برچسب: رسیده، یکتا
رسیده، قصد رسیده کردن نرسیده کرد
۱۱ خرداد ۱۳۹۸
بدون دیدگاه

رسیده، قصد رسیده کردن نرسیده کرد

رسیده یه دست پینه کرده داشت و یه زبون نمکدار. یه روز از اون روزای کاریش به نرسیده‌ای گفت: بیا بشین، میخوام، خیرم بهت برسه. نرسیده: چطو شده؟! رسیده: یکتا زمین دارم تو رشده، نرسیدگی نکن، بیا و تو هم با دست بدست، یه نونی بخور. نرسیده: چیکار کنم؟! رسیده: نون بخور! نون. نرسیده مثی…..