پنج شنبه ۴ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۵۵:۵۴ بعد از ظهر

آینده از منظر ثقلین (۵)-ایمان۴

کد خبر: 26289
تعداد بازدیدکننده: 97
تاریخ: ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

01

چرا نمازهای من خشک و بی ثمره است؟  نماز من نوعی عمل است؛ با ایمانیات صحیح و قوی آبیاری نمی شود. خداوند در قران وعده جنات را همراه با نهرها داده است. زمین بدون آب فایده و ارزشی ندارد و هرچیزی که در آن بکاریم خشک می شود.  شما اگر بخواهید باغی را هم بخرید ،اگر آب نداشته باشد ، از خریدش منصرف می شوید.

پس اعتقاد، مقدمهایمان؛ ایمان، مقدمه عمل صالح؛ عمل صالح، مقدمه ورود به بهشت است.

عمل صالح

بعد از ایمان و تقوا نوبت به عمل صالح می شود. در اکثر آیه هایی که خداوند متعال انسان را به عمل صالح دعوت می کند قبل از آن دعوت به ایمان است.

“وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ “[۱] خداوند می فرماید: ایمان و عمل صالح داشته باشید آن موقع باغ ها وبهشت هایی به شما داده می شود که زیر آنها نهرها جاری است.

یعنی نتیجه ایمان و عمل صالح، باغ ها است. رابطه عمل صالح و ایمان در قرآن مثل رابطه باغها و درختان است به نهرهای جاری زیر آن .. یعنی دقت که میکنیم نمود بهشتی ایمانیات، نهر است. نهر باید باشد تا اعمال سیراب شود. نهر باید باشد تا درختانی که بر اثر اعمال کاشته شده اند ، بارور و پرثمر شوند.

چرا نمازهای من خشک و بی ثمره است؟  نماز من نوعی عمل است؛ با ایمانیات صحیح و قوی آبیاری نمی شود. خداوند در قران وعده جنات را همراه با نهرها داده است. زمین بدون آب فایده و ارزشی ندارد و هرچیزی که در آن بکاریم خشک می شود.  شما اگر بخواهید باغی را هم بخرید ،اگر آب نداشته باشد ، از خریدش منصرف می شوید.

پس اعتقاد، مقدمهایمان؛ ایمان، مقدمه عمل صالح؛ عمل صالح، مقدمه ورود به بهشت است.

چرا دوری از بهشت ظهور ؟ چون عمل صالحی انجام نمی شود. چرا عمل صالح نیست؟ چون ایمان شایسته ای نیست که عمل صالح را آبیاری کند.

 

فقط اهل بیت (ع)؛ سرمنشأ ایمانیات

مقید باشیم ایمانیات را فقط و فقط باید از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بگیریم. ما بهشتی می خواهیم که میراب آن اهل بیت(ع) باشند. ایمانیاتی که سرمنشأ آن اهل بیت هستند ارزش دارد. شیعه حقیقی نباید از هر آبشخوری برداشت کند. بلکه باید نسبت به ایمانیات غیرت نشان بدهد.

 امیرالمؤمنین(ع) به کمیل می فرمایند:‌ “یَا کُمَیْلُ لَا تَأْخُذْ إِلَّا عَنَّا تَکُنْ مِنَّا”[۲] «اگر می خواهی از ما باشی، فقط از ما بگیر» .

کما اینکه یکی از بزرگان شیعه از قول امام زمان(عج) نقل می کند: “طَلَبُ الْمَعارِفِ مِنْ غَیْرِ طَریقِنا أَهْلَ البَیْتِ مُساوِقٌ لِإِنْکارِنا”[۳]

شبی بارانی امام صادق(ع) کیسه ای از نان خشک را برای فقرای  مدینه می بردند. در بین راه معلی امام را می بیند و به دنبال او حرکت می کند. ناگهان نان های امام روی زمین می ریزد. معلی همراه امام نان ها را جمع می کنند و بین آن افراد که خواب بودند تقسیم می کنند. در راه برگشت معلی از امام می پرسد که آیا افرادی که نان برایشان بردید از شیعیان شما بودند؟ حضرت می فرمایند: اگر از شیعیان ما بودند و به حق ما عارف بودند حتی نمک آنها را هم تأمین می کردیم. [۴]

اگر با دید معمولی بخواهیم نگاه کنیم این است که اهل بیت(ع) نمک سفره شیعیان  را هم تأمین می کنند. شیعه حتی نمک غذایش – کوچکترین مایحتاجش – را از اهلبیت(ع) می گیرد چه برسد به دین و معارف و اخلاقیاتش را. چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.


