دسته: محمد علی پورفلاحRSS
یادداشت های سردستی (۹)
۲۸ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۹)

روزنامه شرق در انجام رسالت حرفه ای روزنامه نگاریش، دست به انتشار اسنادی درمورد موسسه ثامن الحجج زده و از مدیر وقت آن موسسه و تخلفاتش سیاهه ای تهیه کرده است. از آنجا که موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج در بافق هم شعبه ای داشت و یکی از دوستانم نیز در آنجا فعالیتی می…..

یادداشت های سردستی (۸)
۲۷ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۸)

این تغییر ساعت کاری در تابستان هم مورد جالب و عجیبی است. وقتی با جماعتی خواب آلوده روبرو می شوی. امروز وقتی ساعت شش و نیم، به کارمندانی که از سر اجبار بخشنامه ی کارفرمایان از خواب جسته بودند، نگاه می کردم، یادم آمد که ما همه چیزمان به همه چیزمان می آید. اندیشه ورزان…..

یادداشت های سردستی(۷)
۲۵ تیر ۱۳۹۷
۴ دیدگاه

یادداشت های سردستی(۷)

فاضلاب شهری بافق دارد بجای نعمت به نقمت بدل می شود. چهار سال است که شرکت سنگ آهن چغارت در یک بیع متقابل، دارد پروژه ای را برای شهر بافق اجرا می کند که قرار است تا ۳۵ سال از منافعش بهره مند شود. یعنی آب دورریز ما بافقی ها را ببرد و با آن…..

یادداشت های سردستی (۶)
۲۴ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۶)

یادداشت قبلی که اشاره ای به شرایط اقتصادی و چگونگی گذران زندگی در بافق در روزهای جنگ کرده بودم، با واکنش هایی روبرو شد. عده ای پسندیدند و برخی دیگر رو در هم کشیدند که الان چه وقت این حرفهاست. و تعدادی هم شروع کردند به خط و نشان کشیدن برای اختلاس گران و دزدان…..

یادداشت های سردستی (۵)
۲۳ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۵)

چون دیدم برخی از مسئولان کشور از تعبیر «جنگ اقتصادی» برای بیان شرایط جدید استفاده کرده اند و حتی درخواست کرده اند که اعلام شود ما وارد جنگ اقتصادی شده ایم، گفتم شاید بد نباشد در حد بیان خاطره، شرایط اقتصادی سالهای جنگ ایران و عراق را مروری کنیم. مخصوصاً که از ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷…..

یادداشت های سردستی(۴)
۲۲ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی(۴)

معلم های نخبه پرور کجا رفتند؟ چرا در میان راه گم شده اند؟ معلمان و دبیران بزرگ، کی از یادها رفتند؟ ذهنم درگیر بحث نخبگان و بزرگان بود که یادم از معلم ها آمد. چهل سال پیش چقدر حضورشان و تاثیرشان، فراوان بود. در هر کوی و برزنی، معلمی بود، انگار انسانی ماورایی آنجا سکونت…..

یادداشت های سردستی( ۳)
۲۱ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی( ۳)

در جمعی نشسته بودیم. یکی گله کرد که بافق، بزرگتر ندارد. خوش ذوقی در آن میان گفت: مشکل بافق این نیست که بزرگتر ندارد، مشکل اینجاست که شهر ما کوچکتر ندارد. در این حرف نغز، رازی نهفته است. و آن نقش و تاثیر عامه در حرکت اجتماع است. فلاسفه و بزرگان جامعه شناسی درباره نقش…..

یادداشت های سردستی(۲)
۲۰ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی(۲)

اینکه چه بنویسم که خواننده داشته باشد، پرسشی است که هر نویسنده ای دایم از خود می کند. برخی نوشته ها عجیب گسترده می شوند و برخی دیگر با وجود زحمتی که برایش می کشیدی، گلی نمی دهد و اقبالی نمی یابند. اما بافقی ها از چه نوع مطالبی استقبال می کنند؟ و علاقمند هستند،…..

یادداشت های سردستی (۱)
۱۹ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱)

حضور آقای علی دهباشی مدیر مجله بسیار پرصفحه ی بخارا در بافق، برای من این پند و بیدارباش را داشت که نباید به امید دست یافتن و نوشتن متون و مقالات منقح و پربار و عمیق، از مسایل جاری و ساده ای که در اطرافمان می گذرد، غافل شد. چه بسا همین اتفاقات روزه مره…..