چهارشنبه ۹ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۴:۱۵:۳۷ بعد از ظهر

روز بزرگداشت سهروردی

کد خبر: 6482
تعداد بازدیدکننده: 114
تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۱

 


هر چند کمی دیر شده ولی بد نیست بدانیم:هشت مرداد هرسال برابر با بیست و نه ژوئیه، روز بزرگداشت سهروردی دانشمند گرانقدر ایران زمین است. شهاب‌الدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری/۱۱۵۵ میلادی در دهکده سهرورد از قیدار زنجان زاده شد. وی حکمت، منطق و اصول فقه را نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در دانشهای حکمی و فلسفی سرآمد شد و بایاری از هوش سرشار و نیک اندیشی بر بسیاری از دانشها آگاهی یافت. سهروردی پس از آن به اصفهان، که در آن زمان برترین جای دانش و اندیشه در سرتاسر ایران بود، رفت و در نزد ظهیرالدین قاری به دانش اندوزی پرداخت و در آنجا پیروزیهای بسیاری به دست آورد. در گزارش‌ها آمده است که یکی از هم‌درسان وی، فخر‌الدین رازی، که از بزرگ‌ترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخه‌ای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس گذشته اش در مراغه اشک ریخت.
سهروردی پس از پایان دانش اندوزی به سفر در داخل ایران پرداخت و از بسیاری بزرگان تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین زمان بود که سهروردی شیفته راه تصوف گشت و دوره‌های درازی را به گوشه نشینی و بندگی خدا و اندیشه گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید، و چنان‌چه از گزارش‌ها برمی‌آید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار شگفت زده نمود. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگ‌های صلیبی ) دیدار کرد.ملک ظاهر که دوستی زیادی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، نزد این دانشمند جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به زیباییهای آن سرزمین داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمهالاشراق را به پایان برد.
اما سخن گفتن‌های بی پرده و دلاورانه وی در بیان اعتقادات درونی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که بر همه دانشمندان پیروز می شد، همچنین استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد. عاقبت به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می‌گوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از برآوردن خواسته آن‌ها خودداری کرد، به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند.صلاح‌الدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیون بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تایید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد. به همین دلیل، پسرش ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در سال ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همان جا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت و مزار ایشان در مسجد امام سهرودی شهر حلب می باشد.
فلسفه اشراق
سهروردی مکتب فلسفی اشراق را بوجود آورد که پس از مرگش گسترش یافت. او نظریه خود را در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه کرد. سهروردی را رهبر افلاطونیان جهان اسلام می نامند. او خود فلسفه اش را حکمت اشراق نامیده بود که به معنای درخشندگی و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتین آن را aurora consurgens نام نهاده اند. اما این تفکر فلسفه خاص افلاطونی نیست و در آن آرای افلاطون و ارسطو و نوافلاطونیان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آرای نخستین صوفیان مسلمان در هم آمیخته است. سهروردی از فسلفه زرتشت استفاده بسیار برد و همیشه او را مردی بزرگ می نامید به گونه ای که برخی او را زرتشتی نامیده اند. مکتب سهروردی هم فلسفه هست هم نیست فلسفه از آن رو که به عقل اعتقاد دارد و عرفان از آن سان که کشف و شهود است. او اشراق را بلندمرتبه ترین مرحله شناخت می شناسد او بر وجود شناسی ابن سینا ایراد می گیرد و از کلیات افلاطون دفاع می کند. سهروردی وجودشناسی خود را نورالانوار   می نامد.
