خرانق گردی با قلم نوجوانانه محمد رنجبر بافقی

دسته: عمومی
۳ دیدگاه
دوشنبه - ۲۰ دی ۱۴۰۰

IMG-20220110-WA0082

صبح روز پنجشنبه بود. ساعت۱۰بیدار شدیم صبحانه را خوردیم وسایل ها را جمع کردیم و به سمت خرانق راه افتادیم.از یزد تا خرانق ۹۵ کیلومتر هست.

ساعت ۱ظهر به خرانق رسیدیم ماشین را پارک کردیم و به گردش رفتیم.

خرانق قلعه ی وسیعی داشت که مربوط به دوره ی قاجاریه بود.در قلعه پله های اچق وجقی بود که به راحتی نمیشود از ان بالا رویم. به سختی از پله ها بالا رفتیم. در آن اتاق های بزرگی بود و در هر اتاق یک تنور!

انبار های اذوقه در ان بود و همینطور آرد و کاه و یونجه. این قلعه تراس بزرگی داشت که از ان بالا کل شهر پیدا بود.

از قلعه که بیرون آمدیم به مسجد جامع رسیدیم که آن‌هم متعلق به دوره ی قاجار بود. این مسجد فقط یک مناره داشت که خیلی بزرگ بود.ما تا پای این مناره رفتیم.مسجد جامع هم یک تراس درندشتی داشت و جالب اینجاست که کل مسجد جامع داخل قلعه بود.

بعد از آن به مسجد شهر رفتیم نماز را خواندیم و به گردش ادامه دادیم.به کاروان سرایی رسیدیم.آن هم برای دوران قاجاریه بود که به دستور شاهزاده ولی میزا (پسر فتحعلی شاه قاجار) ساخته شده بود.

متاسفانه در این کاروان سرا بسته بود و ما نتوانستیم وارد ان شویم.

بعد به پارکی که نزدیک کاروان سرا بود رفتیم. نهار خوردیم و ساعت ده دقیقه به ۴ از شهر زیبای خرانق به سمت شهر یزد راه افتادیم.

محمد رنجبر بافقی

۹/۱۰/۱۴۰۰


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۳۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
غزل این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود

علیرضا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ - ۱۱:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود
بسیار زیبا
با تشکر فراوان از آقای قاسمزاده

مهدی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰ - ۶:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار زیبا و دلنشین بود.
نگاه دقیق و از روی کنجکاوی و بیان شیرین دیده هایت، انسان را به شوق می آورد.