جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۴۴:۴۵ قبل از ظهر

انتخابات و سردرگمی احزاب

کد خبر: 911
تعداد بازدیدکننده: 173
تاریخ: ۱۷ بهمن ۱۳۹۰

در کمتر از یکماه مانده به انتخابات مجلس نهم ، هنوز هیچ یک از احزاب و گروههای سیاسی برنامه های خود را به صورت مشخص و شفاف ارائه نکرده اند.یک نوع سرگردانی در صحنه سیاسی و فعالیت اجتماعی.

البته این نکته هست که در شهرهایی مثل بافق و حوزه انتخابیه وسیعش، مردم زیاد دریند برنامه و لیست و گروه و حزب نیستند. آنچه مردم این مناطق را برای رای دادن تشویق می کند بیشتر عِرق محلی و بومی است. یعنی رقابت های احساسی بین اینگونه شهرها و بعضاً محله ها، موجب اقبال به یکی از نامزدان انتخاباتی می شود. کمااینکه تا الان هر نماینده ای که از حوزه انتخابیه بافق به مجلس راه یافته، رای چندان بالایی در این شهر نداشته است. چون بومی بافق نبوده است و مردم بدلیل همان علاقه به بوم و بر به همشهریانشان رای بالایی داده اند که آنها هم به مجلس نرفته اند. یک نوع وزن کشی جمعیتی بین شهرهای مختلف و پراکنده حوزه انتخابیه. و جای این سوال حقوقی باقی است که چگونه مثلاً کسی با رای ۱۰۰۰ یا ۲۰۰۰ تایی از یک شهر ۳۰۰۰۰  نفری؛ می تواند ادعا کند که من نماینده آن مردم هستم.

اما در بعد وسیعتر و در شهرهایی که از مرحله رقابتهای بومی نگرانه هم گذشته اند، متاسفانه تا حالا از گروهها و احزاب سیاسی، برنامه منسجمی برای انتخابات ندیده ایم. جالبتر آنجاست که چند روز مانده به انتخابات، تازه  دارند گروه ها و جبهه های مختلف شکل می گیرند. تصور کنید این گروههای خلق الساعه که بعضاً عمری کمتر از شش ماه دارند چگونه می توانند برای فردای کشور، برنامه تدوین کنند و برای مشکلات پیش رو چاره اندیشی کنند.

آنچه در ابتدای امر به نظر بدیهی می رسد این است که در کشور، گروهها و جریانهای سیاسی ازمدتها قبل با برنامه های مشخص فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تشکیل شوند و در هر موقعیتی نظرات خود را با جامعه در میان بگذارند تا در روز انتخابات مردم با شناختی که از دیدگاههای آنان دارند به گروههای مشخص فکری رای دهند تا وزن هر نظر، در جامعه مشخص شود.

در حال حاضر معلوم نیست گروهها و جبهه های سیاسی که تمایل به حضور در رقابت انتخاباتی نهم مجلس را دارند، برنامه شان برای بیکاری و گرانی در جامعه چیست؟ یا چگونه می خواهند با مشکلات بین المللی ایران روبرو شوند؟ یا در خصوص مشکلات جوانان چه برنامه مشخصی دارند؟ یا نظرشان در مورد آزادی احزاب و بیان در جامعه چیست؟ یا راجع به انحلال خانه سینما چگونه می اندیشند؟ یا چگونه می خواهند یا بحث آلودگی هوا و گرد و خاک های کشنده در کشور مقابله کنند؟ یا چه برنامه ای برای هدفمندکردن یارانه ها دارند؟ یا مثلاً موافق حضور زنان در ورزشگاه ها هستند یا خیر؟ یا مثلاً در حوزه چاپ و نشر چه برنامه ای دارند؟ آیا دیدن شبکه های ماهواره ای را قانونی خواهند کرد یا نه؟ در حوزه بهداشت و سلامت جامعه چه نظری دارند؟ و صدها موضوع و مسئله دیگر.

کار گروهها و احزاب سیاسی همین است که در طول سالها، به این پرسش ها پاسخ بدهند تا وقتی در روز انتخابات، نام فردی را به عنوان نماینده حزب و گروه خود اعلام کردند، مردم بدانند به چه اندیشه هایی رای می دهند و چهار سال آینده، کشور به کدام سو می رود؟

یکی از دلایل این سردرگمی، نبود احزاب و گروههای قبلی، در این انتخابات است. البته از آنجا که در کشور ما نگاه  مردم به فعالیت حزبی، مثبت نبوده و نیست، هیچ گاه حزب به معنای واقعی خود شکل نگرفته و مردم از اینکه بچه هاشان در حزبی حضور داشته باشند، خاطره خوبی ندارند. اما این بی حزبی، یک مشکل عمده برای کشور ایجاد می کند و آن اینکه ، برنامه مدونی برای اداره کشور نداشته باشیم و هر گروه و فردی که رای بیاورد بر اساس نظرات خود دست به اقداماتی می زند که حتی می تواند برخلاف چشم انداز کلی  و برنامه های توسعه ی بلند مدت کشور نیز باشد.

محمد علی پورفلاح