دسته: یادداشتهای سردستیRSS
یادداشت های سردستی (۱۵)
۴ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۵)

بار مالی. آیا این کلید واژه می تواند برنامه محمدرضا صباغیان را برای تحقق وعده انتخاباتیش، نقش برآب کند؟ در خبرها آمده بود که دولت بدلیل داشتن بار مالی، از پذیرش طرح افزایش تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، سرباز زده و حالا طرح دوباره به مجلس بازگشته تا ظرف ده روز اصلاح بشود. این خبر…..

یادداشت های سردستی (۱۴)
۳ مرداد ۱۳۹۷
۲ دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۴)

سیدعلی علوی تازه شهردار بافق شده بود و بی پولی به شهرداری فشار می آورد و امان شهردار را بریده بود و دنبال مفری می گشت. حسین اخیری فرماندار بافق بود و ماههای آخر فرمانداریش را می گذراند و علاقه داشت که شهر بی تنش بماند. حسن نیک کار اصفهانی هم مدیر مقتدر شرکت سنگ…..

یادداشت های سردستی (۱۳)
۲ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۳)

چندی پیش همه ی ما شنیدیم که یک مجتمع مسکونی مربوط به بهزیستی و معلولان شکست برداشته و خرابی هایی به بار آمده است. حرف و سخن های مختلفی راجع به آن گفته شد. که به نظرم همه آنها درست است. اینکه پیمانکار و مهندس و خاک شناس و معمار و بنا و مصالح نامرغوب…..

یادداشت های سردستی (۱۲)
۱ مرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۲)

بافق تنبل شده است؟ مرکز آمار ایران در گزارشی درباره میزان کار و استراحت ایرانی‌ها (طرح پژوهشی آمارگیری گذران وقت نقاط شهری؛ پاییز ۹۳) الگوی گذران وقت افراد ۱۵ سال به بالا را در ۲۴ ساعت شبانه‌روز ارائه کرده بود. ایرانیان بالای ۱۵ سال در یک شبانه‌‌روز به ‌طور متوسط بیشترین زمان خود را به…..

یادداشت های سردستی (۱۱)
۳۰ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۱)

نرسیده به بهاباد، اگر در یک جاده خاکی پردست انداز و بی تابلو بپیچی، به سه آبادی کوچک می رسی که یکیش، مازرین است. احتمالاً نامش را هم نشنیده باشید. من هم به همین دلیل مشتاق شدم که ببینم کجاست؟ دوستان ورزشکارم در پارک آبشار بافق، برنامه این دیدار را فراهم کردند. یک ساعتی که…..

یادداشت های سردستی (۱۰)
۲۹ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱۰)

تابستان گرم ۱۳۷۲ بود. پنج سال از پایان جنگ گذشته بود و رئیس جمهور، هاشمی رفسنجانی بشدت علاقه داشت ایران را به هر قیمتی که شده، بازسازی کند و اقتصاد ویران کشور را سر و سامان بخشد. تقریباً تمام مدیران، از میان کارکشته ها و باتجربه ها انتخاب شدند. اقتصاد تکانی خورده بود و نشانه…..

یادداشت های سردستی (۹)
۲۸ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۹)

روزنامه شرق در انجام رسالت حرفه ای روزنامه نگاریش، دست به انتشار اسنادی درمورد موسسه ثامن الحجج زده و از مدیر وقت آن موسسه و تخلفاتش سیاهه ای تهیه کرده است. از آنجا که موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج در بافق هم شعبه ای داشت و یکی از دوستانم نیز در آنجا فعالیتی می…..

یادداشت های سردستی (۸)
۲۷ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۸)

این تغییر ساعت کاری در تابستان هم مورد جالب و عجیبی است. وقتی با جماعتی خواب آلوده روبرو می شوی. امروز وقتی ساعت شش و نیم، به کارمندانی که از سر اجبار بخشنامه ی کارفرمایان از خواب جسته بودند، نگاه می کردم، یادم آمد که ما همه چیزمان به همه چیزمان می آید. اندیشه ورزان…..

یادداشت های سردستی(۷)
۲۵ تیر ۱۳۹۷
۴ دیدگاه

یادداشت های سردستی(۷)

فاضلاب شهری بافق دارد بجای نعمت به نقمت بدل می شود. چهار سال است که شرکت سنگ آهن چغارت در یک بیع متقابل، دارد پروژه ای را برای شهر بافق اجرا می کند که قرار است تا ۳۵ سال از منافعش بهره مند شود. یعنی آب دورریز ما بافقی ها را ببرد و با آن…..

یادداشت های سردستی (۶)
۲۴ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی (۶)

یادداشت قبلی که اشاره ای به شرایط اقتصادی و چگونگی گذران زندگی در بافق در روزهای جنگ کرده بودم، با واکنش هایی روبرو شد. عده ای پسندیدند و برخی دیگر رو در هم کشیدند که الان چه وقت این حرفهاست. و تعدادی هم شروع کردند به خط و نشان کشیدن برای اختلاس گران و دزدان…..

یادداشت های سردستی (۵)
۲۳ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۵)

چون دیدم برخی از مسئولان کشور از تعبیر «جنگ اقتصادی» برای بیان شرایط جدید استفاده کرده اند و حتی درخواست کرده اند که اعلام شود ما وارد جنگ اقتصادی شده ایم، گفتم شاید بد نباشد در حد بیان خاطره، شرایط اقتصادی سالهای جنگ ایران و عراق را مروری کنیم. مخصوصاً که از ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷…..

یادداشت های سردستی(۴)
۲۲ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی(۴)

معلم های نخبه پرور کجا رفتند؟ چرا در میان راه گم شده اند؟ معلمان و دبیران بزرگ، کی از یادها رفتند؟ ذهنم درگیر بحث نخبگان و بزرگان بود که یادم از معلم ها آمد. چهل سال پیش چقدر حضورشان و تاثیرشان، فراوان بود. در هر کوی و برزنی، معلمی بود، انگار انسانی ماورایی آنجا سکونت…..

یادداشت های سردستی( ۳)
۲۱ تیر ۱۳۹۷
یک دیدگاه

یادداشت های سردستی( ۳)

در جمعی نشسته بودیم. یکی گله کرد که بافق، بزرگتر ندارد. خوش ذوقی در آن میان گفت: مشکل بافق این نیست که بزرگتر ندارد، مشکل اینجاست که شهر ما کوچکتر ندارد. در این حرف نغز، رازی نهفته است. و آن نقش و تاثیر عامه در حرکت اجتماع است. فلاسفه و بزرگان جامعه شناسی درباره نقش…..

یادداشت های سردستی(۲)
۲۰ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی(۲)

اینکه چه بنویسم که خواننده داشته باشد، پرسشی است که هر نویسنده ای دایم از خود می کند. برخی نوشته ها عجیب گسترده می شوند و برخی دیگر با وجود زحمتی که برایش می کشیدی، گلی نمی دهد و اقبالی نمی یابند. اما بافقی ها از چه نوع مطالبی استقبال می کنند؟ و علاقمند هستند،…..

یادداشت های سردستی (۱)
۱۹ تیر ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

یادداشت های سردستی (۱)

حضور آقای علی دهباشی مدیر مجله بسیار پرصفحه ی بخارا در بافق، برای من این پند و بیدارباش را داشت که نباید به امید دست یافتن و نوشتن متون و مقالات منقح و پربار و عمیق، از مسایل جاری و ساده ای که در اطرافمان می گذرد، غافل شد. چه بسا همین اتفاقات روزه مره…..