چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۲:۲۵:۳۳ بعد از ظهر

آتش بر جان درختان روستای آریز

کد خبر: 65995
تعداد بازدیدکننده: 274
تاریخ: ۰۶ دی ۱۳۹۴

بشنو از نی چون حکایت می کند  از جدایی ها شکایت می کند

شبیخون وحشیانه مقدونیان به روستای کهن آریز بافق و اما واگر ها

چند ماه پیش خبری در سطح شهر پخش شد مبنی بر این که روستای آریز را آتش کشیده اند .بعد ها طوری این اخبارمنعکس وتفسیر شد که انگار گوشه ای از نیزار این روستای قدیمی آن هم به دلیل غیر عمد سوخته است همگان از کنار این خبر گذشتیم توفیقی حاصل شد در کنار این دوستان وفرهنگ دوستان بافقی سفر یک روزه ای به مقصداین روستا برایمان میسور گردید پس از پیمودن مسافت حدود ۴۵کیلومتر در دامنه کوه به یک چشم انداز رسیدیم چشم اندازی که از دور با درختانی سبز وسیاه به نظر می آمدند خود نمایی قلعه وبارویی که نشان از عظمت و اقتدار این روستا را داشت و…به جایی رسیدیم که شاهد جریان خط آبی زلال وشیرین برمسیری بودیم در نگاه اول نغمه کبکان دری وشر شر آب بود که باعث احساسی دلنشین به آدمی می شد کمی جلو رفتیم با صحنه ای  تکان دهنده و واقعا سوزنده مواجه شدیم .درختان نخل برافراشته را دیدیم که با بی زبانی از ما که اهالی بافق بودیم ندبه وشکوه سر می دادند .آری، چندین نفر نخل که بسیاری از آن ها به اصطلاح زایش کرده بودند برخی خوشه ها باز شده بودندوازر وسط برخی نخل ها شکل گیری اولیه خوشه های خرما ی سر باز نکرده هویدا بودشکوه سر دادن درختان مرا به یاد پدر خدا

شبیخون وحشیانه مقدونیان به روستای کهن آریز بافق و اما واگر هابیامرزم انداخت که می گفت :درخت خرما نماد واقعی رستنی هاست ،همه  چیز را می فهمد درک می کند  دل دارد (پنیر خرما) ،واحد شمارشش مثل آدمیزاد نفر است آن هم به خاطر ارزشی که برایش قائلیم ،ما بافقی ها اصطلاح کشتن را به این نبات نیز نسبت می دهیم وآن را جلوی عزیزترین میهمانان در بهترین اوقات می کشیم ودلش را پیش کش آن ها می کنیم پدر خدا بیامرزم تعریف می کرد که در خانه مان درختی داشتیم که به اصطلاح نر بود ونمی زایید گفت گه پدرش (پدر بزرگم )با نارا حتی اره ای را برداشت نزد نخل رفت وبا کلمات لرزان گفت :اگر برای امسال باربر نشوی شرمنده ام باید بریده (قطع)شوی آن گاه اره را در گلوی نخل گذاشت ورفت پدرم می گفت :هنگام زایش نخل ها که شد دیدیم درخت نابار بر خوشه دادوبرای سال های بعد تکرار شد .

