چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۲:۵۴:۴۱ بعد از ظهر

درس جهاد اقتصادی مرحوم قاضی در ۱۰۰ سال پیش

کد خبر: 8087
تعداد بازدیدکننده: 162
تاریخ: ۱۰ شهریور ۱۳۹۱

یزدفردا:زندگی بزرگان ما ، پر است از حکایت ها و الگوهایی که می تواند در زندگی ما در این زمان مورد استفاده قرار بگیرد.
در اینجا با نقل داستانی کوتاه از سیره مرحوم قاضی ، میخواهیم نکته ای کوچک ولی بسیار پراهمیت در مناسبات اجتماعی و اقتصادی بیان کنیم.
یکی از شاگردان مرحوم قاضی نقل می کند :
یک روز به دکّان سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم قاضی خم شده و مشغول کاهو سوا کردن است؛ ولی بر عکس روال معمول ؛ کاهوهای پلاسیده و آنهایی که دارای برگ‏های خشن و بزرگ هستند بر می‏دارد. من کاملاً متوجه بودم؛ تا مرحوم قاضی کاهوها را به صاحب دکان داد و وزن کرد؛ و مرحوم قاضی آنها را در زیر عبا گرفت و روانه شد؛ مَن که در آن وقت طلبه جوانی بودم و مرحوم قاضی مرد مُسنّ و پیر مردی بود به دنبال رفتم و عرض کردم: آقا من سؤالی دارم! شما به عکس همه چرا این کاهوهای غیر مرغوب را سوا کردید!؟

مرحوم قاضی فرمودند: آقاجان این مرد فروشنده است و شخصی بی بضاعت و فقیر؛ و من گاهگاهی به او کمک می‏کنم و نمی‏خواهم به او چیزی بلاعوض داده باشم تا اولاً آن عزت و شرفِ آبرو از بین برود، و ثانیاً خدای ناخواسته عادت کند به مجانی گرفتن؛ و در کسب هم ضعیف شود.
و برای ما فرقی ندارد کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها؛ و من می‏دانستم که این‏ها بالاخره خریداری ندارد؛ و ظُهر که دکان خود را می‏بندد؛ این کاهوها را بیرون می‏ریزد، لذا برای جلوگیری از خسارت و ضرر کردن او این‏ها را خریدم