معرفت او(۳)

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
دوشنبه - 13 آذر 1402

 

فکر کنیم گرفتار بیابان شده ایم. تا چشم کار می کند نه آب است و نه آبادی. هر طرف، طرح سرابی است که آدم را به این سمت و آن سو می کشاند. همه آنچه می بینیم، چشمه های دروغینی هستند که آدم تشنه را به تقلا می اندازند. هوا داغ داغ است. برای کسی که در این شرایط دهشتناک گرفتار شده است. کلمه آبادی از رهگذری صادق ، حکم نسخه زندگی است.

دنیا با تمام زیبایی هایش، با تمام رنگ و لعابها و بزک کردنهایش، برای تشنه حقیقت، جز لهو و لعب و جز سراب نیست. وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ‏ وَ لَهْوٌ- وَ لَلدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏(انعام/۳۲).

تشنه حقیقت وقتی از رهگذری صادق، می شنود: وَ هِیَ الصِّدِّیقَهُ الْکُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ‏ الْقُرُونُ‏ الْأُولَى‏( بحار الأنوار، ج‏۴۳، ص: ۱۰۵). به وجد می آید.

امام صادق(ع) نشانی از آبادی می دهند.

من یک شخصی را می شناسم که معرفت او گذشته ها را آباد کرده است و آن شخص فاطمه زهرا(س) است.

حال این معرفت، چگونه معرفتی است؟

آیا معرفت، منظور همان معرفت شناسنامه ای خودمان است؟ او دختر رسول خدا(ع)، همسر امیرمومنان علی(ع)، مادر حسنین(ع) با یکسری صفات خوب است. آیا صادق آل محمد (ع) غرضشان این نوع از معرفت است؟

اگر معرفت، معرفت شناسنامه ای باشد، با مشکلی مواجه می شویم که درک حدیث را مشکل می کند. او که ۱۴۰۰ سال پیش به دنیا آمده،چگونه معرفت او می تواند، گذشته ها را آباد کند؟اصلا در دنیا نبوده که دیگران بخواهند او را بشناسند و به تبع این نوع از معرفت، زمانه ای آباد شود.

در ابتدا بیاییم نوع معرفت به او را متوجه شویم. چگونه معرفتی از او باعث آبادی است؟ آیا ما این نوع معرفت را نسبت به ایشان داریم تا به تبع معرفت، ما و زمانه ما هم آباد شود؟

محمد جواد عسکری باقرآبادی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳۲
برچسب ها:

You cannot copy content of this page