وقتی از پدرم پرسیدم چرا ؟چه اتفاقی افتاد که که زایش شروع شد؟ گفت: درخت خرما درک و فهم دارد و می فهمد. گذشته از این که درخت خرما در ادبیات ما ایرانیان علاوه بر ارزش،از تقدس واحترام خاص برخور دار است جایگاهی خاص نیز در میان رستنی ها دارد . سرتان را درد نیاورم هر چه جلو تر می رفتیم گویا حالمان منقلب  ترمی شد نخل های خرما با وجود این که با فاصله قرار گرفته بودند تماما مورد آتش سوزی قرار گرفته بودند ،بعضی از درختان به طور کلی محو شده بودند به طوری که فقط می شد از خاکستر های نقش بسته روی زمین پی به وجود نخل خرما برد .تنه تقریبا همه این درختان طعمه حریق شده بود باور کنید که شرح این قصه جانسوز-آنی -است که حداقل من نمی توانم آن را شرح دهم در این جا فرصت را مغتنم می شمارم واز مسوولین شهرستان به ویژه فرماندار ،امام جمعه ،و همه کسانی که ملوک و بزرگان شهر به حساب می آیند استد عا می نمایم یک سری به این روستای قدیمی بزنند ببینند چه شده است ؟نخل ها به چه گنا هی باید کشته شوند ؟و…به هر حال این که چه کسی یا چه کسانی وبا چه انگیزه ای بهآن هاآن ها راباید بگویم که به اقرار بیش از ۲۰نفر از دوستانی که همراه بودیم نمی توان گفت که آتش سوزی سهوی  بوده است چرا که تنه درختان با فاصله بودند که نشان می دادبرروی هر کدام مواد نفتی ریخته و آن ها را به آتش کشیده اند سوالاتی به ذهنم خطور کرد آیا یک شخص معمولی هرگز به خودش اجازه می دهد که نخل را به آتش بکشد ؟آیا هیچ فرد سفیه و غیر عاقلی می آید که چنین وقتی را صرف کند و همه درختان را هدف آتش سوزی قرار دهد ؟اصلا آیا هیچ دی وانه ای مآید چنین کاری را انجام دهد ؟می تواند انجام دهد ؟که روی هر درختی از بالا نفت بریزد وهر یک را جدا گانه به آتش بکشد ؟و….خیلی فکر کردم ولی متاسفانه به جایی نرسیدم هر کس تصوری داشت ،یکی می گفت :گروهی بوده اند نا جوانمرد ،گویا از لشکر اسکندر مقدونی و عمر سعد ویزیدیان که بویی از شرف و انسانیت ومردانگی نبرده بوده وبا انگیزه ای بالا دست به چنین خیانتی زده اند .یکی می گفت اغراض و انگیزه ای بلند در پشت این انگیزه شوم نهفته است، یکی می گفت بی ارتباط با تغییر مرزهای بافق نیست و…اما پیدا کردن عوامل آتش زدن نخل ها و پی بردن به انگیزه آن ها همت مسوولین امر وکا رآگاهان و کار شناسان را می طلبد که باید گفت :انصافا دست به کار شوید و پرده از این راز بردارید. نکند دوباره اسکندر مقدونی با لشکریانش یزید وار هوس به آتش کشیدن این روستای بی پناه وبی مدافع را در سر بپروراند وتصور کنند که همان گونه که تا کنون کسی  دم نز ده دیگر هم دم نخواهد زد سرتان را درد آوردم ولی بد نیست که نکاتی را در خصوص موقعیت این روستا بیان نمایم .:منطقه آریز (آبریز)(عاریض)دارای مساحت بالغ بر ۶۵۰۰۰هکتار در شمال بافق قرار گرفته است غربا به رشته کوههای چاه گز ،شرقا به کویر کر بنو (کویر در انجیر )وشمالا به کوه در انجیر ودق بافقی محدود می باشد این روستا در کنار رشته کوههای آهکی معروف به کوه های آبریز واقع شده است در قدیم این آبادی برای تامین معیشت وامرار زندگی  جمع کثیری از دامداران وشتر داران واهالی منطقه بوده است که مرتبا به بافق رفت وآمد و مراوده اجتماعی داشته اند ،به طوری که به دلیل وجود هیزم ی مرغوب و فراوان این منطقه عده ای از اهالی به شغل زغال سوزی و تامین زغال مبادرت داشته اند ماحصل را به یزد و سایر شهر ها صادر می کردند. به گفته معمرین و شتر داران محصولات قابل توجهی از خرما ،انار ،انجیر ،بادام ،پسته ،گندم ،جو ،عدس سیاه،زیره سبز…در این روستا برداشت می شود .قدمت این روستا با توجه به قلعه بسیار زیبایی که در آن جا دیده می شود به صد ها سال پیش می رسد به طوری گه بزرگانی چون اخوان میر غنی زاده -رحمت ا…علیهم ،عامری ،سادات مصطفوی ،کریمی و …خاطراتی همراه با فراز و نشیب از این روستا به یاد دارند .

از نظر اقتصادی نیز می توان گفت که این منطقه اهمیت زیادی داراست به طوری که آنومولی های معدنی بزرگی پون ۱۵،۱۶،۱۹در آن قرار گرفته است که ادامه منطقه معروف -بهشت معادن ایران -به شمار می اید

وجود سفره های آبی غنی زیر زمینی این منطقه از نکات قابل توجه می باشد تنوع حیات وحش منطقه شکار ممنوع آریز زبان زد خاص وعام است که بر زیبایی ها و شگفتی های منطقه افزوده است.در پایان  از همه مسوولین سیاسی ،مذهبی ،امنیتی،منابع طبیعی وزیست محیطی مصرانه وعاجزانه خواستاریم که با توجه به انصاف وتعصب انسانی واجتماعی به این مهمl رسیدگی نماید

محمد عباسی مدیر

 مسوول و صاحب امتیاز امین بافق

814433114_133833

    814711401_68467

815919240_58646    815919964_58387

816234998_58847   IMG_1527.JPG

IMG_1669.JPG     IMG_1711.JPG

IMG_1713.JPG-1    IMG_2254.JPG

IMG_1730.JPG

۴ نظر

  1. ماشاالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام.
    گزارش جالب و قابل تاملی بود.

  2. مطلع با انصاف می‌گه:

    واقعا کسانی که این عمل زشت را انجام داده اند انسانهایی نادان و بیشوری هستند که از انسانیت بویی نبردند.

  3. محمد رضا برزگری می‌گه:

    این روستای زیبا را می توان به عنوان یک منطقه گردشگی زیبا نام برد. لعنت بر مسببین این حادثه

  4. محمد رضا رضایی بافقی می‌گه:

    ضمن تشکر از جناب آقای عباسی .اگریادتان باشد در تاریخ ۹۴/۳/۴ مطلبی با نام آریزسوخته در همین سایت گذاشتم.هنوز درختان درحال سوختن بود.اما امان از پیگیری یکی از مسئولین