علامه میر عماد بافقی و افتخاری سترگ برای استان یزد(بخش اول)

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۳ خرداد ۱۴۰۱

سرزمین شگفت آور بافق که روزگاری با عنوان “قصبه طیبه” از او نام برده می شد به حق آوردگاه شگفتی هاست هم در گستره جغرافیای طبیعی که بهشت معادنش خوانند و هم در قلمرو جغرافیای انسانی.

در سال های پیشین در لابلای اوراق خطی کتابخانه ها به نامی برخوردم که خود را با پسوند بافقی معرفی نموده بود اما هیچ اطلاع دیگری از او وجود نداشت.

آثار خطی مزبور همگی در علوم فلسفی،کلام، منطق، فقه ،اصول فقه، پزشکی،ادبیات و علوم غریبه به خط زیبای محمد حکیم ابن عبدالله بافقی و یا عماد ابن عبدالله بافقی مزین بود اما اطلاع بیشتری از او دردسترس نبود.

تنها سند متقن از او اجازه اجتهادی بود که ۹ نفر از علمای ساکن در نجف ، کربلا ، سامرا و کردستان عراق کتبا اجتهاد ، فضل ، کمال و نبوغ علمی او را شهادت داده بودند و مرحوم علامه طهرانی در دائره المعارف بزرگ الذریعه آورده و شخصا آنرا در نجف رویت نموده بود.

آنچه مرا به شگفت و تامل واداشت اینکه در بین علمایی که به مقام بالای علمی این علامه بافقی شهادت داده بودند نام چند تن از علمای اهل تسنن عراق هم به چشم می خورد که حقیقتا آن اجازه اجتهاد را منحصر بفرد می نمود.

جایی ندیده و نخوانده بودم که عالمی شیعی از علمای سنی هم اجازه اجتهاد داشته باشد لذا طی این سال ها به جستجویم برای یافتن اطلاعاتی دقیق تر از این اعجوبه علم و فقاهت که به نظرم از تمامی مفاخر تا کنون بافقی برتر و گرانقدر تر است افزودم تا اینکه اخیرا با یافتن نسخه خطی از کتاب حاشیه حاج علیرضا تجلی اردکانی شیرازی بر منطق ملاعبدالله شهابادی یزدی در کتابخانه وزارت امور خارجه ایران که ظاهرا بنا به درخواست مرحوم میر سید ابوالحسن بافقی نوشته شده، اصل ونسب او تا حدودی مشخص گردید. استنساخ کننده حاشیه مزبور در معرفی وی می نویسد :
” در پشت صفحه اول کتاب ابیاتی که چهار شکل قیاسات منطقی را ضمن اشعاری از ابوالحسن فرزند میرزاجعفر آورده است و این میرزا ابوالحسن نوه میرسید علی فرزند میر عماد است و این میرعماد صاحب رساله قانون العصمه بوده”. از دیگر سو،در اسناد ملکی موجود در بافق به سندی برخوردم که در آن نام چند تن از نوادگان میرسید علی میر عماد ذکر شده بود و درسندی دیگر از همان خاندان که مشتمل بر وقفنامه ای قدیمی است و در اختیار اینجانب است نسبنامه ای با عنوان مرحوم سیدحسین آقا ابن آقا سیدمحمد ابن آقا میرسیدعلی میرعماد نگارش یافته که به نظر می رسد مشتمل بر خاندانی بزرگ در بافق بوده اند.بنابراین علامه میر عماد بافقی فرزندی به نام میر سید علی داشته وایشان نیزدارای دوفرزند به نام های میرسید جعفر و سید محمد بوده اند.با عنایت به اینکه سادات مزبور نسبشان به امامزاده ای در همدان می رسد و از دیگر سو عارف نامی بزرگ میر سید علی همدانی فوت شده به سال ۷۸۶قمری هم گذری به یزد داشته و نسب نامه اش با سادات بافقی مزبوریکیست و هر دو به امام سجاد ع می رسند احتمال وجود نسبت نسبی بین این دو خاندان زیاد می باشد. میرسید علی همدانی چندین بار به شبه جزیره عربستان مسافرت نمود و دوازده بار حج به جا آوردو در آخرین سفری که عازم حج بود به یزد که رسید با عدّه زیادی فقیر و بینوا روبرو شد، پس هر چه همراه داشت از مال و توشه سفر را بین آن مستمندان تقسیم نمود و گفت حج ما اینست و از سفر به حجاز منصرف گردید. او هرجا که می رفت فرزندانش را به ازدواج بزرگان فرا می خواند و اقامت او در یزد چندماهی به طول کشید.میرسید علی همدانی همان است که آقای رئیسی، رئیس جمهور فعلی ایران در سفر سال۱۴۰۰خ. به تاجیکستان به زیارت قبه و بارگاه او رفتند.میر سید علی همدانی دارای مقام و منزلتی بالا بین مسلمان کشمیر،هند و تاجیکستان بوده و گنبد وضریحش در شهر کولاب تاجیکستان زیارتگاه مشهور و باشکوهیست وجزو اجداد نسبی خاندان مرحوم آیت الله پسندیده و آیت الله خمینی هم می باشد.او بنابر اذعان تاریخ پژوهان ، موجب انتشار زبان فارسی در شبه قاره هند شده و با گذشت قرن ها هنوز زبان فارسی در این کشور هااز رونق وجایگاه ویژه ای برخورداراست.اینکه نوادگان و سادات میرعماد بافقی نیز منشعب از خاندان میرسید علی همدانی باشند دور از ذهن نمی باشد.
به هرحال تاریخ تولد علامه میرعماد بافقی همانند بسیاری از بزرگان نا معلوم است اما حدود سال های ۱۰۵۰ قمری – ۱۰۱۹ خورشیدی در نجف بسر برده وقطعا تا ۱۱۰۰ قمری-۱۰۶۷خورشیدی در قید حیات بوده است..
علامه بافقی در سال ۱۰۸۴ق. به نجف عزیمت نموده وبه مدت ۵ سال به تدریس در حوزه های نجف و کربلا می پردازد و آنچنان کرسی تدریسش مورد توجه طلاب و علمای آنجا قرار می گیرد که روزانه تا ۱۵ جلسه تدریس را برگزار نموده و در همین اوان بیش از ۳۰ تن از علمای شیعه و سنی حوزه های عراق کتبا و رسما مقام بالای علمی و تقوایی اورا گواهی داده و امضا می نمایند.علمای مزبور به اجتهاد، استنباط احکام فقهی، پیشی در علوم و معارف اسلامی، تهذیب نفس، سیر و سلوک، زهد و تقوا، جامعیت در علوم، خط زیبا و تبحّر او در نگارش انواع خطوط گواهی داده‌اند. گواهی دهندگان مزبور بنا بر نوشته تراجم الرّجال (۲: ۶۸۰ و ۶۸۱ ) عبارتند از:
فیض کاشانی، آقا حسین خوانساری، محقق سبزواری، فخرالدین طریحی، محمّدصالح مازندرانی، خلف الغطاوی النجفی، عبد علی الخمایسی النجفی، میرمرتضی قلی بختیاری، بهاالدین محمّد النباطی، سیّد محمود الحسینی، محمّد الکاظمی، میر ابوطالب الحسینی، میرزا اسدالله جواهری، سیّد محمّد علی الحسینی، سیّد علیرضا الحسنی الحسینی، رفیع الدین قاینی، میر محمّد سعید کوهپایه ای، شیخ ناصر کربلایی، آل کمونه و دو تن ازعلمای اهل تسنن به نام های فاضل ذکی ملا حسن دیار بکری فرزند ملا شریف و ملا محمّد چلبی اسلامبولی مشهور به طاشچی زاده به سال ۱۰۷۱ق ـ ۱۰۳۹خ.اجازه اجتهاد داشت که درمورد کمترمجتهدی متصوراست.
در یک فقره از اجازه اجتهاد ۹ نفره ای که علامه طهرانی نسخه ای از آنرا نزد آقا نجفی تبریزی رویت نموده بود، علامه بافقی را چنین توصیف می نمایند :
فاضل کامل شهیم (بسیارتیزهوش )المعی (درخشان)عادل عاقل ذکی متقی، لقمان زمان ، افلاطون کامل دوران، علامه فهامه(بسیار فهیم ودانا) ، دربردارنده اصول وفروع علمی معقول ومنقول (فقه ،اصول ، فلسفه وکلام)، سلطان پژوهشگران و نشاننده محققین…..
صاحب تراجم الرجال هم اورا ” دانشمند بزرگ، متخصص در تمام رشته های علمی ، صاحب کمالات ظاهری و باطنی ، الگوی بارز بین علما و افاضل علما ” می نامد.

سید محمد میرسلیمانی بافقی_مشهد اردیبهشت ۱۴۰۱

 

 

ادامه دارد…


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۰۶
برچسب ها: