گذری در محله ی مادر بی نشان

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
سه‌شنبه - 28 آذر 1402

محله مادر بی نشان علی الظاهر سوت و کور بود، نه باندهای قوی و گوش خراش، خراشت می داد نه علم ها و کتل های آنچنانی زینتش کرده بودند. پا که در محله مادر بی نشان می گذاشتی، پاهایت روی خاک هایی می نشست که روزی کرور کرور آدم ها در واقعیت، آن را لمس کرده بودند. ساده، خاکی، بی آلایش. محله ای که اگر از کوچه های تنگ آن می گذشتی، تنه ات می خورد به صحنه هایی بزرگ که تکانت می داد.

هنوز چند قدمی نرفته بودم که پسری با عجله جلو آمد و سلام کرد، با همان سادگی و بی آلایشی معصومانه گفت، ببینید آقا اینجا غدیر خم است، نگاه کردم. ده دوازده سال بیشتر نداشت اما مردانه حرف می زد.

تکرار کرد آقا! اینجا غدیر خم هست. متوجه آن گوشه غریبانه شدم، دیدم هنوز که هنوز است پیامبر خوبی ها و مهربانی ها ، دست امیرالمومنین علی (ع) را بالا گرفته و ولایت را فریاد می زند. کاش صدایش را می شنیدیم. کاش می دانستیم نسخه تمام دردهایمان در همین دست هاست.

پسر نوجوان حرکت کرد و من هم نوجوانانه به دنبالش. برای هر قسمت یک جمله می گفت و آن یک جمله پرمعنا بود. پسر گفت: آقا اینجا کوچه بنی هاشم است. آقا اینجا خانه فاطمه… اینجا.. دیگر صدایش را نشنیدم، کوچه و خانه مادر مهربان و خوب و باصفایمان را می گفت. چه کوچه ی تنگ و پر پیچ و خمی؟ چه خانه ی خاکی و ساده ای…..دلم پروانه وار پرکشید به جستجوی او.

در مسجد پیامبر(ص) با دیگر بازیدکنندگان همراه شدیم. آقای علیزاده در گوشه گوشه تاریخ این محله می ایستاد و توضیحی می داد و توضیحاتش چه زیبا و رسا بود. از گذشته تا حال . در کانال کمیل ابراهیم هادی ایستاده بود و شده بود نشانی از مادر مهربان. و بعد از آن اطفال کفن پوشیده و بر خاک افتاده غزه، از حال و روز این روزهای غزه می گفتند.

دلم رفت  به سراغ سردار دلها، حاج قاسم از جنگ سه و سه روزه لبنان می گفت و از عنایات حضرت زهرا(س). از لحظاتی که این مادر مهربان، این مادر آسمانی و ملکوتی ، به لبنانی ها روحیه می داد، مادر مهربان شده بود فرمانده لبنانی ها. این حرفها برایم عجیب نبود، کتاب الوعد الصادق را خوانده و عنایات حضرت را از زبان آنها شنیده بودم.

و هم اکنون نیزخدا دنیا را به خونخواهی کودکان غزه بسیج کرده بود. پرتوهای نور خدا، فطرت ها را بیدار کرده بود، کدام چشم بینایی است که این آیات بزرگ خدا را مشاهده کند و در آن تامل نکند؟

محله مادر بی نشان آن قدرها هم بی نشان نبود، پر بود از نشانه هایی که می شد بوی مادرانه را از آن استشمام کرد. بوی فاطمه بوی مادر خوبی ها و مهربانی ها. عنوان مادر بی نشان حکایت از بی نشانی مزار می داد اما نشانه های نورش را می شد در اربعین ها در بیداری ها در حال و هوای مقاومت ها جستجو کرد.

در انتهای بازدید، آقای علیزاده نوجوان های کوچک را نشان داد و گفت این نمایشواره نتیجه همت این هاست.

با خودم گفتم این ها نشانه های مجاهدت مادری هستند که امام صادق علیه السلام در فضیلتش فرمود: ان اطفال شیعتنا من المومنین تربیهم فاطمه علیها السلام. بی شک خردسالان شیعه ما را فاطمه علیها سلام پرورش می دهد.

محمد جواد عسکری باقرآبادی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۰۲
برچسب ها:

You cannot copy content of this page