شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۰۸:۲۰ بعد از ظهر

پریشانی وحشی بافقی ادامه دارد………..

کد خبر: 14996
تعداد بازدیدکننده: 127
تاریخ: ۱۸ بهمن ۱۳۹۱

 

دلخوشیم به اینکه کنگره بزرگ چکامه سرای دیارمان فروردین ماه برگزار می شود. اما گویا چون کودکانی که برایشان برنامه سفر ریخته می شود و همه تدارکات آن با پدر و مادر و بزرگترهاست و بچه ها تنها در شادی گذرای چند ساعته فرو می روند چشم دوخته ایم به برگزاری دو روزه کنگره با برنامه ریزی دیگران . می خواهیم کاری کنیم و روشش را نمی دانیم .وحشی نیازی به این همایش ندارد. ما نیازمند نام او هستیم در جایی که همه ارزشهای شهر را به نابودی کشانده ایم چرا روان پریشان شاعر دلسوخته مان را آزرده می سازیم. دیدار مسئولین برگزاری کنگره با فرماندار و مسئولین محترم شهر چند ساعت طول می کشد که تنها یکماه در پی گرفتن وقت برای دیدار و آشنایی با فرماندار هستند.
وحشی آبروی شهرمان است. چامه سرای ملی که برای حضور در کنگره اش از چهار گوشه ایران مقاله های علمی پربار فرستاده اند در شهر خود غریب است. اگر پسوند شهرتش را با نامی غیر از بافق بخوانند دلخور و اندیشناک می شویم که چرا! اعتراض می کنیم و داد سخن می رانیم. یک جا می ایستیم و فریاد می زنیم ولی حرکتی به خود نمی دهیم. برای هر پیشرفتی نیاز به حرکت است نمی گویم مسئولین خوبمان چشم و گوش بسته هر چه می شنوند بپذیرند. می گویم بیشتر در صحنه باشند، پرشورتر عمل کنند. به همه نشان دهند غیرت بافقی چیست. از مهمانهای وحشی پذیرایی کنید تندیسش را به شهرتان بیاورید. کتاب نفیسش را به عاشقانش هدیه دهید. از خیالهای واهی نهراسید شجاعانه قدم در میدان بگذارید. در کارهایتان برنامه ریزی داشته باشید.
 سرودن شعر تنها بیان چند بیت نظم نیست، فرهنگ سازیست. آموزش وفای به عهد و پرورش ارزشهایی که برای یک خیزش بزرگ نیاز است. آنوقت چرا برای برگزاری کنگره یک آموزنده فرهنگ اینگونه عمل می کنیم؟ چرا وفای به عهد را به فراموش می سپاریم؟ یک ماه دیگر فرصت داریم آنوقت هنوز رنگ و بویی از کنگره در شهرمان به چشم نمی خورد! بیایید بنشینیم، دیگران بیایند آنها که در این زمینه ها تجربه دارند . بیائید این همایش بزرگ را هر چه باشکوهتر برگزار نمائیم و نشان دهیم ویران کردن خانه وحشی بافقی تصادفی بوده که هیچ کدام از فرزندان این دیار دوست داشتنی مسببش نبودند.

عالیه نقیب الذاکرین

۳ نظر

  1. شهید می‌گه:

    بانظر شماموافقم مسئولین بیدار شوید

  2. خان می‌گه:

    درست میفرمایید ولی چه فایده که این مسئولین فقط خوب میدونند چطور از میزو صندلیشون محافظت کنند نه از ارزشهای شهرشون.

  3. عباس ابراهیمی خوسفی می‌گه:

    سلام خانم عالیه غصه نخور دخترم من هم همین درد دلها رو در افق کویر نشتم همه ناراحت شدند شما را حواله می دم به سخنی از چارلی چاپلین ( سالها خواستم مردم بفهمند اما خندیدن ) این است قصه ی غصه های من و شما و مسئولین