توجیه نمیکنم یا بخواهم دفاع کنم اما متن بالا هم خیلی تند و غیر منصفانه است

  18. مخلص معلمین دلسوز و منتقدمعلمین خودخواه می‌گه:

    سلام
    باکمال خضوع و فروتنی خدمت معلمین گرامی اخیرا رفتارناشایست یکی از والدین این دانش آموزباعث رنجیده خاطر شما عزیزان شده به اطلاع میرسانم علی رغم اینکه خیلی به شما معلمین ارادت دارم منتها میبینم قضیه داره خیلی حالت مظلوم نمایی به خودش میگیره .من یه سئوال کوچیک دارم ؟؟آیا شمایی که در ایام تابستان و ایام نوروز و مواقع برف و کولاک و باد و…درخانه های خود به لم دادن کناربخاری مشغول هستید تابحال هیچ فکرکردید کدام قشراز مردم حتی در مواقع بحرانی هم باید با تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا به کار و خدمت به خلق مشغول باشند ؟؟
    آیا خود رابا کارگران زحمتکش معادن زیر زمینی مانند فسفات و معدن کوشک مقایسه نموده اید که مدام قلم خودرا نشانه تقرب به انبیاء میدانید؟؟
    این از این و اما:::معلیمن خودخواهی را سراغ داریم به صرف اینکه سواد دست وپاشکسته ای که به فرزندان ما می آموزندخودرا مبرا از انتقاد ومواخذه میبینندکمااینکه والدین جرات گله وشکاین ندارن چرا؟؟؟
    چون نباید بی احترامی به شأن والایشان شود من به معلمین دلسوز و کاربلد کاری ندارم یهویی جبهه گیری نفرماید لطفا.بله تا از این محترم معلمین انتقاد شود اولین کار کم نمودن انضباط دانش آموز.۲-کم نمودن نمرات میان ترم و کلاسی۳-بی توجهی به دانش آموز بخاطر انتقاد والدین و…
    بله عزیزان اگر معتقد هستید کارشما ادامه حرکت انبیاست پس لااقل کمی مومن وار عمل کنید زورتان را سردانش آموز خالی نکنید.
    چندسال پیش جلسه ای بود در مدرسه ای بخاطر عجله کمی زودتراز اولیاء دیگر وارد مدرسه شدم یکی از معلمین چنان دانش آموز لاغر اندامی را به باد کتک گرفته بود که ناخود آگاه وساتط کردم و ناراحت شدم گفتم خداپدر بیامرز اگه زورت میرسه برو با باباش دست به یقه شو گفت این جانور ها رو باید همین جوری ادب کنن.
    وحتی برای فرزند خودم نیز اتفاق افتاده بود که یکی از معلین عزیز بخاطر مصرف مواد در حال عادی نبوده و سیلی محکمی به ناحق به فرزندم زده بود پیگیری که کردم معلمین گفتند این دست خودش نیست و شما ببخشید .
    آخه ما فرزند خودمون رو میفرستیم مدرسه تا تعلیم و تعلم یاد بگیره نه کتک بخوره.
    بله عزیز برادر در آنطرف سکه هم بزرگوارانی هستند که بخاطر شان و مرتبه جایگاه خود سوء استفاده مینمایند و کار خود را تادیب دانش آموزان مینامند.
    اگر قضاوت میکنید خواهشا منصفانه قضاوت نمایید.
    من مخلص تمام معلمین آقا و خانم هستم.دست یکایک شما را میبوسم .
    لطفا موارد ذکر شده را فقط انتقاد از معلمین خودخواه تلقی نمایید .
    دوستتون دارم و خواهشا رنجیده خاطر نشوید .
    اگر پای صحبت والدین هم بنشینید حرف برای زدن زیاد دارند یکطرفه به قاضی نروید.

  19. محسن می‌گه:

    با سلام
    از معلمین عزیز خواهشمندم که در ترم جاری به تمامی دانش آموزان نمره واقعی بدهند و تحت فشار والدین و یا…. هیچ گونه ارفاقی به دانش آموزان نکنند.باشد که به یاری خدا دانش آموزان امروزی به دانش آموزان قدیمی نزدیک تر شوند.

  20. معلم می‌گه:

    با سلام .آقای امین رضوی.ای کاش سکوت میکردید.شما در جایگاهی نیستی که بتوانی تفسیر کنی.نکند شما در فرنگ تحصیل کرده ای .چه کسی به شما نوشتن آموخت ؟حتما میگویی خودم…..تا مرد سخن نگفته باشد…..

  21. دوست می‌گه:

    آقای رضوی افکار ما زاییده درون ماست .
    نظرات شما در مورد مقام معلم باید در دوران نوجوانی وجوانی شما در مقام دانش آموز بوده اید مورد بررسی قرار گیرد.

  22. ناشناس می‌گه:

    آقای دکتر در مطلبتان اصلا غرضی نبود .کاملا بیطرفانه و به جا بود.ولی بعضی ها نمیدانم در جمجمه شان چیست یا اصلا چیزی هست که اینقدر کج فهمند.همه تا یک طوری میشود میگویند معلمی شغل انبیاست.بله درسته شغل انبیاست ولی معلم بنده خدا که نعوذ باالله پیغمبر نیست .او هم مثل شما بنده خداست فقط کمی صبورتر بوده که رفته دنبال این شغل .حضرت عیسی (ع)میگریخت.پرسیدند از چه میگریزی ؟گفت:از آدم احمق . خدایا اینگونه ادمهایی را در تقدیر ما قرار نده.آمین