یکشنبه ۶ام فروردین ۱۳۹۶ ۱۰:۰۳:۳۶ قبل از ظهر

گاز شهری،رویایی بدور از واقعیت

کد خبر: 12610
تعداد بازدیدکننده: 121
تاریخ: ۲۳ آذر ۱۳۹۱

بعد از ظهر یکی از روزهای سرد پاییزی،مردی برای تهیه گاز مصرفی منزلش از خانه خارج شد.دو عدد کپسول را با تکه طنابی به هم وصل کرده آن را بر پشت موتورش گذاشته وبه طرف خیابان حرکت کرد.ازشانس بدش هیچ یک از جایگاههای فروش ، کپسول پر نداشتند،به ناچار واز روی حس مسئولیت پذیری،باهمان وضع ودرهمان سرما به طرف شرکت گاز حرکت کرد.
در بین راه ، هم با سرما وبار سنگین موتورش می جنگید،هم با جنگ ها وچراههای درون ذهنش،چراههایی که ذهن همه مردم مظلوم ومحروم شهر راگرفته ودغدغه اصلیشان شده است که:
چراما نباید گاز داشته باشیم؟مگر ما چه گناهی داریم؟چرا تمام سرمایه های شهر رابرده ومیبرند وازارائه حداقل امکانات رفاهی برای مردم دریغ میکنند؟مگر این مردم همیشه در صحنه برای نظام مقدسشان ،کشور عزیزشان ودیارمحرومشان کم گذاشته اند که شما کم کاری می کنید؟خدایا چرا بعضی از مسئولین بیشتر به فکر منافع خودشان هستند تا منافع مردم؟وبا هزاران سئوال بی جواب در ذهنش به شرکت گاز رسید.پرسید گاز دارید؟وزمانی که جواب مثبت شنید با خوشحالی زیاد کپسولهای خالی را تعویض کرد وبه سمت منزلش به راه افتاد.بخاطر خرید گاز برای خانواده کمی آرامتر شده بود وجنگ های درونش کمرنگ تر.بیاد وعده های مسئولین افتاد وعده هایی که در ذهن مردم، رویاهای شیرین ایجاد کرده وهرگز به واقعیت نزدیک هم نشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با خود گفت:چقدر ما مردم ساده هستیم و به این وعده ها دل خوش کردیم!سه مرتبه برایمان مراسم کلنگ زنی برگزار کردند وهیچ اقدام قابل توجهی انجام ندادند،جز خرابی خیابانهای شهر وحفر کانالی نصفه ونیمه در مسیر که آن هم با باد وخاک وباران در حال پر شدن است!!!!من اگر جای مسئولین بودم از خجالت این مردم استعفا می دادم ومیرفتم .اما چه کنم که پست ومقام این دنیا بقدری پر زرق وبرق است کهعلاوه بر این که استعفا ندادند حتی یک معذرت خواهی کوچک هم نکردند(بخاطر این همه خلف وعده).در ذهن می ریسید ومی بافید وافسوس می خورد که حاصل این همه معدن و سرمایه در شهرستان چیزی جز ناراحتی های پوستی ، ریوی ، قلب وعروقی ، نازایی ،افسردگی و محرومیت برای این مردم نبود.نیم نگاهی به آسمان انداخت وگفت:خدایااز مسئولین ووعده هایشان خسته شده ایم،خودت عنایت فرما وبه دادمان برس.
با همین دل مشغولی ها به منزلش رسید وخوشحال وراضی از اینکه او مسئولییتش را در قبال خانواده اش بطور کامل انجام داده است وامیدوار بود بلکه خداونداز سر لطف وکرم مسئولان استان وشهرستان را نسبت به وظیفه اشان آگاه وبیدار کند تا این رویای شیرین گاز شهری ، به واقعیت نزدیک ونزدیک تر شود.به امید آن روز.
حاج محمود ملا حیدری

۷ نظر

  1. محمد رضا می‌گه:

    آقای ملا حیدری این مطالبی که جنابعالی مطرح کردید ساخته واقعی ذهن تنها پیرمرد نیست بلکه واقعیت روشنی است در ذهن بسیاری از مردم این دیار که چرا باید چوب بی عدالتی مسئولین استان را در تمام پروژهها بخورند؟ آیا گناهی نابخشودنی مرتکب شده اند؟ ایا خودخواهی برخی آقایان خودبرتربین وبه اصطلاح همه کاره اجازه نمی دهد؟ یا اینکه دلخوش کردن به وعده های سرخرمن دل ها را آرام میکند؟

  2. سهیل می‌گه:

    ای کاش ……

  3. حسن غصه خور می‌گه:

    سلام
    دردو رنج همشهریان بافقی بر روح و جسم ما هم سنگینی میکند
    خاصه آنجا مسئولین با جایگاه سازمانی در برابر چشم همه مردم و رسانه های خبری قولی داده اند و حالا مثل آب خوردن زیرش می زنند و باز هم دم از خدمت و مهرورزی و عدالت می زنند، شعاری که لا اقل برای مردم این شهر کاملا رنگ باخته و نخ نما شده است.
    آقای …شما که با آقای اوجی سر این مسئله کلاهتان توهم رفته چرا نمیایی واقعیت را با مردم بیان کنی و خودت را خلاص کنی؟
    آقای رییس جمهور شما که به گفته خودتان سر خدمت به مردم و انقلاب با کسی رودربایستی نداری، پس در برابراین دروغگویی ها و خیانت کارگزرانت به ملتی با این سابقه حضور در انقلاب چرا سکوت شما را فرا گرفته.
    نگویبد که خبر ندارید
    که ممکن است شما هم صدای ملت را موقعی بشنوید که دیگر دیر شده باشد
    ی ا ح ق

  4. مصطفی می‌گه:

    دست رو دلم نزار که کاسه خونه
    ای گفتی حاج محمود!!!

  5. رضا می‌گه:

    بنده پیشنهاد می کنم یک بخاری نفتی به برادرانمان در استانداری هدیه کنیم تا بدانند هنوز کسانی هستند که در کشور از بخاری نفتی استفاده می کنند.

  6. آقای ملاحیدری عزیز برای آنانیکه باعث شده اند یک حق به یک رویا تبدیل شود متاسفم و ذکر این نکته را واجب میدانم:
    برادر عزیز ورفیق گرامی تازمانی که ما خودرا محق صنعتی شدن بدانیم ورودروی مافیای فولادبایستیم آش همین آش است و کاسه همین کاسه. فقط باید به این آیه شریفه تاسی کرد که میفرماید: ” فان مع العسریسرا” و به حضرت حق پناه بریم.

  7. حسین مراد می‌گه:

    آقای رضا دهقانزاده از نوشته های شما معلوم می شود شخصیتی محافظه کار هستید خداوند فرموده از شما حرکت از من برکت. نباید یک گوشه ای عزلت گرفت تا حقمان را بدهند باید آن را گرفت برادر که حق گرفتنی است