از کویر آمده ام…

دسته: عمومی
۶ دیدگاه
شنبه - 29 خرداد 1395

از کویر آمده ام ، سرزمین مردمان ساده و صبور و ستبر. سرزمین نور و نجابت، ماسه و ماسوله، ، قنوت و قنات و قناعت.نوازش و نیایش، ریگ و رباط. سرزمین صورت های آفتاب سوخته و دستان پینه بسته…دیار پشت بام کاهگلی و ایوان پنج دری.

کویری که باشی، جوشش زندگی از قنات و چشمه را خوب می فهمی،

معنای سکوت و انتظار شب، خوب به خوردت می رود.

صبح و مصابیح را بیشتر می پرستی.

کویری که باشی دیگر بک گراند عکسهایت آبی دریا و سبزی جنگل های سرو و صنوبر نیست. به سایه تک درختی قناعت می کنی و با همان دل خوشی.چند درخت کوچک و نوازش ملایم نسیم آن طرف چشمه می شود ییلاق تو!

کویری که باشی معنی آفتاب جگرسوز را خیلی خوب می فهمی اما با عینک آفتابی میانه ای نداری. حاضری انوار خورشید، چهره ات را خشک و خشن جلوه دهد اما دنیا را پشت آن نقاب مصنوعی، مات و کدر نبینی. میدانی که با سیاهی و ظلمت خیلی وقت است بیگانه ای. تا بوده روشنایی آفتاب بوده و چلچراغ ماهتاب.

کویری که باشی، زمین خدا می شود نشیمن گاه تو.دیگر نگران خاکی شدن لباست نیستی. آب جوب درمانش می کند. اصلا همین خاک بی نشان، ابدیت تو را نشانه می رود.

کویری که باشی عطش و خستگیت را نه قهوه ترک تسکین می دهد نه کاپوچینوی ایتالیا. چاره اش دو سه مشت زلال چشمه است. یا نهایت یک استکان کمرباریک چای بابونه و بس.

کویری که باشی، یک لحظه شمیم خاک باران خورده را با دنیا دنیا عطر و ادکلن های مارک دار دنیا، عوض نمی کنی!

آری از کویر آمده ام…

آنجا که شب ریز ستاره ها و روشنای ماه مرهم دلتنگی های بی امان توست.

آنجا که از بدو رویش با الفبای صبر و انتظار و امید قد می کشند و بزرگ می شوند.

آنجا که به انتظار باران مدتهاست چشم به آسمان و دست به دعا، چترهایشان را شکسته اند…

آنجا که هفت سین سفره هاشان، هفت سجود و هفت سکوت و هفت سلام است!

سجودی به ارتفاع ابدیت

سکوتی پر از حرف های بارانی

و سلام…

سلام به آنان که معنی زندگی را می دانند…

فاطمه رفیعی بهابادی(باران)


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۰۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
بلال حبشی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه 29 خرداد 1395 - 12:31 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به سرکار خانم رفیعی، پیشنهاد می کنم کمتر مطلبشان را برای انتشار بفرستند چرا که همین الان سه مطلب ایشان در کنار سایت هست. به دلیل اینکه نویسنده و تحلیل گر خوب در بافق، از شمار انگشتان یک دست هم کمتر است، به زودی برای این مردم، تکراری خواهید شد. تکراری شدن، دام و گردابی است که یا در آن می افتید و یا می اندازنتان، بنابراین بهوش باشید.
دل را اسیر دلبر مشکوک کرده ای…..

فروغ السادات میرعلمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه 29 خرداد 1395 - 2:30 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود مثل همیشه موفق باشین خانم رفیعی

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه 29 خرداد 1395 - 2:36 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کار برای رضایت خدا و خلق خدا دلسردی ندارد
با عرض تشکر و سپاس از سرکارخانم رفیعی به خاطر ارسال مطالب قشنگ و جذابشون به سایت بافق فردا انشااله شاهدپیشرفت و ترقی شما همچنین درج مطالب قشنگتون در سایت باشیم .

حسنک کجایی... این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه 29 خرداد 1395 - 3:53 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

متن هایی زیبایی می نویسید…من هم با نظر بلال حبشی موافق هستم. واقعا جالب گفتن که تکراری شدن دام و گردابی است که یا در آن می افتید یا در آن می اندازنتان.
امیدوارم که قدر اندیشه های شما رو بیشتر بفهمیم و بیشتر بفهمند!!!!!

زارع این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه 29 خرداد 1395 - 6:57 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مثل همیشه عالی بود

حمید این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه 30 خرداد 1395 - 1:29 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالییییییییییییییییییییییییییییییی

You cannot copy content of this page