آثار سهروردی
فهرست کامل آثار فارسی و عربی شهاب الدین یحیی سهروردی بشرح زیر ‌است:
۱- المشارع و المطارحات، در منطق، طبیعیات، الهیات. ۲- التلویحات. ۳- حکمهالاشراق، در دو بخش. بخش نخست، در سه مقاله در منطق، بخش دوم در الهیات در پنج مقاله. (این کتاب مهم‌ترین تألیف سهروردی می‌باشد و مذهب و مسلک فلسفی او را بخوبی روشن مینماید). ۴- اللمحات، کتاب مختصر و کوچکی در سه فن از حکمت، یعنی: طبیعیات، الهیات و منطق. ۵- الالواح المعادیه، در دانشهای حکمت و اصطلاحات فلسفه. ۶- الهیاکل النوریه، یا هیاکل النور. این کتاب مشتمل بر آراء و نظریه‌های فلسفی می‌باشد، بر مسلک و ذوق اشراقی. سهروردی نخست آن را به زبان عربی نگاشته و سپس خود آن را به پارسی ترجمه کرده‌است.                 ۷- المقاومات، رساله مختصری است که سهروردی خود آن را به منزله ذیل یا ملحقات التلویحات قرار داده‌است. ۸- الرمز المومی ۹- المبدء والمعاد. این کتاب به زبان پارسی است ۱۰- بستان القلوب، کتاب مختصری است در حکمت، سهروردی آن را برای گروهی از یاران و پیروان مکتب خود به زبان پارسی در اصفهان نگاشته‌است. ۱۱- طوراق الانوار ۱۲- التنقیحات فی الاصول ۱۳- کلمهالتصوف۱۴- البارقات الالهیه ۱۵- النفحات المساویه ۱۶- لوامع الانوار. ۱۷- الرقم القدسی. ۱۸- اعتقاد الحکما. ۱۹- کتاب الصبر۲۰- رساله العشق این کتاب به زبان پارسی است. ۲۱- رساله در حاله طفولیت، این رساله به زبان پارسی است ۲۳- رساله روزی با جماعت صوفیان، این رساله نیز به زبان پارسی است ۲۴- رساله عقل، این نیز به زبان پارسی است ۲۵- شرح رساله «آواز پر جبرئیل» به زبان پارسی است.۲۶- رساله پرتو نامه، مختصری در حکمت به زبان پارسی است، سهروردی در آن به شرح بعضی اصطلاحات فلسفی پرداخته‌است.۲۷- رساله لغت موران، داستان‌هائی است، رمزی که سهروردی آن را به زبان پارسی نگاشته‌است. ۲۸- رساله غربهالغربیه داستانی است که سهروردی آن را به رمز به عربی نگاشته و در نگارش آن از رساله (حی بن یقطان) این سینا مایه گرفته، و یا بر آن منوال نگاشته‌است. ۲۹- رساله صفیر سیمرغ، که به پارسی است. ۳۰- رسالهالطیر این رساله ترجمه پارسی رسالهالطیر ابن سینا می‌باشد که سهروردی خود نگاشته‌است. ۳۱- رساله تفسیر آیات «من کتاب الله و خبر عن رسول الله». ۳۲- التسبیحات و دعوات الکواکب. ۳۳- ادعیه متفرقه۳۴- الدعوه الشمسیه۳۵- السراج الوهاج. ۳۶- الواردات الالهیه بتحیرات الکواکب و تسبیحاتها۳۷- مکاتبات الی الملوک و المشایخ ۳۸- کتاب فی السیمیاء. ۳۹- الالواح۴۰- تسبیحات العقول و النفوس والعناصر۴۱- الهیاکل. این را نیز سهروردی خود به هر دو زبان پارسی و عربی نگاشته‌است.۴۲- شرح الاشارات. پارسی است۴۳- کشف الغطاء لاخوان الصفا. ۴۴- الکلمات الذوقیه و النکات الشوقیه، یا «رسالهالابراج» ۴۵- رساله (این رساله عنوان ندارد۴۶- مختصر کوچکی در حکمت۴۷- شهرزوری و ریتر منظومه‌های کوتاه و بلند عربی از سهروردی نقل کرده‌اند که در موضوعهای فلسفی و اخلاقی یا عرفانی می‌باشد، نظیر قصیده عربی مشهور ابن سینا: سقطت الیک من…. که مطلع یکی از آنها این بیت می‌باشد.
ابداً تحن الیکم الارواح – و وصالکم ریحانها والروح
سروده‌ها و کلمات قصار
شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی به پارسی نیز شعر می‌گفته‌است. اشعار بسیاری از او به زبان عربی در دست است. چکامه های پارسی او بیشتر قطعه و دوبیتی هستند که برخی از آنها در متن داستان های فلسفی کوتاه او آمده اند. این رباعی در تذکره‌ها از او مشهور است:
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
خود را ز برای نیک و بد گم نکنی
رهرو توئی و راه توئی منزل تو
هشدار که راه خود به خود گم نکنی
در وصیت نامه سهروردی به نقل از دینانی آمده است: «وقتی خواستی قرآن بخوانی، به گونه ای بخوان که تو گویی فقط برای تو نازل شده نه کس دیگری…»
سهروردی ۳۸ ساله توانست با وجود جوانی بهترین و زیباترین آثار را از خود بر جای بگذارد اندیشه های زیبای او قابل اندیشیدن بسیار است روانش شاد
عالیه نقیب الذاکرین بافقی