روزت مبارک

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

دوباره اردیبهشت و بهانه برای نوشتن از تو که خود خود بهشتی !!!
بی نظیری از دیاری ناشناخته که وقتی صدای کلامت در کلاس درس می پیچد انگار کبوترهای دانایی را بر فراز ذهن کودکان به پرواز در می آوری و چهل چراغ مهربانیت تمام تاریکی ها را ناگاه به روشنایی روز تبدیل می کند‌.
مهربانی که ایستاده ای تا مقاومت را بیاموزی و در اوج بی مهری روزگار همچنان مهربان ترینی
تو از نسل آب و آفتاب و آیینه ای که آیینه خود در برابرت شرم حضور دارد؛چرا که قادر نیست تو را به درستی به تصویر بکشد آب زلالی روح تو را نمایش می دهد و آفتاب گرمای حضورت را‌.
چگونه از تو بنویسم کسی که خودش اولین استادم بود و قلم را برای اولین بار لای انگشتانم نهاد و گفت :بنویس ؛آب
و من همان روز جوشش تمام چشمه ها را در چشمانش به تماشا نشستم و وقتی گفت :بنویس نان
و لبخند زد عطر گندم زار در کلاس درس پیچید و هرگز فکر نمی کردم روزگاری باید برای نان بجنگد .
معلم باغبان مظلوم عاشقی که از لحظه لحظه ی عمرش مایه گذاشت تا جوانه زدن و رشد کردن و ثمر دادن را شاهد باشد .
در پشت چین های چهره ی آرام و مهربانش هزاران بار قلبش در سینه چین خورده است و ترک برداشته تا گلهای باغ کلاسش آسوده خاطر شکوفا شوند و وقتی فصل شکفتن گلستان رسید خودش رو به پژمردگی می رود و دستی نیست تا بر شانه های مهربان و تکیده اش گذاشته شود و بگوید : بایست ما نمی گذاریم معلم اسیر بی مهری و بی کفایتی کسانی شود که قدر زر نمی دانند.
هر چه بنویسم نمی توانم جایگاه و مقام کسی را به تصویر بکشم که خود راه بلد جاده هایی بود که مرا به علم و ایمان و معرفت می رساند و پریدن را در مکتبش آموزش می داد .
کسی که معتقد بود پرواز رسم قشنگی است باید آموخت ؛کسی که امروز بال های پرواز خودش را شکستند و قدرت پریدن را از او سلب کردند ؛گویا نمی دانند معلم برای پرواز به بال نیاز ندارد او با اندیشه پهنای آسمانها را خواهد گرفت هر چقدر هم دنیا را برایش تیره و تار کنند .او خودش مظهر روشنایی است ؛نور می بخشد و گرما می آفریند اگر خورشید زمین را روشن می کند معلم زمین و زمان و جهان را نورانی می کند مگر می شود جلوی نور پرده کشید.

اختر عبداللهی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۱۷
برچسب ها: