بافق را چند می فروشید؟ / وقتی متولی حرمت امامزاده را نگه ندارد!

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
جمعه - 6 مرداد 1402
بلندای منزلت نماز جمعه و امام جمعه بعنوان لنگر ثبات و مایه وحدت و واسطه فیض و حراست از منافع مردم و نظارت و ارشاد دولت را ستوده باورمندیم.

بخصوص دارالمومنین و دارالولایه بافق با مردمانی علیم ونجیب و زحمتکش و خاطره ازشکوه و مدارای ائمه جمعه قبل وذکرخیر حجت الاسلام والمسلمین سعادت فر  امام جمعه مهمان که به علم و زهد و صراحت لهجه و فرهنگ پروری موصوف است.
خطبه اخیر نماز جمعه علی الظاهر پر از پند و دلسوزی و امر به معروف دولت بود، ولی ذهن تحلیگر اهل قلم را به سوالاتی برد که نه خبر بلکه طرح پرسش است!!!
خط زمینه خطبه حضرت حجه الاسلام سعادت که شوربختانه و تلویحی مردم  و استاندار را به دورویی و نفاق متهم ساختند و با زخم زبان وتهدید به جدایی و تجزیه  بافق از یزد و الحالق به دیار کریمان کرمان که زادگاه ایشان است، وهنوز خانواده دل از دیار کریمان نشسته و حاضر به اقامت در کنار مردمی که رییس آن خانواده برای مردمانش تصمیم به تجزیه از خاک دارالعباده و واگذاری و یا به نظر نویسنده تلویحا فروش آن می گیرند، سخن نه در شأن امام جمعه محترم بافق و نه مردم شریف استان یزد بود .
به دور از شأن ایشان بوی؛ خوبی از این خطبه عاشورایی؛ به مشام یزدی ها که بافق دارالولایه و گل سرسبد استان یزد است، نرسید. آنجا که فرماندار سابق را می ستایند و فرماندارجدید که گویا دلشان بدو متمایل نیست و بودجه ای که گفته شد، در اختیار ایشان باشد، تخصیص نیافته است، چنانکه در کم لطفی فرماندار سخنها گفتند، فرمانداری که بیشترین شهرتش در فرهنگ وهنر و تربیت و خانواده است، در حالیکه بوی تخصیص بودجه دولتی و سنگ آهن چنان ناراختشان می کند، که   ناگهان عنان اختیار، از کف می رود که حافظ وار بافق را چون سمرقند وبخارا به خال کریمان می بخشند ،
از کرامت وبزرگواری یزدی ها بدور است که از رفتار کریمانه استان یزد به هم وطنان شریف و نجیب کرمان درزمینه ارائه کریمانه خدمات بهداشتی ودرمانی وآموزشی ومساعدت های دیگر چیزی  بگوییم!

بانهایت احترام به مسئولین خدوم استان کرمان، که با پهناوری زیاد، نهایت سعی خود را انجام می دهند، یاد ضرب المثلی افتادیم، که کل اگر طبیب بودی سر شهرستان های جیرفت، منوجان بافت و… . نقاط بس محروم خود درمان کنند!!!!
شهرغنی بافق بامردمانی بزرگ، صدقه کریمانه خور نیست، که گفته اند:
هرکه نان از عمل خویش خورد
منت از حاتم طایی نکشد
حضرت سعادت فر اگر به جای کمک، خانواده را از بهشت موعود به هجرت و سکنی در بافق محروم وادار کنند، پسندیده تر خواهد بود تا زمینه تشویش و تحریض مردم  و کارکنان سنگ آهن مرکزی را به نافرمانی دعوت که، درخورآن مقام منیع نیست.
آیا به مخاطب خود حق نمی دهید، همانگونه که فرمودید: در عزل و نصب ها نظر رجال سیاسی و غیر سیاسی لازم است توجه بشود، اما کافی نیست، چرا که برخی از رجال تخصص لازم را ندارند، اگر به آنها بودجه دادند، حمایت می کنند، اگر ندادند حمایت نمی کنند، اگر حمایت کردند و تلفن شان زدند، حمایت می کنند وگرنه حمایت نمی کنند …
سخنان تعجب برانگیز عاشورای شما را در همین قالب بسنجد و همه را مرتبط با بودجه اول بحث بدانند و تجزیه خاک استان را با آن مرتبط بداند!!!
وحدت بافقی ها تنها راه ساختن بافق است که با شما موافق هستیم.
این ها واینها نه یقین بلکه سوال بود و گوش و دل در معرض غیبت ایشان قرارگرفته بود، برای رفع شبهه برحسب تکلیفی که فرمودند پشت و رو نداشته باشید و راه پیشرفت را انتقاد رو در رو دانستید،
و از باب اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ
علنا گفته منتظر سنجش، سعه صدر و برخورد کریمانه کرمانی منشانه معظم له نشسته ایم.


حسین جلالی اصالتا بافقی و دارای عرق به خانواده بزرگ بافقی تباران
یزد فردا


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۱۶
برچسب ها:

You cannot copy content of this page