درجات ایمان

“یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ … “[۵]. ما که به خدا و رسولش ایمان آورده بودیم ، این آمِنُوا ،دوباره چیست ؟ یعنی درجات بالاتر ایمان را کسب کنید. یعنی به خدا ایمان آورده اید کافی نیست؛ درجات ایمان را تشدید کنید. به خداوند ایمان دارید؟ آن را تشدید کنید .به آقا رسول الله به عنوان خاتم الانبیاء(ع) ایمان دارید؟ درجات بالاتری از ایمان را کسب کنید.

روایتی است از آقا امام صادق(ع) که می فرمایند” ایمان ده درجه دارد… همانا مقداد در درجه هشتم، ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ایمان قرار دارند.” [۶] ما کدام درجه از ایمان هستیم !؟ یقینا یاوران امام زمان(عج) چه در مصادیق چه در درجات ایمان ، مومن ترینند.

اسلام درجه اول ایمان است یعنی همان قبول داشتن. هم مصادیق و هم درجات ایمان مهم است.

سرمنشأ همه پیشرفتها و یا مشکلات در ایمان است .اگر بی تقوایی است، اگر موانع است ،اگر از بی خاصیت بودن عمل شکایت داریم، می بینیم از ایمان است. تمام مشکلات از ایمان است. نور ایمان در قلب ما کمرنگ است. در این ایام از امام زمان(عج) فقط ایمان بخواهیم ایمان چه از لحاظ مصادیق و چه از لحاظ درجات و ، چه از لحاظ آثار ایمان در دنیا، برزخ، ،ظهور قیامت. تمام اینها ایمان است. شاید حالا ایمان داشته باشیم معلوم نیست که این درجه کافی باشد یا نه و خداوند می گوید درجات ایمان را بالا ببرید و درجات ایمان را نسبت به مقولات مختلف ارتقاء دهید. شاید یکی از حکمت های صحنه ها و فتنه های آخرالزمان – قبل از ورود به حکومت حقه اهلبیت(ع) ، این است که هم ایمانیاتمان را اصلاح کنیم و هم درجات آن را ارتقاء دهیم.

 

ثمرات ایمان

شاید اصلی ترین ثمره ایمان امنیت باشد . چه در دنیا در مقابل عذابهای مختلف، چه بعد از موت و چه در قیامت و روز حساب. حروف اصلی ایمان « أ، م، ن» است. ایمان از امن است و برخی از آیات قران حاکی از این است که ثمره ایمان امنیت است و آنان که ایمان آوردند امنیت دارند. [۷] حوادث آخرالزمان خیلی سخت است. مثل طوفان نوح است، شدید و عالم گیر است؛ آنان که نجات پیدا می کنند به خاطر ایمانشان است. بعضی از انواع ایمانیات، باعث امنیت در دنیا می شود( مثل ایمنی از هلاکت اقوام، اقوامی که قبل از این خداوند همه آنها را هلاک کرد مگر آنهایی که ایمان آوردند)، باعث نجات می شود”ثُمَّ نُنَجّی رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا “[۸] رسولان و آنهایی را که ایمان آوردند نجات دادیم. ایمان باعث رهایی از عذاب می شود. اگر قرار است خداوند عذاب فراگیر بفرستد مؤمنین از این عذاب رهایی پیدا می کنند .

اولین مانع برای عذاب، ایمان است. اگر ایمان با معنای مورد نظر خداوند مطابقت نداشته باشد می شود شرک و یا کفر است. ما همان اندازه که به بعضی مقولات ایمان نداریم ؛کافر هستیم. لذا خداوند وقتی می گوید ایمان بیاورید ما باید به تمام مصادیقی که خداوند مدنظر دارد و به آن میزان مطلوب خداوند ایمان بیاوریم . به چه اندازه؟ حداقل به اندازه ای که برای ما دغدغه ایجاد می کند.

نتایج عدم ایمان ؛ کفر

– کسانی که کافر می شوند خداوند اعمالشان را حبط می کند” أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ “[۹]. ‌افراد زیادی در صدر اسلام به رسول الله ایمان داشتند ولی وقتی از ایمان برگشتند خداوند تمام اعمال نیک آنها را باطل کرد. حبط اعمال از خطرات جدی بر سر راه مومنین است !

– خداوند بر دلهایشان مهر می زند”خَتَمَ اللّهُ عَلی‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلی‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلی‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ “[۱۰]

– شیاطین را اولیاء‌ آنها قرار می دهد. [۱۱] بله مشخص است ،کسانی که ابتدائا در قافله نور انقلاب اسلامی بودند وقتی کافر شدند و به لشکر باطل پیوستند ابلیس آنها را سرپرستی می کند.

همچنان که آثار ایمان در دنیا و آخرت ،نمود دارد .آثار کفر نیز چه در دنیا و چه در آخرت نمایان است.

اگر خدای ناکرده قلب ها بعد از ایمان دچار ناپاکی، رجس و کفر بشوند تبعات آن زیاد است. این آیات را مطرح کردیم که ایمانیات مختلف برایمان جلب توجه کند . و خدای ناکرده عدم ایمان به هر کدام از آن مصادیق هم ( الله ، یوم الاخر ، ملائک ، کتب ، انبیاء و رسل(ع)،آیات ،غیب و…) تبعات منفی شدیدی خواهد داشت.

 

امتحان بر ایمان

در کتاب سیمای حضرت مهدی در قرآن صفحه ۱۲۹ روایتی ذیل آیه “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ “[۱۲] ذکر شده است . نتیجه ایمان، باید اطاعت از خداوند باشد. ایمانی که به اطاعت از ولایت کشیده نشود، فایده ندارد. در ماجرای طالوت(ع) بعضی افراد به خدا و پیامبرش ایمان داشتند ولی به آن ملکی که از جانب خدا قرار داده شد ، ایمان نداشتند لذا از او اطاعت نکردند.

جابربن عبدالله انصاری بعد از نزول آیه، از آقا رسول الله(ص) می پرسد” یا رسول الله عرفنا الله و رسوله فمن اولوالامر…” ما خدا و رسولش را شناختیم ولی اولوالامر چه کسانی هستند؟ آقا رسول الله(ص) تمام ائمه اطهار(ع) را از امیرالمؤمنین(ع) یکی یکی به نام ذکر می کند. وقتی به امام باقر(ع) می رسند به جابر میفرمایند : شما ایشان را درک می کنید پس سلام مرا به او برسان. وقتی به امام زمان می رسند ادامه می دهند :‌کسی می آید که هم نام و هم کنیه من است و حجت خدا در زمین است و بقیه الله در میان بندگانش است و او فرزند حسین بن علی(ع) است. او که خداوند به دست او زمین را فتح خواهد کرد. او که از شیعیان غیبتی خواهد داشت. در آن زمان” لا یثبت فیها علی القول بامامته الا من امتحن الله قلبه للایمان ” آنقدر غیبت طولانی و سخت می شود فقط افرادی بر امامت او پابرجا هستند که خداوند قلب آنها را بر ایمانشان امتحان کند. [۱۳]

از ابتدای انقلاب اسلامی خداوند چقدر ایمانیات ما را مورد امتحان قرار داده است؟ چه کسانی از این امتحان سربلند بیرون آمدند؟ مقصد و هدف در پیش روی ما ،ظهور امام زمان(عج) و معیت صالحین ، متقین و مومنین با ایشان است .شیعیان هنگام ظهور را با وضعیت کنونی  خودمان مقایسه کنیم؟ ببینیم چقدر از آنها دور هستیم و قرار نیست بدون امتحان و آزمایش به آن نقطه برسیم و لذا از زمان شروع انقلاب اسلامی که کلنگ ظهور زده شده است ، هرچه جلوتر آمدیم امتحانها سخت تر شد. هشت سال جنگ تحمیلی و کلاس تربیت شیعیان . سال ۶۸ با رحلت بنیانگذار انقلاب ، عمود خیمه انقلاب برداشته شد و با قرار گرفتن پرچم انقلاب به دست ابالفضلی ، رهبر معظم انقلاب ،چه امتحانی برای ملت رقم خورد.  فتنه سال ۷۸ را با همه رویش ها و ریزش ها پشت سر گذاشتیم. فتنه سال ۸۸ که ده سال بعد اتّفاق افتاد خیلی شدیدتر و سخت تر شد. لذا نباید توقع داشت که در ادامه مسیر ظهور با آرامش و بدون ابتلاء و امتحان جلو برویم . اگر منتظر ظهوریم باید منتظر امتحانات سخت تر باشیم و اگر از این امتحانات سربلند بیرون آمدیم باید خدا را شکر کنیم که یک پلّه در درجات ایمان بالاتر آمدیم و دوباره امتحاناتِ سخت تر.

