جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۲۳:۵۴ قبل از ظهر

کارخانه کاشی بافق ، زمردی که ندرخشید

کد خبر: 6977
تعداد بازدیدکننده: 162
تاریخ: ۱۹ مرداد ۱۳۹۱


چند سال پیش برای اولین باردر شهرستان بافق ، شخصی که اصالتاً بافقی بود با تجربه های زیادی که در صنعت کاشی و سرامیک داشت پس از چند سال دوری از بافق جهت راه اندازی کارخانه بزرگ کاشی به بافق آمد.

عده ای از بزرگان شهر و مسئولین را گرد هم جمع کرد و از خوبیهای این طرح عظیم سخن گفت و چندی بعد، همه اعم از مسئولین و مردم برای اینکه این طرح به سرانجام برسد پای به میدانی گذاشتند که بعد ها از کرده ی خود پشیمان گشتند.

آنچنان تبلیغاتی در شهر طنین انداز شد که کم کم زن و مرد ، پیر و جوان و خلاصه همه و همه دار و ندار خود را فروختند و سهامی از کارخانه ای خریداری کردند که هنوز هم بعد از گذشت چندین سال، سود که هیچ ، خوشبینانه شاید همان ارزش ابتدایی خود را نیز نداشته باشد.

هر چند که متصدیان احداث کارخانه نیز خود تصور دیگری از این طرح داشتند اما در حال حاضر اگر پای صحبت سهامداران کارخانه کاشی بنشینیم به خوبی خواهیم دید که اکثر قریب به اتفاق آنها از کرده پشیمانند.

آنهایی که زمین و ملکی را فروختند که بعد از گذشت یکی دو سال قیمت آن ملک چندین برابر شد و در ازای آن سهام زمردی را خریداری کردند که اکنون ارزش آهن قراضه هم ندارد

آن زنان خانه داری که با به هم تابیدن تار و پود قالی و یا تولید صنایع دستی همچون جارو و بادبزن و … ذره ذره حاصل هنر و زحمات سالهای جوانی خود را تبدیل به سهامی کردند که امید سود فراوان از آن می رفت اما ……

آن عده که طلای زن و فرزند خود را فروختند و الان که به خود آمده اند می بینند که هیچ ندارند.

اینها را ننوشتم که مرثیه ای سروده باشم. نه اینها را گفتم که به اینجا برسم:

      علت اینکه تمام کارخانه های کاشی سراسر کشور، به جهت سود بالایی که دارند، در شهرهایی چون میبد رشد قارچ گونه داشته اند و در شهر ما با ورشکستگی و تعطیلی روبرو شده است چیست؟!؟

از همان ابتدا که شایعه ی استفاده از وسایل دسته دوم یک خط تولید ایتالیایی در این کارخانه مطرح شده بود و بسیاری از مسائل دیگر ، مسئولین و سهامداران اصلی کارخانه به جای مشورت با اهل فن و نتیجه گیری صحیح ، از پاسخگویی طفره رفتند.

هر بار که صدای اعتراض از کارگرانی که ماه ها کار کرده بودند و هیچ حقوقی دریافت نکرده بودند برآمد ، ولوله ای برپا شد اما با اخراج چند نفر از بین معترضان ادامه ی کار کارخانه را شاهد بودیم.

و همچنین بارها شاهد آن بودیم که برای آرام کردن مردم، مدیران عاملی بر مسند مدیریت این کارخانه تکیه زدند که بعضاً بی تقصیر وارد این ماجرا شدند و سوختند اما برای دست اندرکاران کارخانه به مصداق “از این ستون تا اون ستون فرجه” بودند.

تمام موارد ذکر شده عواملی بود که هرکدام ماه ها و شاید هم سالها دست این مردم شریف را به تعویق انداخت اما اکنون که چندین ماه از تعطیلی کارخانه و اخراج همه ی کارگران آن میگذرد و کسی تاکنون پاسخگو نبوده است ، سهامداران در شبی از شبهای ماه مبارک رمضان گرد هم می آیند و به این نتیجه میرسند که باید آستین بالا زده و برای حل مشکل خود وکیلی بگیرند. کاری که اگر سالها قبل انجام شده بود اکنون می بایست نتیجه ی آنرا می دیدیم.

بانیان و موسسان این پروژه عظیم خواسته یا ناخواسته چنان کاری کردند که مردم شریف بافق از آن تاریخ به بعد هرگاه اسمی از سرمایه گذاری ، مشارکت ، سهام و از این دست را شنیدند میدان را خالی کرده و ترجیح دادند سرمایه خود را نزد بانک ها سپرده کنند اما به سمت و سوی سرمایه گذاری نروند و شاید هم یکی از دلایل عدم وجود کارخانه های جوار معدنی در بافق نیز همین امر باشد.

نگارنده پیشنهاد می کند هیئتی از متخصصین امر ، برای تحقیق در چند و چون ماجرا و واکاوی علل عدم موفقیت این سرمایه گذاری تشکیل شود تا ضمن مشخص نمودن تقصیر یا عدم تقصیر مدیران ، برای چگونگی ادامه فعالیت تصمیماتی اتخاذ نمایند.

علی محمد رنجبر بافقی

۶ نظر

  1. موافقان می‌گه:

    موافق هیات متخصصین هستم اما معیار های آن چیست؟

  2. حسن می‌گه:

    دست درد نکنه که حرف دل ما رو زدی

  3. __--__--Ali می‌گه:

    میبد نزدیک به ۲۰۰ تا کارخانه سرامیک داره ….اما بافق تو همین یکیشم مونده

  4. عليبمون می‌گه:

    باید پی گیری کنن
    البته تا گاز بافق نیاد فکر نکنم بشه هیچ کار خونه ای را راه انداخت

  5. ابوالفضل می‌گه:

    با سلام خدمت علیمحمد عزیز
    تا اونجایی که من شنیدم دفترشون تو تهرون با ۳۰تا نیرو فعاله
    اینا از کی حقوق میگیرن(کارخونه که تعطیله)

  6. حمید رنجبر می‌گه:

    با سلام خدمت جناب رنجبر

    به نظر اینجانب (بدمون نیاد)بیسوادی همه ما باعث شد این کلاه گشاد سرمون بره!
    تا زمانی که وضعیت علمی ما این باشه عاقبت ما همینه!
    برای حل کردن عقب ماندگی ها باید مشکل وضعیت علمی شهر را ریشه ای حل کرد .
    تا زمانی که خودمون پزشک متخصص نشیم ، متخصصی برامون طبابت نمی کنه!
    تا زمانی که کارشناس حاذقی نداشته باشیم تو صنعت این جور کلاه هایی سرمون می گذارن!
    جالبه که بعد از هفت ، هشت سال فهمیدیم چه اتفاقی قراره بیافته!
    باید سال ها پیش اختیار زمرد رو از این آقا می گرفتیم و به متخصصش می دادیم !
    ولی حیف و صد حیف!!!!