 

امتحان الهی و افزایش درجات ایمان

یکی از ثمرات صحنه های عملی که خداوند قرار می دهد ، ارتقاء ایمان مومنین است . روش خداوند این است که در خلال صحنه ها تربیت می کند ، ایمان را افزایش می دهد . با این معیار خیلی زیبا از خداوند طلب صحنه هایی کنیم که خداوند با شادی و زیبایی ایمانمان را  ارتقاء دهد .

عبور امن و سعادتمندانه از بعضی صحنه ها نیاز به درجات بالای ایمان دارد. ای کاش خداوند به بهانه های آسان ما را در درجات ایمان جلو می برد که وقتی وارد معرکه های ابتلاء می شدیم ،آنها را به راحتی پاس می کردیم . همیشه باید دخل ایمانمان از خرج صحنه ها بیشتر باشد وگرنه آدم کم می آورد.

اَللّهم صلّ علی محمّد و آل محمْد الفُلک الجاریه فی اللُّجج الغامِره یأمَنُ مَن رکِبها و یَغرَقُ مَن تَرکَها المُتقدِّمُ لَهم مارِقٌ و المُتأخِّر عَنهُم زاهِقٌ و اللّازِم لَهم لاحقٌ . از خداوند بخواهیم که این فراز از صلوات شعبانیه را جزء ایمانیات ما قرار بدهد. چون که در این زمان فقط تبعیت محض از ولایت فقیه اثربخش است. من باید صددرصد منطبق باشم . نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقب تر.



[۲] وسائل‏الشیعه، ج۲۷، ص۱۰۳، ۸ـ باب وجوب العمل بأحادیث النبی(ص) و…

[۳]  این حدیث از امام زمان(عج) به واسطه ی میرزا مهدی اصفهانی(ره)(۱۳۰۳ ـ ۱۳۶۵ ه.ق) نقل شده است که متن آن بدین گونه است:

طَلَبُ الْمَعارِفِ مِنْ غَیْرِ طَریقِنا أَهْلَ البَیْتِ مُساوِقٌ لِإِنْکارِنا وَ قَدْ اَقامَنیَ اللهُ وَ اَنَا حُجَّهُ بْنُ الْحَسَنِ . کسب معارف از غیر طریق ما اهل بیت، مساوی با انکار ما است و به تحقیق خداوند مرا به پا داشته است و من حجه ابن الحسن هستم./ دین و فطرت ج ۱ مقدمه/ ملاقات با امام زمان(عج) ج۱

[۴] عن ابی عبدالله(ع): لَوْ عَرَفُوا لَواسَیناهُمْ بِالدُّقَّهِ. اگر عارف به حق ما بودند ما تعهد نمک ایشان را نیز می کردیم. / ثواب الاعمال ص ۳۲۱- کتاب داستان راستان

[۶] عن محمد بن حماد الخزاز عن عبد العزیز القراطیسی قال قال لی أبو عبد الله ع: إن الإیمان عشر درجات… کان المقداد فی الثامنه و أبو ذر فی التاسعه و سلمان فی العاشره/ الخصال، ج۲، ص۴۴۷/ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۴۱

[۱۳]  جابر بن یزید الجعفی قال سمعت جابر بن عبد الله الأنصاری یقول لما أنزل الله عز و جل علی نبیه محمد ص یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قلت یا رسول الله عرفنا الله و رسوله فمن أولو الأمر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک فقال ع هم خلفائی یا جابر و أئمه المسلمین من بعدی أولهم علی بن أبی طالب ثم الحسن و الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی المعروف فی التوراه بالباقر و ستدرکه یا جابر فإذا لقیته فأقرئه منی السلام ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسی بن جعفر ثم علی بن موسی ثم محمد بن علی ثم علی بن محمد ثم الحسن بن علی ثم سمیی و کنیی حجه الله فی أرضه و بقیته فی عباده ابن الحسن بن علی ذاک الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یدیه مشارق الأرض و مغاربها ذاک الذی یغیب عن شیعته و أولیائه غیبه لا یثبت فیها علی القول بإمامته إلا من امتحن الله قلبه للإیمان/

کمال‏الدین ج۱ ص۲۵۳ / إعلام‏الوری ص ۳۹۷ / مناقب ج ۱ ص ۲۸۲ / بحارالأنوار ج۳۶ ص ۲۵۰

محمد حسین فیاض